سه شنبه ۳۰ دی‌ ۱۳۹۹ - ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱

دانش؛ علم، تکنولوژی و سرمایه

۱۱ آذر ۱۳۹۹

سرمایه داری کلان، علوم، تکنولوژی و دانشمندان را خریده و در پروسه بهره وری و سودمندی اقتصادی خویش بکار میگیرد. از این نظر در اکثر موارد علوم، و تکنولوژی بصورتی انحصاری ، جهت حفظ موقعیت برتر اقتصادی بر رقیبان، بصورت بخشی از اسرار، دارائیها و ثروت های کلان سرمایه دارن محسوب گردیده و محافظت میشود. اینجا کاملا مشهود است که نظام سرمایه داری به نقطه ای میرسد که خود تبدیل به سدّی میگردد تا مانع از توسعه و شکوفائی جهانی علمی میگردد.

مقدمه

عزیزی از من تقاضا کرده اند تا در رابطه با مقاله "اقتصاد دیجیتالی ....." منتشر شده در جًنگ کارگری نشریه به پیش نظر خودم را بنویسم. گرچه ترجمه مقاله مذبور به فارسی به برداشت من کمتر مضمونی، بیشتر لغوی (کلمه به کلمه ای) است، ولی به مواردی اشاره میکند، که میتوان حول محور مضامین عمده آن بطور خلاصه متمرکز شد.

یکی از موارد مطرح شده مربوط به نظریات لئون تروتسکی در زمینه "رشد نامتوازن" و "انقلاب پیوسته" و ارتباط آن با پتانسیل های قابل استفاده فراهم شده توسط "تکنولوژی دیجیتال است، که برای خودش یک موضوع جداگانه، وسیع و مفصلی است که از ظرفیت این نوشته کوتاه خارج است. نظریه "انقلاب پیوسته" تروتسکی بر این پایه بود که پیروزی انقلاب سوسیالیستی در اتحاد شوروی، باید موجب گردد تا این انقلاب به کشورهای دیگر توسعه داده شده و دامنه انقلابات سوسیالیستی در کشورهای دیگر جهان گسترده تر گردد. در شرایطی که استالین، بر این نظریه بود که باید تمرکز و اولویت اول ما بر این بوده باشد تا در اتحاد شوروی، یک کشور سوسیالیستی ساخته شود.

نظریه "رشد ناموزون" هم بر واقعیت رشد ناموزون سرمایه داری کلان، و به طبع آن طبقه کارگر در کشورهای غیر از سرمایه داری صنعتی پیشرفته اشاره کرده و به چگونگی گذار سوسیالیستی آنها میپردازد. گرچه نظریه تروتسکی بر این بود که باید در این کشورها "طبقه کارگر" باید رهبری قدرت سیاسی را بدست گرفته و از بالا به توسعه علمی، صنعتی ، اقتصادی سوسیالیستی بپردازد. گرچه این مقاله مطرح میکند که در شرایط بسط و توسعه نظریات تروتسکی در میان بخش های ویژه ای از جوانان سوسیالیست، علوم و تکنولوژی دیجیتال، پتانسیل های فراوانی را جهت غلبه بر بحران "رشد ناموزون" اقتصادی صنعتی در این کشورها فراهم می نماید.

دانش

"دانش" به تنهایی مسلّح بودن به انبوه فراوان داده ها و اطلاعات است. دانش به تنهایی "علم" نیست؛ در حالیکه دانش، میتواند دانش علمی نیز بوده باشد. به این مفهوم که مسّلح بودگان به دانش، علاوه بر اطلاعات و داده ها، به علوم مشخصی نیز مسلّح بوده باشند. فیلسوفان تجربه گرا، که اکثر آنها انگلیسی بودند، از جمله "جان لاک"، بینش فلسفی خود را بر پایه های آموزه های ناشی از انبوه اطلاعاتی بشر، و بخصوص تکرار مکررات "تجربی" آنها استوار میکردند، که آنها را "امپیریسیست" ها می نامیدند. این نوع فلسفه تفاوت های مضمونی و کلیدی با فلسفه آلمانی امثال :امانئول کانت" داشت که بر استقلال عمل قدرت ذهنی بشری، به موازات آموزه های تجربی تکیه داشتند.

