سياسی

در گذار از جمهوری اسلامی، سمت اصلی مبارزه‌ی ما علیه ساختار سیاسی، مبتنی بر ولایت فقیه است. برای گذار از جمهوری اسلامی، تکیه گاه اصلی ما جنبش های اجتماعی مردم ایران است که از طریق اشکال مختلف مبارزه سیاسی خشونت پرهیز، راه گذار از آن هموار می شود. اهمیت دارد که در جریان مبارزه مطالبات معیشتی با خواسته های آزادی‌خواهانه به همدیگر گره بخورد تا بتواند کارگران و تهی دستان و طبقه متوسط را متحدانه علیه استبداد حاکم و برای دموکراسی به میدان آورد.

اگر پاسخ راهبردی این موقعیت از سوی جامعه سیاسی،تأمین اتحاد وسیع ملی علیه استبداد ولایی اکنون هرچه بیشتر فردی است، تاکتیک میدانی مقتضی آن در این لحظه اما چیزی نیست مگر "نه!" مشترک به انتخاباتی که مستبد حاکم دعوت به شرکت در آن دارد. نکته دارای اهمیت سیاست عملی اینست که ایران از مدتی پیش وارد فازی شده که زنجیره تاکتیک سیاسی اپوزیسیون در آن لازم است در تعرض بر ولی فقیه و ولایت فقیه تمرکز بیابد.

مردم ما باید با اعتراض یک پارچه به این اقدام ضدانسانی جمهوری اسلامی، خواستار نه فقط  استعفا و محاکمه فرمانده شلیک به هواپیما، که کناره گیری و محاکمه‌ی تمام مسئولین نظام که مسبب اصلی این فاجعه هستند باشند.

باید به این اشاره کنم که آبان ۹٨ همچون حرکت سراسری، بستر اشتراک یابی جنبش‌های تبعیض ستیز با همدیگر را هم با صراحتی بیش از پیش نشان داد. پیش از همه هم، حضور نیروهای جنبش گسترده تبعیض ستیز اقتصادی کارگران و معلمان و عموم زحمتکشان در این حرکت سراسری. جنبش نیرومند ستیز با تبعیض جنسیتی جاری در زیر پوست و روی پوست شهر و نیز جنبش چهل سال مبارزه علیه تبعیضات اتنیکی در کشور، موفق شدند در متن خیزش آبان ۹٨ هم پیوندی و هم سرنوشتی خود را نشان بدهند.

این حکومت که رهبرش در بدو استقرار گفت "اقتصاد مال خر است"، "موتلفه" بازاری اش ایده های خمس و زکات پیش کشید و در نماز جمعه ها هم از حرام بودن ربا و بهره بانکی سخن رفت، بسیار سریع و به اجبار نیز رو به "خریت" گذاشت و اجرای الگوهای شناخته و تجربه شده در سطح بشریت را البته در کالبد خود پیش برد.

بدون تغییرات اساسی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، از جمله عقب‌نشینی از مناطق بحرانی در منطقه و پایان دادن به ضدیت با اسرائیل و دشمنی با آمریکا و غرب، پایان دادن به انزوای کنونی و لغو تحریم‌ها، غیر ممکن خواهد بود؛ امکان ایجاد رابطه‌ی عادی با آمریکا میسر نخواهد شد و تهدید بر جای خود باقی خواهد ماند.

خیزش آبان ماه سرکوب شد، اما تا زمانی که صدای مردم گوش شنوائی پیدا نکرده‌است، باید منتظر شعله‌ور شدن مبارزه در بزنگاهی دیگر باشیم. تکانی که این خیزش بزرگ مردمی به جامعه ما داده‌است، تاثیری که بر روندهای جاری کشور گذاشته‌است، ماندگار است.

فروپاشی را نباید در نقطه پایانی روند دید و فقط متعلق به آن هنگام که، گسیختگی عضلات و شکسته‌شدن استخوان‌ها، نعش از نفس‌افتاده را نقش بر زمین می‌کند. این تنه ترک برداشته در جابجای خود با شیارهایی ژرف در شاخه به شاخه‌هایش، حکایت از پوسیدگی دارد و نوید فروپاشیدگی را می‌دهد.

