دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰

مراد رضایی

در شرایطی که کرونا به دلیل بی‌تدبیری حاکمان عروج کرده است و بیمارستان‌ها ظرفیت پذیریش بیمار جدید ندارند، بروز بحران در بازار انسولین، جان میلیون‌ها انسان را با خطر مواجه کرده است. مسئول شرایط پیش آمده، مستقیماً دولتی است که از آزادی خرید سلاح شاد می‌شود، اما از مرگ شهروندان خم به ابرو نمی‌آورد.

 

تامین اولیه‌ی مواد غذایی مردم، وظیفه‌ی عاجل دولت است. در نتیجه مسئولیئت هر گونە کمبود مواد غذایی و پیامدهای آن بە عهدە دولت است. بهمین جهت از هم اکنون تا کمبود و گرانی مواد غذایی بە قحطی تمام و کمال فرانروئیدە است دولت باید بفکر چارەای برای آن باشد.

 

با تمام این تفاصیل، باید توجه داشت که کوپن انتخاب دولت و مجلس نیست، بلکه آن‌ها برای حفظ وضعیت جامعه و با هدف جلوگیری از تبدیل نارضایتی گسترده به اعتراضات ناچار به توزیع کوپن هستند. خروج از چاله‌ی رکود تورمی موجود از طریق کوپن، طبیعتاً اقتصاد را به سمت چاه ابرتورم‌های نجومی خواهد برد. اما مقامات اقتصادی در مقام انتخاب چاله و چاه نیستند.

چنین به نظر می‌رسد که تبدیل شدن وزارت صمت به مرکز فساد در جمهوری اسلامی به یک روال علنی تبدیل شده است. اگر در گذشته اختلاس و فساد اقتصادی در خفا انجام می‌شد، امروز دولت به راحتی نشان‌دارترین مفسدین اقتصادی را به عنوان وزیر صمت برمی‌گمارد.

سرنوشت معدن معروف مس سونگون ورزقان، معدن طلای آق‌دره و معدن طلای زرشوان در تکاب، که در سال‌های اخیر تنها بهره‌ی اهالی ساکن مناطق نزدیک به این معادن، نابودی محیط زیست، غصب زمین‌های کشاورزی و سمی شدن آب کشاورزی و آشامیدنی اهالی و البته شلاق خوردن کارگران بوده است سبب شد در هفته‌ی گذشته اهالی روستای فاقلو در تکاب نسبت به آغاز کار معدن در محل سکونتشان، تجمعات اعتراضی برگزار کنند.

استفاده‌ی گسترده از آموزش مجازی و تامین زیرساخت‌های آن، از آنجا که می‌تواند نابرابری در حوزه‌ی آموزش را تا حدی تعدیل کند، کابوس مافیای آموزش کشور بوده است. از این رو هیچگاه تلاشی برای عملی شدن انجام نشده بود. با بروز بحران کرونا مسئولین آموزش کشور مجبور به بهره‌گیری از آموزش مجازی شدند. اما تجربه‌ی شش ماه اخیر نشان داده است اینکار با ضعف و نواقص فراوان و بدون تامین ملزومات آن انجام شده است. در این میان دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها قربانی بی‌مسئولیتی نظام آموزشی کشور شدند

با‌این‌وجود، مجدداً قصد دارند کاسه‌ی خالی دولت را با افزایش قیمت بنزین پر کند. در همین راستا، مجلس مستقر طرح سهمیه‌بندی بنزین را ارائه کرده است. ... مازاد مصرف بنزین، به قیمت بنزین فوب خلیج فارس و به صورت شناور خواهد بود. برای مثال این رقم همین امروز با فرض دلار 24 هزار تومانی و قیمت بنزین 40 سنتی، 9600 تومان خواهد بود!

داستان آویزان شدن دولت به سرمایه‌داری مالی ختم نشده است. دولت روحانی تا پایان عمر خود، چنانکه برمی‌آید از ابزارهای سرمایه‌داری مالی برای تامین کسری بودجه و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی استفاده خواهد کرد. باید مراقب چاله و چاه‌های پیش رو بود.

جنبش کارگری، با تمام توان در مقابل خصوصی‌سازی ایستاد و در بخش‌هایی دولت را وادار به عقب‌نشینی کرد. اکنون سرمایه‌داری مالی جنایتی را در حق طبقه‌ی کارگر سازمان داده است که به مراتب خطیرتر از خصوصی‌سازی است. متضرر اصلی این طرح‌ها کارگران هستند؛ بنابراین هم آن‌ها هستند که می‌توانند با صدای بلند به این طرح‌ها نه بگویند.

رضا امیدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه‌ی سیاست‌گذاری اجتماعی، سال گذشته و در سخنرانی با موضوع «خصوصی‌سازی آموزش عمومی در ایران» ارقامی را مطرح کرد که نشان می‌دهد حتی مساله از عدم امکان ورود دانش‌آموزان طبقات متوسط و فرودست به دانشگاه‌های طراز اول بسیار بغرنج‌تر است. «مطابق با سرشماری سال ۹۵ در ایران، از ۵۵ میلیون نفر جمعیت بالای ۲۰ سال، ۱۶ درصد بی‌سواد كامل، ۱۴ درصد در سطح ابتدایی، ۱۸ درصد زیر سیكل و ۶ درصد زیر دیپلم تحصیلات دارند. به عبارتی ۵۴ درصد از كل جمعیت بالای ۲۰ سال، موفق به گرفتن مدرك دیپلم نشده‌اند.» در واقع ۵۴ درصد جوانان ایران نه تنها داوطلب کنکور نیستند، که حتی دیپلم هم ندارند.