شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

حزب چپ ایران(فدائیان خلق)، براین باور است که سیاست کشور ما در رابطه با منطقه‌ی جنوب قفقاز باید سیاست دوستی با همسایگان باشد. با احتراز از هرگونه فزون خواهی و در همان‌حال ایستادگی بر سر منافع ملی و ناظر بر روابط سازنده با تک تک این کشورها به شمول آذربایجان و ارمنستان تا رسیدن به سطح تشکیل اتحادیه‌ی منطقه‌ای. این رویکرد نیز باید جزیی از کلیت سیاست خارجی ما درقبال جهان و منطقه باشد. میهن ما نیازمند برقراری رابطه با همه کشورهای جهان است و خود نیز می‌تواند با برآمد در چهره مبتکر اتحادیه منطقه‌ای در خاورمیانه، متکی بر ظرفیت‌های عظیمی که دارد از این اتحادیه بهره فراوان‌ برگیرد.

ابوالحسن بنی صدر با ایستادگی در برابر روحانیون حکومتی و عدم تمکین از شخص خمینی ولی فقیه، زیستن در آزادی را بر ماندن در قدرت و همراهی و همگامی با مستبدان و قدرت طلبان ترجیح داد و در برابر آن‌ها سرفرود نیاورد. اگرچه جهان را با باورهای مذهبی خود تعبیر و تفسیر می‌کرد، اما بر ارزش‌هایی نیز پای می‌فشرد که فراتر از عرصه‌ی تنگ ایدئولوژی استبداد مذهبی حاکم قرار داشتند. بنی صدر انسانی وطن‌دوست و معتقد به آزادی و استقلال کشور بود. در طول عمر خود مصدق را الگوی خود می‌دانست و هیچ مصلحتی را فراتر از مصالح ملی ایران قرار نداد.

دهه ۲۰ دوره بالندگی حزب توده ايران بود. متاسفانه با کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و سرکوب بی سابقه حزب، اين دوره بپايان رسيد و حزب وارد دوره افول حيات خود تا سال ۱۳۵۷ گرديد. اما بار ديگر حزب با انقلاب بهمن فعالانه وارد صحنه سياسی کشور شد، حوزه های حزبی را در سراسر ايران راه انداخت، ادبيات مارکسيستی را به صورت گسترده نشر داد و در روندهای سياسی کشور نقش موثر ايفا نمود. حزب در طول چهار سال فعاليت علنی بطور شتابناک گسترش پيدا کرد. جمهوری اسلامی فعاليت حزب توده ايران را تاب نيآورد و ضربه کاری بر آن وارد آورد، هزاران توده ای را دستگير و عده زيادی از کادرها و رهبران حزب را اعدام کرد. با اين وجود حزب عليرغم ضربات و جدائی ها، قادر شد صفوف خود را بازسازی کند و به حيات خود ادامه دهد.

موضوع مرکزی اعتراضات، عدم اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان است که از تاریخ تهیه‌ی آن ٨ سال می‌گذرد. بنا به این طرح قرار بوده‌است که آموزگاران در ٤ رتبه مربی معلم، استادیار معلم، دانشیار معلم و استاد معلم تعریف شوند و حداقل ٨٠ درصد حقوق متناظر با هم‌ردیف‌های خود در دانشگاه را دریافت کنند که تاکنون خبری از اجرای آن نیست. در این ٨ سال مسئولان بارها وعده‌ی عملیاتی کردن این طرح را داده‌اند ولی هنوز اقدامی نشده‌است. آخرین باری که قول قطعی اجرای این طرح داده شد، مهرماه ٩٨ بود که آن نیز توخالی از آب درآمد.

همکاری سه سازمان و حزب در چند سال گذشته، تجربه گرانقدر هم بجهت مناسبات درونی بين آن ها و هم بلحاط همکاری جريان های سياسی است. حزب چپ ايران (فدائيان خلق) همکاری سه سازمان و حزب را ارج می گذارد و می کوشد که اين همکاری ها ارتقا يابد و طيف وسعيتری از نيروهای جمهوري خواه را فرا گيرد.

برکشیدن کابینه‌ی رئیسی که رئیس آن از مجریان و تصمیم گیرندگان اصلی کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ است و در طول چهل و سه سال گذشته جزو دستگاه قضائی جنایتکار حکومت بوده‌، که احکام مرگ صادر می‌کرده‌است، دهن کجی به مردم داغدیده‌ی کشور و در نفس خود، اقدامی جنایتکارانه است. در عین حال،‌ کابینه‌ی رئیسی با تمام هزینه‌ای که خامنه‌ای و اطرافیان او خرج چیدمان آن کرده‌اند، آئینه‌ی کامل درماندگی کل رژیم و قبل از همه ورشکستگی خود خامنه‌ای است. این کابینه، هم‌چون معمار خود، علی خامنه‌ای، بر این تصور است که با شعارهای دهن پرکن می‌توان کشور را اداره کرد.

اکنون با اعلام ترکیب دولت طالبان، مقاومت مردمی پنجشیر که نخستین درخواست‌ آن تشکیل دولتی فراگیر است، حقانیت خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. دولتی که وزرای آن جملگی عنوان سرپرست را بر خود دارند منحصراً مرکب از سرکردگان طالبان است و ترکیب آن خبر از اعمال اقتدار بر دیگر اقوام کشور را می‌دهد. دولتی که سرپرستی وزارت داخله‌اش در قبضه رهبر تندروترین شاخه طالبان قرار دارد و انجام خونبارترین عملیات تروریستی ثبت سیاهه اعمال آن در سال‌های گذشته است.

اکنون صدای اعتراضات نیروهای دادخواه که از همان روزهای نخست بلند بود، چنان اوج گرفته است که خبر این کشتار به گوش مردم ایران در دور افتاده‌ترین نقاط کشور هم رسیده‌است. بدون تردید این صدای دادخواهی با گذشت زمان طنین رساتری خواهد یافت و حلقه‌ی محاصره‌ی قاتلان و جانیان روز به روز تنگ‌تر خواهد شد و دیر نیست که شاهد محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ هم باشیم. در خارج از کشور سال‌هاست که ماموران تروریست جمهوری اسلامی به پای میز محاکمه کشیده می شوند.

مسئله مرکزی لحظه حاضر اما چه در برابر خود طالبان و چه برای مردم افغانستان و نیروهای سیاسی غیر طالب عبارت از حد و نوع حاکمیت طالبان بر این سرزمین است. مبتنی بر تجربه، کمتر کسی واقعیت طالبان به عنوان واقعیتی از افغانستان را رد می‌کند. بحث، اساساً سر حدود سلطه طالبان و کشورداری آنانی است که به لحاظ نگرش و عقاید همان طالبان قبلی‌اند. هرگونه خوش بینی نسبت به اصلاح پذیری کلیت طالبان، یک ارزیابی خطرناک و خطای سیاسی مهلک خواهد بود.