دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰

اردشیر قلندری

باخت بزرگ دیکتاتور موجب شد که ماشین سرکوب به مهار خشن معترضان بیاید، برایند ان تعدادی کشته، چند هزار نفر زخمی و دستگیر شود. شدت خشونت چنان بود که اسیران معترض در زندانها بسان زندانیان معترض رژیم ولایی ایران مورد تعرض جسمی قرار گیرند، که میشود گفت در تاریخ و فرهنک سیاسی این ملت کاملا تازه و بیگانه است.

لوکاشنکو پس از دو دوره پیروزی چشمگیر در انتخابات جهت حفظ خود بر این جایگاه، تغییراتی در قانون اساسی ایجاد، ریاست جمهوری برای یک فرد را نامحدود نمود. این امر تا دوره اخیر با همه زدوبندهای پشت پرده، واکنش گسترده مردمی را در پی نداشت، همزمان جامعه نیز رویکرد رواداری را در پیش گرفته بود، و بخش اعظم بازنشستگان حامی وی در انتخابات بودند. با اینهمه تضییقاتی در برابر مخالفان اندک صورت می گرفت، تقلب در انتخابات در بسیاری موارد جایگاهی محکم و با ثبات یافته بود.

"ایست مات" تنها به شوروی منحصر نماند، کلیه حزب های کمونیستی برادر و "نیروهای ملی میهنی" با اندیشه های ضد سرمایه داری، در این جرگه جا گیرفتند، جهان برمبنای منافع سیاست بزرگ (برادر بزرگتر که شوروی است) باز تعریف شد. بدیسان همه چیز در راستای منافع اردوگاه قرار گرفت، تا جایی که استقلال حزب ها را بخود اختصاص می دهد، درک دیالکتیکی - تاریخی حوادث خانه را تحت شعاع برد، حزب های برادر رسالت خود را در صیانت از "سیاست بزرگ" می بینند، تا حدی که منافع ملی باز تعریف گردید.

قریب به اتفاق معترضان، جوانان بیست سال به بالا هستند، در واقع همان جوانانی که هنگام نخستین تحلف ریاست جمهوری آلکساندر لوکاشنکو به دنیا امده اند. آنان امروز دیگر خواهان دیدن یک شکل بسیار زننده سیاستهای نئولیبرالیستی در این کشور نیستند، همانهایی که از دیدن یک شخص در این ۲۶ سال به شدت آزرده و خسته شده اند.

بنابراین کلیه زمینه های شعارسرنگونی رژیم ولایی با ظرفیت بالقوه نارضایتی جامعه فراهم است، و بی ترید می تواند مورد استقبال لایه های اجتماعی موجود در جامعه، بویژه کارگران که در رژیم ولایی در بدترین شرایط قرار دارند، قرار گیرد. سترون بودگی اعتراضات تا کنونی، با وجود به قتل رسیدن معترضین نشان میدهد که اتحاد به ضروت تبدیل گشته، با اتحاد عمل، میتوان نطفه های سازماندهی مردم را آرام و آرام بدست گرفت، به هدف رسید.

مارکسیسم خشونت انقلابی را چگونه توضیح میدهد؟ پرسشی ست که پس از برخورد مردم در خیزش آبان ماه، در میان بسیاری از نیروهای وطنی به موضوع روز تبدیل گشته است. آیا برپایه درک مارکسیستی میتوان در راستای پیروزی انقلاب از ابزار خشونت بهرهمند بود؟ یا باید دل به...

این رویکرد سیاسی جهان را به دو میدان: کشورهای حاشیه امریکا و کشورهایی با اقتصاد، سرمایه گذاری های زیرساختی دولتی می توان تقسیم نمود. نئولیبرالیسم مورد حمایت امریکا که مدافع منافع شرکت های بزرگ امریکایی است، دولت های فوق را در مسیر ایجاد الیانس هایی در راستای حمایت از اقتصاد خود هول می دهند، که به عناوینی در تلاش جهت خروج از وابستگی به تسهیلات دلاری هستند.

رژیمی که تا بن دندان مسلح است، اعم امکانات را در راستای سرکوب بی رحمانه مطالبات مردمی که از هرگونه حقوق اولیه زندگی محروم شده اند را داراست، نباید در برابرش با چوب و چماق به نبرد پرداخت؟. طرفداران اعتراضات مسالمت امیز، که معمولا خارج از گود نشسته، مردم را به رواداری فرامی خوانند و چرا از رژیم نمی خواهند که مطالبات مردم را براورده سازد، از خشونت بپرهیزد!

اعتراض و بیان، مطالبه پیگیری دزدیها و اختلاسهای چند صدمیلیون دلاری در کشور توسط رئیس جمهور، یک هدف کلی دارد، ایجادفضای مبارزه با فساد در پیشا انتخابات. تنها تفاوت این یکی با او قبلی که «بگم بگم» راه اندخته بود، در بیان اعداد است که اینبار اتاق فکر رژیم با این ترفند در پی رهیافتی برای گذر از بحران عدم شرکت توده در انتخابات است.

در منطق مصاحبه فوق، مردم در نقش سیاهی لشکر پای صندوق رای هستند، این ماهیت سخنان شخصی است که به گفته خود، طرفدار نظام سرمایه‌داری است. ذات و ماهیت ماهوی این نظام مردم را در نظر ندارد، مردم همان بردگان هستند