پنجشنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۷ ژانویه ۲۰۲۲

بلاروس در"سنگ آسیای"سیستم بهره کشی

۱۴ شهريور ۱۳۹۹

متعاقب اعلام انتخاب دوباره لوکاشنکو، روز های اعتراض در مرکز مینسک و دیگر شهرها، با پرچم های ملی گرایانه و شعارهای ضد دولتی، مانند "رها کن" کلید خورد. برخوردهایی بین اعتراض کننده ها و پلیس روی داد، و با استفاده از نارنجک های صوتی، چماق، گلوله های پلاستیکی و غیره، و دستگیری بیش از ۶- ۷ هزارنفر و مرگ دو اعتراض کننده سرکوب وسیعی انجام شد. هم زمان، نیروهای اپوزیسیون توانستند در بسیاری از کارخانه های بزرگ کشور اعتصاب های توده ای را سازمان دهند.

در ۱۰ اوت روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری جدید بلاروس، تانکری در بندرشهرکالیپدای لیتونی لنگر انداخت، که ۷۶۰۰۰ تن نفت خام امریکایی سفارش داده شده از سوی "آخرین دیکتاتوراروپا"، آن طور که رسانه های غربی دوست دارند رئیس جمهور بلاروس، الکساندر لوکاشنکو را بنامند، حمل می کرد.

این دومین محموله امریکایی بود که بلاروس دریافت می کرد. در آغاز تابستان نیز، ۷۷۰۰۰ تن نفت خام از همان بندراز طریق شبکه راه آهن حمل شده بود. بلاروس دریافت نفت امریکایی یا سعودی از طریق بنادر لهستان را، بخشی از تلاش خود برای کاهش وابستگیش به نفت روسیه ارزیابی می کرد. آن نظر نتیجه سفر مایک پمپئو، وزیر امور خارجه امریکا به بلاروس در ماه فوریه گذشته بود. البته با معلوم بودن تحولات اخیرکه به دنبال انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، تمام این برنامه ها به نظر می رسد پا در هواست. یا ممکن است پا در هوا نباشد؟

اما اجازه دهید نگاهی به واقعیت ها در باره بلاروس بیندازیم .

درباره بلاروس

این کشور تقریبا 10 میلیون نفر جمعیت دارد. بلاروس در غرب با سه کشور اروپایی (لیتونی، لاتویل، لهستان)، در جنوب با اکرایین و درشرق با روسیه هم مرز است. بلاروس بزرگترین کشوردر خشکی واقع شده در اروپا تلقی می شود، چون هیچ گونه دسترسی به هیچ دریا یا اقیانوسی ندارد.

بلاروس از انحلال اتحادشوروی پدیدارشد و زیرساخت پیشرفته ای را برای کشاورزی – دام پروری و تولید صنعتی از شوروی به "ارث" برد. بلاروس روابط نزدیک سیاسی – اقتصادی را با روسیه حفظ می کند. بلاروس با روسیه وارد موافقت برای تشکیل دولت واحد شد، اما با وجود "نقشه راه های" مختلفی که روی آن ها توافق شده بود، این روند ادامه نیافت. بلاروس با انجمن های منطقه ای که روسیه "موتور محرک" آن ها است، مانند اتحاد اقتصادی اوراسیا(EAEU) و سازمان پیمان امنیت جمعی(CST) همکاری می کند.

به دنبال پیشنهادی از سوی آ. لوکاشنکو و تصویب آن با رفراندم (۱۹۹۶)، "روز استقلال" از ۲۷ ژوئیه ( روز خروج از اتحاد شوروی) به ۳ ژوئیه، روز آزادی مینسک پایتخت بلاروس توسط ارتش سرخ (۳ ژوئیه ۱۹۴۴) در طی جنگ جهانی دوم، که بلاروس طی آن جنگ ۱،۳ میلیون نفر تلفات داد منتقل شد.

روابط با روسیه و چین

بلاروس به شدت به منابع انرژی روسیه وابسته است و نقش مهمی را در صادرات هیدرو کربن های روسیه به اروپا بازی می کند. بلاروس بخش مهمی از لوله های انتقال نفت و گاز اتحاد شوروی را "به ارث" برده است، که از طریق آن سالانه ٥۰ درصد از نفت و ۳۰ درصد از گاز روسیه به اروپا صادر می شود.