علم

"علم" نتیجه و برآیند مطالعاتی سیستماتیک، فنی، تحلیلی و خیلی وقتها برنامه ریزی شده این دانش ها، داده ها و اطلاعات است، تا از طریق دست یازی به ابزارسنجی های علمی به نتیجه گیری هایی رسید. نتیجه گیری های نهایی این روند مطالعاتی همان "علم" بشری است. علم، ماحصل پروسه مطالعاتی گاه پیچیده و طولانی است که بر پایه های انبوه "دانش " بشری استوار است. طبیعی است که نتایج این پروسه مطالعاتی به مرور زمان، تغییرات شرایط محیطی و دستاوردهای علمی به تناسب تغییرات داده های اطلاعاتی و نتایج علمی حاصله همیشه در حال تحول و تغییر و تکامل است. این خود یک بحث کارشناسی مستقل فلسفی است، که باز هم از حوصله این نوشتار کوتاه خارج است.

تکنولوژی

"تکنولوژی"، را شاید بشود استفاده کاربردی عملی از دانش و علوم بشری برای تولید انبوه با بهره وری بیشتر و بهتر در عرصه های تولیدی و خدماتی اقتصادی، اجتماعی و غیره نامید. ما امروزه شاهد آن میباشیم که "تکنولوژی" های متنوع دستاوردهای تحقیقاتی علمی در صنایع کشاورزی، دام پروری، دریایی، فضائی، خدماتی، تولیدات کالاهای مصرفی، صنایع وسیع نظامی، صنایع مربوط به تکنولوژی دیجیتال، صنایع انرژی های فسیل و غیره و غیره مورد استفاده قرار میگیرد. تکنولوژی شامل مجموعه این ابزارها و مکانسیم ها و سیستم های پیشرفته ای است که متخصصین علمی آنها را آفریده و تقدیم بشریت نموده اند.

به همان میزان که تکنولوژی بهره وری و ثمربخشی پروسه و روند تولیدی کالاها و خدمات را در اشکال انبوه – کلان و خرد آن افزایش میدهد، میتواند در راه آسایش و رفاه بشریت به کار گرفته شود. با همان استدلال، قدرت ها و قابلیت های عظیم دستاوردهای تکنولوژیک میتواند در جنگ ها و بحران های اجتماعی در جهت ویرانی و نابودی بشریت و محیط زیست مورد استفاده داقع شود.

نقش علوم در تحولات تاریخی

پیشرفت ها و دستاوردهای علمی به عنوان موتور کوچک به حرکت درآورنده تحولات عظیم تاریخی عمل می نمایند. کافی است نگاه کوتاهی به بزرگترین تحولات چند صد ساله اخیر بشریت که ناشی از انقلاب علمی و تکنولوژیک دوران رنسانس در اروپا است اشاره کرد. زمانی که گالیله در دادگاه انگزیزاسیون زیر شلاق خرافه پرستی کلیسائی با پای خودش بر زمین می نوشت "زمین همچنان بر گرد خورشید میچرخد"، زمانی که اختراع ماشین بخار موجب تسلط بشر بر اقیانوس ها و خشکی ها از طریق به راه انداختن کشتی ها، قطار ها شد. زمانی که اختراع دستگاه چاپ موجب انقلابی در نشر و توسعه ارتباطات فکری، علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در بین بشریت گردید، وقتی که نظام حسابداری مدیریتی دو ستونی برای اولین بار در ایتالیا اختراع شد، همگی این تحولات علمی، فنی و صنعتی بودند که موجب جهش بشریت از ساختار اقتصادی تیولداری و ارباب رعیتی به سلطه سرمایه داری تجاری و سپس صنعتی گردید.

مناسبات علوم و تکنولوژی با تحولات اجتماعی

در پردایم مسلط و غالب دوران ما که دوران حاکمیت نظام سرمایه داری است، این صاحبان ثروت ها و سرمایه ها هستند که نه تنها سمت و سوی فرایندهای تولیداتی تکنولوژیک و فنی را تعیین می نمایند، بلکه نیروهای محرکه مسلّط آنها در این زمینه نه انگیزه های انسانی، بلکه سود آوری و قدرتمداری است.

صاحبان ثروت ها و سرمایه ها چه کسانی می باشند؟ انگیزه های تداوم حیاتی این شخصیت ها و نهادها چه چیزهایی میتوانند بوده باشند؟ ثروت ها و سرمایه ها بطور عمده در بخش های زیرین متمرکز هستند.

یک – بانک داران و صندوق های مالی کلان (هج فاندز)

دو – سرمایه داران کلان غیر مالی ؛ از قبیل صنایع نفتی نظامی و صنایع رسانه ای، صنایع خدماتی و دیگر صنایع.

