چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱

آغاز و عاقبت تهاجم‌ نظامی ترکیه به سوریه

۲۱ مهر ۱۳۹۸

افزایش بحران داخلی و مشکلات ناشی از روابط خارجی اردوغان را در موضعی قرار داده است که برای خروج از آن و کسب اعتبار از دست رفته نیاز به تحریک و ایجاد جو ناسیونالیزم ملی و ایجاد جو سرکوب و رعب و وحشت داخلی داشته و هنوز هم دارد.

تهاجم نظامی ترکیه به مرزهای سوریه در مرزهای کشوری در جریان است که از سال ۲۰۱۱ به میدان بازی سیاسی ، نظامی قدرتهای بزرگ جهان از جمله آمریکا ، روسیه و کشورهای زیاده طلب منطقه از جمله ایران، ترکیه، عربستان، نیروهای محلی کرد، جریانهای تروریست مذهبی داعش ، النصره و ..‌ تبدیل شده است در این میدان زور آزمایی خونین بی شمار انسانهایی که کشته ، مجروح ، آواره و سرگردان گردیدند، بیشمار زنها و بچه هایی که فلج و ناقص و نابود شدند، و چه آرزوهائی که به فنا نرفتند و چه بسیار گلهائی که پرپر شدند؛  در کنار تلفات انسانی، بسیاری بناهای مسکونی، اداری، تجاری، صنعتی، پلها، جاده ها و دیگر امکانات زیرساختی نیز، ویران و نابود گردیدند.

آغاز این بازی خونین و جنون آمیز از سوی هرکدام از این بازیگران و به هر دلیلی که بوده باشد، پایان آن به دست آنها نبوده و همچنان شعلهور و ویران کننده است،؛ هر چند که از دو سال پیش به این سو به یک تعادل قدرت هر چند متزلزل رسیده بود و از احتمال آرامش نسبی خبر می داد و امید می رفت که پایانی را رقم بزند.

اما، متاسفانه چنین نشد و بنابه تحولاتی که در امور داخلی و مشکلاتی که در روابط بین المللی تعدادی از این بازیگران بوجود آمده است، این معادله درهم ریخت :

۱ - در ترکیه آقای اردوغان و حزب او مدتی هست که با بحران سیاسی و اقتصادی درگیر بوده و پایه های لرزان قدرتش با آخرین انتخاباتیکه قافله را به رقیبان خود باخت و با بحران دیپلماتیکی که با آمریکا پیدا کرده بیشتر لرزید.

افزایش بحران داخلی و مشکلات ناشی از روابط خارجی اردوغان را در موضعی قرار داده است که برای خروج از آن و کسب اعتبار از دست رفته نیاز به تحریک و ایجاد جو ناسیونالیزم ملی و ایجاد جو سرکوب و رعب و وحشت داخلی داشته و هنوز هم دارد؛

۲ - از سوی دیگر ورود ترامپ و شاید بهتر هست گفته شود ترامپیسم به عرصه دستگاه رهبری سیاسی آمریکا، خود نتیجه بحرانی بود که از مدتها پیش به لحاظ داخلی و خارجی، سرکردگی جهانی آمریکا را به چالش کشیده و در سراشیب نزول از قدرت اول جهان قرار داده بود؛ این زنگ خطر ناتوانی، در منطقه ما از چند سال پیش به صدا در آمده بود و در این اواخر با خروج آمریکا از سوریه خودش را نشان داد و به خلاء قدرت در این منطقه دامن زده است؛

۳- از چند سال پیش یعنی از زمان سرنگونی هواپیمای روسی توسط ترکیه، این روسیه بود که بطور جدی وارد معادلات سیاسی و نظامی این منطقه شده و به مرور موقعیت خود را تقویت کرده و تغییراتی را در معادلات نظامی سیاسی منطقه بوجود آورده است؛ ولی این موقعیت و نقش روسیه در حدی نیست که در شرایط فعلی بتواند خلاء قدرت آمریکا را پُر کند؛

۴-بنابراین ترکیه و رهبری بحران زده او که از مدتها پیش مترصد چنین شرایطی بودند، از این خلاء قدرت استفاده کرده تهاجمی را علیه نیروهای کرد سوریه آغاز کردند تا هم از بحران داخلی خلاص شوند و هم انتقام گیری و نسل کشی کردها را سازمان دهند؛

۵- جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از غیبت ترکیه و به دور از چشم آن با سیاست پیدا و پنهان خود با پیام صلح و آشتی به عربستان و کشورهای عربی بدنبال پر کردن جایگاه آمریکا در منطقه است؛

۶-در این میان بشار اسد ضمن تقویت اردوی نظامی خود فرصت را مغتنم یافته امکان اتحاد و همکاری با نیروهای دموکراتیک کرد را در داخل و کشورهای عربی در خارج را دنبال خواهد کرد .

بنابرین هر چند که خروج آمریکا از این منطقه، خلاء قدرت در منطقه را بوجود آورده است و تهاجم ترکیه را میسر ساخته است، ولی به احتمال قوی سیر حوادث، زمینه همکاری ایران و کشورهای عربی را مساعد کرده و به حل فصل اختلافات طرفین در جنگ یمن و ایجاد ثبات در سوریه کمک خواهد کرد.

افزودن دیدگاه جدید