دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰

ضرورت تشکیل اندیشکده های چپ ایران

۱۹ تير ۱۳۹۹

واقعیت این است که اگر نیروی چپ قصد دارد بعنوان یک نیروی اثرگذار اجتماعی مطرح باشد و بخواهد به هژمونی فرهنگی دست یابد، ناگزیر به طرح نظریه های متناسب با زمان و فراخور شرایط جامعه ایران است. شیوه سنتی نظریه پردازی توسط تشکیلات حزبی-سازمانی در دنیای امروز که مدیریت گستره های گوناگون زندگی اجتماعی - اقتصادی - سیاسی بسیار پیچیده شده و نظر کارشناسی نقش کلیدی بازی می کند، دیگر پاسخگو نیست. بدون اندیشکده های چپ، سیاستگذاری مؤثر و دوام داری ممکن نیست.

چکیده

در این مقاله در ابتدا اشاره ای کوتاه به ویژگی های دوران حاضر می شود. سپس توضیحی فشرده درباره اندیشکده ها و جایگاه شان در حال حاضر ارائه می شود. در ادامه به وضع اندیشکده ها در ایران پرداخته شده و در پایان ضرورت تشکیل اندیشکده های چپ ایران، مانع های موجود بر سر راه آنها و برخی راهکارها برای بحث مطرح می شوند.

در چه عصری زندگی می کنیم؟

معمولا رسم است که یک برهه از تاریخ را به وسیله مهم ترین پدیده، دستاورد و یا روند اجتماعی در این برهه خصلت نمایی می کنند -مانند عصر حجر، عصر مفرغ، عصر انقلاب صنعتی، عصر اتم ... به عصری که در آن به سر می بریم نیز تا کنون عنوان های متفاوتی داده شده است، نظیر عصر انقلاب انفورماتیک، عصر جهانی شدن، عصر هوش مصنوعی و ... آنچه در میان اکثر این عنوان ها برای عصر حاضر مشترک و برجسته است، نقش دانش و فنآوری است. علت این امر را در پیشرفت های شگفت آور دانش در یک سده اخیر باید جست. برخی از دانشمندان بر این باورند که حجم دستاوردهای علمی جامعه بشری در یک سده گذشته برابر با حجم تحولات در مجموعه تاریخ شناخته شده بشر از ابتدا تا به آغاز سده بیستم است.

این پیشرفت چشمگیر علم و دانش بطور عمده بر اثر الزامات مناسبات سرمایه داری به دست آمده است. مناسبات سرمایه داری به منظور کسب سود هر چه بیشتر فاصله دانش و اقتصاد را در سده گذشته بطور فزاینده ای کوتاه کرده است. همراه با گسترش فزاینده شیوه تولید سرمایه داری به دورترین نقطه های جامعه، دانش و فنآوری نیز به این مکان ها رسوخ یافته و ابزار تولید را بگونه ای انقلابی دگرگون کرده اند. یکی از پیامدهای مهم مدرن شدن ابزار تولید، تخصصی شدن کارها، جزءکاری و تقسیم کار فزاینده است. سرمایه داران و کارگزاران شان خیلی زود ظرفیت این تقسیم کار و کار تخصصی برای سودافزایی را تشخیص داده و از آن بهره گیری کردند. برای نمونه اوایل سال 1720 در گزارشی با عنوان «مزایای تجارت هند شرقی» به این نکته اشاره شده که «هر چه بیشتر یک کار پرتنوع دسته بندی و بین صنعتگرانِ جزءکارِ گوناگون تقسیم شود، ضرورتا می بایست بهتر و سریع تر انجام گیرد، با اتلاف وقت و کار کمتر». [i] از آن زمان که مارکس در نگارش «کاپیتال» بر مساله تقسیم و تخصصی شدن کار بمثابه ویژگی تولید صنعتی انگشت نهاده بود، زمان بسیاری گذشته و تا کنون تحولات شگرفی در شیوه و سازمان تولید سرمایه داری رخ داده است. روند رسوخ دانش در این مناسبات، تخصصی شدن کارها و تقسیم کار را به چنان درجه ای از تکامل رسانده که امروزه کارشناسان و دانشمندان به جزء جدایی ناپذیر نیروهای مولده تبدیل شده اند. اینک همه موسسه های بزرگ اقتصادی و اکثر شرکت های متوسط در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، در رقابت برای حفظ جایگاه خود در بازارهای جهانی شده، صاحب مرکزهای پژوهشی و ستادهای کارشناسی اند. روند تخصصی شدن امور علاوه بر پهنه زیربنایی در این کشورها، در پهنه روبنایی، از جمله در نهادهای حکومتی، رسانه ها و جامعه مدنی نیز به درجه های مختلف پیش رفته است. پدید آمدن اندیشکده ها از سده 19 و رشد شتابان آنان در سده بیستم انعکاسی از این واقعیت است.

