طرح کلی تاریخ کار - بخش دوازدهم

طرح کلی تاریخ کار - بخش دوازدهم

انستیتو بین المللی تاریخ اجتماعی

جمعه, 15. می 2020 - 20:53

دستکم دو نمونۀ تاریخی وجود دارند که امکان آزمون این ایده را برای ما فراهم می آوردند: چین و هند. در مورد چین در زمان سلسلۀ سونگ در قرن های 11 و 12 میلادی، ما می توانیم مستقیماً ثابت کنیم که تولید سرانۀ سالانۀ سکه های مسی در آن دوره از دورۀ بعدی وای بسا از تمام دوره های قبلی بیشتر بوده است. بنابراین دلیل قابل توجهی برای این استنتاج وجود دارد که در این دوره با ظهور یک جامعۀ "عمیقاً سکه ای شده" مواجه ایم (قابل مقایسه با امپراتوری رم و سپس با جمهوری 7 ایالت متحدۀ هلند).

چرا مناسبات کار تغییر می کنند؟ - ادامه
دستکم دو نمونۀ تاریخی وجود دارند که امکان آزمون این ایده را برای ما فراهم می آوردند: چین و هند. در مورد چین در زمان سلسلۀ سونگ در قرن های 11 و 12 میلادی، ما می توانیم مستقیماً ثابت کنیم که تولید سرانۀ سالانۀ سکه های مسی در آن دوره از دورۀ بعدی وای بسا از تمام دوره های قبلی بیشتر بوده است. بنابراین دلیل قابل توجهی برای این استنتاج وجود دارد که در این دوره با ظهور یک جامعۀ "عمیقاً سکه ای شده" مواجه ایم (قابل مقایسه با امپراتوری رم و سپس با جمهوری 7 ایالت متحدۀ هلند). جای شگفتی نیست که در نیمه های قرن یازدهم (سال 1050 میلادی) پرداخت مالیات،که بایست نقداً پرداخت می شد، جای انجام کار اجباری برای دولت چین را گرفت. فرضیۀ من در این باره این است که این تحول گویای تبدیل دهقانان و صنعت گران مستقل و نیز مزدبگیران به مالیات پردازان جدید است. افزایش پول مسی در گردش در قرن 18 در چین نیز واقعیتی قابل توجه است، اگرچه اثر آن بر مناسبات مسلط کار چندان گسترده نبود، زیرا در این فاصله جمعیت به شدت افزایش یافته و گردش سرانۀ پول از دورۀ سلسلۀ سونگ کندتر بود. کریستین مول-موراتا انتقال آشکاری را در کار برای بازار در چین قرن 18 کشف کرده است. این که آیا این انتقال را نیز می توان دلالتی بر افزایش کارگران کشاورزی به حساب دهقانان مستقل دانست، هنوز موضوع اختلافات و مباحثات آکادمیک است.

در تاریخ هند نیز، درست مثل چین، می توان افت و خیزهای طولانی و درازمدتی را در عمیقاً سکه ای شدن جامعه تشخیص داد. تحقیقات جاری از تراکم شدید استفاده از پول مسی در قرن شانزدهم - در زمان سلسلۀ سوری (1554 - 1538) و نخستین امپراتوران مغول، خاصه در زمان امپراتور اکبر (1605 - 1556) – حکایت دارند. تولید سکه های مسی در این دوره، در مقایسه با دورۀ قبل از آن، حدوداً سه برابر شده بوده است، و اگرچه می توان مفروض دانست که جمعیت نیز رشد داشته بوده است، اما افزایش شدید گردش سرانۀ پول در این دوره محرز است. افزایش آشکارا بسیار ضراب خانه ها قاعدتاً می بایست سرعت و حجم گردش پول را شدت بخشیده باشد. این که معنای این روند برای مناسبات کار چه می توانسته باشد، را محاسبات نجف حیدر در بارۀ ساختارهای جمعیتی در پایان حکومت اکبر آشکار کرده است. بنا بر این محاسبات در آن دوره 85 درصد جمعیت به امور کشاورزی اشتغال داشتند، که دست کم یک چهارم آنان کارگران دستمزدی بودند. به احتمال قوی همین نسبت از جمعیت به کار در صنایع و خدمات موجود اشتغال می داشته است. به علاوه هند از یک ارتش حرفه ای بزرگ برخوردار بود. این نسبت ها با نسبت های متعلق به پایان قرن نوزدهم مشابه اند. در این فاصله، حدوداً از 1650 تا 1750، یک "پول زدائی" محسوس اتفاق افتاده و سپس در قرن بعدی نوعی ترمیم تدریجی به جریان افتاده است. فرضیۀ من، مرتبط با مناسبات کار، این است که همزمان با این روند نوعی گارگرزدائی (deproletarianization) نیز واقع شده است.

نتیجه این که چین زمان سلسلۀ سونگ و هند زمان حکومت سوری ها و نخستین امپراتوران مغول – همچنان که بابل، یونان کلاسیک، امپراتوری رم و اروپای غربی از 1500 میلادی به بعد با امپراتوری دریائی اش – را می توان "اقتصادهای بازاری" نامید. قابل توجه این که در مقایسه با نمونه هائی که ذکر شدند، کار بردگی در آسیای شرقی و آسیای جنوبی حضور و تسلط به مراتب ناچیزتری در مناسبات کار داشت.

البته می توان با وبر، چایانف و پولائی، موافق نبود که معتقدند این امکان وجود دارد که بازارها و شمار بسیاری از کارگرانی که – آزادانه یا به اجبار - برای این بازارها کار می کنند، وجود داشته باشند، بدون این که این وضع به بروز "روح سرمایه داری" بیانجامد یا به عبارت دیگر بر یک روحیۀ فراگیر سودجویانه دلالت کند. اما حتی در این صورت نیز واقعیت می تواند با آنچه ما سنتاً فکر می کرده ایم، متفاوت بوده باشد. اگرچه هنوز کار تحقیقاتی وسیعی باید انجام شود، اما در این اثنا قراین بسیاری فراهم آمده اند دایر بر این که انگیزۀ سود و دستیابی به آن، با همۀ تبعات آن، پدیدۀ فراگیری در بیرون از اروپای رنسانس نیز بوده است. چنان که هزیود، شاعر یونان 7 قرن پیش از میلاد در شعر کلاسیک خود "کارها و روزها" می گوید:

... زیرا انسان مشتاق کار کردن می شود، هنگامی که به همسایه خود نظر می دارد:

ثروتمندی که شتاب دارد شخم زند و بکارد و خانه خود را به نظم آورد

و همسایه با همسایه می جنگد همین که یکی ثروتی بیاندوزد

این برای انسان نزاعی شفابخش است

سفالگر از سفالگر خشمگین است، صنعتگر از صنعتگر

گدا با گدا بر سر کین است و خنیاگر با خنیاگر

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.