دوشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۸ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۹

دیدگاه‎ها

اخراج جان بولتون، می‌تواند نشانه این باشد که آقای ترامپ تلاش دارد تا جهت سیاست خارجی خویش برای انتخابات اینده، برگ برنده ای در دست داشته باشد. او شاید امیدوار است که در تداوم سیاست‌های شلاق و شیرینی، از طریق مذاکرات توافقی را با ایران یا کره شمالی را قبل از گرم شدن انتخابات به مرحله عملی برساند.

رژیم این را هم می‌داند که باید از این وضعبت برزخی رها شود. حداقل در شرایط کنونی جدا از بغل‌کشی با چین و روسیه و ناز و کرشمه برای اروپا، ناگزیر باید با امریکا و شخص ترامپ کنار بیاید و کنار هم خواهد آمد! اما به شیوه "نرمش قهرمانانه"؛ کاری که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی‌با تمام نیرو سر گرم آن است. 

دموکراسی و آزادی، پدیده‌های نسبی اجتماعی ‌هستند. نسبیت آنها به این بستگی دارد که آنها تا چه اندازه توسط "نهادهای قدرت" و "صاحبان سرمایه" کنترل و مهار شده و مورد استفاده و در نهایت سوء استفاده قرار می‌گیرند.

آیا ما نیز با حفظ استقلال سیاسی برنامه ای خویش، بصورتی استراتژیک در جبهه صلح و توسعه و ترقی قرار گرفته ایم، یا اینکه تبدیل به جاده صاف کن‌هایی بر روی امواج خروشان جنبش‌های مردمی جهت به تحقق رسانیدن پروژه‌های امپریالیستی شده‌ایم؟

بازی جدیدی کلید می‌خورد که هدف آن به قول تحلیل گران نظام باز گرداندن اعتماد فرو ریخته مردم است و دادن سیمای پاکی از ساده زیستی و انقلابیگری به رهبر !اعتمادی که می‌توان گفت به نازل ترین حد خود سقوط کرده است.

برنی سندرز در ویدیو‌های متعدد تبلیغاتی اش در مراحل مختلف مبارزات انتخاباتی، بر نقش مخرب رسانه‌های تحت کنترل کمپانی‌های عظیم مالی - صنعتی تاکید می کند. وی صراحتا این رسانه ها را ابزار فریب مردم می داند که به جای مطرح کردن موضوعات مبتلابه مردم همچون فقر ، بیکاری ، عدم دسترسی به بهداشت و تحصیل همگانی، به خبرپردازی و حرافی در مورد زندگی شخصی این یا آن سیاستمدار و هنرپیشه مشغول اند و افکار عمومی را به انحراف می کشند.

 هدف امپریالیسم و خائنین به ملت و کشور ایران از کودتا، علاوه بر به زیر کشیدن دولت ملی دکتر مصدق، تجاوز به استقلال و حق حاکمیت ملی و اعمال سلطه بر سیستم اقتصادی و دستگاه سیاسی کشور بود، در عین حال، حمله‌های خیره سرانه علیه تفکرات علمی و عقلانیت، علیه افکار و اندیشه‌های انساندوستانه و عدالت‌طلبانه و بالآخره، علیه جهانبینی و ایدئولوژی رهائی طبقه کارگر و زحمتکشان از ستم و استثمار طبقات ارتجاعی محسوب می‌گشت.

عبدی را غم مردم نیست او به دنبال راه کار ی است که راه را برای گرفتن جائی در حاکمیت بگشاید همراه با اما و اگرها و عشوه‌هائی که چاشنی مسئله است برای پوشاندن بوی گندی که از تحلیل‌‌این "چهره نامدار " بلند ‌‌‌می‌شود.

راهکار عاقلانه تر این بود که بعد از اینکه این حرکت تأثیرات تبلیغاتی و روشنگرانه اولیه خود را گذاشت، متوجه می‌شدیم که تاریخ مصرف این تاکتیک تمام شده است، به آن پایان داده و به تاکتیک‌های متنوع و ابتکاری فراوان دیگری پناه می بردیم.  

آن چه از نخستین روز انتشار ای بیانیه تا امروز که اکثر منتشر کنندگان بیانیه تاوان سنگینی برای آن پرداخته اند پیش رفته خارج ازاین سه برخورد ذکر شده در ابتدا نیست. امری که قبل از هر چیز بیانگر انشقاق در صفوف اپوزیسیون خارج از کشور و تداوم بیماری مزمنی است که از دیر بازبر پیکر این احزاب، جریان ها و افراد چنگ انداخته است.