دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰

در گرامیداشت یاد ناصر خاکسار

۰۴ شهريور ۱۳۹۹

با آنکه بالاترین مدارج فنی کار رابه شکل تجربی، در پروژه هایی بزرگ وگوناگون صنعتی در جنوب و شمال و شرق و غرب ایران طی کرده بود و از نیمه های دهه پنجاه ودر تمام دهه های شصت وهفتاد، مدیریت فنی واجرایی بخش مکانیکال هر پروژه ای را بعهده داشت، ولی همواره در معرفی خود در مصاحبه ها و کشمکش های کاری و کارگری، خودش را کارگری قدیمی معرفی می کرد.

باغبانیم، گل بکاریم.

ناصر خاکسار، بزرگی از قافله ی شرف وکار، با ما وداع کرد.

در این یکی دوسال آخر، از آن سیمای باز گیرای مهربان پُر صلابت، وآن اندام تنومند و استواراو، دیگر نشانی نمانده بود. اوتا دیروز، غروب سوم شهریور ماه ، در آستانه ی 86 سالگی اش، با پوستی بر استخوان، پیر وناتوان و ساکت ، اما با چشمانی خواهنده ومهربان – هرچند خسته - روبه روی ما نشسته بود برای تدارک جشن تولد 85 سالگی اش.

ناصر در عمر نسبتا" بلندش، بدور از هرگونه اغراق، مصداق کامل واژه هایی از جنس دانایی ، وارستگی، مبارزه، آزاد اندیشی و عدالت جویی بود. او چون باغبانی عاشق ، در زمستان وبهار، گل می کاشت. گل هایی طبیعی وگل هایی از جنس انسان وکار وشرف کارگری.

او طبیعت را هم، مثل انسان ها دوست داشت. خانه اش گل خانه ی بزرگی بود وهست ودر کمتر دیداری با او پیش می آمد که هنگام رفتن، گلدانی از گل – کاکتوسی - به تو هدیه نداده باشد. او در جامعه کارگری وصنعت نیز این حس ونگاه باغبانی اش را داشت در زدودن نه علف های هرز، بلکه عادت به هرز رفتن وبیکارگی وتسلیم شرایط غیر انسانی شدن.

او با آموزش مدام، درهر جا که بود هرجویای کاری را که می دید، جوان و پیر، آشنا و غریبه ، دست اش را به نوعی بند کاری می کرد. چه بسیاری که در کنار او، لوله کش صنعتی ماهری شدند. چه بسیاری که جوشکارماهری شدند، و چه بسیاری که در ساخت ونصب تانک ومخاذن بزرگ و اسکلت فلزی در کارگاه ها و کارخانه ها، کارگری توانمند و ورزیده.

او فقط به آموزش فنی کفایت نمی کرد؛ راه ورسم غرور کارگری ، دفاع از حق وحقوق و همبستگی کارگری را نیز به آنها می آموخت. ذات نظام سرمایه داری – سود گرایی نه انسان گرایی – را، برای شان عریان می کرد و با زبان و شیوه خاص خودش، از فقر و جنگ و تبعیض می گفت و مبارزه برای ساختن جهانی در صلح و آزادی و عدالت.

زبان و بیانی کلیشه ای، سیاسی و ایدولوژیک نداشت. از ورزش شروع می کرد و دوری از سیگار و مواد مخدر و هر گونه بلایی که ضعف جسمی را بهمراه داشت، وبعد کم کم، مثل برادری بزرگ ویا پدر و آموزگاری صمیمی، راه ورسم پاک وتوانا زیستن را، به آنها یاد می داد. خودش در این زمینه سر آمد بود، در منش مندی شرف کارگری و صداقت زندگی.

با آنکه بالاترین مدارج فنی کار رابه شکل تجربی، در پروژه هایی بزرگ و گوناگون صنعتی در جنوب و شمال و شرق و غرب ایران طی کرده بود و از نیمه های دهه پنجاه ودر تمام دهه های شصت وهفتاد، مدیریت فنی واجرایی بخش مکانیکال هر پروژه ای را بعهده داشت، ولی همواره در معرفی خود در مصاحبه ها و کشمکش های کاری و کارگری، خودش را کارگری قدیمی معرفی می کرد.

اوبا تمام عناصر سندیکایی در پروژه های صنعتی، رابطه ودوستی داشت و در مبارزات صنفی کارگری، به این باور بود، که با کارفرمایان ملی، که به حداقل هایی از حقوق کارگران احترام می گذارند، باید با گفتگو و مدارا رفتار کرد و در مقابل، با کارفرمایان فرومایه صنعتی، باید در ستیزی همه جانبه بود.

شرح در بدری ومبارزات کارگری اش در دفاع از نیروی کار، در چهار سوی ایران ، چه قبل از انقلاب وچه بعد از آن، کارنامه ای پربار وبسی طولانی است. او در نگاه به جامعه نیز چنین بود. با استبداد وتک صدایی در ستیز بود و خواهان اتحاد وهمگرایی جریان های سیاسی، ملی، چپ ومذهبی، در چهارچوبی از منافع ملی.

از گروه گرایی – سکتاریسم- بیمارگونه حقیری، که ذاتی شخصیت بسیاری از افراد وگروه وسازمان واحزاب سیاسی شده بود، متنفر و انتقادی جدی داشت. در مسائل کلان سیاسی کشور نیز به حاکمیتی ملی ودمکراتیک برخواسته و ریشه داشته در یک همبستگی گسترده وفراگیر ملی - طیفی ازنیروهای ملی وچپ ومذهبی - باورمند بود.

او با آنکه درآغازانقلاب به سبب مبارزات کارگری اش، ازطرف سازمان فدائیان خلق بعنوان نماینده برای مجلس کاندید شده بود، ودر آبادان، آرایی بسیار بالا کسب کرده بود، هیچگاه خود را وابسته سازمانی نکرد. چرا که به استقلال نیروی کار و کارگران، باوری تاریخی داشت.

ناصر خاکسار با کتاب ومطالعه نیز بیگانه نبود. کتابخانه اش پُر بود و هست از کتاب های تاریخ و رمان و شعر. با جمع وسیعی از روشنفکران، از نویسنده و شاعر، از قدیمی ترها، تا میانه سال و جوان، دیدار و گفتگو داشت. با چهره های شاخص سیا سی - فرهنگی نیز دوستی دیرینه.

او بدون اغراق با تمام آثار نویسندگان وشاعران قدیمی ونسل میانه وجوان ، آشنا بود وچه بسا، کتابی به امضا وخط خودشان، ازآنان به یادگار در کتاب خانه اش گذاشته باشد.

منبع: 
صفحه فیس بوک طهماسب وزیری

افزودن دیدگاه جدید