دوشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۸ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۹

نامه‌ها

«هماهنگى ايرانيان - پاريس» براى اعتراض به رفتارهاى سركوبگرانه حكومت و آزادى همه زندانيان سياسى در ايران از شما انسان‌هاى آزاديخواه و مدافع حقوق بشر دعوت مى‌كند تا در روز شنبه، پنجم اکتبر ٢٠١٩ - ١٤ مهرماه ١٣٩٨ در تجمعى كه به همين منظور در پاريس برگزار خواهد كرد حضور به هم رسانيم.

ما که می خواهیم

همه زندگی کنند

عشق زلال؛ چون آب روشن باشد                                                               

انسان بودن و انسانیت مرامی همگیر شود.

[به این امید !

روزی دردها پایانی داشته باشد

در این میان دخترکی ریز نقش تحصیل کرده که به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاه است، تنها به خاطر دوست داشتن یک تیم فوتبالی و رفتن به استادیوم که حق ساده هر انسانی است دستگیر و زندانی ‌‌می‌‌گردد. او نسرین ستوده نیست! او نرگس محمدی یا آنتا دائمی نیست. جوانی است به شدت حساس با هزار زخم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی برتن.

اغلب مردان و زنان و گروه های از این گونه در تاریخ معاصر ما از درون آشفته بازار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدیدار شده اند، قدعلم كرده اند؛ ایده به میان آورده اند، خلاقیت بخرج داده اند، ملت را بسیج کرده اند، ایمان به آینده عادلانه و آزاد را در فضاى سياسى پاشیده اند، امید به آینده را با تدبیر مدیریت کرده اند و شاخص شده اند.

آفتاب کاملا بالا آمده و زمان به صلات ظهر نزدیک ‌می‌ شود. فروشندگان روستا‌یی بساط خود را پهن کرده اند.بساط‌های رنگارنگ از روسری‌های پشمی دست باف تا سوزنی‌ها‌یی با رنگ‌های شاد و درخشان‌، همراه با متاع بنجل چینی.

فلسفه زندگی دیلتای از نوع علوم انسانی است. او را متفکر این شاخه علوم اجتماعی نیز بشمار می آورند. اگر برای هگل یک نیرو و ارزش مطلق وجود داشت، برای دیلتای همه چیز نسبی است. او از جمله تاریخ گرایانی است که نسبی فکر میکرد. روش و متد های علوم انسانی ساختاری او به ادعای غربیها، امروزه اثبات شده و قابل استفاده است.

خدای آسمانی در سیمای انسان سازنده و تولیدگر ظاهر شده بود. انسان نوین بافت و عنصر درونی نقاشی‌‌های بزرگ دیوارهای ساختمان‌‌ها ی دولتی دانشگاه‌‌ها تئاترها، ورزشگاه‌‌ها را تشکیل ‌‌می‌داد. ساختمان‌‌های سنگی عظیم که عمدتاً در زمان استالین ساخته شدند تا نمایانگر عظمت سوسیالیسم باشند.

یادها و خاطرات دو عزیز برایم فراموش ناشدنی هستند؛ زین العابدین کاظمی همکلاس و دوست ورزشی‌ام و پسرعمویم رئوف بلدی. در این سالگرد فاجعه ملی یادی می‌کنم از این دو عزیزم با تصاویری که در کنار آنها دارم.

از اتاقی کوچک که اتاق بازرسی بدنی است بگذرم‌‌ - تا دقیقه ای بعد با باز شدن در آخر‌‌ - دختر بچه ای که با تمام توانش ‌‌می‌دود تا خود را به خط پایان برساند و تو‌‌ - پدرم در آن سوی خط زانو زده ای روی زمین تا هم قد من باشی و دستهایت را از دو طرف باز کرده ای‌‌ - و دقیقه ای بعد پرنده ای هستم که پرتاب ‌‌می‌شود در آغوش تو‌‌ - محکم بغلش ‌‌می‌کنی – محکم بغلت ‌‌می‌کنم‌‌ - روی دست‌‌هایت بلندم ‌‌می‌کنی‌‌ - ‌‌می‌خندم‌‌ - در هوا ‌‌می‌چرخانی ام‌‌

ابله کسانی که فکر ‌می‌‌‌کنند باخذف نامی، پیکره یادبودی،نام خیابانی، ‌می‌‌‌توان تاریخ را از خاظره مردم زدود‌. با هر حذف کردنی بخشی از هویت تاریخی و ذهنیت تاریخی مردم در سایه قرار ‌می‌‌‌گیرد درخت زندگی اجتماعی و تاریخی مردم بی برگ و بار ‌می‌‌‌شود شادابی خود از دست ‌می‌‌‌دهد.