 

[i] امتیازات تجارت هند شرقی، لندن، 1720، ص 71، برگرفته از «کاپیتال»، مارکس، جلد اول، ص 359، زیر نویس شماره 27، در مجموعه آثار مارکس و انگلس، جلد 23، انتشارات دیتس، برلین 1962

 

اندیشکده چیست؟ چه نقش و کارکردی دارد؟

در زبان فارسی واژه های «اندیشکده»، «اتاق فکری» و «کارگاه اندیشه سازی» بعنوان همسان برای مفهوم انگلیسی Think Tank به کار برده شده که البته در سالیان اخیر بیشتر از واژه اندیشکده استفاده شده است. از اندیشکده، پیشینه و ریشه آن، تعریف های نزدیک به هم، اما ناواحدی در دست است.

فرهنگ نامه بریتانیکا اندیشکده را به صورت زیر تعریف کرده است:

«اندیشکده، موسسه، بنگاه یا گروهی است که برای پژوهش میان رشته ای از راه کاربست دانش تخصصی و فعال کردن شبکه ها، با هدف ارائه خدمات مشورتی در زمینه مسایل و فرآورده های سیاسی، سازماندهی شده است... مفهوم اندیشکده اولین بار در واژگان تخصصی نظامی در جریان جنگ دوم جهانی در مورد مکان مطمئنی به کار برده شد که در آنجا برنامه ها و استراتژی ها مورد بحث قرار می گرفتند. معنای آن اما در سال های دهه 1960 [میلادی]، هنگامی که ایالات متحد این مفهوم را برای سازمان های خصوصی عام المنفعه در پژوهش امور سیاست به کار برد، شروع به تغییر کرد.»[i]

ولی در بسیاری از تعریف ها بر این نکته اتفاق نظر وجود دارد که اندیشکده به موسسه ای گفته می شود که با پژوهش و ارائه طرح های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و استراتژی های درخور، در شکل دهی به افکار عمومی و یا گروه های اجتماعی و نیز مشورت دهی به افراد، گروه ها یا دیگر نهادها یاری می رساند.

 

از آنجا که مفهوم اندیشکده در طول تاریخ دگرگون شده است، بر سر تعیین پیشینه دقیق آن اتفاق نظر وجود ندارد. برخی پیشینه اندیشکده ها را به «آکادمی» افلاطون نسبت می دهند.[ii] فرهنگ نامه بریتانیکا پیشینه اندیشکده را به جامعه سوسیالیستی فابینیست ها در سال 1884 متصل می کند.[iii] منبع دیگر، ایجاد موسسه « Royal United Services» در سال 1831 توسط دوک ولینگتون انگلیسی را پیش درآمد ایجاد اندیشکده ها برمی شمرد.[iv] اما آنچه که با قاطعیت می توان گفت آن است که براساس سندهای موجود بخش مهم اندیشکده ها در جهان، از نیمه دوم سده بیستم شروع به کار کرده اند. گفته می شود که اصطلاح «اندیشکده» در جریان جنگ دوم جهانی بوجود آمده است. منظور اتاق های مصون از شنودی بوده است که در آن کارشناسان به طراحی طرح های استراتژیک نظامی می پرداخته اند؛ به عبارتی مکانی محفوظ برای کار فکری که چون تانک محکم و ضربه ناپذیر بوده است. نخست در دهه های 1960 و 1970 میلادی بوده که این اصطلاح به موسسه های پژوهشی کاربردی در خارج از محدوده سیاست امنیتی نیز اطلاق شده است.[v] همسان این اصطلاح در زبان فارسی، یعنی واژه اندیشکده بیشتر با موضوع و کارکرد امروزی چنین موسسه هایی همخوانی دارد.

