چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱

دفتر شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

جمهوری اسلامی در ۱۷ شهریور سال ۱۳۶۵ پسر او حمید قباخلو را دستگیر و پس از شکنجه های زیاد به همراه هزاران سرو ایستاده در سال ۱۳۶۷ به دار آویخت. جلادان حاکم ساک وسایل او را به دلیل ازدحام زیاد جلوی زندان‌ها از طریق کمیته‌ی زنجان، ابتدای خیابان زنجان تهران، تحویل خانواده دادند. از آن پس مادر قباخلو یکی از افرادی بود که مرتب و در عموم مراسم‌های خاوران حضور داشت. نیروهای سرکوب حکومت مستبد جمهوری اسلامی بارها خود و خانواده‌ی دردکشیده‌اش را دستگیر کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و هیچگاه او و خانواده اش را آسوده نگذاشتند.

شهین توکلی بعد از آزادی از زندان، زندگی خود را وقف فرزند خود که هنگام دستگیری او کودکی شیرخواره بود و نیز پدر و مادر پیرش نمود. او که برای تحقق آرمان‌های انسانی خود زندگی پر فراز و نشیب و روزهای دشواری را پشت سر گذاشته بود، در هر کجا که بود، خود نمونه‌ی زنده‌ی دنیایی بود که برای آن جوانی و زندگی خود را گذاشته بود. مهربان و دلسوز با مردم تا آخرین لحظه‌ی زندگی.

سند برنامه سیاسی در دستور کار کنگره‌ی دوم حزب قرار دارد، در اين سند به راه‌های برون‌رفت از وضعیت کنونی، مسیر گذار از جمهوری اسلامی، جنبش مطالباتی و خيزش های خيابانی، حفظ محيط زيست، رهایی از سیاست خارجی تنش‌زا و دشمن محور جمهوری اسلامی، عادی‌سازی مناسبات با همه‌ی کشورها و احیای مناسبات دوستانه با همسایگان، بر بنیان منافع ملی کشور و الزامات تامین آن در منطقه و جهان پرداخته شده‌است. در کنگره حول اين مسائل بحث و گفتگو خواهد شد.

مادر ملک خود نیز در سال ۱۳۶۰ دستگیر شد و به دوسال در بند ۲۴۰ زندان اوین و زندان گوهردشت در زیر شکنجه های وحشیانه قرار گرفت. شکنجه هایی چنان شدید و غیر انسانی که اثرات آن تا پایان عمر بر پیکرش قابل مشاهده بود. او پس از آزادی از زندان همواره کوشید به سهم خود در افشای جنایات رژیم مؤثر باشد.

رفيق ایلدیریم شاعر، نویسنده و مترجم توانمندی بود. او از دوره جوانی فعاليت خود را در حوزه فرهنگ و ادبیات آذربایجان آغاز کرد و در اين حوزه آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشت. از جمله: دوره سه جلدی «دستور زبان آذربایجانی»، «مجموعه مقالات سیاسی ـ اجتماعی» و «تحقیق در زندگی و آفرینش ادبی ناظم حکمت». او ادبیات شناس و منتقد ادبی گرانقدری بود و از معدود کسانی بود که همپای شناخت ادبیات آذربایجانی، ادبیات فارسی را هم می شناخت. وی نزدیک به بیست سال سردبیر فصلنامه دو زبانه ترکی و فارسی «آذری» بود.

رفيق شادمانی پس از ضربه به سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با وجود سن کم به زندگی مخفی روی آورد، در بسیاری از اقدامات پرخطر آن‌زمان هم‌چون تکثیر و پخش اعلامیههای سازمان مشارکت فعال داشت. او در سال ۱۳۶۶ دستگیر شد و خوشبختانه از قتل عام سال ۱۳۶۷ جان سالم به در برد. توضیح او در مورد جنایات حکومت به خصوص اعدام دوست و همرزمش نادر حبیبی که فقط یک ماه از دوران محکومیتش باقی مانده بود، در پانل مجمع عمومی حقوق بشر به عنوان یکی از مصادیق جنایت علیه بشریت، ثبت شد.

رفیق بیژن یار وفادار جنبش فدائی بود. انسانی خستگی ناپذیر، پرکار، صمیمی که در تمام عمر با آرزوی دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه کرد. قلبش برای کارگران و زحمتکشان و برای رهائی تهیدستان از فقر و تنگدستی می‌تپید. ما با احترام به سال‌ها مبارزه رفیق بیژن در صفوف فدائیان خلق، یاد او را گرامی می‌داریم.

رفیق طاهرپرور انسانی مقاوم، صادق، مهربان و فروتن بود و در میان زندانیان سیاسی به نشانه‌ی صمیمیت و خودمانی بودن ««مَشد ابول نامیده می‌شد. او بعد از آزادی نیز فعالیت سیاسی خود را در صفوف فدائیان خلق ادامه داد. مدتی جزو جریان فدائیان اکثریت بود ولی پس از چندی از فعالیت تشکیلاتی کناره گرفت، گرچه همواره به آرمان‌های انسانی و عدالت‌خواهانه‌ی خود وفادار ماند.

اسماعیل خوئی، بیش از همه، به عنوان شاعر شعر اعتراض در برابر اختناق و سرکوب، ستایشگر ستیز علیه ظلم و تباهی شناخته شده‌است. او همواره برای ایجاد جهانی انسانی و عادلانه و برای پاسداشت حرمت انسان مبارزه کرده‌است. برخی از اشعار او زمزمه‌ی رهروان آزادی و برابری در زندان‌ها و سیاهچال‌های هر دو رژیم بود، برخی دیگر، ورد زبان عاشقان زندگی در دنیای پاک آرزوها. زبان شعر اسماعیل خوئی سرشار از تصاویر دلنشین و بهره‌مند از گنجینه‌ی ادبیات کهن کشورمان است. او جزو پرخواننده‌ترین شاعران دوران خود بود و به طریق اولی، به عنوان یکی از سرآمدان شعر معاصر ایران در تاریخ ادبیات کشور ما خواهد ماند.

مادر شریفی یکی از مادران دلیری بود که در سال‌های سرکوب و سکوت، سال‌هائی که از زمین و آسمان بر سر مبارزان و آزادیخواهان مرگ می بارید و روزانه صدها تن از زندانیان سیاسی به دار آویخته‌ و یا تیرباران می‌شدند، سکوت نکرد و از جمله کسانی بود که صدای دادخواهی جانباختگان را به فریاد بدل کردند و پرچم دادخواهی خانواده‌ی جانباختگان را بر زمین گلزار خاوران به اهتزاز در آوردند. مادر شریفی پای ثابت مراسم خانوادگی و برگزاری یادمان‌ها در خاوران بود. او با حضورِِ خود در مراسم‌، یادمان‌ها شعله‌ی دادخواهی را زنده نگه داشت و هم‌چون دیگر مادران، نگذاشت گردِ فراموشی بر جنایت‌هایِ مستبدان حاکم بنشیند.