چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ - ۱ دسامبر ۲۰۲۱

تجربۀ تعاونی موندراگون بخش ششم

۰۱ مرداد ۱۴۰۰

گسترش سریع بین المللی شدن موندراگون از دهۀ 90 قرن گذشته به این سو منجر به تنوع در تیپپ های عضویت تعاونیهای عضو آن، و عدم تجانس بیشتری در قراردادهای استخدامی در تعاونیها شده است. این چیزی است که به موضوع داغی در حال و آیندۀ جنبش تعاونی شده است. علاوه بر تیپهای سنتی کارگر-عضو، تعاونیها دست به استخدام فزایندۀ کارگران، خاصه با قراردادهای کوتاه مدت، زده اند. این کارگران از حقوق و وظایف مربوط به اعضای تعاونیها برخوردار نیستند. در برخی موارد تعاونیها همچنین به استخدام کارگر-اعضائی "با حق محدود" دست می زنند.

  1. بین المللی شدن موندارگون

تعاونیهای موندراگون در درون اقتصاد بستۀ اسپانی زاده شده و پا گرفته بودند. این اقتصاد فرصتهای محدودی را برای توسعۀ خارجی و بسیاری حمایتها را در برابر رقابت خارجی در اختیار این تعاونیها قرار می داد. در اواسط سالهای 1960 برخی تعاونیهای صنعتی، به ویژه آنها که در بخش ماشینهای صنعتی فعال بودند، پا به بازارهای خارجی نهادند. اما بین المللی شدن جدی گروه موندراگون تا سال 1986، که اقتصاد اسپانیا باز شد و این کشور به عضویت اتحادیه اروپا درآمد، و حتی تا تکمیل عضویت کامل اسپانیا در بازار واحد اروپا در سال 1992 تحقق نیافت.

با لیبرالیزه شدن اقتصاد اسپانیا موندراگون دست به انتخاب استراتژیک مهمی برای بین المللی کردن محصولات خود زد.

تعاونیهای صنعتی موندراگون از زمرۀ نخستین شرکتهای اسپانیائی بودند که از امتیازات کامل فرصتی که بازار اروپا فراهم می آورد، بهره گرفتند. چهارمین کنگرۀ موندراگون، منعقده در سال 1993، این رویکرد را به عنوان یکی از اولویتهای تعاونیها اعلام کرد. این تصمیم در طرح استراتژیک تعاونیهای موندراگون برای بین المللی شدن، که شورای عمومی موندراگون در سال 1994 تدوین کرد، انعکاس مستقیم یافت. این در زمانی بود که ایالت باسک زیر آوار شرکتهای صنعتی بزرگ خرد می شد و این درک در موندراگون به طور گسترده فراهم آمده بود که اگر تعاونی نتوانند در بازارهای بین المللی با موفقیت به رقابت برخیزند، به سرنوشت مشابهی دچار خواهند شد. هدف اقتصادی مقدم تعاونیها، یعنی تأمین شغل ایمن و با کیفیت در اجتماعات محلی، نیازمند استراتژی فعالی برای بین المللی کردن موندراگون بود.

فرمولی که برای بین المللی کردن موندراگون انتخاب شد، آن را با چالشها و فرصتهایش ترسیم می کرد. شرکتهای بزرگی که در بازارهای اشباع شدۀ داخلی فعالیت می کردند، استراتژی بین المللی سازی شان را بر انتقال ظرفیت تولید به کشورهای با دستمزد پایین از طریق شرکت های تابعه شان در این کشورها و حفظ عملیات با ارزش بالاتر در تعاونی های داخلی متمرکز کردند. در این رابطه نمونۀ کارخانۀ وسائل الکتریکی خانگی فاگور (Fagor)، که ما بعداً به تفصیل به آن خواهیم پرداخت، بسیار شاخص است.

 

در عین حال، بسیاری از تعاونیهائی که اساساً به عنوان تأمین کنندۀ محصولات واسطۀ مورد نیاز شرکتهای چندملیتی عمل می کردند (کارخانه های فعال در تولید قطعات اتومبیل بهترین مثال برای این نوع کارخانه هاست)، مجبور بودند برای حفظ همجواری با مشتریان استراتژیک شان، تولید خود را کلاً به جای دیگری انتقال دهند.برای این که تصویری از ابعاد این روند به دست دهیم: در سال 2014 تعاونیهای موندراگون یا شرکتهای وابسته به آنها صاحب هژده مؤسسۀ تولیدی در چین، ده تا در مکزیک، نه تا در جمهوری چک، 7 تا در برزیل و 6 تا در لهستان بودند. در برخی موارد گروه موندراگون به عنوان واسطه فعالیت های جدید بین المللی عمل كرد، به عنوان مثال، از طریق ایجاد پارکهای صنعتی در كنشان در چین و پونا در هند. چند تا از تعاونیهای صنعتی موندراگون از زمرۀ رقابتی ترین و صادرات بنیان در میان شرکتهای اسپانیائی اند. کمپانیهائی چون اورونا (سازندۀ آسانسور)، فگور ادرلان (سازندۀ قطعات اتومبیل) یا دانوبوت (سازندۀ ابزار مکانیکی) – به عنوان مشتی از خروار- با موفقیت در بازارهای رقابتی بین المللی عمل می کنند. این کیفیت بر پایۀ تجربه ای میدانی حجتی است بر این که اصول تعاونی سازمانگری و مالکیت، از قابلیت رقابت با عالیترین استانداردهای فعالیت اقتصادی برخوردارند.

گسترش سریع بین المللی شدن موندراگون از دهۀ 90 قرن گذشته به این سو منجر به تنوع در تیپپ های عضویت تعاونیهای عضو آن، و عدم تجانس بیشتری در قراردادهای استخدامی در تعاونیها شده است. این چیزی است که به موضوع داغی در حال و آیندۀ جنبش تعاونی شده است. علاوه بر تیپهای سنتی کارگر-عضو، تعاونیها دست به استخدام فزایندۀ کارگران، خاصه با قراردادهای کوتاه مدت، زده اند. این کارگران از حقوق و وظایف مربوط به اعضای تعاونیها برخوردار نیستند. در برخی موارد تعاونیها همچنین به استخدام کارگر-اعضائی "با حق محدود" دست می زنند. این اعضا از همان حقوق مشارکتی برخوردار اند که کارگر-اعضای دائمی. اما مشمول همان حمایتهای تأمین اجتماعی نمی شوند. اگر فقط کارگرانی را که توسط خود تعاونیهای عضو، و نه آنها که توسط شرکتهای وابسته به آنها، استخدام شده اند در نظر بگیریم، در حال حاضر کارگر-اعضا 80 درصد کل نیروی کار شرکتهای صنعتی موندراگون را تشکیل می دهند. نسبت قابل توجهی از کارگران بدون موقعیت عضو در بخش توزیع، خاصه در تعاونی مصرف اروسکی، متمرکز شده است. گسترش سریع تعاونی اروسکی در بازار اسپانیا با خرید شرکتهای خرده فروشی و توزیع مواد غذایی سرمایه داری میسر شده است، که غالب کارگران آنها فقط کارمند اروسکی باقی مانده اند (حتی وقتی امکان عضویت آنان به عنوان کار-عضو در موندراگون برای آنان فراهم شده بوده است). امروزه حدود نیمی از 36هزار مستخدمان اروسکی کار-عضو موندراگون اند.

 

افزودن دیدگاه جدید