پنجشنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۷ ژانویه ۲۰۲۲

زندانی

۰۴ بهمن ۱۳۹۹

این شعررا در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۶٨، یکسال بعد از کشتار سال شصت و هفت نوشتم. چند روزی بود که احساس ناامنی می‌کردم و شب هایم همرا با کابوس و ناله بود. روزانه به زندانیان سیاسی فکر می کردم.

انگار در قفسی تنگ گرفتار آمده‌ام و دیوانه وار در تلاش جستجوی هوایی برای تنفس دوباره بر دیواره های سخت این قفس بال می کوبیدم. تا آنکه این شعر در دلم جوانه زد: روزنه ای برای پرواز.

حاجتم به نوشتن این شعر پرواز به سوی مکانی امن و آزاد بود.

زندانی

 

گلوله ای در تاریک شلیک شد

قلبم از نیش شبگردی کور مجروح شد

آه

چه اندوهگین است فروافتادن آخرین برگ پائیزی

تو باید باشی

آن سرانگشتی

که بزداید اشکی

از گوشه چشمی

 

من یقیین دارم روزی کسی این خار را

از پای تو خواهد کشید

گرچه در زنجیر باشد

 

افزودن دیدگاه جدید