چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ - ۱ دسامبر ۲۰۲۱

خابیر باراندیاران و خاویر لزاون

چنان که متذکر شدیم، موندراگون یک تعاونی یا حتی یک شرکت فوق تعاونی نیست. نسل نخست کارگر-اعضای آن غالباً برای توصیف کوششهای شان از این عبارت استفاده می کنند که "ما در تجربه ای برای تعاون شرکت کردیم". شاید این توصیف بهترین راه برای فهم موندراگون باشد: موندراگون نه به عنوان یک رشته شرکتهای جاافتاده، یا به عنوان شرکتی با مدل سازمانی و فلسفۀ مدیریتی خاص و مشخص، بلکه به عنوان نوعی از عمل که به مرور زمان و به فراخور آن تغییر می کند، از دستاوردها و شکستهای مخصوص به خود برخوردار می شود، و در کمال خود تعهد بنیادین به قدرت رهائیبخش انجمن گرائی تعاونی و مالکیت کارگری را تجسد و تحقق می بخشد.

در ماه می سال 2013 کنگرۀ تعاونیها ایجاد صندوقی با سرمایۀ 70 میلیون اورو را برای تجدید سازمان کارخانه تصویب کرد. این صندوق بر پرداخت سهمیه توسط کلیۀ تعاونیای موندراگون استوار بود. فقط چند ماه پس از آن که شورای عمومی تصمیم گرفت دیگر وجوهی را به صندوق مذکور واریز نکند، مکانیسمها و اشکال دیگری از همبستگی بین تعاونی بروز یافتند. تعهد به یافتن کار برای کارگر-اعضای کارخانه، که کار خود را در اثر ورشکستگی کارخانه از دست داده بودند، شاخص ترین این اشکال بود. امروزه اکثریت کار-اعضای بیکارشدۀ فاگور در دیگر تعاونیهای موندراگون به کار اشتغال دارند

از سوی دیگر روند مذکور این واقعیت را با صراحت بیشتری آشکار کرده است که حفظ مناسبات و مالکیت تعاونی در داخل غالباً وابسته به تشدید روشهای تولید سرمایه دارانه و بهره کشی از کار در خارج است. این کشاکش پایه ای در حال حاضر در کانون تجربۀ موندراگون قرار گرفته است. راهی که موندراگون برای رسیدگی به آن پیشه کرده است، هویت آتی جنبش تعاونی موندراگون، و اهمیت آن را برای دیگر تجربیات سازمانگری تعاونی در سراسر جهان تعیین خواهد کرد.

گسترش سریع بین المللی شدن موندراگون از دهۀ 90 قرن گذشته به این سو منجر به تنوع در تیپپ های عضویت تعاونیهای عضو آن، و عدم تجانس بیشتری در قراردادهای استخدامی در تعاونیها شده است. این چیزی است که به موضوع داغی در حال و آیندۀ جنبش تعاونی شده است. علاوه بر تیپهای سنتی کارگر-عضو، تعاونیها دست به استخدام فزایندۀ کارگران، خاصه با قراردادهای کوتاه مدت، زده اند. این کارگران از حقوق و وظایف مربوط به اعضای تعاونیها برخوردار نیستند. در برخی موارد تعاونیها همچنین به استخدام کارگر-اعضائی "با حق محدود" دست می زنند.

شورای کل مجتمع ارگان اجرائی گروه تعاونیهاست. این شورا متشکل از دبیرکل شورا و 4 معاون دبیرکل است. هر یک از معاونان یکی از بخشهای گروه را نمایندگی می کند. از پس از ایجاد مجتمع تعاونی موندراگون مباحثۀ زنده ای در بارۀ تمرکز قدرت در ارگانهای اجرائی مجتمع جریان داشه است. شورای کل، و به ویژه معاونان دبیرکل دارای اختیارات وسیع و چنان سطحی از دسترسی به اطلاعات عملیاتی دارند، که پس گرفتن حساب از آنان و رسیدگی به تصمیمات آنان را برای کنگره، و به طریق اولی برای مجامع عمومی تعاونیهای منفرد، دشوار می کند.

ارگان مهم دیگر در امر هدایت تعاونیها شورای احتماعی آنهاست. این شورا، که متشکل از اعضای تعاونی است، توسط مجمع عمومی انتخاب می شود. شورای اجتماعی ارگانی مشورتی با وظیفۀ نمایندگی و دفاع از منافع اعضا به عنوان کارمندان شرکت مفروض است. انتظار از شورای اجتماعی این است که در برابر تمرکز مدیریتی شورای حکام و شورای مدیریت نوعی وزنۀ مقابل ایجاد کند.

"کارگر-صاحبان" به تعاونیها و تعاون هنوز بالنسبه قوی است. اما به نظر می رسد این تعهد رو به افول است، خاصه در کارگران جدید عضو تعاونیها، و تا حدودی در برخی بخشهای کارگران، که به "گارد قدیم" تعاونیها تعلق دارند."

با این حال، پیش از آن که در این راستا پیشتر برویم، لازم است نگاهی دقیق تر به ساختار سازمانی موندراگون و برخی از مهمترین تحولات گروه تعاونیها در سه دهه گذشته بیاندازیم.

 

این جنبش خیلی زود پا به عرصه هائی فراتر از جوهر تولیدی خود گذاشت. گامهای کلیدی در توسعۀ آنچه بعداً به گروه تعاونی موندراگون فراروئید، عبارت بودند از ایجاد سیستم تأمین اجتماعی در سال 1958، تأسیس یک مؤسسۀ اعتباری و بانک پس انداز تعاونی در سال 1959، و استقرار گروه اولارکو در سال 1965. این اقدام نخستین کوشش برای هماهنگی فعالیتهای شرکتهای منفرد و جداگانه بود، که مکانیسمی را برای همبستگی بین تعاونی ایجاد کرد

نوشتۀ حاضر با مکثی بر زمینۀ تاریخی شهر موندارگون در زمانی که نخستین تعاونیها در آن ایجاد شدند، و نگاهی به ارزشهای وقت که موجب پاگیری و تحرک تعاونیها می شدند، آغاز می شود. سپس ساختار سازمانی سیستم موندارگون را هم در سطح یک شرکت تعاونی منفرد و هم در سطح هماهنگی گروهی از شرکتها تشریح می کند. پس از آن گسترش سریع تجربۀ موندراگون و بین المللی شدن برخی از بزرگترین تعاونیهای آن از سالهای دهۀ 90 قرن گذشته به این سو تحلیل می شود. نوشته با تحلیل اثرات این روند بر تعادل بین فعالیت تعاونی از یک سو و مبانی سرمایه داری از سوی دیگر در امر سازماندهی تولید ادامه می یابد.