هم زمان، بلاروس درآمد قابل توجهی را از تصفیه نفت خام روسیه کسب می کند، چون پالایشگاه های بزرگی دارد که بنزین و گازوئیل تولید می کنند وآن را دوباره به کشورهای اروپایی می فروشند، که تا ۲٥ درصد درآمدهای بودجه دولت را تامین می کند (٨ میلیارد روبل در سال). به علاوه، بلاروس یارانه ها و وام هایی را از روسیه دریافت کرده است، که اکنون به ۴۰ درصد بدهی های خارجی آن بالغ می شود، در عین حال دومین بستانکار بلاروس (با ۲۶درصد بدهی های خارجی) چین است. علاوه بر این، روسیه مهم ترین وارد کننده محصولات بلاروس (یعنی لبنیات، تراکتور، اتوبوس) است، در عین حال چین دومین واردکننده بزرگ محصولات بلاروس است.

سرمایه گذاران کلیدی در سال ۲۰۱۹ ازروسیه (۴۴،۲درصد کل سرمایه گذارای ها)، به دنبال آن بریتانیا (۱۹،۷درصد)، قبرس( ۶،۳درصد) و کشورهایی که سرمایه روسی به شدت در آن ها فعال است بودند.

چین بلاروس را "آخرین توقفگاه " قبل از اتحادیه اروپا در "جاده ابریشم" تلقی می کند. به همین دلیل، در سال های اخیربه سرمایه گذاری و دادن یارانه به اقتصاد بلاروس، به سود انحصارهای خود اقدام کرده است.

روابط بلاروس – روسیه در طی ۲۶سال گذشته که آ.لوکاشنکو رئیس جمهور کشور بوده است یادآور تناوب "دوش سرد و گرم " است. از یک سو، بلاروس به عنوان نزدیک ترین "متحد" روسیه ظهورکرد. از سوی دیگر، در طی ۲۶سال، دو کشور در رشته ای از"جنگ های" تجاری درگیر بوده اند. زمانی برسر قیمت هایی که بلاروس هیدرو کربن های روسیه را می خرد. زمانی برسرواردات لبنیات بلاروس به روسیه (رسانه های روسی یادآوری می کنند که کشور بلاروس نسبت به روسیه یارانه های بسیار بیشتری به محصولاتش پرداخت می کند که به رقابت نابرابری برای شرکت های روسی مربوطه منجر می شود). در حالی که رسانه های متمایل به دولت بلاروس به هدف سرمایه روسی برای "گسترش شاخک های خود" در بخش هایی از اقتصاد کشور که هنوز خصوصی نشده اند تمرکز می کنند.

  • لوکاشنکو در موقعیت های متعددی برنامه های روسیه برای تعمیق اتحاد سرمایه داری کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا، مانند اجرای طرح هایی برای پول مشترک را خدشه دار کرده است. در تله کنفرانس اخیر همایش کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا (ماه می سال 2020)، بلاروس و ارمنستان پیشنهاد روسیه برای "توسعه راهبری تا ۲۰۲٥" را در راس همه با استناد به ضرورت قیمت های ثابت برای هیدروکربن ها در سرزمین های اتحادیه رد کردند.

علاوه بر آن لوکاشنکو از روسیه در تصمیم های سیاسی بحرانی، مانند جذب کریمه به ترکیب فدراسیون روسیه، یا عملیات نظامی روسیه در اوستیای جنوبی، یا عملیات در سوریه حمایت نکرد.

  • در تمام این سال ها، اهمیت اتحاد راهبردی با بلاروس را که از یک سو مانعی برای "درآغوش گرفتن" خاک از سوی ناتواست، و از سوی دیگر، غربی ترین " سرزمین دوست " است که روسیه از طریق آن می تواند "جیب" کالینینگراد، و نیز "گذرگاه" هیدرو کربن هایش به اروپا را روشن نگه دارد درک کرده است. تلاش بورژوازی بلاروسی و رهبری آن برای مانور، برای معامله با شرایط بهتردر روند اتحاد سرمایه داری، که در خاک اتحاد شوروی سابق در جریان است قابل درک بوده است، اما باید در نظر گرفت که دامنه ژئو پلیتیک این مانورها می تواند بسیار محدود باشد. لحظه هایی وجود داشته است که به نظر می رسید طرف روسی خونسردی خود را دراین "معامله" از دست می دهد، مانند نمونه تابستان 2002 که پوتین تصمیم به انحلال بلاروس به 5 منطقه و ادغام آن ها در فدراسیون گرفت.

