سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹ - ۱ دسامبر ۲۰۲۰

خیزش آبان و کابوس حکومت از تکرار آن در ابعادی وسیعتر!

یادداشت

۰۹ آبان ۱۳۹۹

جنبش های اجتماعی فعالان و رهبران خود را خلق و پرورش می دهند و خواهند داد. هیچ جنبش ریشە دارای را در هیچ کجای دنیا با سرکوب برای همیشە کسی نتوانستە و نمی تواند از میان بردارد. جای دور نرویم، بە تجربە کشور خودمان اگر نظر کنیم می بینیم کە سرکوب جنبش ٨٨ باعث جلوگیری از جنبشهای بعدی کە نشد هیچ، بە رادیکالیزە شدن آننها منتهی شدە است. تسلیم در مقابل خواست مردم یگانە راهی است کە مقابل رژیم های فاسد و استبدادی وجود دارد. تا زمانی کە این گونە رژیمها وجود دارد جنبشها هم وجود خواهند داشت.

خیزش مردمی آبان ٩٨ بە فرمان خامنەای و دیگر سرکردگان حکوت با شیوە های بغایت ددمنشانە سرکوب شد.

صدها تن از جوانان سلحشور و عدالتخواە کە اکثرشان از محلات محروم و فقیرنشین شهرهای مختلف بودند در جریان سرکوب آن قتل عام یا در زندانها زیر شکنجە کشتە شدند. با وجود گذشت یک سال از خیزش سرکوب فعالان آن همچنان ادامە دارد و پاسداران صاحبان قدرت و سرمایە می کوشند با صدور احکام اعدام برای فعالانی کە در هنگام جنبش دستگیر شدەاند در میان مردم هراس افکنی نماید بلکە مردم را تکرار آن بازدارد.

اضطراب و هراس از خیزش دوبارە مردم چون کابوسی هولناک از آن زمان تا کنون سراپای سرکردگان اصلی حکومت را در برگرفتە است و هرچە بە سالگرد آن نزدیکتر می شویم بر هراس آنان افزودە می شود. آنچنان کە قادر بە پنهان کردن آن نیستند و با دستپاچگی برای جلوگیری از وقوع جنبشی دیگربە هر جنایتی متوسل می شوند. عدەای نیز کە فهمیدەاند اوضاع حکومت آشفتە تر از آن است کە بتواند بهمین شکل دوام بیاورد و دیر نیست روزی کە مسببان سرکوب پای میز محاکمە نشاندە شوند، هریک بە صورتی ابلهانە و فرصت طلبانە سعی می کنند دیگری را در سرکوب خیزش آبان وایجاد شرایطی کە بە آن منجر شد مقصر جلوە دهند و نقش و سهم خودشان را از جنایتی کە بر مردم اعمال کردەاند انکار و وابستگان بە جناح رقیبشان را برای نجات خود قربانی نمایند!

جنبش را ظاهرا سرکوب کردەاند. اما می بینند کە نفرت و رویگردانی مردم از حکومت در همین مدت چند برابر شدە است. بحرانها بە رغم سرکوب خیزش آبان و اعتراضات بعدی تشدید شدەاند ومردم بە تنگ آمدە از وضعیت حاکم با جسارت بیشتری بە مبارزە با حکومت و حق خواهی برخاستەاند. از یکسو سرکوبها را تشدید و فشارها را بیشتر کردەاند، از سوی دیگر سعی دارند با دادن وعدەهای نسیە بە مردم جنبش اجتماعی بزرگی را کە بە وسعت ایران در راە است بە تعویق بیندازند، بلکە فرجی از راە برسد. خودشان هم می دانند کە جنبش دیگری در راە است و دیگر نمی توانند مانند ٨٨، ٩٦ و ٩٨ آنرا سرکوب یا مهار کنند. از طرف دیگر نمی توانند از قدرت و سرمایە هایی کە با استفادە از رانت قدرت غارت کردەاند دل برکنند و حکومت را بە مردم بسپارند.