 

در حال حاضر برآورد می شود که 8248 اندیشکده در سراسر جهان وجود دارند. اروپا با 2219 واحد یعنی حدود 27 درصد در جایگاه نخست قرار دارد؛ آمریکای شمالی با 2058 واحد (یعنی 25 درصد) در مقام دوم که از این تعداد 1871 واحد از این اندیشکده ها، تنها در ایالات متحد است (یعنی حدود 23 درصد).

تصویر زیر پراکندگی جغرافیایی اندیشکده ها را در سال 2019 نشان می دهد.[vi]

 

[iii] در ویکی پدیا در تعریف جامعه فابین آمده است:

فابینیسم جنبش سوسیالیستی است که که در انگلستان پدید آمد. هواداران این جنبش در سال ۱۸۸۴ در جامعه فابین متشکل شدند و از سردمداران این جنبش، سیدنی و بئاتریس وب، جرج برنارد شاو، گراهام والاس و ه.ج.ولز بودند.فابینیسم یک جنبش مسالمت‌جو است و نام خود را از نام فابیوس، سردار رومی، گرفته‌است که با استراتژی صبورانه و جنگ و گریز، هانیبال سردار کارتاژی را شکست داد. به عقیده فابین‌ها، سوسیالیسم از طریق عکس‌العمل مسالمت‌جویانه و تدریجی جامعه در برابر مالکیت انحصاری و در نتیجه پیشرفت دموکراسی سیاسی و تطبیق اصول دموکراسی بر اقتصاد و توسعه مالکیت کلی و تغییر نظر نسبت به اخلاق اجتماعی و احساس مسئولیت در برابر منافع عمومی، پدید می‌آید. برناردشا و و دیگر فابین‌ها از تئوری ارزش مارکس انتقاد می‌کردند و و پیرو نظریه استوارت میل و هنری جورج بودند. بعد از تشکیل حزب کارگر جامعه فابین به آن پیوست اما موجودیت خود را از دست نداد و به صورت یک گروه روشنفکر برای تحقیق و تبلیغ در داخل حزب باقی ماند.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85

[v] مارتین تونرت: اندیشکده ها در آلمان، مشاور بخش سیاسی؟ در نشریه: درباره سیاست و تاریخ معاصر، جلد 51، مرکز فدرال در زمینه آموزش های سیاسی، 2003، ص 30-38.

[vi] McGann, James G., "2019 Global Go To Think Tank Index Report" (2020). TTCSP Global Go To Think TankIndex Reports. 17.

https://repository.upenn.edu/think_tanks/17

دانشگاه پنسیلوانیا که از سال 2006 بطور سالانه نتیجه پژوهش های خود درباره اندیشکده ها را منتشر می کند، به رده بندی این اندیشکده ها در گستره های مختلف می پردازد. جدول زیر بیست اندیشکده برتر جهان در سال 2019 نشان می دهد که توسط نگارنده با سال بنیادگذاری تکمیل شده است.[i]

 

[i] بنگرید به منبع شماره 7

منبعی دیگر 45 واحد از بهترین اندیشکده ها در زمینه مسایل سیاست خارجی و امنیتی را برشمرده است.[i]

امروزه به دلیل تنوع اندیشکده ها، دسته بندی آنها به منظور بررسی و مقایسه آنها ضروری شده است. «برنامه اندیشکده و جوامع مدنی دانشگاه پنسیلوانیا»، که از معتبرترین نهادهای پژوهش گر درباره اندیشکده ها است، دسته بندی زیر را درباره اندیشکده ها ارائه می دهد[ii]:

 

[ii] منبع شماره 7، ص 14



البته دسته بندی های دیگر و شکل های مختلطی نیز وجود دارد که محور بحث این مقاله نبوده و جای پرداختن به آن ها در این مختصر نیست.

