سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۱ می ۲۰۲۱

نامه‌ها

نمی‌دانم چه کسی مادران را خبر کرده است. چند نفر از مادران مقابل در منزل ایستاده‌اند. مادری جلو می‌آید مادر«انوش» است. چمدانم را می‌گیرد؛ گوئی تَبرُکی است؛ می‌بوسد بالای سر می‌برد و فریاد می‌زند: "این سند جنایت خمینی است!" زیر بغلم را می‌گیرند و به داخل خانه‌ام می‌برند. میانه اتاق گیج و منگ ایستاده‌ام. حتی نشستن را هم فراموش کرده‌ام. خانم شریفی دستم را می‌گیرد سرش را آرام بر روی شانه‌ام می‌گذارد و گریه می‌کند. عکس هر دو پسرش را در کنار عکس برادرش روی دیوار می‌بینم. زیباترین پسرانی که می‌توان تصور کرد. برادر و پسر بزرگش فرامرز کشته‌شده رژیم شاه، و فرزین کشته‌شده رژیم خمینی؛ به‌راستی چگونه دوام آوردی؟

برای برون‌رفت از وضعیت ناهمآهنگ موجود و پرتوافکنی به مسئله‌ی پس‌زمینه‌ی فلسفه و فیزیک لازم است در عین تلاش ارائه نیروی گرانشی به زبان کوانتومی ضعف‌های احتمالی نظریه کوانتوم را برطرف و در صورت عدم موفقیت از این طریق نظریه جامع‌تری را که محیط بر نظریه نسبیت و نظریه کوانتوم باشد ارائه کنیم. در حال حاضر فیزیکدان‌ها سعی دارند به طرق مختلف از جمله کوانتیزه کردن نیروی گرانشی مسئله‌ی دشوارِ پس‌زمینه‌ را حل کنند.

اینها فرصتی بود برای او که دورترشود. سعی ام نتیجه نداد و به خودم هم مشکوک شدند؛ با صحبت و گفتگو منصرف نشدند. سه نفری بودند و تیزی به دست؛ این همه سال هنوز قیافه هایشان به یادم مانده؛ اخمو با ته ریشی و دهان هایی که از شدت خشم کف کرده بود؛ با سنینی بین هیجده نوزده سال؛ حایل شدم، دختر خواهرم اما زرنگ بود و جَلدی گریخت؛ تر وفرزبود و چالاک. شاید اگر آن چابکی را نداشت، صدمه می دید از دست آن اوباشان گزمه به دست. من اما تیزی تیغ را در فرار از دست آنان بر پشتم حس کردم. کُتم دونیمه شده بود واز آسترش که مملو از تراکت بود، در فضا پخش شد؛ و پیراهنم دو نیمه. در امتداد خیابان دویدن مان ادامه داشت و انبوه جمعیت موجب شد خطر از ما دور شود.

امیر که در آلمان میان فعالان سیاسی ایرانی «علی لر» نامیده می شد؛ او در تمام سال هائی که در این کشور زیست، همواره درد مردم را داشت و در عموم اعتراضاتی که علیه بیدادگری های حکومت اسلامی ایران، در کلن و شهرهای اطراف برگزار می شد، مشارکت فعال داشت. حضور او در حرکات مختلفی که در پشتیبانی از خواست های مردم ایران و دفاع از جنبش های مختلف کشورمان شکل می گرفت، چشم گیر بود.

مادر گلچوبیان مادری شجاع، صبور و یاوری همیشگی بود و امیدش روز دادخواهی و محاکمه آمران و عاملان جنایات های ضد بشری رژیم بود. او همیشه می گفت نگذارید یاس و‌ نومیدی بر قلب تان سایه اندازد. بمانید که ماندن ما و تلاش ما برای دادخواهی بزرگ‌ترین ضربه به رژیم است. نبود مادر گلچوبیان و دیگر مادران و خانواده های خاوران که از میان ما رفتند، وظیفه و مسئولیت ما را برای ادامه راه دادخواهی سنگین تر می‌کند. امید آنکه چون گذشته و این بار با عهدی با عزیران و مادران دادخواه، راهی که آنان آغازگرش بودند را بتوانیم به سرانجام برسانیم.

