شنبه ۲۱ تير ۱۳۹۹ - ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۰

سرسخن

هر برخورد با قرار داد میان چین و جمهوری اسلامی اول باید تکلیف خود در قبال این گزینه استراتژیک را روشن کند که ایران در جهان عملاً موجود مبتنی بر بلوک قدرت‌ها و کانون‌های منافع کجا را باید بگیرد؟ فقط غربی، صرفاً شرقی، نه غربی و نه شرقی، یا که هم غربی و هم شرقی؟! ایران ناگزیر از ورود در بده بستان‌های اقتصادی و سیاسی است، پرسش اما اینست که موازنه را در چه نقطه‌ از مختصات جهانی باید بجوید تا خود نیز بازیگری از صحنه شود و نه که بازیچه این یا آن قدرت انحصاری.

آنچه در هفته های گذشته در سراسر اروپا، در برلین، پاریس، لندن، منچستر، لیورپول، فرانک، آمستردام و بسیار شهر های دیگر اروپا شاهد بودیم، هرچند در درجه نخست ابراز همبستگی با معترضان امریکایی بود، اما بیش از هرچیز، واکنشی بود علیه خشونت نژادی، راسیسیم و پوپولیسم راست نژاد پرستانه در اروپا و برای عدالت و نوعی همبستگی بین قاره ای و به جرأت جهانی، برای صلح، خشنونت پرهیزی، علیه نژادپرستی و فاشیسم، علیه پوپولیسم راست و برای عدالت ومحیط زیست.

انتخابات آمریکا با هر خروجی هم که از خود بیرون دهد، وضعیت دیگری پدید خواهد آورد. اگر جو بایدن سر کار بیاید، خودفریبی خواهد بود هرگاه گمان رود دولت او بدون گرفتن امتیازهای جدی از جمهوری اسلامی دچار تنگناهای ناشی از تحریم‌های حداکثری، به همین سادگی برجام را احیاء کند. چون اصل مسئله در مناسبات دو طرف برای هر دولت آمریکایی، نه صرفاً موضوع هسته‌ای تهران بلکه عمدتاً سیاست خارجی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی است.

تأثیر این انشعاب در پراکنده سازی نیروهای جنبش فدائی و شکست های پیاپی، چه در درون تشکیلات های گوناگون شکل گرفته پس از این انشعاب و چه در صحنه سیاسی کشور، و خدشه وارد آمدن به اعتماد در رابطه میان «فدائی با فدائی» و نیز «مردم با فدائی»، را هنوز نیز می توان دید و در صورت نپرداختن به آن با نگاهی که «از جایگاه امروز» نام می دهند، روند خدشه به اعتمادها ادامه خواهد یافت.

همین آمار دروغین که کشته ها را بین ۲۰۰ تا ۲۳۰ نفز اعلام می کنند نشانه بی ارزش دانستن جان انسان هاست. یعنی در همین آمار تکلیف جان 30 تن مشخص نیست. گوئی عدد ۳۰ تنها یک رقم ریاضی است و ربطی به جان و هستی انسان ها ندارد. فقط کسانی که از انسانیت بدورند می توانند انسان را در ردیف اعداد ریاضی کم و زیاد بشمارند.

ریاست قالیباف بر مجلس یازدهم، یادآور حکایت شهردار شدن اوست. خود او در این مورد در یک فایل صوتی اعتراف کرده‌است که محمدی گلپایگانی رئیس دفتر خامنه‌ای، یک روز به او زنگ زده و از او خواسته‌است که بیاید و همراه او به جلسه شورای شهر برود. در همان جلسه هم گویا جناب «رئیس دفتر» تمایل خود را به شهرادار شدن همراه خود اعلام می کند. اعلام این «تمایل» همان و ۱۲ سال ریاست قالیباف بر شهر تهران همان.

قالیباف با چنین رسالت و مأموریتی رئیس مجلس شده است. هنر این بی‌بته فقط به این بوده که توانست با رصد کردن تمایلات کانون اصلی قدرت در نظام، قطب نمای رفتار خود را با آن تنظیم نماید. "جوان" مد نظر خامنه‌ای به عنوان "عدالت خواه" معترض به فساد و رانت خواری و دزدی و انحراف از انقلاب اسلامی، عملاً کسانی چون رئیسی آدمکش در راس قوه قضائیه و کلان دزدی چون قالیباف در راس قوه مقننه هستند!

با توجه به ورشکستگی اقتصادی و فقر و گرانی امکان شکل گیری شورش و هرج و مرج را نباید نامحتمل دانست. در صورتی که اوضاع بدین سو کشیده شود، بیش از همه به زیان مردم و سازمان هائی است که برای آزادی و عدالت اجتماعی و بهبود شرایط زیستی مردم مبارزه می کنند. اهمیت دارد جریانات سیاسی مدافع منافع کارگران و تهیدستان با درک چنین شرایطی مبارزه مطالباتی را در دستور قرار داده تا هم در مقطع، از دامنه فشار فقر و گرانی کاسته شود و هم امکان مبارزه برای دستیابی به دموکراسی با عبور از جمهوری اسلامی هموار گردد.