پنجشنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۷ ژانویه ۲۰۲۲

ایران در محاصره آذربایجان و اسرائیل!

۱۵ مهر ۱۴۰۰

برای ایران و آذربایجان، این رقابت ژئوپلیتیکی با توجه به نزدیکی جغرافیایی، قومی، مذهبی و تاریخی آنها بسیار حساس است. تاریخ معاصر بر این موضوع تأکید می کند. در جریان جنگ ارمنستان و آذربایجان در سال ۲۰۲۱، روشن بود که ایران رسماً چاره ای جز نشستن در حاشیه ندارد. در داخل ایران، ناسیونالیسم قومی آذربایجانی همراه با خشم موجود از شرایط اقتصادی و اجتماعی می تواند وضعیتی انفجاری در استانهای شمالی ایران، جایی که حدود ۲۰ میلیون جمعیت آذربایجانی ایرانی در آن زندگی می کنند، ایجاد کند. این واقعیت از دید دشمنان خارجی ایران از دور نخواهد ماند. اسرائیل و ترکیه هر دو سابقه تلاش برای بسیج جامعه آذربایجانی ایران علیه تهران را دارند.

در روزهای اخیر تنش بین ایران و آذربایجان شدت گرفته است، اما به احتمال زیاد هر دو طرف به زودی آنرا مهار می کنند. نه تهران و نه باکو نمی توانند اجازه دهند حوادث اخیر منجر به بحران تمام عیار یا رویارویی نظامی بین دو کشور با اکثریت شیعه مسلمان شود. از نظر ظاهری ، این جدال اخیر مربوط به نارضایتی آذربایجان از ایران است که از طریق راه های تجاری و ترانزیتی به دشمن اصلی او، ارمنستان ، کمک اقتصادی می دهد. در حقیقت ، شکافی که بر تنش های جاری ایران و آذربایجان تأثیر می گذارد بیشتر مربوط به انتخاب های اساسی سیاست خارجی است که تهران و باکو هر کدام انجام داده اند و بعید است که آن را در جهت عکس تغییر دهند.

ایران نزدیکی اسرائیل به مرزهایش را احساس می کند

از زمان ظهور آذربایجان به عنوان یک کشور مستقل در سال ۱۹۹۱، تهران و باکو به یکدیگر بی‌اعتماد بوده اند، اما از درگیری آشکار خودداری کرده اند. این شبهه نباید شگفت آور باشد. مدل سکولار آذربایجان در تضاد شدید با الگوی انقلابی شیعه اسلامی ایران است. آذربایجان، اسرائیل و ترکیه را به عنوان بزرگترین متحدان منطقه ای خود انتخاب کرده است، دو کشوری که ایران آنها را رقیب می داند و به دنبال دستیابی به استحکام بیشتر در قفقاز جنوبی در شمال ایران هستند.

ایران رسماً ادعا می‌کند که باکو به اسرائیل آزادی عمل گسترده ای داده است تا از خاک آذربایجان برای اجرای عملیات در عمق ایران استفاده کند. آخرین اتهام تهران این است که سرقت اسرائیل از پرونده های حساس هسته ای در سال ۲۰۱٨ با استفاده از امکانات و کمک از آذربایجان عملی شده است. که این عملیات خود به عنوان زمینه ای برای تحقیر رهبری و سرویس های اطلاعاتی ایران شده است. آنچه به یقین می‌توان گفت، این است که هم تهران و هم باکو اکنون درگیر جنگ لفظی هستند، بر خلاف آن چیزی که در اوایل سال ۲۰۱۰ دیده می شد.

این بار اما به نظر می رسد تهران دوچندان نگران است. اسرائیل تلاش های خود برای نزدیک شدن به مرزهای ایران، به عنوان راهی برای فشار آوردن بر ایران تشدید می کند. رهبر ایران علی خامنه ای به همه همسایگان ایران در مورد آنچه که "دخالت بیگانگان در منطقه" به عنوان "منبع اختلاف و آسیب" نامیده است هشدار داده است. خامنه ای در حمله مستقیم به باکو، هشدار قصاص نسبت به کشورهایی را داد که با اسرائیلی ها همکاری می کنند.

آنچه خامنه ای به آن اشاره نکرد این است که سیاست اسرائیل برای نزدیک شدن به مرزهای ایران، آینه ای از تلاش های خود ایران برای تثبیت جایگاه خود در مرز اسرائیل در سوریه، لبنان و غزه است. اعم از امارات یا بحرین ، که روابط خود را با اسرائیل در سال ۲۰۲۰ به عنوان بخشی از توافقنامه ابراهیم عادی کردند؛ یا روابط نزدیک بین دولت اقلیم کردستان در شمال عراق و اسرائیل، تهران به وضوح تحت فشار قرار می گیرد. که این در واقع استراتژی اسرائیل برای محاصره ایران است.

