دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۳ اوت ۲۰۲۰

بهزاد کریمی

برای نیروی چپ کشورهای موسوم به "اسلامی"، محوری‌ترین موضوع سیاسی چند دهه اخیر که همچنان هم جاری است مواجهه با بنیادگرائی اسلامی است. چپ بدون تعیین نسبت صریح خود با این پدیده و برعکس اصرار کماکان بر قرار دادن نقطه عزیمت حرکت خویش بر "امپریالیسم آمریکا"، چه بخواهد و چه نخواهد به ورطه خطای سیاسی عمده ندیدن و عمده ندانستن بنیادگرایی در کشور و منطقه خواهد غلتید. نام بنیادگرائی در ایران ما، جمهوری اسلامی است با کارنامه مشخصی که با خود دارد

هر برخورد با قرار داد میان چین و جمهوری اسلامی اول باید تکلیف خود در قبال این گزینه استراتژیک را روشن کند که ایران در جهان عملاً موجود مبتنی بر بلوک قدرت‌ها و کانون‌های منافع کجا را باید بگیرد؟ فقط غربی، صرفاً شرقی، نه غربی و نه شرقی، یا که هم غربی و هم شرقی؟! ایران ناگزیر از ورود در بده بستان‌های اقتصادی و سیاسی است، پرسش اما اینست که موازنه را در چه نقطه‌ از مختصات جهانی باید بجوید تا خود نیز بازیگری از صحنه شود و نه که بازیچه این یا آن قدرت انحصاری.

جنبش کارگری و فعالیت‌های سندیکایی و اتحادیه‌ای در ایران چه از نقطه نظر بنیان گذاری و چه انباشت اولیه تجارب در تحرکات کارگری، مرهون و مدیون تلاش‌های حزب کمونیست ایران است. کوشش‌های این حزب در عرصه کار توده‌ای با پرداخت بهای بسیار گران تحمل چند صدسال زندان، چندین فقره مرگ زیر شکنجه، از دست دادن کار و رانده شدن کادرهای آن از شهر و کشور خود همراه بوده است. چپ هرگز این را از یاد نخواهد داشت و احترام خویش به آن را فراموش نخواهد کرد.

انتخابات آمریکا با هر خروجی هم که از خود بیرون دهد، وضعیت دیگری پدید خواهد آورد. اگر جو بایدن سر کار بیاید، خودفریبی خواهد بود هرگاه گمان رود دولت او بدون گرفتن امتیازهای جدی از جمهوری اسلامی دچار تنگناهای ناشی از تحریم‌های حداکثری، به همین سادگی برجام را احیاء کند. چون اصل مسئله در مناسبات دو طرف برای هر دولت آمریکایی، نه صرفاً موضوع هسته‌ای تهران بلکه عمدتاً سیاست خارجی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی است.

در برخی نظام‌های سیاسی، راه غلبه بر دشواری‌‌های ناشی از کارکردهای قدرت، نه الزاماً اصلاح است و نه تدارک ناگزیر انقلاب. راهبردی است متفاوت از دو رویکرد اصلاح طلبی وانقلاب خواهی که با نام تحول طلبی جا افتاده است. در باور من که اصلاح در مورد جمهوری اسلامی را توهم می‌دانم، تحول طلبی در ایران زمینه و مفیدیت بیشتری دارد تا وقوع انقلاب.

قالیباف با چنین رسالت و مأموریتی رئیس مجلس شده است. هنر این بی‌بته فقط به این بوده که توانست با رصد کردن تمایلات کانون اصلی قدرت در نظام، قطب نمای رفتار خود را با آن تنظیم نماید. "جوان" مد نظر خامنه‌ای به عنوان "عدالت خواه" معترض به فساد و رانت خواری و دزدی و انحراف از انقلاب اسلامی، عملاً کسانی چون رئیسی آدمکش در راس قوه قضائیه و کلان دزدی چون قالیباف در راس قوه مقننه هستند!

سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی ; مخاطب کیست؟ برنامه چیست و شانس تحقق کدام است؟

بهزاد کریمی  در اتاق تلگرامی "اتحاد چپ"پاسخ داد

سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی ; مخاطب کیست؟ برنامه چیست و شانس تحقق کدام است؟

بهزاد کریمی  در اتاق تلگرامی "اتحاد چپ"پاسخ میدهد

این برای ما ایرانیان نه فقط یک تراژدی انسانی که مایه شرم ملی است. هر ایرانی با وجدان در قبال این فاجعه مسئولیت دارد و باید صدای خود علیه این جنایت سازمان یافته را بلند کند. اینکه دولت افغانستان تا کجا پیگیر دادخواهی حق حیات شهروندانش خواهد بود وظیفه‌ای است مربوط به دولت و مردم افغانستان که ما فقط می‌توانیم و می‌باید پشتیبان این دادخواهی بر پایه حقوق بین المللی و معاهدات دو کشور همسایه باشیم. اما خود ما نیز در مقام شهروندان ایرانی مسئولیت مستقل خود را داریم.

آیا باید پایانه سال 2019 فرا می‌رسید و جهشی در فلان نقطه رخ می‌داد تا بیماری "کووید 19" بیداد کند و دنیا را بحران فرا بگیرد؟ این آیا نشانه محلی و تصادفی بودن فاجعه‌ است؟! انتظار طبعاً این نیست که بشر واقف بر هر چیز باشد تا غافلگیر ندانسته‌هایش نشود که چنین می‌بود اگر تکاپوی علم هم دیگر معنی نداشت. اصل مسئله، سلطه "مصلحت"هاست در آن دانشی که بر پایه نیاز و سیطره سرمایه و قدرت می‌چرخد!