رفتن به محتوای اصلی

زندانی

زندانی
شنبه, 23. ژانویه 2021 - 14:49

انگار در قفسی تنگ گرفتار آمده‌ام و دیوانه وار در تلاش جستجوی هوایی برای تنفس دوباره بر دیواره های سخت این قفس بال می کوبیدم. تا آنکه این شعر در دلم جوانه زد: روزنه ای برای پرواز.

حاجتم به نوشتن این شعر پرواز به سوی مکانی امن و آزاد بود.

زندانی

 

گلوله ای در تاریک شلیک شد

قلبم از نیش شبگردی کور مجروح شد

آه

چه اندوهگین است فروافتادن آخرین برگ پائیزی

تو باید باشی

آن سرانگشتی

که بزداید اشکی

از گوشه چشمی

 

من یقیین دارم روزی کسی این خار را

از پای تو خواهد کشید

گرچه در زنجیر باشد

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.