چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۶ ژانویه ۲۰۲۲

سياسی

در کانون صف بندی‌های جاری در جهان، پرسش محوری باید این باشد و پرسیده شود که چپ پایبند به آرمان و دارای حس مسئولیت واقعی نسبت به مردم خود را در کدامین رویکرد باید نشان دهد و ملاک تشخیص در این زمینه اصولاً چیست؟ چپ بودن آیا به اینست که در پرتو نگرشی قطبی و بخاطر مخالفت با فلان قطب جهانی، جانب قطب دیگری از دنیا را گرفت یا که در پرهیز از قطبی نگری برای کشورش، سیاستی متوازن و مناسبات سازنده با همه اقطاب را خواست؟ اولی چه بداند و چه نداند و چه بخواهد یا نخواهد عملاً در انطباق با مشی "رو به شرق" جمهوری اسلامی گام می‌زند و مشوق تولید "سردار سلیمانی"هاست، دومی اما سیاست متفاوت دانستن جمهوری اسلامی و ایران را دارد.

در مورد آبتین هم عملاً سنت حذف عمل کرد. او و خانواده‌اش چه اندازه از زندانبان خواست تا حق انسانی وی برای قرار گرفتن زیر نظر پزشک متخصص و امکانات لازم درمانی را رعایت کند؟ چه هشدارهایی که در رابطه با وضعیت اضطراری مرگبارش، خانواده و دوستان او، جامعه هنری و مدافعان حقوق بشر به حکومتی‌ها ندادند؟ اما تصمیم کلیدداران زندان بی اعتنایی محض به همه این درخواست‌ها و هشدارها بود ولو به قیمت مرگ هنرمند آزاد و مسئولی تمام شود که تا واپسین دم از اعتراض مدنی مداوم خود به تبهکاری‌های نظام حاکم دست نشست. نام این اگر قتل نیست پس چیست؟

در آغاز دهه چهل بود که اعتصاب سراسری معلمان کشور بحران سیاسی در کشور را به تحول سیاسی فرارویاند و در انقلاب بهمن بود که اعتصاب آموزگاران پابپای اعتصاب کارگران نفت، دولت را فلج کرد و دانش آموزان را به خیابان‌ها کشاند. در این دوره نیز اموزگار جزو راویان اجتماعی و سیاسی مهم کشور است و چه بسا مهم‌تر از هر وقت دیگر. اعتصاب معلمان حرکتی بسیار با اهمیت در جنبش اجتماعی – سیاسی کشور است که جدا از افت و خیزهایش می‌تواند مهر و نشان خود را بر روند تحولات بکوبد.

گسترش محدودیتهای زمانی و موضوعی پیش بینی شده در برجام بر فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی از سوئی و از سوی دیگر رفع تحریمهای هسته ای، عادی سازی روابط اقتصادی و تجاری امریکا و اروپا با ایران با تضمینهای معین، راه حل "مطلوب ممکن" همۀ طرفهاست. اگر این راه حل را "پلان آ"ی تمامی طرفهای درگیر بدانیم، "پلان ب" ای در چارچوب آنچه می خواهند، وجود ندارد. برای پلان ب، یعنی پلانی در صورت عدم توافق، نه جمهوری اسلامی در موقعیت تحمل بی زمان تحریمهاست، و نه امریکا در صدد بازگشت جنگی به خاورمیانه.

* حکومت واهمه داشت که روز جمعه اين هفته گردهمائی بزرگتر از هفته قبل برگزار شود. به همين خاطر دست بکار شد و شورای ميرآب و آب بر را وادار کرد که پايان گردهمائی را اعلام کند. ولی بخشی از کشاورزان حاضر نشدند که محل را ترک کنند. سرکوب گران چادرها را آتش زدند و روز جمعه به سرکوب گسترده مردم روی آوردند و به سوی مردم گاز اشک آور و گلوله های ساچمه ای شليک کردند. گفته می شود که بيش از ۲۰۰ نفر دستگير و عده زيادی زخمی شده آند. بگفته پزشگ يکی از بيمارستان های اصفهان، ۷۰ زخمی در بيمارستان بستری شده و تعدادی از آن ها بينائی خود را از دست داده اند.

