دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ - ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹

گفتمان 

استراتژی یک سازمان سیاسی چپ رادیکال ارائه یک آلترناتیو سوسیالیستی است که در بلند مدت از طریق چالش های رقابتی دموکراتیک غیر خشونت آمیز می‌خواهد بافت های اقتصادی اجتماعی خود را شکل داده و به مرور زمان تحکیم نماید. این آلترناتیو خواهان آن است که کنترل سرمایه و ارزش انباشته شده و افزوده را زیر کنترل و مالکیت نیروی کار و نمایندگان آن در بیاورد.

ستم بر خلاف تبعیض همیشه منفی است. توسط گروهی در جامعه اعمال می‌شود که از قدرت بیشتری نسبت به گروه تحت ستم برخوردار است. همچنین از آنجا که ستم شکل ساختاری به خود می‌گیرد، معمولاً طی مدتی طولانی پابرجا باقی می‌ماند. باید در نظر داشت هنگامی که از شکل ساختاری ستم گفته می‌شود این لزوماً به معنی ستم از سوی نهادهای دولتی نیست.

با توجه به همه نکات گفته شده در بالا می‌توان به پرسش « ما که هستیم؟» پاسخ کوتاهی داد. در سند پیشنهادی «راستاهای عمومی» ، به جای آنکه گفته شود ما که هستیم، گفته می‌شود، ما از حقوق چه کسانی دفاع می‌کنیم، چیزی که چندان مناسب نیست.

با توجه به گسترش فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در میان توده‌های مردم، یک نیروی چپ پیگیر، تحریم‌های اقتصادی را تنبیه جمعی یک ملت تلقی کرده و نمی تواند همانند «حجتیه»ای‌های اسلامی و غیراسلامی طرفدار نظریه «هر چه بدتر، بهتر» و پشتیبان این نوع تحریم‌ها باشد.

امروز، هیچ حزب چپ رادیکالی که بر آمال‌های سوسیالیستی، فمینیستی، زیست‌محیطی تأکید نکند را نمی‌توان طرفدار جدی عدالت اجتماعی، آزادی و برابری تلقی نمود. چنین حزبی نه فقط از این آمال‌ها در سطح کشور خویش دفاع می‌کند، بلکه خود را عضوی از خانواده همه جنبش‌های مترقی جهانی که چنین اهدافی را دنبال می‌کنند محسوب می‌نماید.

نام آدام اسمیت در ذهن ما با بازار آزاد و بعد هم نئولیبرالیسم عجین شده است. اما آیا به راستی آدام اسمیت طرفدار یک سرمایه داری بی لگام بوده است، که در آن "انتظام همه چیز به دست نامرئی بازار" سپرده شده است؟ این تصویر مسخ شده ای از او است. اما آیا عنوان "یک سوسیال دموکرات نرم" را هم می توان به او اطلاق کرد؟

 

در شرایط کنونی جهان ما، رشد و گستردگی بی سابقه سرمایه داری، رویکرد گلوبالیسم، نبرد جهت استقرار سوسیالیسم به اصل مسلم تبدیل شده است، اما نقطه مقابل آن، در شرایطی که جهان از لحاظ فرهنگی غرق در رسوبات تجمل پرستی و فرهنگ مصرف حاکم گشته است، ساختمان سوسیالیسم بی اندازه دشوار خواهد بود.

تجربه‌های وحشتناک «اتحاد شوروی» نشان داد تمرکز قدرت در دست دولت به همان اندازه خطرناک است که تمرکز قدرت در نزد سرمایه خصوصی. زیرا در هر دو مورد اختلاف فاحشی بین «قدرت» کنترل کنندگان دستگاه تولید (دولت و یا سرمایه) و «قدرت» آنانی که تحت کنترل هستند، ایجاد می شود.

در چنین شرایطی اپوزیسیون رادیکال سکولار و دموکراتیک ایران، بخصوص چپ دموکرات نه تنها نباید تمام هم و غم خود را روی امکان یا عدم امکان مذاکران ‌می‌ان آقای ترامپ و خامنه ای متمرکز نماید، بلکه باید از یک‌طرف اولویت والاتر امکان عبور رادیکال و دموکراتیک از اتوکراسی حاکم بر ایران را در دستور خویش دهد، در حالی‌که با هرگونه آلترناتیو سازی جایگزین نئوکان‌های آمریکائی و همدستان انگلیسی آن‌ها مقابله ‌می‌‌نماید.

سند حاضر کوششی است در راستای پاسخ به ضرورت تشکیل حزب سوسیال دموکرات ایران و به منظور تشکیل " اتحادیه سوسیال دموکرات های ایران" که بتواند تا فراهم شدن شرایط تشکیل حزب در ایران، وظایف آنرا بر عهده بگیرد.