طرح های امپریالیسم ارو- آتلانتیک

غرب ( سرمایه اروپایی و امریکایی) به روشنی، اشتیاق دیرپایی برای نفوذ به کشور بلاروس را دارد، اما دریافته است که تحقق آن با ریاست لوکاشنکو دشوارتر از نفوذ سرمایه روسی و چینی در بلاروس است.

اتحادیه اروپا و امریکا از سال ها پیش تاکنون، بلاروس را به عنوان یک "میوه ممنوعه" تلقی می کنند. به همین دلیل، لوکاشنکو را برای "بازکردن" کشور به روی غرب، ادامه "اصلاحات" سیاسی و اقتصادی تحت فشار گذاشتند. آن ها دهه ها در حال وارد کردن فشاربوده اند، زمانی با "هویج" (مشارکت اتحادیه اروپا – اروپای شرقی را ببینید)، اما به طور عمده با "چماق"، تامین مالی و آموزش نیروهای اپوزیسیون، تحمیل تحریم ها بر رهبری بلاروس، توسعه و تقویت نیروهای ناتو در مرزها. این تلاش ها نتیجه قابل توجهی نداشته است، در حقیقت، برآورد های گزارش اخیر اتحادیه اروپا اعلام می کند که تغییرات سیاسی بی درنگ در این کشور را پیش بینی نمی کند.

همزمان وقتی که بحرانِ تمام جهان امپریالیستی ژرفا می گیرد، امریکا به تیز تر کردن رابطه بلاروس- روسیه اقدام می کند. چیزی مشابه همان کاری که روسیه با بهره برداری از آشفتگی در رابطه ترکیه با امریکا با ترکیه انجام می دهد.

در فوریه 2020، مارک پمپئو،وزیر خارجه امریکا، از بلاروس دیدار کرد، واظهار داشت که امریکا می تواند 100 درصد نیاز انرژی بلاروس به هیدرو کربن ها را تامین کند. آ.لوکاشنکواظهار داشت که کشور مایل است واردات هیدروکربن از روسیه را به 30-40 درصد نیاز خود کاهش دهد، اقدام به خرید نفت از امریکا یا حتی عربستان سعودی نماید. دیدار پمپئو، همان طور که پیش از این ذکر کردیم، با گام های مشخص و با آرامش، اما نه بر طرف کردن تحریم های امریکا علیه بلاروس همراه بود. این دیدار خاص اهمیت سیاسی و نه اقتصادی زیادی داشت. دیدار نشان داد که رهبری بلاروس تصمیم دارد از نزدیکی خود با امریکا به عنوان "اهرمی" برای فشار به روسیه استفاده کند.

سیاست های لوکاشنکو و جنبش کمونیستی

26 سال قبل جنبش کمونیستی بلاروس برآمد لوکاشنکو به ریاست جمهوری، خود داری او از هدایت کشور به سوی ناتو و اتحادیه اروپا، رد "دستورالعمل" های صندوق بین المللی پول برای اصلاحات سریع بازار را مورد ستایش قرار داد. جنبش از بیانات هوادار شوروی رئیس جمهوراستقبال کرد، اما هم زمان احتیاط و موضع انتقادی خود را نسبت به هدف های او برای تقویت قدرت خود مانند مخالفت با پارلمان، و جهت گیری بیشتر و بیشتر در مسیر اداره شخصی و اقتدار گرا حفظ کرد.