چند دستگی در قدرت کابل را، هم در طول انواع مذاکرات برای صلح و آشتی می‌شد دید و هم حالا در پسا متلاشی شدن این دولت می‌توان مشاهده کرد. گروه‌های اعزامی از سوی آن به مذاکرات دوحه قطر و آستانه کازاخستان مجموعه‌هایی بودند‌ ناهماهنگ در برابر طالبان‌ای که چون صفی واحد سخن واحد می‌گفتند. کابل کنونی، صحنه مواجهه برنده‌ای متحد با بازندگان متفرق است و بخاطر وضعیت پراکندگی و خصومت‌ها میان خود بعید است در مهار اقتدار طلبی طالبان موفق شوند. اهرم فشار بر طالبان در مقطع کنونی را باید در زهدان توافقات قدرت‌های ذینفع در افغانستان جست و عامل اصلی برای تعیین تکلیف با طالبانیسم را در مقاومت دراز مدت مردمی.

حزب ما همچنان مصمم به دنبال این است تا جهان دیگری بسازد. جهانی امروزی و این دنیایی که خوشبختی و شادی انسان مرکز اصلی توجهش است. تکیه‌گاه اصلی چپ؛ نیروی کار، اقلیت‌های جامعه، جامعه‌ی مدنی و جنبش‌های اجتماعی است. سیمای چپ از دید ما، جهانی دمکراتیک‌تر، شادتر و انسانی‌تر برای جامعه‌ی بشری است.

جمهوری اسلامی با بحرانهای انباشته و درهم تنيده از جمله بحران مشروعیت، بحران مديريت و ناکارآمدی، بحران اقتصادی، بحران زیستمحیطی، بحران مشارکت، بحران اعتماد اجتماعی، بحران فساد سیستماتیک و ساختارمند، بحران اخلاقی و بحران سیاست خارجی روبرو است. اين بحرانها آینده‌ی کشور را تهدید می‌کند. برای غلبه بر اين بحرانها و خروج از بن بست‌ها، جامعه‌ی ما نيازمند گذار از جمهوری اسلامی و استقرار نظام متکی بر اراده‌‌ی آزاد مردم است.

نیروهای چپ بخش بزرگی از نحله‌ی جمهوریخواهان ایران را تشکیل می دهند و از تنوع درونی گسترده‌ای برخوردارند؛ در احزاب، سازمان‌ها و نهادهای مدنی متشکل هستند و يا به‌صورت کنشگر چپ برآمد می کنند و گرایشات نظری، برنامه ای و سیاسی متفاوتی را در عرصه‌ی عمومی دنبال می‌کنند. نقطه اشتراک اصلی این نیروها، با تمام تنوع و تکثر آن‌ها، رفع تبعيض، دفاع از آزادی، عدالت اجتماعی، منافع مزد و حقوق بگیران، جنبش‌های اجتماعی و جامعه مدنی ایران است. این نیروها مؤلفه های بالقوه، پراکنده و اما پیگیر یک ثقل وسیع چپ را تشکیل می‌دهند، اما از تبدیل شدن به یک نیروی متحد فاصله‌ دارند.

 

این "انتخابات" نه آغاز جدیدی برای نظام بود و نه نقطه پایانی بر رفتار قدیم آن. ایستگاهی است در وسط‌ راهی که "بیت" ولایی، سودای پیمودن تام و تمام آن را در سر‌ دارد. نقطه عطفی در نقشه‌ای از پیش چیده شده برای ایجاد حکومتی یکدست در نظامی نوعاً تمامیت خواه. همانی که مدتهاست شاهد پیاده شدنش هستیم. نظامی که شرط نمی‌پذیرد؛ چون اگر تن به مشروطه دهد دچار بیگانگی با علت وجودی خویش می‌شود و چرا که با تمکین به شرط و شروط، ولایت دیگر همانی نخواهد بود که هست. رضایت دادن به انتخابات واقعی، برای ولایت اولی الامر، پذیرش انقراض است!