سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹ - ۱ دسامبر ۲۰۲۰

در گرامیداشت آموزگار سلاخی شده در حومه پاریس

سخنان امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه

۰۶ آبان ۱۳۹۹

ما از آزادی که شما خیلی خوب آموزش می دهید، دفاع خواهیم کرد و لائیسیته را بلند بالا نگه خواهیم داشت. ما کاریکاتورو نقاشی را رها نخواهیم کرد، حتی اگر دیگران عقب نشینی کنند. ما تمام شانس هایی را که باعث جوانی تام جمهوری گردند، بدون هیچ گونه تبعیضی ارائه خواهیم کرد.

مترجم: 

 

در گرامیداشت آموزگار سلاخی شده در حومه پاریس

 

امشب من در باره مبارزه با اسلام گرایی سیاسی رادیکال که منجر به تروریسم می شود سخنی نخواهم داشت. حرف ها را زده ام. آن را اقدامی ضد انسانی نامگذاری کردم. اقداماتی را تصمیم گرفتیم، آنها را سخت تر کردیم و تا پایان دنبال خواهیم کرد.

امشب، در مورد جبهه تروریست ها، همدستان آنها و همه بزدل هایی که این حمله را مرتکب شده و امکان پذیر کرده اند صحبت نخواهم کرد. من در مورد کسانی که نامی جز بربر ندارند، صحبت نخواهم کرد، آنها برای جای گرفتن در این سخن، لیاقت ندارند. آنها، دیگر حتی نام و نشان هم ندارند. امشب، من، از وحدت همگانی که همه فرانسوی ها آن را ضروری احساس می کنند، نیز صحبت نخواهم کرد. این بسیار گرانبها است و همه مسئولان را ملزم می کند که بدرستی آن را ابراز و با پای بندی به آن رفتار کنند. نه!

امشب می خواهم در مورد پسرتان صحبت کنم، می خواهم در مورد برادرتان، عموی تان، کسی که دوستش داشتید، در مورد پدرتان صحبت کنم. من امشب می خواهم در مورد همکار شما صحبت کنم، معلم شما که به این دلیل به خاک افتاد که او تصمیم گرفته بود آموزگار باشد، کشته شد، به دلیل اینکه تصمیم گرفته بود به دانش آموزان خود، شهروند شدن را بیاموزد. آموختن وظایف را برای مراعات کردن. آموختن آزادی را برای آزادنه زیستن. امشب، من می خواهم در مورد Samuel PATY با شما صحبت کنم.

ساموئل پتی کتاب و دانش را بیش از هر چیز دوست می داشت. آپارتمان او یک کتابخانه بود. بهترین هدایای او، کتابهایی بودند برای یادگیری. او عاشق کتاب ها بود، تا میل به دانش و طعم آزادی را به دانش آموزانش و همچنین به نزدیکانش، منتقل کند. وی پس از تحصیل در رشته تاریخ در شهر لیون و تمایل به پژوهشگر شدن، راهی رفت که شما، والدین او که ​​معلم و مدیر مدرسه در موولن [شهری در حومه پاریس]هستید، به او توصیه کردید. "محقق تعلیم و تربیت" شدن، بدانگونه که دوست داشت خودش بنامد، آموزگار شدن. بنابراین جایی بهتر از سوربن برای ادای احترام ملت به او نمیشد یافت، سوربن، دانشگاه ما با بیش از هشت قرن تاریخ، محل اومانیسم.

ساموئل پتی اشتیاق و علاقه زیادی به تدریس داشت و این کار را در چندین کالج و دبیرستان از جمله در شهر کنفلان-سن-آنورین بسیار خوب انجام داد. همه ما در قلب خود، در خاطرات خود، خاطره آموزگاری را حک کرده ایم که مسیر زندگی ما را تغییر داده است. برای هر یک از ما، آموزگار بوده که به ما یاد داد بخوانیم، حساب کنیم، به خود اعتماد کنیم. آموزگار، که نه تنها دانشی به ما آموخته بلکه از طریق کتابی، از طریق نگاهی از طریق توجهی، راهی برای ما باز کرده است.