ما معتقد نیستیم که از خارج می‌شود برای جنبش در داخل نسخه‌ی رهبری پیچید، ولی معتقدیم که می‌شود در ارتباط تنگاتنگ با فعالان جنبش‌های اجتماعی و مدنی در داخل، در شکل گیری سازماندهی درونی آن همراهی موثر کرد. واقعیت این است که یکی از نقاط ضعف اپوزیسیون، مشکل ناتوانی آن در ارائه یک چهره قابل اعتماد و قابل اتکا برای مردم است.

کارزار نه به انتخابات حکومتی و تن ندادن به بازی های این نظام ضد مردمی، تداوم خیزش آبان 98 و گذرگاهی است به خیزی دیگر هم درخیابان و هم مکمل آن، اعتصابات فلج کننده. کارزار نه به انتخابات حکومتی، در خدمت تقویت گفتمان انتخابات آزاد برای تاسیس مجلس موسسان جهت تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک برای نظامی جایگزین جمهوری اسلامی است.

واقعیت این است که تمامی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را آخوندها تشکیل نمی دهند، و تمامی آخوند ها آدم های ضد مردمی نیستند. به قدرت رسیدن چنین ائتلاف هایی نه تنها میتواند حمام خون راه انداخته و فاشیسم نوینی را بر سر کار بیاورد، بلکه دوباره کشور را با ترکیب قدرت حاکمه نوینی تقدیم کلان سرمایه داری جهانی زیر پرچم انگلیس و امریکا خواهد کرد.

عراق، امروز پیش از همه نیازمند همبستگی سراسری دمکراتیک و برونبرد خویش از دخالت‌های بیگانگان و همچنین تمرکز بر رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی است. این نیز به دست نخواهد آمد مگر در آن ساختار از قدرت که بر حق و اراده شهروندان استوار شود و بری از هر نوع تبعیض ملی و مذهبی در بافتار اجتماعی و سیاسی این کشور باشد. یعنی، نظامی شهروند مبنا و سکولار دمکرات. رسیدن به این نیز همانا با تکیه بر جنبش‌های مردمی در جهت احراز حق مشارکت واقعی در سرنوشت کشور است که میسر می‌شود.

"روژآوا" در مبارزه با یورش‌های مرگزای "داعش"، مقابله با تهدیدات پایان ناپذیر دولت اردوغان، و لجاجت رژیم بدسابقه اسد که حتی در بدترین شرایط انزوا حاضر نشد حقوق کردهای سوریه را بپذیرد، تنها همراهی امریکای حاضر در میدان جنگ را داشت و همسویی اروپای دورادور حامی خود را. چه می توانست بکند؟ از کمک های تسلیحاتی امریکا روی بر می تافت تا میدان را خالی نماید؟ "روژآوا"، آنی را به ناگزیر برگزید که غیر آن، برایش مرگ پیشرس بود تنها با این افتخار که "ضد امریکا" مرد!

ائتلاف فراگیر جمهوری‌خواهی عرفی (سکولار)، فعالیت فکری و فرهنگی و سیاسی مشترک و متحد و انعکاس آن در سپهر عمومی و اذهان شهروندان و مردمان داخل و خارج کشورمان. این تلاش‌ها می‌توانند گام مهمی در جهت ایجاد امید، اعتماد و همبستگی و اراده ملی در راستای گذار به دمکراسی و جمهوریت سکولار دمکرات باشد،

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بیش از هر چیز به جرم به عنوان یک پدیده ناهنجار در اجتماع و نیز انجام مجازات اعدام به عنوان یک ابزاز پیش گیرنده از وقوع جرم، می نگرد. اجرای اعدام یا کشتن یک فرد شدیدترین مجازاتی است که در قوانین جزایی ایران وجود دارد. در مجازات اعدام کشتن بد و محکوم است. اما در برابر، برای محکوم کردن فردی که متوسل به قتل شده است حکم به مرگ او می دهیم. و بدین ترتیب با خشونت پاسخ خشونت او داده می شود.