اندیشکده ها در ایران

اندیشکده پدیده تقریبا نوینی در ایران به شمار می آید. در مقایسه با اروپا و ایالات متحد آمریکا، چنین نهادی در ایران نوپا است. متاسفانه موفق به یافتن پژوهشی درباره تاریخ و پیشینه اندیشکده ها در ایران نشده ام. از روی برخی شاهدها و کارکردها می توان نهادهای اندک شماری مانند «سازمان برنامه و بودجه» در زمان سلطنت پهلوی را بعنوان پیش نمونه ای از اندیشکده ها در ایران تلقی کرد. ولی با توجه به داده های موجود، می توان گفت که پدیده اندیشکده به مفهوم و با کارکرد امروزی آن از میانه دهه 60 شمسی به بعد در ایران رشد کرده است. بر اساس آمارهای «برنامه اندیشکده و جوامع مدنی دانشگاه پنسیلوانیا»، در حال حاضر 64 اندیشکده در ایران وجود دارد و کشور ما از لحاظ شمار اندیشکده ها در جایگاه بیست و چهارم قرار می گیرد.

البته حکومتگران ایران، درباره جایگاه ایران، مانند همه موردهای دیگر، صرفا به گزافه گویی می پردازند، که از واقعیت عینی بسیار دور است. از جمله مدیرکل تشکل‌های اسلامی سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی گفته است:‌ «با وجود حدود ۶ هزار و ۸۵۰ اندیشکده در دنیا، ایران اسلامی با ۶۰ اندیشکده رتبه ۱۸را دارد».[i] در میان این 64 موسسه، نهادهایی شبیه «مرکز تحقیقات و مطالعات استراتژیک مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)» نیز کم نیستند، که به جای آن که نقش اندیشکده را بازی کنند، بیشتر نقش یک «نان دانی» برای گروهی از رانت خواران حکومتی را دارند و کارشان بیشتر فعالیت در زمینه تبلیغاتی و امنیتی است.

 

[i] https://ana.ir/fa/news/88/463679/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-18-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-60-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

فهرست ناقصی از اندیشکده های کشورمان را در نشریه «جامعه اندیشکده های ایران»[i] و ویکی پدیا به زبان فارسی[ii] می توان یافت. متاسفانه به دلیل وضعیت سیاسی در ایران، بخش عمده اندیشکده ها در کشورمان وابسته به حکومت اند. گونه های دیگر اندیشکده ها -که درجدول شماره 2 برشمرده شده اند- به دلیل اختناق و سرکوب شدید، نمی توانند به وجود بیایند. پیش شرط کار موفقیت آمیز اندیشکده ها آزادی اندیشه و بیان است. در دولت تمامیت گرای جمهوری اسلامی با ساختار دین سالارانه ولایت فقیهی، که هیچ اندیشه ای را خارج از چارچوب تنگ ایدئولوژیک اش برنمی تابد، اندیشکده ها تنها به ابزاری برای تایید نظریه «رهبر» و «ولی فقیه» بدل می شوند.

متاسفانه نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور نیز که زیر ضربه مستقیم حکومت قرار ندارند، با مقوله اندیشکده بیگانه اند. به جز نیروی طرفدار سلطنت که نهادی به نام «پروژه ققنوس ایران» را ایجاد کرده[iii]، نیروهای وابسته به طیف بورژوازی ملی ایران -از نوع مذهبی (ملی-مذهبی ها) و غیرمذهبی (مانند جبهه ملی)- و نیروهای طیف چپ فاقد هرگونه اندیشکده ای هستند.

