جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸ ژوئن ۲۰۲۱

سرسخن

گروه های وسيعی از جامعه چندين دوره صندق های رای را تجربه کردند و به اين دريافت رسيدند که در جمهوری اسلامی از صندوق های رأی تحولی برنمی خيزد. آن ها امید به گشایش در جمهوری اسلامی را هم از دست داده‌اند. تجربه‌ی دولت روحانی آخرین میخ را بر تابوت انتخابات مهندسی شده در جمهوری اسلامی کوبید و ‌اعتماد بخشی از جامعه به انتخابات فرمایشی در جمهوری اسلامی را به گور سپرد.

برای "رئیسی"، "مستضعفان" همان معنی را دارد که خامنه‌ای بعد جریان خیزش اعتراضی زحمتکشان در آبان ۹٨ ارایه داد. خامنه‌ای در آن سخنرانی‌ با ارجاع به قران، خودش و نیروی بسیج را مصداق "مستضعفان" معرفی کرد و گفت: "مستضعفین را بد معنا میکنند؛ مستضعفین را به افراد فرودست یا ... اقشار آسیب‌پذیر، یعنی آسیب‌پذیران [نسبت می‌دهند]؛ نه. [در] قرآن، مستضعف یعنی آن کسی که بالقوّه صاحب وراثت عالَم است". این سخنان در توجیه سرکوب بیرحمانه آن توده جان به لب رسیده‌ای به بیان درآمد که "نیروی بسیج" تحت فرمان سپاه ١٠٠ها تن از آن را کشت و بیش از ٧٠٠٠ نفر را هم بازداشت کرد.

هر جریان سیاسی که از آزادی و دموکراسی دفاع می کند، باید نشان دهد که ازادی را برای همگان می خواهد، حتی به بهای باخت خویش در این یا آن رقابت؛ آن که از آزادی حرف می زند ولی به آزادی برای همگان، در حرف و در عمل، باورمند نباشد، به نام آزادی، دانسته یا ندانسته عوامفریبی می کند. نه! همگانی به رژیم اسلامی لازم است، ولی وقتی کافی می شود که با مفهوم آزادی برای همگان و با مرزبندی با جریانات سیاسی غیر پای بند به این مفهوم همراه گردد.

خامنەای با سخنان امروز خود در واقع نە تنها آب پاکی روی دست اصلاح طلبان حکومتی و همە آن کسانی کە مرتب بە مردم توصیە می کنند در انتخابات شرکت کنند و نگذارند انتخابات بی رونق برگزار شود ریخت وخط و خطوط شورای نگهبان و دیگر دستگاە های برگزار کنندە ا نتخابات پیش رو را روشنتر کرد. بلکە با تأکید ویژە بر همە کارە بودن خودش، بە گستردەتر شدن تحریم انتخابات توسط مردم نیز دامن زد.

آنچه امروز می‌‌تواند به مثابه یک نیاز و تضمین برای عدم تکرار آزمون ٥۷ عمل کند، و راه را بر تکرار خطای موجب این چهل سال و اندی ببندد، نه همگرایی اشخاص و فعالان سیاسی اجتماعی، حول "باید برود"، بلکه تلاش برای همراهی و هماهنگی عملی احزاب و سازمان‌هایی است که دارای برنامه عمل برای امروز و فردای کشور، و مصمم به نهادینه کردن مفهوم واقعی واژه «جمهوری» در فردای گذر از جمهوری اسلامی هستند.

وضعیت در مقطع کنونی را می‌توان کشاکش در آستانه‌ی مذاکره، برای ورود به آن از موضع قوی‌تر و حساب شده‌تر تعریف کرد. فاز فعلی، نه انکار مذاکره، بلکه بیشتر فاز تدارک مذاکره است. تمهید برای مذاکره از سوی طرفین، حتی به قیمت ریسک هایی که چه بسا خود مذاکره را نیز به خطر بیندازند! فعلا هیچ کدام از دو طرف در موضع نفی مذاکره و امتناع از مذاکره نیستند.

هم اکنون در آستانە سال روز انقلاب بهمن بە نظر می رسد کە دوبارە شبح برآمد تودهگیر دیگری بر فراز ایران در حرکت است؛ فریاد اعتراض گروە های اجتماعی مختلف علیە رژیم از هر سو بلند است. همان مطالباتی کە مردم ٤٢ سال پیش برای آنها انقلاب کردند و در اثر تسلط و خیانت خمینی و دارودستە وی بر کشور هیچ کدامشان عملی نشدند مطالبات اصلی امروز مردم هستند. مطالباتی همچون نان کار آزادی عدالت اجتماعی، دمکراسی، برابری.

دليل اصلی پيشقدم شدن خامنه ای و مجلس برای سمت دادن و مهندسی کردن انتخابات، به برنامه بلوک قدرت برای يکدست سازی جکومت بر می گردد. بلوک قدرت از مدت ها پيش تصميم به يکدست کردن حکومت گرفته است. جمهوری اسلامی به شدت از اعتراضات مطالباتی و خيزش مردم و از فشارهای بين المللی نگران است و برای کاربست مشت آهنين در مقابل اعتراضات مردم و مقاومت در مقابل فشارهای خارجی، به کاهش شکاف های درونی و يکدست سازی قدرت سياسی نيازمند است.

نیاز جمهوری اسلامی به یک رئیس جمهور مقتدر سپاهی، انکار اقتدار "مطلقۀ" ولایت فقیه است، و در کنه خود یک فریب دیگر، نوعی بازی با روان اجتماعی مردم تا حفرۀ بزرگ فقدان امنیت را در اذهان پر کند و مهمتر این که مگر این روان اجتماعی رویگردان از ولایت، بار دیگر به شخصیتی در درون حاکمیت دل بندد؛ کسی که گویا "مثل هیچ کس نیست" و قرار است در برابر ولی فقیه به مقام تدارکاتچی تنزل نکند و به وعده های خود وفادار بماند.

در جامعه گفته می‌شود که حکومت تصمیم دارد واکسیناسیون مردم را منوط به تولید آن در داخل کند. روندی که، چشم انداز مثبتی از خود نشان نمی‌دهد و هیچ کس هم نمی‌تواند در باره سالم و امن بودن و قدرت تاثیر آن تضمینی دهد. این در یک کلام، یعنی بازی با جان مردم.