  • سال ۱۹۹۶، بر این مبنا، انشعابی در حزب کمونیست های بلاروس که به اپوزیسیون پیوست روی داد، و حزب کمونیست بلاروس که از این انشعاب به وجود آمد، حزبی است که تا همین امروز هم از ا.لوکاشنکو حمایت می کند. حزب کمونیست های بلاروس به یک حزب سوسیال دموکراتیک تکامل پیدا کرد و در آخر نام خود را به حزب چپ بلاروس" یک دنیای عادلانه" تغییر داد و به نیروهای "حزب چپ اروپایی" پیوست. در مقابل، حزب کمونیست بلاروس در همایش های بین المللی حزب های کمونیست و اتحاد حزب های کمونیست اتحاد شوروی، که کاملا از لوکاشنکو حمایت می کنند شرکت کرد. آی. کارپنکو که اکنون وزیر آموزش و پرورش است، جانب دولت را گرفته است. موضع مشابهی از سوی دیگر حزب های شوروی سابق، مانند حزب کمونیست فدراسیون روسیه، اتحادیه احزاب کمونیست شوروی، که شکلی ازهمکاری آن ها است که از راهبرد قدیمی "مراحل" جنبش جهانی کمونیستی شرکت در دولت های "چپ مرکز" در چهارچوب سیستم سرمایه داری، مبتنی بربخش دولتی قوی، که بازار را "کنترل" و "تنظیم" خواهد کرد حمایت می کنند. البته واقعیت سرمایه داری در بلاروس و نیزهرجایی که بخش بزرگی از اقتصاد در دستان دولت باقی است به صورت فزاینده ای شدید است. دست آوردهایی که در اتحاد شوروی موجود بود، شاید با یک شیب آرام تری نسبت به دیگر کشورها، در حال آب رفتن یا ناپدید شدن هستند. از این رو مثلا عمربازنشستگی در این کشور نیز افزایش یافته است، تجاری کردن نیازهای اجتماعی، مانند بهداشت و آموزش و پرورش نیز به همان سو می رود. هزاران نفر مجبور به رها کردن خانه های خود و جستجوی کار در روسیه، لهستان، لیتوانی، جمهوری چک و غیره هستند. آمار رسمی نشان می دهد که تقریبا ۶۰ درصد از زحمتکشان امروز در شرکت های غیر دولتی کار می کنند، که در صد آن بالاتر از درصد مربوطه در روسیه است. در واقع، در مقایسه با ۲۶سال قبل، این تغییر و افزایش بخش خصوصی، همراه با افزایش در نابرابری اجتماعی در کشور، به روشنی آشکار است. تنها در ۲۰۲۰، ده ها شرکت خصوصی شده اند.

در کشور نیروهای کمونیست کوچکتری هم وجود دارند، مانند حزب کارگران کمونیست بلاروس که به حزب کارگران کمونیست روسیه وابسته است، این حزب موضع " حمایت انتقادی " نسبت به لوکاشنکو را حفظ می کند، اما از سوی مقامات کشور به عنوان یک حزب سیاسی به رسمیت شناخته نشده است و نمی تواند در روند های سیاسی مشارکت کند، در دوران قبل از سوی دولت بورژوازی مانند هر مبارزه کارگری با اقدام های سرکوبگرانه با آن حزب رفتار شده بود.

در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰، مقامات بلاروسی، در پشت صحنه و در دوران پیش از انتخابات، از بهانه های مختلفی برای محروم کردن نامزدهای ریاست جمهوری از شرکت در انتخابات استفاده کرده بودند.

از این رو مثلا ویکتور باباریکو، بانک دار، که تا ماه می ۲۰۲۰ رئیس بلگازپروم بود، که ۴۹ درصد سهام آن متعلق به شرکت "گازپروم" روسیه و ۴۹ درصد متعلق به "گازپروم بانک" روسیه است از شرکت در انتخابات محروم شد. به دنبال رد نامزدی او، باباریکو از سوی مقامات بلاروس به خاطر دست داشتن در رسوایی اقتصادی زندانی شد.

والری تسپکالو نیز به عنوان دیپلمات سابق، سفیر سابق بلاروس در ایالات متحده، وزیر خارجه سابق و اکنون تاجر، که برای مهاجرت نه به یک کشور خارجی بلکه به روسیه تلاش می کند، چون به لوکاشنکو انتقاد می کرد از شرکت در انتخابات محروم شد.

تنها چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری، ۳۲ شهروند روس از سوی مقامات بلاروس به عنوان"تروریست های جنگی"، که اسم مستعار برای کسانی است که کارکنان ارتش های نظامی خصوصی هستند دستگیرشدند. مقامات بلاروس آشکارا آن ها را به "تروریسم"، تلاش برای ایجاد فضای "بی ثبات" متهم کردند، و از روسیه توضیح خواستند، چون به خوبی معلوم است که "ارتش های خصوصی" مختلفی که در روسیه، و نیز در امریکا پدیدار شده اند، به صورت پیچیده ای با ساختار رسمی کشورربط دارند. در واقع لوکاشنکو الیگارشی روسیه و نیروهای سیاسی نئولیبرال روسیه را به اقدام به سرنگونی خود متهم کرد. جان کلام تمام این وضعیت، غلغلک دادن سناریو های مختلف می تواند مثنوی هفتاد من کاغذ شود، از این رو ما دراینجا تنها روایت رسمی را، که پس از تسلیم آن ها به مقامات روسی معلوم شد یاد آوری خواهیم کرد، که عبارت از آن است که آن ها "قربانی" نیروهای اطلاعاتی اکرایینی بودند، که با فریب آن ها را برای ایجاد بحران در روابط بلاروس- روسیه به بلاروس فرستاده بودند.

