چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹ - ۲ دسامبر ۲۰۲۰

سرسخن

شکست ترامپ در حد خود، گامی است در جهت مهار تخریب بیشتر مناسبات ایران و آمریکا و پیروزی بایدن می تواند فرصتی مغتنم برای حل مشکلات بین دو کشور باشد. باید جمهوری اسلامی را وادار کرد که با تن دادن به خواست مردم، از سیاست خارجی تنش‌زای خود پا پس نهد. در عین حال، هم‌گام با نیروهای پیشرو در جامعه‌ی آمریکا و سراسر جهان می‌توان امیدوار بود که در چشم انداز، گشایش‌هایی برای جنبش‌های اجتماعی زنان، کارگران، معلمان و زحمتکشان، اندیشمندان، کنشگران چپ، مدافعان حقوق بشر، فعالان حفظ محیط زیست و اقلیت‌های اتنیکی از هر نژاد و رنگ، با هر نگاه و باور و هر موقعیت اجتماعی، ممکن گردد.

قتل وحشیانه معلم تاریخ در فرانسه محکوم است. باید در کنار مردم و علیه بنیادگرایی اسلامی، از ارزش های دموکراسی و لائیسیته دفاع کرد. تا زمانی که نقطه پایانی بر تبعیض، فقر و بی عدالتی و غارت ثروت های مردم گذاشته نشود و تحولاتی در این سمت صورت نگیرد، راه برای به بازی گرفتن احساسات مردم توسط اربابان قدرت و ثروت باز می ماند و جهل و ترور باز هم می تواند قربانیان دیگری در نقاط مختلف جهان را بکام خود بکشد.

در مقابل، مخالفان سیاسی هر نظام و وضعیتی را داریم که با عملکرد یا بی‌عملی خود ناگزیر از نشان دادن آنند که به چه میزان از علامت‌دهی‌های جامعه و جزر و مدهای آن درس گرفته‌اند تا خود را برای نقش آفرینی در برآمد بعدی آماده کنند. اصلاً آیا قادر به استنتاجی پوشش دهنده از برآمدهای کوچک و بزرگ هستند تا بتوانند در موقعیت بازیگری و جهت دهی به حرکاتی قرار گیرند که جامعه در بطن خود می‌پرورد؟

علی

هر شهروند ایرانی، اعم از زن و مرد، باید با اعلام همبستگی، دربرابر هرگونه خشونتی علیه زنان به هر بهانه ای از جمله دستاویز «بدحجابی» بایستد. باید با فریاد رسا، فرمانهای امامان جمعه را در نطفه خفه کرد. باید خواستار جدائی دین از دولت شد، تا دست امامان جمعه و رهبر آنان خامنهای، برای همیشه از دخالت در امور جامعه و تحدید کردن حقوق و آزادی های شهروندان به بهانه های واهی از جمله «نهی از منکر» کوتاه گردد و دیگر نتوانند فضا را برای زنان ناامن کنند!

اقتصاد کشور با چندين ابرچالش روبرو است. رشد اقتصادی منفی، نرخ بيکاری دو رقمی، تورم مزمن، فقر گسترده، تعميق شکاف طبقاتی، تمرکز ثروت در دست لايه نازکی از جامعه و انباشت فقر در گروه های کم درآمد، حجيم شدن تهيدستان و حاشيه نشين ها، ورشستگی صندوق های بازنشستگی، بحران نظام بانکی، کسری بودجه، ساختارهای معيوب اقتصادی، مديريت ناکارآمد و مافيائی شدن قدرت و ثروت از جمله آن ها است.

هر تغییر و تحولی هزینە معینی دارد و هر ایرانی لازم است سهمی از این هزینە را تقبل کند. کارگران پا پیش گذاشتەاند و دارند سهم خودشان را ادا می کنند. همە کسانی کە نفعی از ادامە وضعیت کنونی نمی برند، لازم است از اعتصابات کارگران در همە جا حمایت کنند. بویژە خود کارگران و دیگر مزدبگیرانی کە در اعتصاب نیستند نیز لازم است با اعتصاب از برادران و خواهران اعتصابی شان حمایت کنند.

در طول تاریخ کمتر حکومتی با سرنوشت مردم کشورش چنین غیر مسئولانه برخورد کرده است. امامان جمعه، مداحان، روضه خوانان، مسئولان مراکز مقدس مذهبی که جمهوری اسلامی بنای خود را با خشت آنان بالا برده است، عامل اصلی فشار برای برگزاری مراسم محرم هستند. روحانی و دیگر سران حکومت بیش از اینکه به فکر جان مردم باشند، در پی پر کردن کیسه گشاد این کاسبان فریبکار دین هستند.

واقعیت این است که رژیم با این اقدامات، فضای جامعه را نیز می سنجد. به میزانی که جامعه برافروخته شود و واکنش نشان دهد، حکومت هم پس می نشیند. در این نمایش تلویزیونی حکومت حمهوری اسلامی شکست خود را به نمایش گذاشت. روح اله زم که قاعدتا در اثر فشار و شکنجه به پای تلویزیون کشانده شده بود حضورش حکومت اسلامی را مفتصح کرد.

هر برخورد با قرار داد میان چین و جمهوری اسلامی اول باید تکلیف خود در قبال این گزینه استراتژیک را روشن کند که ایران در جهان عملاً موجود مبتنی بر بلوک قدرت‌ها و کانون‌های منافع کجا را باید بگیرد؟ فقط غربی، صرفاً شرقی، نه غربی و نه شرقی، یا که هم غربی و هم شرقی؟! ایران ناگزیر از ورود در بده بستان‌های اقتصادی و سیاسی است، پرسش اما اینست که موازنه را در چه نقطه‌ از مختصات جهانی باید بجوید تا خود نیز بازیگری از صحنه شود و نه که بازیچه این یا آن قدرت انحصاری.

آنچه در هفته های گذشته در سراسر اروپا، در برلین، پاریس، لندن، منچستر، لیورپول، فرانکفورت، آمستردام و بسیار شهر های دیگر اروپا شاهد بودیم، هرچند در درجه نخست ابراز همبستگی با معترضان امریکایی بود، اما بیش از هرچیز، واکنشی بود علیه خشونت نژادی، راسیسیم و پوپولیسم راست نژاد پرستانه در اروپا و برای عدالت و نوعی همبستگی بین قاره ای و به جرأت جهانی، برای صلح، خشنونت پرهیزی، علیه نژادپرستی و فاشیسم، علیه پوپولیسم راست و برای عدالت ومحیط زیست.