دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ - ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹

بهزاد کریمی

در پیوند با بحران رو به حدت جمهوری اسلامی – امریکا، سه رخداد در دو روز گذشته 6 و 7 تیر سر برآوردند که برایند آنها برای آنانی جای درنگ و اهمیت دارد که دغدغه شان گر نگرفتن آتش جنگ است؛ برای کسانی که روندها را با این نگرانی پی می گیرند که این بحران مردم را زیر نگیرد.

در عرصه سیاسی، این گذر از جمهوری اسلا‌می‌به مثابه مانع هرگونه تحول دمکراتیک در ایران به یک جمهوری سکولار دمکرات است که راهنمای عمل ما در سیاست اتحادها شناخته ‌می‌شود. تشکیل و تقویت بلوکی از جمهوری‌خواهان سکولار دمکرات، در مرکز سیاست اتحادهای حزب ما قرار دارد.

در مقابل اما اظهارات جناب ولی فقیه، یعنی ادامه‌ی همین بن بست خطرزا. او از طرف ملت ایران می‌گوید هیچ ملت "عاقل" و "آزاده ای"، مذاکره زیر فشار را نمی‌پذیرد، ولی نمی‌گوید مگر سلف او، خمینی قطعنامه آتش بس 598 را از جایگاه ناچاری نپذیرفت و "جام زهر" معروف را سرنکشید؟ مگر خود وی از موضع ناگزیری نبود که پای مذاکره با دولت اوباما رفت و در توجیه این پس نشستن اجباری، نسخه "عقب نشینی قهرمانانه" را پیچید؟!

"رسول" در فعالیت فکری و سیاسی نیز «متفاوت» می نمود. ملاک برای او، حقیقت و حقانیت بود. او را به طغیان علیه کهنگی و رد هر آنچیزی می شناختیم که نمی توانست پاسخگوی واقعیت شود. خوی و خصلت اش چنین بود.

 سند سیاسی در جاهایی از خود و به شکل مخالفت با دخالت قدرت‌ها در امور ملت‌ها و از جمله مردم ایران و مخصوصاً به شکل نظامی ابراز نظر کرده و از شکل‌گیری جهان و منطقه ای بدور از زورگویی، خاورمیانه‌ای عاری از زورگویی‌های اسرائیل علیه فلسطینی‌ها و نیز رها یافته از تاخت و تاز انواع بنیادگرایی‌ها، سخن گفته است.

آری، این جناب مترسک نشسته بر مسند وزارت امور خارجه کشور ما، متاسفانه و آشکارا دارد تاریخ ما را در جهت تعلقات ولایت فقیه معمار "عمق استراتژیک" و "هلال شیعی" و طبعاً هم "اقتصاد مقاومتی" فقر آفرین لازمه آنها تفسیر می‌فرماید و نه که آن را در وجود عوارض و مصیبت‌های انسانی آن باز خوانی کند. قبلاً

دوم اما "بلوک" سازی است از ترکیب ولی فقیه و سپاه پاسداران. ما از نیمه های دهه 70 به درستی بر افزایش شتابناک سهم و نقش نهاد پاسدار انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی انگشت گذاشتیم و در ادبیات خود گفتیم و نوشتیم که چنگال های آن در حوزه های نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و عقیدتی همچنان و بیش از پیش بر جان این کشور فرو می رود و خواهد رفت.

در کمیسیون این نیز مطرح بود که ما ضمن تصریح بر امر گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار دمکرات، می‌باید که پیشنهاد مرکزی و اثباتی حزب برای نحوه گذار مطلوب را نیز پیش بکشیم. می‌دانیم که در صفوف جنبش دمکراتیک و تبعاً میان ما، بر سر اینکه روند گذار مقدمتاً متمرکز بر کدام گزینه باشد و از کدامین حلقه عبور کند، مواجه با تنوع نظریم.

در شرایط جنگ، حتی جنگ اقتصادی، آن تاکتیک تعرضی که نتواند طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند، تاکتیک از سر سرگردانی نام دارد، تیر در تاریکی به‌حساب می‌آید و پیشاپیش محکوم‌به ناکامی بیشتر است.

یعنی دیواری کوتاه‌تر از دیوار افغانستانی‌ها نیست؟ چرا این حکومت به‌جای افتادن به جان اینان از هزینه‌های سرسام‌آور خود در رابطه با سیاست "هلال شیعی"، و حفظ "عمق استراتژیک" و ماجراجویی‌های برون‌مرزی نمی‌کاهد؟