ساموئل پتی یکی از آنها بود، از جمله آموزگارانی که فراموش نمی شوند، این صاحبان با وجدان کاری، که می توانند شب های متعددی را برای یادگیری تاریخ ادیان صرف کنند تا دانش آموزان و عقاید آنها را بهتر درک کنند. از این افراد فروتن که هزار بار خود را بزیر سئوال می کشیدند، یکی هم آموزگار این درس در باره آزادی بیان و آزادی عقیده بوده که او در موولن از ماه ژوئیه همین تابستان اخیر، در کنار شما خود را آماده می کرد با مواظبت هایی که داشت در پایبندی و دقت در تهیه درس مربوطه.

ساموئل پتی اساساً آموزگاری را مجسم می کند که ژان ژورس JAURÈS) (Jean آرزو کرده بود در نامه به آموزگاران که چند لحظه پیش در همین جا خوانده شده است: "قطعیت همراه با نرمش".آنکسی که عظمت اندیشه را نشان می دهد، احترام را آموزش می دهد، و نشان می دهد که تمدن چیست.

آنکسی که "جمهوری خواه ساختن" را هدف خود کرده است.

اینجا سخنان فردیناند بوئیسون به خاطر می آیند که "برای جمهوری خواه کردن باید انسان را از سنین کودکی و در عالم سادگی [...] بر عهده گرفت و به او این ایده داده شود که او خود باید فکر کند که او نه مجبور به ایمان و نه به اطاعت از کسی موظف است، که این اختیار اوست که حقیقت را خود جستجو کند و نه دریافت کردن آن به صورت حاضر و آماده از استاد، رئیس، رهبر، هر کسی که باشند". " جمهوری خواه کردن"، این جنگ ساموئل پتی بود.

و گرچه این وظیفه امروز بسیار دشوار به نظر می رسد، خصوصاً در مواردی که خشونت، ارعاب و گاه انصراف غلبه می کند، این موضوع بیش از هر زمان دیگری بهنگام و ضروری است. اینجا، در فرانسه، ما ملت خود، جغرافیا، مناظر و تاریخ آن، فرهنگ و دگردیسی هایش، روح و قلب آن را دوست داریم. و ما می خواهیم آن را به همه فرزندان خود آموزش دهیم.

اینجا در فرانسه، ما پروژه محلی و جهانی را که جمهوری حمل می کند، نظم و وعده هایش را دوست داریم. هر روز ادامه می یابد. بله، در هر مدرسه، در هر کالج، در هر دبیرستان ما به آموزگاران قدرت "جمهوری خواه کردن" را خواهیم داد با موقعیت و اقتداری که لازم دارند. ما آنها را آموزش خواهیم داد، آنها را آنطور که باید در نظر می گیریم، از آنها حمایت خواهیم کرد، تا جایی که لازم است از آنها محافظت خواهیم کرد. در مدرسه و خارج از مدرسه، فشارها، سو استفاده از جهل و اطاعت که برخی مایل به استقرار آن هستند، جایی برای ما ندارند. او یک بار گفت: "من دوست دارم از زندگی و مرگم برای چیزی استفاده شود". گویی با الهام قبلی.

پس چرا ساموئل کشته شد؟ چرا ؟ جمعه شب، من ابتدا جنونی تصادفی، و یک خودسری پوچ را احتمال می دادم: یک قربانی دیگر تروریسم. از این گذشته، وی هدفی برای اسلام گرایان نبود، وی جز تدریس به اقدام دیگر نمی پرداخت. او دشمن دینی نبود که آنها به کار می برند، او قرآن خوانده بود، به دانش آموزانش، احترام می گذاشت، اعتقادات آنها هرچه بود، به تمدن مسلمانان علاقه داشت.