انتخابات سرانجام برگزارشد و طبق داده های رسمی، بیش از ٨۴ درصد ثبت نام کنندگان در رای گیری شرکت کردند. آلکساندر لوکاشنکوکه از سال ۱۹۹۴ به طور مستمر به عنوان رئیس جمهور کشور برگزیده شده بود با ٨۰،۱ آرا دو باره انتخاب شد.

رقیب کلیدی او سوتلانا تیخانوسکایا، همسر سرگئی تیخانوسکی که او نیز از شرکت در انتخابات محروم شده بود ۱۰،۱ درصد آرا را کسب کرد، اما او نتایج انتخابات را که کمیسیون انتخابات منتشر کرده است کاملا مورد مناقشه قرار می دهد و به ادعای خود که بر پایه شمارش آرا از سوی نمایندگان حزب اپوزیسیون او برنده است ادامه می دهد. زوج درگیر تیخانوسکی نسبت به دو نامزد محروم شده، که خود را "هوادار" همکاری بین المللی با همه طرف ها اعلام می کنند، آشکارا "برنامه" غرب گرایانه تری دارند. همه آن ها، اما، ژرفش خصوصی سازی را به عنوان "نوش دارو" تجویز می کنند. در پایان، تیخانوسکایا به لیتونی فرار کرد و در آن جا " شورای هماهنگی" را تشکیل داد که خواستار واگذاری قدرت لوکاشنکو به اوست.

رخ داد های پس از انتخابات

متعاقب اعلام انتخاب دوباره لوکاشنکو، روز های اعتراض در مرکز مینسک و دیگر شهرها، با پرچم های ملی گرایانه و شعارهای ضد دولتی، مانند "رها کن" کلید خورد. برخوردهایی بین اعتراض کننده ها و پلیس روی داد، و با استفاده از نارنجک های صوتی، چماق، گلوله های پلاستیکی و غیره، و دستگیری بیش از ۶- ۷ هزارنفر و مرگ دو اعتراض کننده سرکوب وسیعی انجام شد. هم زمان، نیروهای اپوزیسیون توانستند در بسیاری از کارخانه های بزرگ کشور اعتصاب های توده ای را سازمان دهند.

عاملی که از سوی مقامات بلاروس به عنوان اقدام به "انقلاب رنگی" محکوم شد دست اندرکاری کشورهای دیگر به طورعمده کشورهای بالتیک، به ویژه لیتونی و نیز لهستان، در حمایت از نیروهای اپوزیسیون بود. که (خود این کشورها) کشورهای اروپایی هستند که نقض خشن حقوق دموکراتیک و آزادی، مانند تعقیب کمونیست ها در آن جا رخ می دهد. در واقع، در روز ۱۳/٨ سفیران اتحادیه اروپا و امریکا محلی را که یک معترض ضد دولتی درآن جا کشته شده بود گلباران کردند.

از لحاظ به رسمیت شناختن بین المللی نتیجه انتخابات، تاکنون رهبران روسیه، چین، قزاقستان، ویتنام، مولداوا، آذربایجان، تاجیکستان، قرقیزستان، سوریه، ونزوئلا، نیکارگوا، ترکیه و ارمنستان (نخست وزیر، و نه رئیس جمهر) پیام های تبریکی را به آ.لوکاشنکو ارسال کرده اند. اتحادیه اروپا که نتیجه را به رسمیت نشناخته است، مانند امریکا با تحمیل تحریم ها، اگر چه با شدت کمتری نسبت به تحریم هایی که ما در سال های گذشته به آن ها عادت داشتیم، در جهت مخالف حرکت کرده است.

باید یادآورشد که نیروهای حامی لوکاشنکو بعد ازتعجب اولیه (از اعتراض ها)، برای راهپیمایی سازمان یافته با پرچم های کشور و شعار" ما اجازه نخواهیم داد کشوراز هم بپاشد" بیرون آمدند.

لوکاشنکو در یکی از این راهپیمایی ها سخنرانی کرد، در عین حال برای صحبت با اعتصاب کننده ها به یک کارخانه بزرگ در مینسک هم رفت. او با هلی کوپتر آمد و رفت و در طی سخنرانی خود به کارگران اطمینان داد که کارهایشان را از دست نخواهند داد، و برای آن که کشور"از هم نپاشد کارگران از سیاست" فاصله بگیرند. البته، او نتوانست گفتگو را (به خوبی) اداره کند تا از طعنه های برخی بخش های اعتصاب کننده اجتناب کند.

