جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸ - ۶ دسامبر ۲۰۱۹

صادق کار

خیزش سراسری تا کنون بە رغم سرکوب مسلحانە آن توسط حکومت، چند ارمغان و دستآورد بسیار مهم برای مردم ایران داشتە است. تثبیت جنبش اجتماعی دی ماە ٩٦ بە مثابە جنبشی بکلی مستقل از جناح های حکومتی و مبری از دخالت های خارجی، تقویت همبستگی، همگرایی و مقاومت در میان مردم! این چهار عامل شاخص ترین دستاوردهای خیزش آبان ماە و از عوامل پایداری و نیرومند ماندن خود این خیزش هستند.

همە ما وظیفە داریم بە هر شکل و با هر امکانی کە در اختیار داریم مانع سرکوب این خیزش توسط جنایتکاران حاکم شویم. علیە کشتار و سرکوب و زندانی کردن مردمی کە در اعتراضات علیە گرانی بنزین دستگیر شدەاند، برای آزادی بازداشت شدگان و درمان مجروحین همە مردم باید اعتراض و تلاش کنند. اگر اعتراضات زیاد و گستردە باشد رژیم قادر بە سرکوب آنها نیست. 

سر هیچ کس برای شورش و انقلاب درد نمی کند، همە می خواهند از راە های مسالمت آمیز و بە دور از خشونت بە حق و حقوق طبیعی شآن برسند و در صلح و آرامش زندگی و کار کنند. اما زمانی کە کار بە بن بست می کشد و مقصر حاضر بە عقب نشینی نمی شود بە ناگریز کار بە شورش و انقلاب می کشد. بن بست میان حکومت و کارگران یا باید با عقب نشینی حکومت و کارفرمایان بشکند و یا با شورش و انقلاب!

زحمتکشان ایران بر خلاف رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مسئولین حکومت، از جنبش اجتماعی مردمی و مترقی در عراق و دیگر کشورها حمایت و تحریک بە سرکوب آنها را محکوم می کند. پیروزی و موفقیعت هر یک از آنها در هر جای جهان کە باشند پیروزی برای دیگر جنبش هاست و ناکامی شان نیز بە همچنین شکست همگی آنها محسوب می شود.

هر منشور و برنامەای در شرایط کنونی کە درب مجلس بە روی نمایندگان واقعی مردم بستە است بایستی در سطح جامعە و جنبش کە حکم مجلس را دارند بە معرض آزمون و قضاوت گذاشتە شود. تغییرات واقعی از این پس در سطح جامعە است کە رقم خواهد خورد!

در ایران استبداد زدە کە زیر لوای خصوصی سازی منابع ملی بە غارت بردە می شود و حق اعتصاب و تشکل از کارگر سلب شدە است، عواقب خصوصی سازی بە مراتب خطرناکتر از شیلی امروزی و مشابە شیلی دوران پینوشە است کە در نهایت بە جز فقر و بی عدالتی و رنج و درد برای اكثریت مردم و ثروت و مکنت بسیار برای یک اقلیت کوچک در بر ندارد.

بطور مشخص در مقطع کنونی تحریم انتخابات همراە با گسترش اعتصابات و تلفیق این دو یک سیاست تاکتیکی و کنشی ایجابی و موثر می تواند باشد. اگر کارگر بخواهد در معادلات سیاسی و اقتصادی بە حساب بیاید و حق و حقوق اش مد نظر قرار گیرد، حتما باید در سیاست فعالانە شرکت داشتە باشد!

 سرکوب جنبش کارگری تنها بە تضعیف حق و حقوق کارگران و اقشار پایین جامعە منجر نشدە است، لایحە های میانی بە پایین و مدرن طبقە متوسط را هم تضعیف نمودە است، مبارزە زنان برای برابری و علیە تبعیضات جنسی و دیگر گروەهای اجتماعی عدالت خواە را نیز تضعیف نمودە است. این فعل و انفعالات سبب ساز شکل گیری یک تمایل نیرومند عدالت خواهانە در میان گروە های آسیب دیدە از بی عدالتی های موجود گردیدە

خانوادەهای کارگرانی کە دستمزدهای نان آورشآن کفاف هزینە ١٠ روز از هزینەهای زندگی شان را بیشتر نمی دهد و همین مقدار ناچیز را هم با تاخیر چند ماهە می گیرند، از کجا باید وثیقە ٥٠ میلیونی را تامین کنند؟و بالاخرە این چە عدالت اسلامی ست کە مدیر اختلاسگر از زندان آزاد می شود و در عوض کارگری کە طلب حق می کند بە زندان می افتد؟ این فعل و انفعالات آیا نتیجە همان وعدە رفتار با کارگران بر اساس "رافت اسلامی" رئیس قوە قضائیە است؟