پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ - ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۸

حسین اکبری

آنچه در همه این سال‌ها در قالب برنامه‌ای پنج ساله اقتصادی و یا چشم انداز بیست ساله تدوین و تصویب شده‌است به اعتبار مستندات موجود هیچگاه تفاوت های بنیادینی با هم نداشته‌اند. در تمامی این سالها اقتصاددانان شناخته شده‌ای در تدوین این برنامه ها دست داشته و نقش خود را به‌تمامی ایفا کرده‌اند.

متاسفانه برداشت نادرستی از سازمان‌های صنفی و طبقاتی کارگران وجوددارد که گویااین سازمان‌ها میانجی‌کارگران درروابط کار هستند وبنا دارند به‌مثابه یک واسطه و یا دلال شرایط سازگاری بین کارفرماو دولتِ‌کارفرمایی را با کارگران ایجادکنند. به‌همین جهت نقش سازمان‌های کارگری را درحد یک دلال و واسطه پایین می‌آورند

اگر بپذیریم که در پس این وضعیت کنونی اقتصاد بحران آلود که به قیمت از دست رفتن ارزش پول ملی و گذار به سوی آینده‌ای بس خطرناک‌تر از شرایط کنونی است، می‌تواند نوعی روبنای متضاد با خود را بیافریند. چرا ما نتوانیم آن روبنا را به سود کارگران و زحمتکشان بنا کنیم

این نابرابری و در جنگی ناخواسته و تحمیلی، آنجا بیشتر خودنمایی می‌کند که ابزار مقابله در طرف کارگری بسیار ابتدایی است؛ تشکل آزاد و مستقلی در کار نیست؛ اگر اعتراضاتی تاکنون صورت گرفته و اعتصاباتی رخ‌داده است از سوی دولت و دستگاه‌های امنیتی و قضایی غیرقانونی و مستحق مجازات است.