گوناگون

موج جدایی و بایکوت کردن توئیتر توسط لایه ای از کاربران این شبکه اجتماعی هستیم. مخالفین در کوشش جایگزینی شبکه اجتماعی دیگری با توئیتر هستند. این شبکه اجتماعی آلترناتیو و غیر انتفاعی، مردمی و دمکراتیک "ماستودون" Mastodon نام دارد که با مرکزیت غیر متمرکز بطور فدرالی مدیریت می شود. می دانیم که توئیتر ، فیس بوک ، تلگرام ، ایستاگرام ، واتساپ و.. شبکه ای اجتماعی - تجاری با مرکزیت و مدیریت متمرکز هستند. یعنی هر وقت مالک یا مالک های آنها تصمیم بگیرند قادر خواهند بود که با چرخاندن یک کلید ، چراغ آن شبکه ها را خاموش کنند. 

با آثاری از: ع.آهنین/ ع.اردلان/ ح.الموسوی/ ک.امین‌آوه/ ر.براهنی/ ب.برشت/ ا.بهار/ ا.پوتیه/ ک.م.پیوند/ س.جاوید/ ع.جعفری(ساوی)/ د.جلیلی/ ک.جمالی/ ب.حسن‌زاده/ ر.خندان‌مهابادی/ م.دلیجانی/ ا.راستان/ ع.ا.راشدان/ م.رستگارفَسایی/ ن.رئیسی/ آ.زیس/ ش.سپنتا/ ج.سَرفَراز ....

ما فعالین چپ از مناطق مختلف ایران، همدردی خود را با خانواده، بازماندگان و همه‌ی مردم استان سیستان و بلوچستان ابراز می داریم و خود را در غم از دست دادن چهره محبوب مردم بلوچ شریک می دانیم. 

رویکرد اصلی «کار داخل» انعکاس رویدادها و موضوعات مرتبط با جنبش اجتماعی و سیاسی جاری در داخل کشور هست و فعلا به صورت گاهنامه منتشر می‌شود

کاهنامه‌ی فراسوی کند و کاو

شماره‌ی دوم اسفند ۱۴۰۰

نگاهی نقادانه به آموزش و پروورش

ارژنگ، دوماه‌نامۀ ادبی، هنری و اجتماعی نویدنو، دورۀ اوّل/ سال سوّم/ شمارۀ ۲۲ بهمن و اسفند ۱۴۰۰ با آثاری از:ب.آبتین/ ا.ه.ابتهاج(سایه)/ ع.اردلان/ م.الفت/ اُمید/ م.امیدی/ ب.برِشت/ پ.پرستویی/ ع.جعفری(ساوی)/ د.جلیلی/ ب.حسن‌زاده/ ق.حیدر/ ش.دادگستر/ ع.ا.راشدان/ ه.رحمانی/ ر.رسولی/ ب.زمانی ...

ما بر این باوریم که «سلاح نقد البته نمی‌تواند جایگزین نقد سلاح شود، قهر مادی باید با قهر مادی سرنگون شود؛ اما تئوری هم تبدیل به قهر مادی می‌شود، به محض آنکه توده‌ها را جذب کرده باشد. تئوری زمانی می‌تواند توده‌ها را جذب کند که شخصی شود و زمانی شخصی می‌شود که رادیکال باشد. رادیکال بودن یعنی چنگ انداختن به ریشه‌ی مسئله. اما برای انسان، ریشه خود انسان است.» 

موضوع این شماره: سندیکاها و اتحادیه های کارگری در ایران و جهان
فصلنامه‌ی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: امید اقدمی(مراد رضایی) و علی صمد
همکاران این شماره: مریم کامکار، شیرین میرزانژاد، حسن نادری، حسین اکبری، آناهیتا آسمان، ساسان صدقی نیا، سعید مشفق، حسین غبرایی، داود احمدلو، دکتر گودرز اقتداری، بیــژن میثمــی، جعفرحسین زاده، دنیز ایشچی، امید اقدمی(مراد رضایی) و علی صمد
صفحه آرایی و گرافیک: امید اقدمی(مراد رضایی)

برای ورود به مطالب نشریه لطفا روی گزینه فصلنامه‌ی مُروا در زیر کلیک کنید:

ادعا می شود که یک منقد تیزبین ادبی یا استتیک قادر است نوابغ را در هر دوره ای بشناسد و معرفی کند. وطن نویسنده جامعه است و نه دانشگاه. در جامعه ای که بجای فرهنگ و ادبیات، لباس زنانه یا جنگ و خشونت تبلیغ شود، اخلاق مطالعه بوجود نخواهد آمد. مطالعه بایدخلاق باشد. برای زیباشناسان و استتیک ها استانداردهای مطلق وجود ندارد. آثاری که از طریق یک نقد ادبی مارکسیستی ارزش گذاری شوند معمولا واقعگرایان اجتماعی و انتقادی هستند تا سرگرم کننده و سودجویانه. امرسن میگفت همه امریکایی ها، شاعر یا عارف هستند و استعدادی طبیعی برای این دو عنوان دارند!

