شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

نامه‌ها

من دیگر چیزی به یاد ندارم! اما هر بار که توفان درمی‌گیرد، من آن صدای وحشت‌زده را می‌شنوم. صدای او را که از درون من فریاد می‌کشد! او را می‌بینم که پسرم را محکم گرفته و به خود فشار می‌دهد، به چپ و راست خم می‌شود و فریاد می‌زند. تا زمانی که توفان می‌غرد، او درون من بی‌تابی می‌کند. با فرونشستن توفان آرام می‌شود. پسرمان را بغل می‌کند و در این گوشه قلبم آرام به خواب می‌رود. او تمام روزها و شب‌ها این جا خوابیده است. تنها توفان خوابش را آشفته می‌کند!

زیبا شناسی ماتریالیستی باید در خدمت ادبیات عملگرا باشد یا برعکس، فضای باسواد نمودن سیاسی جامعه باید مدام تازه گردد، در سوسیالیسم ،ادبیات نقشی اجتماعی دارد. استالین میگفت نویسندگان و روشنفکران، مهندسان روان و روح افراد جامعه هستند. گرچه ادبیات در جامعه سرمایه داری در وضعیت مشکوکی است، پیش بینی و خبر مرگ ادبیات، خود میتواند یک استعاره ادبی باشد، شاید منظور ادبیات بورژوایی بوده.

نتیجه چنین حصار کشی به دور خود! باد دادن خرمن های کهنه، باعث غربت وعدم انطباق سازمان سیاسی با جامعه، عدم درک نیازهای اجتماعی ودورماندن ازمبارزه جاری وروزانه مردم وناتوانی در طرح شعارها وخواسته‌های مردم و کلی گوئی می‌گردد. این گروه بندی های درون سازمانی افراد را به تقابل با یکدیگر، یار ویار کشی وانشعاب میکشاند و موجب تحلیل رفتن مدام تشکیلات وکم رنگ وکم بنیه شدن نقش این احزاب و سازمانها در صحنه مبارزه سیاسی ، اجتماعی و فاصله گرفتن از مردم بخصوص نسل جوان می‌شود.

تنها اندکی از جان بدر بردگان هستند که گوشه هایی ازاین فاجعه هولناک بشری را برمَلا کرده اند. تااین زمان اندک اند کسانی که پای می فشارند براتحادی بین همه کسانی که دراین سالها عزیزان، دوستان، رفقا، فرزندان، همسران، خواهران، برادران، بستگان وهم‌اندیشگان خویش را از دست داده اند.

عمر قهرمانی جاودانه نیست اما قهرمانانی جاودانه اند که درشرایط سخت ودشوار با مردم باشند و در رنج‌های آنان سهیم باشند و از حقوق ستمدیدگان دفاع کنند، نه اینکه به ستمگران مشروعیت بخشند.

موضوع این شماره: مبارزه با مجازات اعدام

فصلنامه‌ی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد

همکاران این شماره: دکتر مهرداد درویش‌پور، منیژه ربیعی، دکتر سعید مدنی، حسن نادری، گراناز موسوى، احمد باقری، رضوان مقدم، مهرداد خامنه‌ای، حسین غبرایی، ن. س.، بامداد آزاد، داود احمدلو، بیــژن میثمــی، دکتر حسن نایب هاشم، وهاب انصاری، نسرین- ن، مراد رضایی و علی صمد

صفحه آرایی و گرافیک : مراد رضایی

زنده یاد بنی صدر عمری را قبل و بعد از انقلاب در مبارزه با استبداد داخلی، استیلای خارجی و ارتجاع و استبداد مذهبی سپری کرد. بنی صدر در طول حيات سياسی اش توانست برخی اشتباهات و اشتباه محاسباتش را اصلاح کند و یادگار نیکی از خویش در تاریخ ملی ایران برجای گذارد.

دخترک بی‌خبر از آنچه که می گذشت کنار حوض نشسته بود. به ماهی‌های سرخی که در چهار دیواری حوض با بی‌قراری می چرخیدند خیره شده بود. هراز چندی سری بیضی شکل از آب بیرون می آمد. دهانی کوچک مانند دهانه بادکنک چند بار باز و بسته می شد. هوا را به درون می کشد و باز حرکت بی‌قرار خود را در طول و عرض حوض ادامه می داد.

شهین که در خرداد سال ۱۳٥۰ دستگیر و به پنج سال محکوم شده بود تا سال ۱۳٥۶ در زندان ماند. در سال ۱۳۶۱ نیز دستگیر و چهار سال و نیم در جمهوری اسلامی به حبس بود و بار دیگر طعم تلخ زندان را چشید با همان صلابتی که زندان رژیم شاه را گذراند. او تا پایان زندگی اش به مردم عشق ورزید.

چهره پهلوانان مردمی، دوست داشتنی که در تمامی طول تاریخ با تلاش خودبا دلیری و پهلوانی خویش نهال امید در دل ها کاشته اند .پیروزی در این میدان ها که ببهای روزها وشب ها سخت کوشی وعرق ریختن وگذشتن از بسیاری خواسته ها صورت می گیرد!تلاش برای باز گردانیدن و حفظ غرور ملتی که سرانجام بلند خواهد شد و نقش آزادگی وحریت خود را بر تارک تاریخ این سرزمین که تختی ها ،قلیچ خانی ها نوید افکاری و نهایت یزدانی ها به نگهبانی ازآن بر دروازه وطن ایستاده اند خواهد زد.