سه - انباشت بودجه های دولت ها

چهار –صندوق های اندوخته ای بیمه های بازنشستگی کارگران و کارکنان

پنج – نهادها و ساختارهای تعاونی و یا غیر انتفاعی

شش – کسب های مردم عادی و سرمایه داری خرد و پراکنده

اگر صاحبان ثروت و سرمایه را در نهادها و گروه بندی های بالا خلاصه نمائیم، قدرتمداری حاکمه سیاسی، امنیتی، حقوقی و بوروکراتیک در دستهای بخش های یک و دو است. این دو بخش، بخش دولتی را که معمولا یک سوم اقتصاد و ثروت و سرمایه ای کشور را کنترل می نماید، از طریق کنترل حقوقی و نهادهای اجرائی و کنترل احزاب، تحت کنترل خویش در آورده و در خدمت سودآوری اقتصادی خویش بکار میگیرند.

کنترل سرمایه داری کلان، بر بخش سرمایه داری دولتی،( که معمولا یک سوم اقتصاد کشورها را تشکیل میدهد)؛ رویهمرفته بیش از دو سوم اقتصاد، سرمایه ها و ثروت کشورها در نظام سرمایه داری را تحت کنترل آنها در می آورد. یک سوم باقیمانده اقتصاد جامعه که در بخش های صندوق های بیمه های بازنشستگی، نهادهای تعاونی و ساختارهای اقتصادی غیر انتفاعی و بالاخره اقتصاد پراکنده و خرد تقسیم میگردد. این نظام کنترل بخش کلان سرمایه بر بخش های دولتی و غیره را که بصورتی قانونمند رسمیت یافته و در جامعه اعمال میگردد، در این جوامع لیبرال دموکراسی نامیده میشود. آحاد یک سوم پراکنده اقتصادی جامعه در این لیبرال دموکراسی ها هر چقدر که خواستند، میتوانند فریاد بزنند، اما نمیتوانند از طریق اهرم های موجود در جوامع لیبرال دموکراسی توازن کنترل قدرت اقتصادی سیاسی را بسمت اکثریت احاد توده های جامعه بازگردانند.

علوم و تکنولوژی در نظام سرمایه داری

سرمایه داری کلان، علوم، تکنولوژی و دانشمندان را خریده و در پروسه بهره وری و سودمندی اقتصادی خویش بکار میگیرد. از این نظر در اکثر موارد علوم، و تکنولوژی بصورتی انحصاری ، جهت حفظ موقعیت برتر اقتصادی بر رقیبان، بصورت بخشی از اسرار، دارائیها و ثروت های کلان سرمایه دارن محسوب گردیده و محافظت میشود. اینجا کاملا مشهود است که نظام سرمایه داری به نقطه ای میرسد که خود تبدیل به سدّی میگردد تا مانع از توسعه و شکوفائی جهانی علمی میگردد.

بخش عظیمی از این "کلان سرمایه داران" حاکمه بر اقتصادی جهانی را ، خانواده های سلطنتی، خانواده های اشرافیت جدید، یا اشرافیت قدیم با فرهنگ ناسیونالیستی بانکدار آغشته به خرافه های سنتی، و نهادها و ساختارهای دینی مسیحی، یهودی و اسلامی و غیره تشکیل میدهند. این مجموعه در همه جا بعنوان حکومت ها و یا قدرتمداران پنهان جوامع و کشورها را تشکیل میدهند، در عین حال قدرت مالکیت و کنترل دستاورهای فنی و تکنولوژیک را در دست دارند؛ گاها خود ضد علم ترین و خرافه پرست ترین اقشار اجتماعی را تشکیل میدهند. کافی است به پدیده دونالد ترامپ نظری افکند.

در حالیکه بخشی از علوم و تکنولوژی تحت کنترل دولت ها و حکومت های پنهان، در خدمت توسعه بهره وری اقتصادی با هدف سود اندوزی به کار گرفته میشود، بخش قابل توجهی از آن نیز جهت تسویه حساب ها، رقابت ها، جدل ها ی مابین خودشان جهت کنترل و سلطه آنها بر بازارهای مختلف مواد خام، انرژی، نیروی کار، بازارهای مصرف و غیره بکار گرفته میشود. در این جدل ها است که پیشرفته ترین رشته های فنی و تکنولوژیک، در صنایع جنگی و نظامی امنیتی بکار گرفته میشوند.