 

ضرورت ایجاد اندیشکده های چپ در ایران

نگاهی به تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که حزب های چپ و کمونیست، در مرحله های مختلف تاریخی با ایجاد شعبه های مختلف در تشکیلات خود و یا انتشار نشریه های تئوریک، ساختارها و نهادهایی ایجاد کرده اند که کارکرد اندیشکده ای داشته، بدون آن که نام اندیشکده بر آن نهاده و یا با این مقوله آشنایی داشته باشند. این ساختارها و نهادها به دلیل آن که زیرمجموعه ای از تشکیلات سازمان ها و حزب های موجود بوده اند، بنا به دلیل های زیر پایدار نبوده اند:

  1. مجاز نبودن در طرح اندیشه ها و تئوری هایی که با برنامه و یا خط مشی حزبی-سازمانی همخوانی نداشته است و در نتیجه رنج بردن از محدودیت های نظری
  2. صدمه دیدن از تلاطم های زندگی درون حزبی-سازمانی، به ویژه با تغییرات در مشی سیاسی-نظری و یا تغییرات تشکیلاتی
  3. پرهیز و کناره گیری افراد مستقل و نیروهای سیاسی دیگر از این ساختارها و نهادها به دلیل چسبندگی شدید حزبی-سازمانی شان

سرکوب وحشیانه معنوی و فیزیکی نیروهای چپ در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی باعث نابودی ساختارهای تشکیلاتی -که کارکرد اندیشکده ای داشتند- در حزب ها و سازمان های چپ شد؛ آن هم درست در مقطع حساسی که:

  • سرمایه داری جهانی دست به تهاجم نولیبرالی خود زده بود
  • اردوگاه «سوسیالیسم واقعا موجود» از هم فروپاشیده بود
  • موج نوین انقلاب علمی و فنی جهان را درهم می نوردید.

این نکته که در «پیشخوان» حزب ها و سازمان های چپ کشورمان، کتاب ها یا اثرهای پژوهشی درباره سه تحول اساسی اقتصادی-اجتماعی پیشگفته و پیامدهای فلسفی آنها به چشم نمی خورد، حکایت از این واقعیت تلخ دارد. از این هم تلخ تر آن است که برخی از حزب ها و سازمان های چپ هنوز هم در تحلیل وضعیت اجتماعی-اقتصادی پیش و پس از انقلاب اسلامی و مسایل فلسفی-نظری مرتبط با آنها عمدتاً به کتاب ها و اثرهایی که پیش از انقلاب اسلامی نوشته شده اند، رجوع می کنند؛ گویی زمین لرزه های دهشتناک اجتماعی-اقتصادی از کنار این اثرها بدون هیچ تاثیری گذر کرده اند و گویی این نظریه ها حکم آیه های آسمانی را داشته و در برابر داده های جدید درباره مقطع زمانی پیدایش این اثرهای کهنه، مصون از اصلاح و بازنگری اند.

واقعیت این است که اگر نیروی چپ قصد دارد بعنوان یک نیروی اثرگذار اجتماعی مطرح باشد و بخواهد به هژمونی فرهنگی دست یابد، ناگزیر به طرح نظریه های متناسب با زمان و فراخور شرایط جامعه ایران است. شیوه سنتی نظریه پردازی توسط تشکیلات حزبی-سازمانی در دنیای امروز که مدیریت گستره های گوناگون زندگی اجتماعی-اقتصادی-سیاسی بسیار پیچیده شده و نظر کارشناسی نقش کلیدی بازی می کند، دیگر پاسخگو نیست. بدون اندیشکده های چپ، سیاستگذاری موثر و دوام داری ممکن نیست. برای ایجاد چنین اندیشکده هایی چیرگی بر مشکلات زیر اجتناب ناپذیر است:

  1. نبود آمادگی ذهنی: روشنگری درباره اهمیت اندیشکده ها و ترویج آگاهی ذهنی، در افکار عمومی نیروهای چپ و در درون حزب ها و سازمان های موجود ضروری است.
  2. دستگاه سرکوب پلیسی: بدیهی است که نظام دین سالار هر اقدام کوچکی در راستای اندیشکده های چپ را خطری جدی تلقی کرده و با تمام نیرو بر ضد آن وارد میدان خواهد شد. هشدارهای خامنه ای در رابطه با «هجمه فرهنگی» و کشتار روشنفکران ایران که به قتل های زنجیره ای معروف شد، همگی از جمله به این دلیل بوده و هست که رژیم از کار سازمان یافته اندیشگی که پیش شرط فعالیت جدی سازمان یافته برضد نظام ولایت فقیه است، هراس دارد و می کوشد آن را در نطفه خفه کند. خوشبختانه به برکت فن آوری های مدرن، امروزه می توان سازمان های متمرکز در فضای مجازی و نامتمرکز در دنیای فیزیکی ایجاد کرد که میزان آسیب پذیری آن پایین باشد. همچنین به برکت فن آوری های مدرن امکان ارتباط ناشناس و غیرمستقم با «مرکز» مجازی فراهم است.
  3. مشکل مالی: فعالیت های پژوهشی که نیازمند گردآوری داده های آماری یا پژوهش های میدانی و یا جلب همکاری کارشناسان گوناگون اند، بدون سرمایه مالی دشوار خواهند بود. با این حال کماکان بزرگ ترین سرمایه نیروهای چپ را اندیشه های جامعه گرایانه (سوسیالیستی) و مردمی تشکیل می دهند. یافتن کارشناسان داوطلب برای همکاری با اندیشکده های چپ دشوار ولی شدنی است.

 

پایان سخن

ایجاد اندیشکده ها که بنابه سرشت شان نهادهای غیرمخفی اند، در شرایط اختناق بی شک چالشی دشوار پیش روی نیروهای سیاسی چپ به شمار می آیند. اما آیا به راستی در تاریخ معاصر ایران وظیفه ای پیش روی نیروهای چپ قرار داشته که دشوار و به ظاهر ناممکن نبوده باشد؟

منبع ها

[1] امتیازات تجارت هند شرقی، لندن، 1720، ص 71، برگرفته از «کاپیتال»، مارکس، جلد اول، ص 359، زیر نویس شماره 27، در مجموعه آثار مارکس و انگلس، جلد 23، انتشارات دیتس، برلین 1962

 

[1] https://www.britannica.com/topic/think-tank

 

[1] https://people.howstuffworks.com/think-tank.htm

 

[1] در ویکی پدیا در تعریف جامعه فابین آمده است:

فابینیسم جنبش سوسیالیستی است که که در انگلستان پدید آمد. هواداران این جنبش در سال ۱۸۸۴ در جامعه فابین متشکل شدند و از سردمداران این جنبش، سیدنی و بئاتریس وب، جرج برنارد شاو، گراهام والاس و ه.ج.ولز بودند.فابینیسم یک جنبش مسالمت‌جو است و نام خود را از نام فابیوس، سردار رومی، گرفته‌است که با استراتژی صبورانه و جنگ و گریز، هانیبال سردار کارتاژی را شکست داد. به عقیده فابین‌ها، سوسیالیسم از طریق عکس‌العمل مسالمت‌جویانه و تدریجی جامعه در برابر مالکیت انحصاری و در نتیجه پیشرفت دموکراسی سیاسی و تطبیق اصول دموکراسی بر اقتصاد و توسعه مالکیت کلی و تغییر نظر نسبت به اخلاق اجتماعی و احساس مسئولیت در برابر منافع عمومی، پدید می‌آید. برناردشا و و دیگر فابین‌ها از تئوری ارزش مارکس انتقاد می‌کردند و و پیرو نظریه استوارت میل و هنری جورج بودند. بعد از تشکیل حزب کارگر جامعه فابین به آن پیوست اما موجودیت خود را از دست نداد و به صورت یک گروه روشنفکر برای تحقیق و تبلیغ در داخل حزب باقی ماند.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85

[1] https://www.offiziere.ch/?p=10956

[1] مارتین تونرت: اندیشکده ها در آلمان، مشاور بخش سیاسی؟ در نشریه: درباره سیاست و تاریخ معاصر، جلد 51، مرکز فدرال در زمینه آموزش های سیاسی، 2003، ص 30-38.

[1] McGann, James G., "2019 Global Go To Think Tank Index Report" (2020). TTCSP Global Go To Think TankIndex Reports. 17.

https://repository.upenn.edu/think_tanks/17

[1] بنگرید به منبع شماره 7

[1] https://www.offiziere.ch/?p=10956

افزودن دیدگاه جدید