هم از این روست کە نمایندگان مجلسی کە از همیشە فرمایشی تر است و سردار فاسدی کە با ١٠ درصد رای مردم بر صدر آن نشستە است، تلاش می کنند با وعدە دادن کمک های معیشتی، مانند لایحە "کالا برگ" و تظاهر بە عدالتخواهی و مبارزە با فقر، بالغ بر ٦٠ میلیون جمعیت بە زیر خط فقر و بقا راندە شدە را از خلق جنبشی دیگر بازدارند. حملات همە روزە آنها و دیگر مخالفان حکومتی روحانی بە دولت و دارودستە روحانی بە جهت این است کە همە تقصیر ها را بە گردن آنها بیندازند و خودشان را بی تقصیر و مخالف برنامە هایی کە بە وضع موجود ختم شدە جا بزنند. اما شرکت ١٠ درصدی مردم در انتخابات مجلس بە وضوح نشان داد کە بیزاری مردم از حکومت شامل همە جناحهاست. مردم با تحریم انتخابات همان شعار معروف و دقیق "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگر تمام شد ماجرا" را کە مردم در جریان خیزش سال گذشتە سر دادە بودند، با تحریم انتخابات مجلس ومیان دورەای و با گسترش اعتراضات و اعتصابات شان عملی کردند.

این روزها خودشان هم این طرف و آن طرف اذعان می کنند خیزش ٨٨ درحال تبدیل شدن بە یک انقلاب غیر قابل مهار بود. عنصر فاسد و مرتجعی مانند محمد رضا باهنر کە خودش سهم بزرگی در خلق وضعیت امروزی مردم داشتە و دارد در مصاحبەای کە در میانە این هفتە با "ایلنا" انجام داد گریزی هم بە دلایل خیزش آبان زد و گفت: "موضوع فقط بنزین نبود، مردم پیش از آن از همە چیز ناراضی بودند. در آن شورش در صورت پیوستن قاطبە مردم بە معترضین انقلاب مخملی رخ می داد. مطلبات مردم تبدیل بە بشکەای باروت شدە بود کە نیاز بە یک چاشنی داشت". خامنەای، روحانی و سرکردگان دیگر حکومت برای اینکە بتوانند سرکوب سعبانە شرکت کنندگان در خیزش را توجیە نمایند، آنها را متهم بە وابستگی بە ترامپ کردند. مضمون اظهارات باهنر بی ربط بودن این اتهامات را برملا می کند. همچنین سخنان وی بە قدر کافی حاکی از دشوارهای است کە حکومت در سرکوب خیزشهای در حد و وسعت خیزش آبان دارد. این بە معنای آن است کە حکومت توان درهم شکستن جنبش وسعیتری را ندارد. گستردگی ابعاد سرکوب و خشونت کم مانندی کە با دستگیرشدگان توسط نیروهای سرکوبگر حکومت صورت گرفت و هم اکنون نیز جریان دارد حاکی از ضعف حکومت در مقابل جنبشهای مردمی است. اصولا سرکوب نشانە ضعف هر حکومتی است. حکومتی کە بطور واقعی قدرت داشتە باشد نیازی بە سرکوب پیدا نمی کند.

بازداشتهای گزینشی اخیر کە چهرهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوق بشری، دانشجویی و سندیکایی را آماج قرار دادە است، از دیگر علا عم بارز هراس حکومت از یک جنبش بزرگتر است. جنبشی کە همە شرایط و زمینە های آن بیش از یک سال پیش است و کرونا وقوع آن را دچار وقفە نمودە ست. حکومت با این بازداشتها میخواهد عناصر مبارز و آگاە ذینفوذ در جامعە را کە از نقش آفرینی آنها در تحولات پیش رو ترس دارد را در بند نگاە دارد تا مانع بر سر تحولات ایجاد کند.