رئیس جمهور بلاروس، در همان زمان، پس از وخامت اوضاع سیاسی، اظهارات "روس گرایانه" مختلفی ایراد کرد و علاوه بر آن اظهار داشت که با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه پیوسته در تماس است و در صورت گسترش دخالت غرب نیروهای پیمان امنیت جمعی می توانند در بلاروس مداخله کنند. او "پنجره ای" را برای تکرار انتخابات، پس از تصویب قانون اساسی جدید کشور در یک رفراندم، باز گذاشت.

رئیس جمهور بلاروسی نیروهای نظامی کشور را، با استناد به تقویت نیروهای ناتو، به سوی غرب بسیج کرد، و هم زمان، برای تعقیب تمام کسانی که به "شورای هماهنگی"،تشکیل شده از سوی تیخانوسکایا پیوسته اند که خواهان آن است که او "قدرت را رها کند" مصمم به نظر می رسید.

البته در زمان نوشتن این مقاله وضعیت هنوز نا آرام است، تحرک عظیمی وجود دارد. مثلا، باباریکوی زندانی نامه ای به پوتین فرستاد، در عین حال به اصطلاح" شورای هماهنگی" تعهد کرد که قصد به هم زدن رابطه با روسیه را ندارد. یادآوری بیانیه آ.کاسنیوسکی رئیس جمهور سابق لهستان که "نقش ویژه ای" را در خشونت سرنگونی در اکرایین بازی کرد در اینجا ارزشمند است. او به ویژه، به اتحادیه اروپا هشدار داد که "با مبارزه برای سرنگونی لوکاشنکو، او می تواند، به صورت غیر منتظره ای برای اتحادیه اروپا، رهبری هوادار روسیه را در بلاروس به قدرت برساند."

چند نتیجه مفید

رخ داد های بلاروس به روشنی نشان می دهند که " باتون" رشته ای از دخالت های امپریالیسستی از سوی امریکا، اتحادیه اروپا و ناتو در منطقه اوراسیا به بلاروس هم رسیده است. هدف آن ها "محکم کردن" هر چه بیشتر " طناب دار" گرد روسیه است، برای این که نیروهای ارو- اتلانتیک در رقابت های دشوار بین امپریالیستی با دیگر نیروهای "هرم" امپریالیستی مانند روسیه و چین ستون های اقتصادی و ژئو سیاسی به دست آورند.

بازهم، نیروهای بهره کشی وجود دارند که برای (انجام) این وظیفه به شدت پول خرج کرده و آموزش داده اند، آن ها همان طور که دراکرایین انجام دادند، ارتجاعی ترین عناصر و ملی گرا هایی را که در بلاروس وجود دارند با خودشان حمل می کنند. تمام این نیروها همراه با بورژوازی که در طی سال های حکومت لوکاشنکو "پروارشده" هم زمان "شعله ور" شده اند.

انبوهی از" مواد التهابی" در مشکلات و بن بست های اجتماعی در بلاروس یافت می شود که با راه رشد سرمایه داری و در طی  ۲۶ سال ریاست جمهوری لوکاشنکو ایجاد شده است، که "فتیله" آن با بدبینی و سرکوب و اقداماتی که نخبه های سیاسی برای مدیریت بورژوایی انتخابات و نتیجه انتخابات کردند روشن شد.

به علاوه، رهبری بلاروس "چماق را خورد" و به خردشدن در داخل ستیزه های داخل امپریالیستی بین قدرتمندترین نیروها نزدیک شد، که به بهره برداری از آن تلاش می کند.

در این شرایط همبستگی با کمونیست ها و زحمتکشان بلاروس، کسانی که می توانند و باید مبارزه خود را بر اساس منافع خود، تا دفع دخالت های خارجی، تا درخواست تامین نیازهای معاصر مردمی، تا فرش کردن راه برای سوسیالیسم، که تنها راه حل آلترناتیو برای بن بست راه رشد سرمایه داری است سازماندهی کنند، اهمیت ویژه ای دارد.

این مقاله در ۲۲ ماه اوت ۲۰۲۰ در روزنامه "ریزوس پاستیس" ارگان کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان منتشرشده است. سپس متن انگلیسی آن در شبکه همستگی بازتاب یافته است.

شبکه همبستگی(سولیدنت)

 

افزودن دیدگاه جدید