دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ - ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹

نامه‌ها

جای مجسمه "سوردولف" (از مسئولین کشوری و دولتی پس از انقلاب اکتبر)، یک صلیب چوبی بزرگ گذاشته‌اند، با گرو ولال‌هائی که از دیر باز در این میدان جمع می‌شدند؛ کرو لال‌هایی که این بار دور صلیب جمع می‌شوند و با دست سخن می‌گویند. وضعیت رقت انگیزی دارند. حمایت دولتی از بین رفته، اماکن نگاه‌داری فرو پاشیده و به قیمتی ناچیز فروخته شده است، حال به سختی گذران می‌کنند.

امر مشخصی در پیش روی ما است‌، تعدادی در شروع ولو اندک در داخل کشور به پا خاسته و خواهان برکناری ولی فقیه! خواهان نه به جمهوری اسلامی‌! و نه به جنگ هستند! آیا حمایتشان می‌کنیم؟ هم گامشان می‌شویم؟

تا قبل از هجوم دستگاههای امنیتی رژیم به سازمان در سال ۱۳۶۲ عباس از مسئولان اصلی سازمان در تشکیلات شرق تهران بود. بعد از یورش سال ۱۳۶۲ عباس به زندگی مخفی روی آورد و از عناصر اصلی تشکیلات مخفی سازمان در تهران بود و در کنار رفقای شهید خشایار خواجیان (فرامرز) ِ اسماعیل پورمحمدی (بهزاد) و حسن دشت آرا فعالیت سازمانی خود را ادامه داد.

با ایجاد اطاق فکر و سپردن وظیفه تنظیم برنامه و خط مشی کلی، این فرصت برای حزب فراهم می شود که بتواند تمامی کسانی که دارای تخصص برجسته ای در زمینه های مختلف هستند را به همکاری دعوت کند، بدون اینکه عضو حزب شوند و از این طریق، حزب قادر خواهد بود، با کارزار وسیع تری همکاری روشنفکران سیاسی و متخصصین را تامین نماید.

درسال 53 با اقدامات مبارزه مسلحانه گروه دکتر اعظمی‌ درلرستان، هبت که با دکتر اعظمی‌ و دیگر اعضای گروه نسبت فامیلی داشت، بار دیگر مورد بازجوئی، و شکنجه قرار گرفت. ارتباط او با گروه اعظمی‌ باعث شد که پس از گذراندن مدت محکومیت دوساله، به علت گمانه‌زنی ساواک در مورد فعالیت مجدد او پس از آزادی، از زندان آزاد نشد و به جمع ملی‌کش‌ها پیوست.

امروزه ادعا می‌شود که سبک نویسندگی جویس، ‌‌این مهاجر‌‌ایرلندی، روی نویسندگانی مانند: ویرجینیا ولف، ساموئل بکت، نابکوف، و سلمان رشدی، اثر گذاشته است. آثار جویس نمایش شک سکولار، تولرانس لیبرال، و هومانیسم شوخ طبع است.

 این سروده به شما اسماعیل عزیز که در قلبم جای دارید تقدیم می کنم تک تک؟ واژه های این سروده را از قلبم گرفتم و با تمام وجودم به شما تقدیم می کنم.

می گوید: دیناری در بساطم نیست تا چه رسد به مبلغ نجومی سه میلیون تومان . منتظرم ساعتی بگذرد تا بتوانم با تاریکی بیشتر هوا لباسم را پوشیده بروم پی کارم . بگذ ار هر چه می خواد پیش آید. فوقش دستم کجکی جوش می خورد.

کسانی که در طی سال‌ها به مردم بلوچ توهین کرده اند یا آنها را بیگناه کشته اند‌، ترفیع درجه گرفته و تشویق شده اند. و این نگاه مرگبار‌، خطرناک و تنفرآمیز برتری طلبانه و نهادینه شده در بلوچستان عادی شده است و به یک ضابطه و هنجار پذیرفته شده توسط مامورین نظام مبدل گشته است.

بگذار تا بسوزد آتش

'بگذار تا بسوزاند

بگذار سیل را که روان گردد؛

ویران کند ستبر بنایی را

کو با نهیب ستونهاش، استوار،

بس ریشه ی درختِ پربار زندگی را خشکانده ست