ایران به همان اندازه از افزایش روابط نظامی بین باکو و آنکارا ناراضی است، اما این مشارکت آذربایجان و اسرائیل است که اولویت اول تهران برای مقابله است. برای ایران، حضور فزاینده اسرائیل در نزدیکی مرز های ایران یک مسئله امنیتی فوری است؛ زیرا تصور می شود که این امر برای سیاست اصلی اورشلیم در مقابله با تهران اهمیت زیادی دارد. اسرائیل در هیچ مقطعی از تاریخ خود این تعداد مجموعه روابط دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی - اطلاعاتی با کشورهای هم مرز با ایران نداشته است. این به معنای اهرم فشار اسرائیل است و تهران از این روند ناراضی است، اما هنوز سیاستی را برای خنثی سازی پیشرفت های اسرائیل اتخاذ نکرده است، به جز اینکه از همسایگان خود بخواهد که اسرائیل را دور نگه دارند. اما این خواست حداقل ایران، همدلی زیادی را به خود جلب نکرده است. برعکس، تعدادی از همسایگان ایران مانند آذربایجان، بحرین، امارات متحده عربی و احتمالاً عربستان سعودی و دولت کردستان عراق – به اسرائیل، جهت همکاری در مقابله با سیاست منطقه ای ایران، چشم دوخته اند.

خطر هم برای تهران و هم برای باکو

برای ایران و آذربایجان، این رقابت ژئوپلیتیکی با توجه به نزدیکی جغرافیایی، قومی، مذهبی و تاریخی آنها بسیار حساس است. تاریخ معاصر بر این موضوع تأکید می کند. در جریان جنگ ارمنستان و آذربایجان در سال ۲۰۲۱، روشن بود که ایران رسماً چاره ای جز نشستن در حاشیه ندارد. در داخل ایران، ناسیونالیسم قومی آذربایجانی همراه با خشم موجود از شرایط اقتصادی و اجتماعی می تواند وضعیتی انفجاری در استانهای شمالی ایران، جایی که حدود ۲۰ میلیون جمعیت آذربایجانی ایرانی در آن زندگی می کنند، ایجاد کند. این واقعیت از دید دشمنان خارجی ایران از دور نخواهد ماند. اسرائیل و ترکیه هر دو سابقه تلاش برای بسیج جامعه آذربایجانی ایران علیه تهران را دارند.

بنابراین تهران گزینه مناسبی برای مشارکت در درگیری سال ۲۰۲۱ نداشت، زیرا اهرم کافی جهت تأثیر گذاری بر بازیگران اصلی: ارمنستان ، آذربایجان، روسیه و ترکیه نداشت. آذربایجانی ها، با حمایت ترکیه و اسرائیل، در این درگیری هم از نظر پیروزی های نظامی که به دست آوردند، و هم از لحاظ دیپلماتیک، از آنجا که هیچ کشوری به کمک ارمنستان نیامد، پیروز شدند.

با این وجود، این همکاری ترکیه ، آذربایجان و اسرائیل ناخوشایند است ، به ویژه آنکه آنکارا و اورشلیم به یکدیگر مشکوک هستند. اما ایرانیان با این وجود نگران این همگرایی منافع در مرز شمالی خود هستند. در حال حاضر، تهران قادر به تغییر پویایی در قفقاز جنوبی نیست. در عین حال باید توجه داشت که از دست رفتن نفوذ روسیه در منطقه می تواند یک مشکل بزرگ باشد، در صورتی که ترک ها تصمیم بگیرند در مقابل جمعیت آذربایجانی قومی ایران با کارت پان ترکی بازی کنند.

باکو نیز باید با برخی از حقایق اساسی دست و پنجه نرم کند، چراکه گزینه های آن را در مقابل تهران محدود میشوند. در اوج درگیری های لفظی بین تهران و باکو در اوایل اکتبر، الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان اشاره کرد که اقلیت بزرگ آذربایجانی های ایران ممکن است در دفاع از پسرعموهای خود در شمال جمهوری آذربایجان قیام کنند. این نوع صحبت از طرف باکو خشم را در تهران ایجاد می کند ، زیرا آن را هدف ایجاد تجزیه طلبی در داخل ایران و اقلیت آذربایجانی می داند. آنچه علی اف نگفته و پاسخ مناسبی برای آن ندارد، این است که باکو چه اقدامی می تواند برای استقرار حدود 20 میلیون آذربایجانی قومی ایران انجام دهد. آنها از زمانی که ایران سرزمین های قفقاز خود را در قرن نوزدهم از دست روسها خارج کرد ، جدا از پسرعموهای شمالی خود زندگی می کردند. جمعیت آذربایجان ایران حداقل دو برابر جمعیت جمهوری آذربایجان است و هر گونه اشاره ای به جذب آن توسط باکو اساساً بی معنی است و مطمئناً منجر به پایان کشوری که امروزه می شناسیم می شود. بنابراین بدون شک هر دو طرف می پذیرند که وضع موجود در روابط، هرچقدر هم مشکل ساز باشد، بر وضعیتی ترجیح دارد که باکو و تهران هریک از به رسمیت شناختن تمامیت ارضی دیگری خودداری می کنند.

 

 

Alex Vatanka is the director of the Iran Program and a senior fellow with the Frontier Europe Initiative at the Middle East Institute. His most recent book is The Battle of the Ayatollahs in Iran: The United States, Foreign Policy and Political Rivalry Since 1979. You can follow him on Twitter @AlexVatanka. The views expressed in this piece are his own.

لینک مطلب: https://www.mei.edu/publications/azerbaijan-and-israels-encirclement-iran

 

منبع: 
https://www.mei.edu/publications/azerbaijan-and-israels-encirclement-iran

افزودن دیدگاه جدید