خلاصه

داده ها، اطلاعات و دانش در دنیای مجازی دیجیتال انباشته شده است و به صورت کنترل و هدایت شده ای در اختیار همگان قرار دارد. انسان گاه در رقابت با تکنولوژی هوشمند و گاه از طریق بکارگیری هدفمند آن در جهت دست یافتن به علوم و تکنولوژی جدید تلاش میکند. تکنولوژی روبوتیک و هوشمند، در سطح پیشرفته آن تحت کنترل سرمایه داری کلان، با همان فرهنگ های خرافی و ارتجاعی است. آنها در ضمن تلاش دارند تا محصولات این تکنولوژی ها را بصورت کالائی و با توجه به نیازهای بازار های مصرفی در اختیار عموم قرار داده و از این طریق نیز به سود اندوزی بپردازند.

کشورهایی که در آنها عملا نظام تک حزبی توده ای و مردمی، از قبیل کشور چین، حاکم بوده و اقتصاد دولتی در ارتباط و هماهنگی با بافت های اقتصادی تعاونی، غیر انتفاعی و خرد، کنترل روند اقتصادی را در دست دارند، آنها قادر بوده اند تا نه تنها از نظر علمی، صنعتی خود را به سطح کشورهای صنعتی پیشرفته جهانی برسانند، نرخ رشد اقتصادی دو سه برابر آن کشورها را بصورت پشت سر هم داشته باشند، بلکه بهره وری تولیدات انبوه آنها در تمام رشته ها به مراتب از کشورهای سنتی صنعتی پیشرفته جلوتر زده باشند. کافی است به میزان ثبت "آی پی" ها و سرعت رشد کاربری عمومی تکنولوژی های مشابه "جی پنج" و تکنولوژی های هوشمند در مقیاس های توده ای در آنها اشاره کرد.

امروزه نه تنها نظام سرمایه داری کلان نئولیبرال در خیلی عرصه ها خود به عامل ترمز کننده رشد علمی و تکنولوژیک تبدیل گردیده است، بلکه بخش اعظم پیشرفت های کشورها و دولت های رقیب آنها نیز در زندان های سرّی تکنولوژی نظامی آنها بصورت اسرار علمی یا تکنولوژیک نظامی زندانی شده اند.

سوسیالیستها نه تنها باید بر آخرین دستاوردهای دانش های علمی فنی مسلح بوده باشند، بلکه نظام های توده ای و سوسیالیستی باید با اتکا به آخرین دستاوردها تکنولوژی های مدارهای زنجیره ای، واحدهای سنجشی پولی دیجیتال، تکنولوژی های هوشمند و تکنولوژی روبوتیک، بتواند خود را با سرعت هر چه بیشتری از عقب مانده ترین کشورهای جهان سوم گرفته تا دیگر کشورها، به سطح کشورهای پیشرفته جهانی برسانند.

سوسیالیستها، با رهبری قدرت سیاسی مانع از سلطه ارتجاع و خرافه پرستی های ماقبل دوران قرون وسطی، که امروزه بخش غالبی از ایدئولوژی کنترل کنندگان نظام سلطه گر کلان سرمایه داری را تشکیل میدهند شده و عرصه را برای رشد جهشی علمی و تکنولوژیک فراهم خواهند نمود. طبقه کارگری که کنترل تکنولوژی پیشرفته روبوتیک و هوشمند را دارد، به مراتب شایسته تر از خرافه پرستان کلیسائی، حوزه های ضد علمیه شایسته کنترل انباشت افزوده سرمایه جهت خدمت به عموم بشریت و پیشرفت های علمی ، فنی و تکنولوژیک خواهد بود.

 

 

 

دیدگاه‌ها

سلامی چوبوی خوش آشنایی به آن دیده مردم روشنایی .دنیزجان قدرت قلم من همین است.هرچندازکتابهابی بهره نبودم ولی نتوانست طرزگفتاری به دلپذیری شماانجام پذیرد.اگرحرف درست است من درجاتقدیم میکنم به حزب تاچندبارپنبه اش بخوردوتوسط شماودیگرعزیزان حزب به چهارچوب درآید.اتفاقاچون ادعاکرده ام علوم درمالکیت جامعه است چه بهترنماینده مردم نیزکه همان حزبی که دنیای من است ارائه نماید.علی ایحال هرسئوالی که ممکن است درروشن ترشدن موضوع کمک کندمن درخدمتم ولی میدانم زیره بردن به کرمان است.فقط یک مورددیگرکه به ذهن من رسیدوشمانیزدرمقاله تان متذکرشدید،استفاده ازعلم راسرمایه باشاقول سودجلومیبرداین میشودکه زیباترین ژورنال ها وفیلم هارا میسازد.تمام رنگای استفاده شده درمجلات آنها دقیقا علوم عکاسی علم تاثیررنگهاوروانشناسی مردم درجلدویاداخل آن دخیل است .ونشریه مروابه زیبایی داردازاین فنون گرافیک استفاده میکندکه تبریک میگویم .ازبحث دورنشویم هرجاعلم رابازندگی پیونددهیم هزاربارزندگی زیباترمیشودکتاب سفربه تاجیکستان نسیم خاکساردقیقا همین دیدگاه استفاده ازعلم درزندگی رانشان میدهدوتفاوتش باکشورهای سوسیالیستی .وفقط یک جمله وتمام .علم وتکنلوژی درمالکیت جامعه بایدباشدوهرکس به فراخوربتواندازآن بهره مندشود.
0