با این همە هیچکدام از این اعمال سرکوبگرانە در شرایط نارضایتی شدید تودەهای مردم نمی تواند مانع از خلق جنبشهای اجتماعی تازە و نیرومندتر شود. با دستگیر هر فعال سیاسی و مدنی چند تن دیگر کە در بستر مبارزات مردم پرورش یافتەاند جای آنها را می گیرند و راە آنان را پی می گیرند. صدها فعال و رهبر کارگری سرشناس تا کنون اخراج و زندانی شدەاند، اما هر بار عدەای تازە نفس جای آنها را گرفتەاند. جنبش های اجتماعی فعالان و رهبران خود را خلق و پرورش می دهند و خواهند داد. هیچ جنبش ریشە دارای را در هیچ کجای دنیا با سرکوب برای همیشە کسی نتوانستە و نمی تواند از میان بردارد. جای دور نرویم، بە تجربە کشور خودمان اگر نظر کنیم می بینیم کە سرکوب جنبش ٨٨ باعث جلوگیری از جنبشهای بعدی کە نشد هیچ، بە رادیکالیزە شدن آننها منتهی شدە است. تسلیم در مقابل خواست مردم یگانە راهی است کە مقابل رژیم های فاسد و استبدادی وجود دارد. تا زمانی کە این گونە رژیمها وجود دارد جنبشها هم وجود خواهند داشت. نام و یاد خیزش آبان ٩٨و جوانان عدالتخواهی کە جان بر سر آن نهادند تا ریشە استبداد کهن را از این بوم و بر برکنند و آزادی و عدالت اجتماعی را بر جای آن بکارند چون برگی زرین و افتخار آمیز در تاریخ مبارزات آزادیخواهانە مردم این سرزمین ثبت و ماندگار خواهد شد و مبارزات مردم برای رهایی زندانیان سیاسی پر قدرت تر از پیش جریان خواهد یافت.

دیدگاه‌ها

وباعرض معذرت ازدوپاره شدن حرف.چنان این حکومت تمامی اقشاروطبقات رازیرضرب برده است که حتی درشرایط مساعدامکان برقراری حکومتی مردمی بارهبری نمایندگان سیاسی طبقه کارگرامکان پذیرمیباشد.اما نه به معنای انقلاب سوسیالیستی ،زیرازیرساخت های یک جامعه حتی بادیدسرمایه داری نابودشده است .نه زمینه تولیدی برای بخش خصوصی ونه تعاونی وفقط دولت است که درحداقل پنج سال اول میتوانددوباره جامعه رابازسازی کند.که کاملا واضح ومبرهن است بازهم با پول فروش نفت.
0

باتوجه به مشابهت رژیم پهلوی بااین رژیم دررابطه بافروش منابع طبیعی وصدالبته این رژیم هزارباربدترامکان تکرارانقلاب ۵۷حتی به شیوه رادیکال ترهست .وباتوجه به اینکه فقط سرمایه داری انگلی ورانت خوارامکان ارتزاق داشته است بنابراین طبقه متوسط همانند۵۷رادیکال وشایدبیشتربه صحنه بیاید.منتها این بارچپ اگرحواسش باشدمیتواندتمام آنهارادرصفوف خودداشته باشدوکاملا ازنیروی آنها بهره بگیرد.درست است که طبقات میانه تئوری خاصی برای خودندارنداما چپ میتواندبه آنها راه نشان دهد.مثال میزنم .اگرآگاهی دراول انقلاب مانندحال بود(درمیان توه ها)تمامی نیروهایی که به مجاهدین یادیگرطبقات متوسط که رادیکال شده بودندجذب نیروهای چپ میشدند.که البته کم هم نبودندافرادمیانه که جذب سازمانهای چپ شدند.باری به لحاظ کمیت قشرعظیمی هستندکه بسیارراحت تراز۵۷میتوانندبه تحولات مردمی یاری رسانند.حال کدام حزب یاسازمان چپ برای این موقعیت برنامه داشته باشدزهی به آینده نگری اش .
0

افزودن دیدگاه جدید