چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱

سانجای پینتو

در این اوضاع و احوال جنبشهای کارگری در شمال جهانی بر سر یک دوراهی قرار دارند. در دهه های اخیر تعدادی از اتحادیه ها و فدراسیونهای کارگری به اهمیت گسترش تماسهای خود در میان جمعیت فزایندۀ مهاجران پی برده اند. بسیاری از آنها موضع همبسته ای را با کارگران مهاجر اخذ کرده و به تحولاتی که فوقاً توضیح داده شدند، کمک کرده اند. اما این تغییرات در همۀ بخشهای کار سازمانیافته پذیرفته نشده اند. این واقعیت را ما چندی پیش در صندوقهای انتخابات در آلمان، امریکا و برخی دیگر از کشورها دیدیم که پوپولیستهای راست راهشان را به میان اعضای اتحادیه ها نیز گشوده اند.

جنبشهای کارگری در شمال نیز، در میانۀ یک موج استثنائی ناسیونالیستی، باید این سؤال را با انرژی بیشتری طرح کنند و در پاسخگوئی آن بکوشند. این که کارگران آمده از جنوب جهانی چگونه در شمال جهانی سازمان یابند، و این که جنبشهای کارگری مناطق مختلف چگونه بتوانند آکسیونهای مشترکی را سازمان دهند، دارای پیامدهای عظیمی برای آیندۀ حقوق کار و دموکراسی در پهنۀ جهانی است.