رویکرد جمهوری اسلامی از پس از خروج امریکا از برجام تا کنون از دو مرحله عبور کرده و اکنون وارد مرحلۀ سومی شده است. مرحلۀ نخست احتیاط، ارزیابی و بنای سیاست بر فرض شکست ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا، مرحلۀ دوم اطمینان از این که "جنگی در راه نیست" و بنابراین تدارک برای رودرروئی طولانی تری با امریکا در جبهۀ اقتصادی و مرحلۀ سوم بنای سیاست بر تمایل مفرط ترامپ برای پیروزی. چرا این رویکرد بی چشم انداز است؟

گسترش و رشد اعتیاد، شرارت و لمپنیسم در جامعه، مسلما در مدارس نیز اثرگذار است. طبق آمار مسئولین آموزش و پروش 30 هزار دانش‌آموز به مواد مخدر اعتیاد دارند و یکصد هزار دانش‌آموز در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند، دعوا و درگیری و حتی چاقوکشی در مدارس نیز روی می‌دهد چنانکه در دو سال گذشته دو نفر از دانش‌آموزان بر اثر اصابت چاقو در صحن مدرسه کشته شده‌اند

هیچ زمینه از مبارزه مانند مبارزه برای رهاسازی ورزش کشور از تقیدات ایدئولوژیک و سیاسی، پیوند زننده سالم و پایدار ملت هم با خودش و هم با جهانیان در برابر قلدری‌های جمهوری اسلامی نیست. از این امکان، نهایت بهره‌گیری در مبارزه تبعیض‌ستیزانه را باید برد

جهان ما به چونان پیچیدگی و تنیدگی رسیده است، که نمی‌توان وجود یکی را بدون دیگری تصور کرد. در دنیای مجازی حال، کشاندن توده‌ها به خیابان‌ها به سهولت ممکن است، چنانچه "میدان" در اکرائین و بسیاری کشورها در چند دهه اخیر بارها آنرا به اثبات رسانده است

مشکل سیاست جدید آزادی خواهان این بود که از الزامات سیاست جدید به "ماهیت" امریکا می رسیدند. ارزیابی از امریکا و سیاست ایرا ن نسبت به امریکا، دو مقوله مستقل هستند. مسلما ماهیت امریکا و سیاست ما نسبت به آن، با هم رابطه دارند ولی اشتباه است که معادله "یک به یک" بین آنها تصور کنیم. ارزیابی از ماهیت امریکا در تدوین استراتژی دراز مدت ما نقش اصلی را دارد ولی در تعیین سیاست امروزی ما نسبت به امریکا ، مسائل عملی و روزمره هم مؤثرند.

هر دو بیانیه ۱۴ نفره، از نمونه‌های بازتاب دهنده اراده ملی ما در ۱۴ مرداد امروزین‌‌‌ ایران است. بیانیه‌هایی که بگونه مسئولانه گذر از‌‌‌ این رژیم را مسالمت آمیز خواسته اند و برپایی انتخابات آزاد، رفراندوم و تاسیس حکومت به دست شهروندان آزاد را پیش کشیده اند.‌‌‌

حزب چپ، پانزده ماه پس از تاسیس واقعا قوی تر برآمد کرد. استقبال کادرها و رزمندگان فدائی از کنگره نخست به مراتب از کنگره موسس چشمگیرتر بود. شما رفقایی را می دیدید که سال ها بود کناره گرفته و به هیچ یک از جناح ها و جریان های درون فدائی اعتماد نداشتند. اما امروز آنها با شوق و امید به کنگره آمده بودند. تو گویی هر کس به زبان حال با رفیقش می گفت: «ارغوان! شاخه ی همخون جدا مانده ز من!» به خانه خود خوش آمدی!

