طرح کلی تاریخ کار - بخش هشتم

طرح کلی تاریخ کار - بخش هشتم

انستیتو بین المللی تاریخ اجتماعی

جمعه, 10. آوریل 2020 - 14:52

برای درک بهتر واقعیت های تاریخی، این اشکال مرکب مناسبات کار باید نه فقط برای شخص کارگر، بلکه همچنین برای خانوادۀ او به عنوان یک کل، مورد تحلیل قرار گیرند. با استفاده از مفهوم "سیکل کار" می توان تمام فعالیتهای کاری اعضای یک خانواده را در طول سال، طبق الگوئی از کار فصلی توصیف کرد. برای روشن کردن این نکته مایل ام قدری روی خانواده های مهاجران موقت منطقۀ لیپه آلمان، از اواخر قرن 17 تا اوائل قرن بیستم، مکث کنم.

جابجایی ها در مناسبات کار چگونه رخ می دهند؟ - ادامه
برای درک بهتر واقعیت های تاریخی، این اشکال مرکب مناسبات کار باید نه فقط برای شخص کارگر، بلکه همچنین برای خانوادۀ او به عنوان یک کل، مورد تحلیل قرار گیرند. با استفاده از مفهوم "سیکل کار" می توان تمام فعالیتهای کاری اعضای یک خانواده را در طول سال، طبق الگوئی از کار فصلی توصیف کرد. برای روشن کردن این نکته مایل ام قدری روی خانواده های مهاجران موقت منطقۀ لیپه آلمان، از اواخر قرن 17 تا اوائل قرن بیستم، مکث کنم.

در قرن شانزدهم تعداد کشاورزان اجاره دار کوچک و خیلی کوچک در لیپه، مثل هر جای دیگری در وستفالی، افزایش یافته بود. این کشاورزان، تا حدودی به علت ویرانی اقتصاد ناشی از جنگ های مکرر، به هر جا سر می کشیدند تا مگر کاری جنبی پیدا کنند. آنها به دو طریق، که غالباً نیز با هم ترکیب می شدند، به کار دست جنبی مورد نظرشان دست می یافتند: یکی کار در صنعت محلی و دیگری کار مهاجرتی فصلی در هلند. صنعت محلی، که در لیپه تقریباً به بافندگی و نخ ریسی محدود بود، درمیان مورخان به عنوان صنایع ابتدائی شناخته می شود، و مهاجرت فصلی برای کار در سواحل دریای شمال. بیشترین بخش کارگران مهاجر وستفالی در فصل درو و خرمن به اینجا می آمد و به کار فصلی اشتغال می یافت. البته برخی از این کارگران در دیگر فعالیت های فصلی، مانند لایروبی، استخراج ذغال سنگ نارس، رنگرزی پارچه، آجرسازی، گچ کاری و دوره گردی تخصص یافته بودند. بعضی از این دستفروشان دوره گرد بعدها چندین فروشگاه بزرگ هلند مثل سی ان آ C&A، فروم ان دریسمان Vroom & Dreesmann، پیک ان کلوپنبورخ Peek & Cloppenburg و فوس Voss را تأسیس کردند. حوالی حدود 1650 اهالی منطقۀ لیپه – محتملاً ابتدا دروگران فصلی در فریسیای شرقی - دریافتند که بازار خوبی برای کار آجرسازی وجود دارد. حوالی سال 1900، در اوج رونق این کار بیش از یک چهارم جمعیت مذکر لیپه در کارگاه های آجرسازی کار می کرد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این تخصص دست کم 10 نسل تداوم داشته است. مطمئناً این ترکیب منابع درآمد، و بنابراین همچنین ترکیب مناسبات کار، می تواند محمل گذار درازمدت از خویش فرمائی به کار دستمزدی تلقی شود. در واقع نیز این گذار در خلال مدتی طولانی اتفاق می افتد. بیشتر کارگران درگیر این وضع خود آن را موقعیتی "گذرا" تلقی نمی کردند. آجرسازان لیپه این ترکیب مناسبات کاری مختلف، به عوض یک قرار داد کار واحد، وضع متعارفی بود که قرنها جریان داشت.

