دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ - ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹

دیدگاه‎ها

در سرزمینی که گرسنگی بی خانمانی وفقر بر آن حکم می راند جوانی به خاطر دزدیدن دوبسته شیر خشک برای کودکش در ملا عام شلاق می خورد ونوحه خوان کلاش مداح اهل بیت به نام "هادی رضوی" دو قلم دویست میلیارد تومان از بانک سرمایه وچند بانک دیگروام می گیرد و به جایش نوحه یا " ابا صالح" می خواند.

حزب توده ایران شعار پیش بسوی تشکیل جبهه واحد ضد دیکتاتوری می‌‌دهد، اما به علت عملکرد سکتاریستی این حزب در گذشته، هیچ سازمان و حزبی به جز حزب چپ حاضر به همکاری با آنها نیستند. اگر روزی این جبهه با حضور این دو حزب تشکیل شود، حزب توده باید سپاسگزار حزب چپ باشد چون حزب توده همه اتصالات همکاری خود با احزاب دیگر را سوزانده است.

این واقعیتی است که خود رژیم بیش از همه به آن واقف است. برای رژیم مسأله مهم و اکنون ایجادگشایشی در عرصه تحریم‌های خفقان آور نفتی و مالی است و بقیه تاکتیک‌ها و رویکردها، ترفندهائی برای تقویت موقعیت ضعف کمابیش مطلق خود در وادی مذاکره است.

در میان کشورهای در حال توسعه، قطعاً کشورهای بزرگی چون چین و هند توانستند به خوبی از مزایای جهانی‌سازی استفاده کنند. اما بسیاری از کشورهای دیگر بازنده جهانی‌سازی کنونی گشتند. کافیست به لیست کشورهایی که تحت فشار بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی و سازمان‌های مشابه دیگر هستند، نظری افکنده شود.

اروپا که مخاطب اصلی تهدیدها و اولتیماتوم‌های زمان بندی شده حکومت ایران هم است، برای خودش محرزشده که به دلیل تحریم‌های ثانوی آمریکا و پیوندهای اقتصادی عمیق اش با آنسوی اتلانتیک قادر به نجات برجام از طریق فعال کردن سازوکارمالی که مستلزم گشایشی در فروش نفت و کانال‌های بانکی است نیست.

حزب چپ با پذیرش استقرار یک "جمهوری سکولار و دمکرات" پس از دوران گذار نه تنها در جهت مبارزه برای سوسیالیسم گامی‌برنخواهد داشت، بلکه با چنین استراتژی نخواهد توانست متحدانی در میان جریان های چپ بیابد، زیرا جریان های چپ نه تنها خواهان سرنگونی و عبور از کلیت حکومت اسلامی‌ اند، بلکه با پایبندی بر عدالت اجتماعی و تامین منافع طبقات محروم در پی آنند تا مبارزات خود را در جهت استقرار اشکالی از جمهوری با ساختاری شورایی و غیر متمرکز، جغرافیایی یا منطقه ای پیش برند.

تجربه‌ زمامداریِ دولت‌های جناح چپ در آمریکای لاتین حاوی درس های مهمی برای چپ ایران است؛ یکی از مهمترین این تجربیات، یعنی انتخاب "الگوی نو - توسعه‌گرایی" توسط این دولتها است.

درمیان کنشگران سیاسی و اجتماعی در ایران، در ابعاد بسیار بالای بی اعتمادی حاکم است، گسترش هنجارهای منفی این چنینی فقط می‌تواند اعتماد ناپایدار و شکننده در میان ما ایرانیان را بازهم شکننده‌ترکند.  

اگر می‌پذیریم روند فروپاشی نظام واقعی است باید کلاً سیاست نقد و اعتنا به اینها را کنار گذاشت و  همراه آن نیروهایی شد که در جهت این تغییرات نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

سند سیاسی بدون در نظر گرفتن مرحله پیشا دموکراتیکی و گشایش فضای باز سیاسی، وارد مرحله گذار شده و برای آن استراتژی تعیین نموده است. به این دلیل است که در تما‌می‌مبحث "استراتژی سیاسی ما برای گذار از جمهوری اسلامی" این سئوال که، چگونه در ایران گذارآغاز خواهد شد، مسکوت مانده است.