پنجشنبه ۳۰ دی‌ ۱۴۰۰ - ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲

تجربۀ تعاونی موندراگون بخش هشتم

۱۵ مرداد ۱۴۰۰

در ماه می سال 2013 کنگرۀ تعاونیها ایجاد صندوقی با سرمایۀ 70 میلیون اورو را برای تجدید سازمان کارخانه تصویب کرد. این صندوق بر پرداخت سهمیه توسط کلیۀ تعاونیای موندراگون استوار بود. فقط چند ماه پس از آن که شورای عمومی تصمیم گرفت دیگر وجوهی را به صندوق مذکور واریز نکند، مکانیسمها و اشکال دیگری از همبستگی بین تعاونی بروز یافتند. تعهد به یافتن کار برای کارگر-اعضای کارخانه، که کار خود را در اثر ورشکستگی کارخانه از دست داده بودند، شاخص ترین این اشکال بود. امروزه اکثریت کار-اعضای بیکارشدۀ فاگور در دیگر تعاونیهای موندراگون به کار اشتغال دارند

 

  1. موندارگون در بحران

بحران اقتصادی کنونی به موندراگون نیز ضربت سختی وارد آورده است. شاید محسوس ترین عارضۀ این وضع، ورشکست شدن کارخانۀ وسایل برقی خانگی فاگور در سال 2013 باشد. کارخانۀ مذکور، به عنوان میراثدار مستقیم تعاونی اصلی اولگور، یکی از تعاونیهای پرچمدار گروه موندراگون با 5600 کارکن بوده است و با 2000 کارگر عضو بوده است. این کارخانه دارای 18 مرکز تولید در 6 کشور است. کارخانۀ فاگور در خلال یک دهۀ قبل از افول خود - در دوره رشد گسترده اش در بخش ساخت و ساز اسپانیا - ظرفیت تولید خود را به بیش از دوبرابر افزایش داد. در سال 2005 شرکت فرانسوی براند (Brandt) را خرید و به این ترتیب به پنچمین بزرگترین کارخانۀ تولیدکنندۀ وسائل خانگی تبدیل شد.

واقعیت قابل توجه در مورد کارخانۀ فاگور نه تنها این است که یک شرکت تعاونی با چنان اهمیت و اندازه ای نمی تواند و نباید خود را در وضعیت مالی ناپایداری قرار دهد، بلکه این نیز هست که گروه موندراگون از طریق شورای عمومی خود از ارائه حمایت مالی لازم به آن خودداری کرد و یکی از بزرگترین و نمادین ترین تعاونی هایش را در دادگاهی که به ورشکستگی آن رسیدگی می کرد، به حال خود رها کرد. جالب این است که فروپاشی کارخانۀ فاگور در عین حال برخی از نقاط قوت گروه تعاونی موندراگون را به معرض نمایش گذاشت.پیش از تصمیم نهائی دایر بر اعلام ورشکستگی فاگور، کارگر-اعضای تمامی تعاونیهای موندراگون با کاهش قابل توجه حقوق شان برای برپا نگه داشتن فتگور توافق کردند. در ماه می سال 2013 کنگرۀ تعاونیها ایجاد صندوقی با سرمایۀ 70 میلیون اورو را برای تجدید سازمان کارخانه تصویب کرد. این صندوق بر پرداخت سهمیه توسط کلیۀ تعاونیای موندراگون استوار بود. فقط چند ماه پس از آن که شورای عمومی تصمیم گرفت دیگر وجوهی را به صندوق مذکور واریز نکند، مکانیسمها و اشکال دیگری از همبستگی بین تعاونی بروز یافتند. تعهد به یافتن کار برای کارگر-اعضای کارخانه، که کار خود را در اثر ورشکستگی کارخانه از دست داده بودند، شاخص ترین این اشکال بود. امروزه اکثریت کار-اعضای بیکارشدۀ فاگور در دیگر تعاونیهای موندراگون به کار اشتغال دارند. البته شرایط برای هزاران کارکن تعاونی فاگور و کارگران شرکتهای وابسته به آن، که کارگر-عضو فاگور نبودند و درنتیجه تحت پوشش حمایت شبکۀ تأمین کار قرار نمی گرفتند، بسیار متفاوت بود.

بحران کارخانۀ وسائل برقی خانگی فاگور بحث شایستگی و صاحبنظری مدیریت تعاونیها، سرعت و هدف بین المللی شدن و رابطه بین تعاونی های منفرد و گروه تعاونیها را - که از مدتها پیش و هر از گاهی در درون تعاونیهای موندراگون و در حاشیۀ اجتماعی بلافصل آنها در می گرفت - زنده کرده است. البته این بحران تنها نمونه و بار اول از درگیری گروه موندراگون با وضعیت حاد اقتصادی نبوده است. در اواخر دهۀ 70 قرن گذشته و در بیشترین سالهای دهۀ 80 تعاونیهای صنعتی گروه با رکود بسیار سنگینی روبرو بودند. در آن زمان ای بحران در درجه اول از طریق [چاره های عمومی برای رفع] رکود فوق العاده شدید اقتصاد اسپانیا تعدیل شد (در سال 1976 ، بیش از 10 درصد از کل تولید تعاونی ها به بازارهای خارجی راه یافت). ویلیام وایت و کاتلین وایت، در تحقیق کلاسیکی که در سالهای 1980 روی تعاونیهای موندراگون انجام دادند، به تفصیل به چالشهای رکود جهانی سالهای پایانی دهۀ 70 برای جنبش تعاونی موندراگون و به ویژه برای کارخانۀ فاگور پرداختند. در آن زمان فاگور دست به تغییرات رادیکالی در مدیریت و شیوۀ عملیات خود زد. مهمترین این تعییرات اعمال سیاست جبرانی جدیدی نسبت به آن عده از کارگر-اعضای آن بود که "درآمد فردی" (بدیل موندراگون به جای دستمزد و حقوق) شان را به نتیجۀ اقتصادی فعالیت کارخانه مرتبط می کرد (تا آن زمان درآمد فردی کارگر-اعضا منحصراً به تغییر شاخص قیمتها در اسپانیا برای مصرف کننده مرتبط بود). از آن پس درآمد فردی در فاگور و در دیگر تعاونیها از طریق فرمول پیچیده ای محاسبه می شود که فاکتور کلیدی آن درآمدهای نقدی کارخانه – به عنوان معیاری ضمنی برای موفقیتهای اقتصادی آن – است.

به عبارت دیگر بحران های اقتصادی به طور قابل توجهی تجربه موندراگون را دگرگون کرده و تغییر شکل داده اند و قطعاً در دوره تعدیلهای کنونی نیز به طریق مشابه پیامدهای عمیقی بر سازمان و کردار جنبش تعاونی خواهند داشت. دشواریهای اقتصادی نه تنها آزمونی برای رقابت پذیری تعاونیهای منفرد و شایستگیهای ارگانهای مدیریت آنهاست، بلکه همچنین آزمونی برای قابلیتهای اخلاقی کارگر-اعضای آنها و پایبندی شان به ارزشها و اصولی است که این تجربه همکاری را در شصت سال گذشته برانگیخته و برپا داشته است.

 

افزودن دیدگاه جدید