مناسبات و ارزش های رفتاری فرهنگی انسان ها، در طول تاریخ گذار تکاملی آنها از حیوان های گذشته به انسان های امروزی و رشد جوامع بشری، شکل گرفته و انباشته شده اند. بخشی از این ارزش های فرهنگی، بصورت انباشت تجربیات بشری برای تنظیم مناسبات زیست هارمونیک و اجتماعی آنها شکل گرفته است. بخشی دیگر بصورت بازتابی از اندیشه های خرافاتی متعلق به دوران گذار از حیوان به انسان در زندگی گذشته و حال اجتماعی که نه تنها هیچ پایه های علمی ندارند، بلکه خیلی موارد، بصورت های خشونت آمیز و ارتجاعی - خرافاتی بر پایه های تامین نیازهای غریزی مردسالارانه اجتماعی استوار نیست، تنظیم گردیده اند.

می‌ گفت صدای آنها طنین غُرش ِطبیعت است. می گفت از نزدیک دیده ام؛ اولین بار از هیجان می لرزیدم؛ هیجانی شبیه همان حسی که در اوج عشق یا به هنگام مواجهه با مرگ به انسان دست می دهد؛ وقتی حیرتم را دید گفت می دانم تلاشم برای توصیف آن لحظه بیهوده است اما چیزهایی در زندگی وجود دارد که کلمات از بیانش قاصر است و بضاعت زبان برای توصیف قلّه و قعر عواطف آدمی محدود و ناکارا؛

سئوال می‌شود که آیا شعبه امنیت سازمان در طول فعالیت خود دچار خطا بوده است یا نه؟ مسلم است که داشته، همانگونه که دیگر ارگان‌ها هر یک در حیطه کار خود کم یا زیاد خطا کردند و بدانگونه که کل کمیته مرکزی و نیز همه سازمان هم مرتکب خطا شدند. اما جداکردن یک نهاد از کل و خود کل را هم منفک از نوع فکر، برنامه، نوع سیاست و روش کار تشکیلاتی بررسی کردن، و سپس کوبیدن آن نهاد و مخصوصاً شخصی که به بهای بیشترین فشارهای وارده بر روی خود مسئولیت می‌پذیرد، مطلقاً ناپذیرفتنی است. این روش، حتی عامدانه هم نباشد در عمل چیزی جز پهن کردن فرش برای فرستادن یکی دیگر به دوزخ نیست! آین، ره بردن به بدترین ظلم در حق افراد و قصاص قبل از جنایت است.

او نیز می توانست مانند دیگر اعضای این شعبه، مانند مسئولان اصلی، چشم و دهان ببندد. سخنی در دفاع از خود و نقد این نوشته ها بر زبان نیاورد. اما این در طبیعت او نیست . او از جمله افرادی است که همیشه بر سرایمان خویش می لرزد و با چنگ و دندان از آن دفاع می کند. برای او مهم است که رو در روی کسانی بیاستد که بی مسئولانه سرکه و دوشاب را مخلوط می کنند و در بازار پر هیاهو و پر خریدار شایعه به جای عسل عرضه می دارند! بی آن که بر کلمه به کلمه و جمله به جمله آن چه نوشته وگفته اند دلیل روشن و ایقانی مسئولانه داشته باشند.

قانون دوم ترمودینامیک می‌گوید یک ابژکت زمانی تابشِ گرمائی دارد که همزمان آنتروپی آن رو به کاهش باشد. همین رابطه در مورد سیاه‌چاله‌‌ها نیز صدق می‌کند. یعنی، همزمان با تابشِ گرمائی آنتروپی سیاه‌چاله کاهش می‌یابد و متناسب با کاهشِ آنتروپی سطح افق‌ِ رویداد سیاه‌چاله نیز تغییر می‌کند، کوچکتر می‌شود.