شب باز زنگ میزند. داخل خانه عروسی است عروس وداماد بالای اطاق نشسته اند. رقص است و پای کوبی. جمشید دستیارش مستانه داخل جمع می رقصد. دلشاد کنار داماد و مادرش با پیراهن ازبکی هدیه پسرکنار داماد ایستاده اند هر دو شادمانه می خندند . بچه هایش را نشانم می دهد ودو بلند گوی بزرگ را که در حال پخش یک ترانه شادازبکی هستند. فضا لبریز از سادگی وشادی محصول کار شبانه روزی دلشاد است .می نوشم شادی عروسی این فرزند کار وشرافت را ! زندگی با حضور آن ها چه میزان زیباست!

بی‌شک برای شناخت گیتی بسیار حائز اهمیت است بدانیم که آیا در علم فیزیک گزاره یا گزاره‌های اثبات‌ناپذیری وجود دارند یا نه. به احتمال پاسخ "نهائی" به این پرسش زمانی امکان‌پذیر است که ما دارای یک نظریه کامل بنا شده بر پایه سیستمی آکسیوماتیک عاری از تناقض باشیم و بتوانیم هر گزاره فیزیکی استخراج شده از این آکسیوم‌ها را اثبات یا رد کنیم. در این‌صورت می‌‌توان به یک چنان نظریه‌‌ای عنوان ’نظریه همه چیز‘ داد. در حال حاضر تعمیم‌پذیری قضایای ناتمامیت گودل به علم فیزیک یکی از موضوعات مورد بحث است. لذا اظهارنظر نهایی در باره ’نظریه همه چیز‘ امکان ندارد، از این‌رو که تردیدهایی نسبت به واقع‌گرایی علم فیزیک بیان می‌شود.

یازدهم بهمن روز جان باختن رفیق رحیم اسداللهی (علی) یکی از اسوه های مقاومت و وفادار به آرمان های انسانی به دست رژیم خونریز و آزادی ستیز است.

او در سال ۱۳۶۷ اعدام شد. یادش را گرامی می داریم و بر راهش پای می‌کوبیم.

محفل وین که محل تجمع نئوپوزیویتیست های اروپا بین 1930-1920 بود، خواهان تغیر نام فلسفه شد تا تفکر متافیزیک را بی وطن کند. هدف این محفل طرح یک علم واحد فیزیک گرا بود و کوشید تا تمام علوم و دانش ها را از رشته فیزیک استنتاج کند. محفل وین موجب رشد پوزیویتیسم منطقی نیز شد که در رشد منطق ریاضی، و متدولوگی تحقیقات اکسپریمنتل، مخصوصا در رشته فیزیک، نقش مهمی داشت.

اساس داستان در رمان نو اعلب با کمک دیالوگ و منولوگ های درونی و خاطرات سخنان شنیده شده پیشین است. ساراوته میگفت نه جنگ و نه رنج، بلکه تحریکات ضمیر ناخودآگاه است که رفتار و کردار و گفتار انسان را تعیین میکند. بجای واقعیات اجتماعی، ضمیر ناخودآگاه است که داستان را پیش میبرد. واژه ها هستند که میتوانند طرف مقابل را نابود کنند. ساراوته میگفت هر انسانی برای خود یک جهان نامتناهی است، گرچه در جامعه یک نقشی را بازی میکند، باید در حوض ضمیر ناخودآگاه اغلب زیرآبی زد و در جستجوی واژه و نامی برای احساسی یافت که هنوز به زبان نیامده. کنسرت توصیف افراد داستان متکی است به وضعیت ترس و الهام و تداعی معانی و وضعیت غیرمنتظره و صداهای مهاجم حاکی بر فضای داستان.

بانو استال خالق آثاریست اندیشمندانه، از آنجمله 5 اثر ،- رمان دلفینه، کورینا یا ایتالیا، در باره آلمان، 10 سال تبعید، ادبیات و روابط اش با سازمانهای اجتماعی و فرهنگ زمان. شاهکار او کتابی است در باره آلمان که در سالهای تبعید نوشته بود و در انگلیس منتشر کرد، چون در فرانسه ناپلئون دستور به سانسور آن داده بود. ژرمینه استال از طریق تئوری رمان موجب جدی گرفته شدن ژانر رمان در قرن 19 میلادی شد.

راستش را بخواهید من داستان و رمان زیاد خوانده ام، در اینجور مواقع ، قهرمان داستان از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که این ها را خواب دیده!