درود فراوان؛ جواد عزیز
با سپاس از مهر و تشویق شما، نیمچه عذرخواهی یه شما از بابت تاخیر در نوشتن این مقاله بدهکارم. من هم مثل بقیه کار و گرفتاری های شخصی خودم را دارم. بخاطر همین هم این مقاله کمی با تاخیر، عجله و ناقص نوشته شده است. از شما بخطر پیگیری در نظرات تان نیز سپاسگزارم. من همیشه از نقد های شما آموخته و تلاش نموده ام تا آموزه های خویش را صیقل داده و تکمیل تر نمایم.
امیدوارم شما نیز روزی نظرات خویش را بصورت تز های مختصر مفید فورمولبندی شده بنویسید تا همه از آنها بهره مند گردند.
با مهر و سپاس مجدد
دنیز
0

دنیزگرامی ازقلمت دروگوهرمیباردفقط من دررابطه باپراگراف آخربگویم درکشورهای سوسیالیسنی قبل ازفروپاشی شوروی همین ندیدن علم وتکنولوژی باعث عقب ماندگی آنهاشد.اول یک وسیله تولیدی اختراع شدوبعدازآن تملک همان وسیله تولیدطبقات رابوجودآورد.این قسمت درتئوری نادیده انگاشته شده است.وچنان مارکسیست هاغرق درمبارزه طبقاتی شده اندکه همین علم وتکنولوژی رانمی بینند.الان کارخانه های داروسازی تمامامکانیزه وبدون دخالت دست وکارگربلاترین سودهارامی کنندومارکسیست های کلاسیک برای این نوع تولیدتوضیحی ندارندکه ارزش اضافی این کارخانه ازکجابدست می آیدویاکارخانجاتی که ازرباتیک فراوان استفاده میکنندوباگارگربسیارکمترازکارخانجات قدیمی وبازهم باسودبالاتروبازهمچنان مارکسیست های قدیمی جوابی ندارند.جای دوری نمی رویم همین واکسن کروناچه سودهنگفتی عایدکارخانه اش میکندپس باکدام کارگروارزش اضافی .میخواهم اینرابگویم که علم وتکنولوژی برامده ازجامعه است ودرتملک جامعه نه دراختیارچندسرمایه دار.این نکته کلیدی است که بایددرتئوری گنجانده شود.درست است که جامعه طبقاتی است ولی سرمایه تنهاازارزش اضافی بدست آمده ازکارگرزنده نیست بلکه ازعلم وبه دنبال آن تکنولوژی که صاحب اصلی آن جامعه است که یاوسائل تولیدمیشودویاحل مشکل کروناویاعلوم اکتشاف نفت واگراین رانپذیریم بایدعکس آنراپذیراباشیم که هرجاسرمایه ازنفت یاکروناصاحب سودهای هنگفت میشودبراثرتلاش وکوشش خودش بوده ومباح است .سوسیال دموکراسی همین رانمی بیندکه عاشق نظام سرمایه داری شده است .کمونیست های قدیم همین رانمی دیدندکه حتی وقتی به قدرت می رسیدندکاسه چه کنم چه کنم دست میگرفتند(رجوع به خاطرات کروپسکایا)اکنون چین وروسیه اینرادرک کرده اندوبسوی توسعه گام برمیدارندواینجاانحراف بازگشت به سرمایه داری وجوددارد.درادمه بازهم خواهم گفت ولی اقرارمیکنم قلمت بس شیواوکامل است افتخارمیکنم که حزب چپ مانندشمابسیاردارد.واینرانه ازسرخوش آمدبلکه ازمقایسه بادیگراحزاب میگویم .برقراروسرافرازباشی .
0

افزودن دیدگاه جدید