اگر در بررسی مناسبات کار نه تنها به کار مرد خانواده (یا نان آور اصلی) بلکه به کار زن و کودکان او نیز توجه کنیم، و کار کل خانواده را در نظر بگیریم، آنگاه موفقیت این قبیل ترکیبات مناسبات کار تا حدودی روشن می شود. این را کریدته Kriedte، مدیک Medick و شلومبوم Schlumbohm، و سپس فان نیدرفین میرکرک Van Nederveen Meerkerk در مورد صنایع خانگی به خوبی نشان داده اند. در حالی که مرد و احتمالاً پسر بزرگ خانواده نیز، در فصل بهار و پائیز در جای دیگری به کار مشغول اند، زن و دیگر فرزندان خانواده به یاری بزشان ("زیگلرکو" (Zieglerkuh: عنوان باشکوهی در لیپه برای بز که معنای تحت الفظی آن "گاو آجرسازان" است) به کسب و کار کوچلی اشتغال می ورزند. علاوه بر این زن خانواده، خاصه در زمستان ها که کار چندانی در بیرون از خانه وجود ندارد، به بافندگی و ریسندگی می پردازد. مرد خانواده دیگر برگشته است و می تواند او را در این کارها یا در کارهای سنگین خانگی و مراقبت از فرزندان کمک کند. این کیفیت در اشعار فریتز وینکه Fritz Wienke، که خودش به کار آجرسازی و خیاطی اشتغال داشت، به روشنی تصویر شده است.

تابستان ها آجر می سازم

و زمستان ها در آرامش

پشت چرخ خیاطی می نشینم

و لباس های جالبی می دوزم

...

اجازه دهید وینکه را به وحدت کامل "کلبه و بهشت" اش بسپاریم و به بررسی مناسبات کاری در درون خود مهاجران آلمانی بپردازیم: مناسبات درونی کار. از این زاویه اتفاق خارق العاده ای در جریان است. مقدم بر هر نکته ای، ابتدا باید در نظر داشت که بخش اعظم کارگران مهاجر نیروی کار خود را، نه به عنوان افراد مجزا بلکه به عنوان یک گروه، به فروش می گذاشتند، و دستمزدشان را هم به بر مبنای زمان کار گروهی بلکه بر مبنای میزان محصول تولیدی دریافت می کردند. با توجه به این که نرخ ها در ابتدای هر فصل قطعی شده بودند، در نتیجه رابطۀ مستقیمی بین تلاش گروه و مبلغ دریافتی وجود داشت. اما تلاش جمعی حاصل جمع سادۀ تلاش افراد نبود، بلکه قویاً به کار ضعیف ترین حلقه در زنجیرۀ کار وابسته بود، زیرا هر عضو گروه می بایست با دیگران همکاری کند. بنابراین آجرسازان لیپه همیشه به جد در صدد بهبود ترکیب تیم هاشان بر می آمدند. از این رو در زمستان ها، هنگام تقسیم کار جدید، که در محوطۀ کلیسا و مسافرخانه های اطراف انجام می شد، غالباً افراد بسیاری بین تیم های آجرساز معاوضه می شدند.

این شکل سازمان کار، یعنی سازمان کار گروهی یا عقد قرارداد تعاونی با مزد مبتنی بر میزان تولید تنها در میان آجرسازان اروپا شاخص نیست، بلکه هنوز در هند رایج است. البته یک قرن پیش سهم به مراتب بیشتری را در کار دستمزدی تشکیل می داد. حتی، چنان که دیوید شلوس David Schloss و لودویک برنارد Ludwig Bernhard نشان داده اند، این مناسبات در برخی شاخه های خاص صنعتی - به شمول مدرنترین آنها مثل متالورژی - در آلمان، انگستان و فرانسه جنبۀ غالب داشتند.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.