صاحب مغازه بجای جواب دادن، دو تا لیوان بزرگ قدیمی آبجو خوری را از روی پیشخوان برداشت و گذاشت زیر یک بشکه مخصوص و اهرم را فشار داد و لیوان ها را پر کرد. لیوان ها با صدای گوش نوازی پرشدند و رویشان کف حسابی نشست.

بعد یک لیوان را به آقای صادقی تعارف کرد و یکی را هم خودش برداشت:

خوب ! این را می نوشیم به سلامتی خودمان، و اثبات اینکه همه اش واقعی است و خوابی در کار نیست!

با آثاری از:ب. آبتین _ ا. ه. ابتهاج(سایه) _ و. احسانی _ ع. اردلان _ ژ. اصفهانی _ ر. افشاری _ اُمید _ س. بیژنی _ پابلو. ت(نوۀ احسان طبری) _ د. جلیلی _ م. چابِک _ ب. حسن‌زاده _ ه. حسینی _ آ. حضرت _ ق. حیدر _ ع. ا. راشدان _ م. زهری _ ش. زیبا _ آ. زیس _ م.سلیمانی _ ا. شاهرودی _ ش. شفا _ م. ر. شفیعی‌کدکنی _ ر. شکراللهی _ ا.طبری _ و.کاپلان _ ع. کسرایی _ ل. لازاروف _ ع. مجتهد جابری _ ب. مطلّب‌زاده _ ن. مقدّسیان _ ن. میر _ ش. میرزانژاد _ ف. میچینسون _ م. هاشمی _ و. هوگو _ ع. یزدانی _ و دیگران ... منتشر شد.

آرزو دارم، آرزوی جهانی انسانی! جهانی خالی از فقر، خالی از استبداد، خالی از رنج وزشتی وابتذال. جهانی پر از رویا های زیبا ولطیف که کودکان شادمانه در آن به چرخند ودر کنار عزیزان خود آرام گیرند. پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها پیرانه سری خود را بی دغدغه با نوه های خود سر کنند و توان این را داشته باشند هدیه ای ولو کوچک به اندازه بک سوت سوتک برای نوه های خود بگیرند و فراغ بال در پارک ها با آن ها بگردند. آرزوی بزرگی نیست، اما به نظر محال. وجود انسان چه میزان انباشته از آرزوست و امید!

این روزها که مجدداً به خواندن رُمان «مادر» گورکی ترغیب شده ام؛ سیمای خواهرم در نظرم می آید؛ صبوری و پایمردی اش در زندگی، کمک به همنوع در هر شرایطی، علاقه و عشق به فرزندان و نوه هایش. هرچند نقدهای فراوانی به آن رُمان نوشته اند همچون: "داستانی بی ارزش"، "رمانتیسم رنگ باخته"، "کلیشه ای آموزشی وغیرادبی" و"تبلیغات بی مایه و سطحی"، قلمدادش کرده اند؛ اما در واقعیت این روزهای کشورمان، مادرانی بوده و هستند که یک تنه جایگزین آن قصه و داستان در عالم ِواقع شده اند و این نوید را می دهند که هرچند با رژیمی سرکوبگر روبرویم؛ اما آینده این سرزمین با وجود اینگونه مادران، آینده ای سرشار از بهروزی است.

به زبان دیگر می توان تصور کرد که در گذشته، یکی از دلایل شکننده بودن ساختاری حکومت های سکولار در «فلات ایران» گذر نکردن از نوع بومی «عصر روشنگری» و بخصوص کمی رشد فلسفه «دئیسم» در این مناطق بوده است. روشنفکران و کنجکاوان بسیاری معتقد هستند که ایران در حال سپری کردن «عصر روشنگری» است و در کوشش برای تائید نظر خود، رشد «نو اندیشی دینی» را مطرح می کنند.

در این شماره می‌خوانید:

- سرمقاله: به کدامین سو؟

- یورش نمایندگان سرمایه‌داری به ته مانده قانون کار؛

- بحران آب، یا بحران جمهوری اسلامی؟

- آرمان های نهضت ۲۱ آذر زنده اند!

- و ...

بی بی زرنشان می گفت که با دستهای خودش پدرم را از زیر آوارتخریب شده برپیکر تیرباران شده اش بیرون کشید. بعد ازاینکه او را به اتفاق تنی چند ازدوستانش، از جمله «آزادوطن» و«صابونچی» را بدون آنکه مسلح باشند و یا اینکه بخواهند اقدامی علیه شان بکنند، دستگیرکرده و بدون محاکمه پای دیواری گذاشته و اعدامش کردند، سپس دیوار را به رویشان تخریب کردند. روزهای سخت و تلخی بود بعد از آن منزل مان به تاراج رفت و روزی نبود که مورد آزار و اذیت وابستگان رژیم قرار نگیریم.