نه، برعکس، ساموئل پتی دقیقاً به خاطر همه اینها کشته شد. زیرا او تجسم جمهوری بود که هر روز در کلاسها متولد می شود، تجسم آزادی بود که در مدرسه منتقل و تداوم می یابد.

ساموئل پتی کشته شد زیرا اسلامگرایان آینده دیگری برای ما می خواهند و آنها می دانند که با قهرمانانی آرام مانند او، هرگز آن را نخواهند داشت.

آنها مومنان را از کافران جدا می کنند. ساموئل پتی شهروند را می شناخت. آنها از جهل تغذیه می کنند. او معتقد به دانستن بود. آنها نفرت نسبت به دیگران را پرورش می دهند. او دائماً می خواست چهره دیگری را ببیند، ثروتهای تنوع را کشف کند.

ساموئل پتی قربانی توطئه فاجعه بار حماقت، دروغ، خلط، نفرت از دیگری بود، نفرت از آنچه عمیقا، ماهیتا، ما هستیم.

ساموئل پتی روز جمعه به سیمای جمهوری، به سیمای تمایل ما برای شکستن تروریست ها، تضعیف اسلام گرایان، به سیمای زندگی چون جامعه ای از شهروندان آزاد در کشورمان، چهره عزم ما برای درک، یادگیری، ادامه دادن برای آموزش و آزاد بودن تبدیل شد، زیرا ما ادامه خواهیم داد، آموزگار.

 

ما از آزادی که شما خیلی خوب آموزش می دهید، دفاع خواهیم کرد و لائیسیته را بلند بالا نگه خواهیم داشت. ما کاریکاتورو نقاشی را رها نخواهیم کرد، حتی اگر دیگران عقب نشینی کنند. ما تمام شانس هایی را که باعث جوانی تام جمهوری گردند، بدون هیچ گونه تبعیضی ارائه خواهیم کرد.

ما ادامه خواهیم داد، آموزگار! ما به همراه کلیه مربیان و آموزگاران در فرانسه، تاریخ، جلال و افتخارات آن را آموزش خواهیم داد. ما ادبیات، موسیقی، همه کارهای روح و روان را معرفی خواهیم کرد. ما با تمام قدرت بحث، استدلال های منطقی، باورهای روحی را دوست خواهیم داشت. ما عاشق علم و کنکاش های آن خواهیم بود. ما نیز مانند شما تساهل را می کاریم. مانند شما، ما سعی خواهیم کرد، بی وقفه، درک کنیم و حتی بیشتر درک کنیم آن چه را که می خواهند از ما دور سازند. ما طنز و فاصله را یاد خواهیم گرفت. ما یادآوری خواهیم کرد که آزادیهای ما فقط با خاتمه نفرت و خشونت، با احترام به دیگران حفظ می شوند.

ما ادامه خواهیم داد، آموزگار! و در طول زندگی آنها، صدها جوانی که آموزش داده اید، همان تفکر انتقادی را که به آنها آموخته اید، آن ها اعمال می کنند. شاید بعضی از آنها به نوبه خود آموزگار شوند. بنابراین آنها شهروندان جوان را آموزش خواهند داد. به نوبه خود، آنها جمهوری خواه بار خواهند آورد. آنها آگاهی از ملت، از ارزشها و از اروپای ما را در زنجیره ای از زمان که متوقف نخواهد شد، رواج خواهند داد.

ما ادامه خواهیم داد، بله، این مبارزه برای آزادی و برای خرد را به همین دلیل اکنون شما چهره آن هستید ما این را به شما مدیون هستیم، این را به خودمان مدیون هستیم، زیرا در فرانسه، آموزگار!، روشنگری هرگز خاموش نمی شود. زنده باد جمهوری. زنده باد فرانسه

 

 

 

منبع: 
https://www.elysee.fr/emmanuel-macron/2020/10/21/ceremonie-dhommage-national-a-samuel-paty-a-la-sorbonne

افزودن دیدگاه جدید