قضاوت نهائی در مورد مذاکرات احتمالی بین نیروهای کرد کردستان ایران و جمهوری اسلامی نه مبتنی بر نفس پذیرش مذاکره و نه بر پایۀ سرنوشت تلخ مذاکرۀ دکتر قاسملو با جمهوری اسلامی، بلکه بر پایۀ تجربۀ زندۀ نیروهای کرد سوریه استوار خواهد شد. قطعاً در این مذاکرات حقوق مردم کردستان ایران نیز بر سر میز خواهد آمد، و ناسازه (پارادوکس) ای که نیروهای کرد کردستان ایران با آن مواجه خواهند شد، استحکام تضمین این حقوق در شرایط احتمالی گذر از تنشهای کنونی بین جمهوری اسلامی و امریکاست.

اگر قرار باشد که حیات سیاسی دکتر قاسملو را در تکین واژه به تعریف برخیزیم و در خلاصه ترین شکل بیان کنیم، باید دمکراسی را برگزینیم! هم در گفتمان و هم در پراتیک. او بر بستر نقد توتالیتاریسم بود که به ارزش دمکراسی و اهمیت کلیدی آزادی های دمکراتیک رسید و اندیشیده، ره‌توشه و برگرفته خویش از تجربه اش را پیشه همه زندگی سیاسی خود قرار داد.

به همان نسبت که شرط بندی روی اصلاح ناپذیری یا اصلاح پذیری حکومت خطا و گمراه کننده است، تاکید بر امکان عقب راندن استبداد در مقابل شلاق جنبش سراسری مردم و شیرینی "امنیت و حق مشارکت در حیاط سیاسی، بعد از عقب نشینی" ضرورتی راهبردی و تعیین کننده است.

در پیوند با بحران رو به حدت جمهوری اسلامی – امریکا، سه رخداد در دو روز گذشته 6 و 7 تیر سر برآوردند که برایند آنها برای آنانی جای درنگ و اهمیت دارد که دغدغه شان گر نگرفتن آتش جنگ است؛ برای کسانی که روندها را با این نگرانی پی می گیرند که این بحران مردم را زیر نگیرد.

در عرصه سیاسی، این گذر از جمهوری اسلا‌می‌به مثابه مانع هرگونه تحول دمکراتیک در ایران به یک جمهوری سکولار دمکرات است که راهنمای عمل ما در سیاست اتحادها شناخته ‌می‌شود. تشکیل و تقویت بلوکی از جمهوری‌خواهان سکولار دمکرات، در مرکز سیاست اتحادهای حزب ما قرار دارد.

اهداف جنبش سبز طرد دیکتاتوری، تامین حقوق شهروندان، برگزاری انتخابات آزاد و استقرار دمکراسی و جمهوری در کشور بود. این اهداف تاکنون تامین نشده و همچنان مطالبه گروه های وسیعی از جامعه است.

در مقابل اما اظهارات جناب ولی فقیه، یعنی ادامه‌ی همین بن بست خطرزا. او از طرف ملت ایران می‌گوید هیچ ملت "عاقل" و "آزاده ای"، مذاکره زیر فشار را نمی‌پذیرد، ولی نمی‌گوید مگر سلف او، خمینی قطعنامه آتش بس 598 را از جایگاه ناچاری نپذیرفت و "جام زهر" معروف را سرنکشید؟ مگر خود وی از موضع ناگزیری نبود که پای مذاکره با دولت اوباما رفت و در توجیه این پس نشستن اجباری، نسخه "عقب نشینی قهرمانانه" را پیچید؟!

 سند سیاسی در جاهایی از خود و به شکل مخالفت با دخالت قدرت‌ها در امور ملت‌ها و از جمله مردم ایران و مخصوصاً به شکل نظامی ابراز نظر کرده و از شکل‌گیری جهان و منطقه ای بدور از زورگویی، خاورمیانه‌ای عاری از زورگویی‌های اسرائیل علیه فلسطینی‌ها و نیز رها یافته از تاخت و تاز انواع بنیادگرایی‌ها، سخن گفته است.