خطر برای فلسفه همیشه در ذهنیت گرایی بوده، یعنی ابزاری برای تئوری بافی و اثبات عقاید شخصی. فلسفه وحدت تمام علوم است و به هر علمی میرسد، علوم دیگر منبع و غذای رشته فلسفه هستند. تاریخ نیز نتیجه مبارزه میان نیروهای طبیعی و نیروهای آزادی بخش است که علایق و منافع هر عصری را جمعبندی می کند.

من با یاد وطن با امید برگشتم به ایران زنده ماندم .در خانه دل به روی امید بستم وگفتم تا پایم به ایران نرسد نمی توانی از این در خارج شوی!هرگز هرگز چه روزوچه شب تصویر خانه مان مادرم،پدرم ، خواهرو برادرم ،دوستان وخاطرات شیرین نو جوانی از مقابل چشمم کنار نرفت جسمم در سیبری بود روحم در خانه کنار مادرم.مرتب به خودم نهیب می زدم .تو یک افسری فکرکن درجنگی طاقت بیاور.یاد خنده دختران جوان می افتادم که با دیدن من می خندیدند "گوزل جوان افسر ".نه من باید باز آن خنده ها را می دیدم و تعریف ها را می شنیدم .

هرمان هسه از موضع ایده آلیسم فردگرایانه، ولی با سبک رئالیستی-روانشناسانه، تهدید انسان در فرهنگ بورژوایی غربی را توسط یک جامعه غیرهومان نشان داد. آثارش نیاز انسان به یک پناهگاه فکری واقعی عملی را نشان میدهند، گرچه این پناهگاه هم قادر به ارضاء و عملی نمودن نوستالژی های انسانی نیستند. هسه خواهان شورش و اعتراض علیه زندگی ماشینی و سودجویی های تجارتی در نظام سرمایه داری است.

ما به عنوان یک نیروی چپ و مدافع عدالت اجتماعی می توانیم پرچم گفتگو برای همکاری‌های مشترک را با همه نیروهایی که به اعلامیه جهانی حقوق بشر و صندوق رأی باور دارند، بلند کنیم و رسالت تاریخی خود برای گذر کشورمان به یک شرایط قابل قبول برای مبارز ه سیاسی را فراهم سازیم.

ما با این حرکت تاریخی از یک طرف نیروهای راست افراطی با هیستریک چپ ستیزی را منزوی خواهیم کرد، و از سوی دیگر چهره ای تازه و امیدبخش از چپ ایران اراعه خواهیم داد.

هنوز مادران عزادار سراز خاک عزیزانشان برنداشته اند و هنوز بغض فرو خورده آنان به بغضی اجتماعی بدل نگردیده است! دور نیست که این بغض بشکند وبه سرودی برای آزادی مبدل شود. من این صدا را در تاریخی نه چندان دور شنیده ام. من به این صدا باور دارم وهیبت آن را می شناسم. نسل های جوان بر خواهند خواست و تاریخ را به قضاوت خواهند کشید!

رمانتیسم منعکس کننده زوال فرهنگ پیشین و زایش فرهنگی جدید بود. کوشید تا به تضاد میان فرد و جمع، ایده آل و واقفیت، هنر و زندگی،، از طریق غلبه بر نظام فئودالیسم و حمایت مشروط از روابط اجتماعی سرمایه داری، دامن بزند. رمانتیسم خلاف مکتب کلاسیک در کشورهای گوناگون و در دورهاای مختلف به اشکال متنوع ظاهر شد. در معماری در کشور انگلیس از مکتب نئوگوتیک استفاده نمود. سالهای خلاق مکتب رمانتیک در آلمان بین سالهای ۱٨۰٥-۱۷۹٥ بود.

از آنجا که تاکنون هیچ نظریه گرانش کوانتومی کاملی ارائه نشده است بحق فیلسوفان و فیزیکدانانی با شک و تردید به ادعای بنیادی نبودن مقوله زمان به‌شکلی که می‌شناسیم نگاه می‌‌کنند. با این حال لازم است به این مطلب توجه داشته باشیم که در ’تابع موجی کیهان‘ در ’گرانش کوانتومیِ ویلر ـ دیویت‘ (معادالات ویلر ـ دیویت)۱۵ از دهه‌ی شصت قرن بیستم میلادی کمیتی به نام زمان حضور ندارد. زمان در این نظریه صرفا یک فاکتور داخلی محسوب می‌شود و نه یک مقوله بنیادی. فقدان آن در معادلات ویلر ـ دیویت غیرمترقبه بود و بحث‌های طولانی را درپی داشت. چراکه مفهوم زمان در معادلات نیوتن، اینشتین و مکانیک کوانتوم حضور دارد و در زندگی روزمره‌ی ما نیز خوب جواب می‌دهد.