چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷ - ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸

محورهای سیاسی حرکت در خیابان

۱۵ مهر ۱۳۹۷

چه کسی میتواند تضمین کند که شکل گذار از جمهوری اسلامی ایران بصورت شکل کلاسیکی صورت خواهد گرفت که در آن برای تمام احزاب اپوزیسیون، از جمله احزاب چپ ایران به میزان برابری ازادی و امکان ایفای نقش فراهم خواهد شده تا اینکه بتوانند در پروسه روند تحولات سیاسی، تشکیل مجلس موسسان و تنظیم قانون اساسی نوین ایران نقش کارا، موثر و برابر حقوقی خویش را ایفا نمایند.

 

جهت اینکه بتوانیم محورهای عمومی استراتژی سیاسی "چپ برای خیابان" را در حد امکان بصورت شفاف تری بیان کرده باشیم، تلاش میکنم این مجموعه را بصورتی ردیف کرده و در زیر بیاورم. شاید جوهره عمومی این محور ها را بتوان به شرح زیر خلاصه نمود.

یک – عبور از جمهوری اسلامی ایران

فکر میکنم به قدر کافی در این مورد استدلال شده باشد که چرا تاریخ مصرف جمهوری اسلامی ایران بعنوان بک نظام سیاسی شرعی اسلامی خیلی وقت پیش به سر آمده است. باید با جرات تمام گفت که جمهوری اسلامی ایران از بدو آغاز خود حیات مدنی  در ایران را  بیش از هزار سال به عقب کشید. آنچه که بیش از همه چیز شایان اهمیت میباشد این سه نکته میباشد. یکی اینکه جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک نظام ساختاری قابل اصلاح نمیباشد و در کلیت خویش باید به تاریخ هزار و اندی قبل سپرده شود. نکته دوم اینکه دیگر نه تنها دهها میلیون مردم ایران، خصوصا جوانان، روشنفکران و نیروهای فعال آزاده و دموکرات به این نتیجه رسیده اند که باید از نظام جمهوری اسلامی ایران عبور کرد، بلکه در اولین فرصتی که دوباره بدست می آورند، به خیابان ها ریخته و حرف دل خود را در این مورد بر زبان آورده و  اراده خویش را برای تحولات بنیادین به نمایش میگذارند. نکته سوم این میباشد که در شرایطی که خیابان از نظر ذهنی و روانی میداند که باید از کلیت این نظام بطور تمام و کمال عبور بکند، هنوز آلترناتیو سیاسی  جایگزین دموکراتیک ومردمی بصورت منسجم و مدون، روشن و مشخص نمیباشد.

دو – صف مستقل و منسجم چپ

باید این واقعیت را پذیرفت که چپ ایران نمیتواند هیچوقت کاملا یک رنگ باشد. باید تنوع ویژگیهای وجودی چپ ایران را همانطور که هست پذیرفت. چپ وقتی به همدیگر نزدیک تر میشود که از یک طرف با جنبش ها و حرکت های خیابان پیوند های ارگانیک تری برقرار کند. شرط دیگر این نزدیکی ها رادیکالیزه تر شده جنبش های دموکراتیک و عدالت خواهانه مردمی در خیابان میباشد. لذا، هر دو مورد تاکید بر پیوند هر چه گسترده تر و ارگانیک چپ با جنبش خیابان دارد. این مهم  را چگونه میتوان به مرحله اجرا در آورد؟

کارنامه شش ماهه حزب چپ ایران "فدائیان خلق" نشان از بکارگیری ابتکارهای نوین ارتباطاتی تبلیغاتی، فراهم کردن زمینه های همفکری و ارتباطاتی بیشتر و بهتر دارد. این ابتکارات دامنه های ارتباطاتی را بصورت فعالتری هر چه بیشتر وسعت و عمق زیادتری بخشیده است. از همه اینها مهمتر، پا به عرصه میدان گذاشتن انسجام وسیع تر و قدرتمندتری از اتحاد فدائیان خلق، نه تنها چپ دموکرات را با وزنه سیاسی به مراتب سنگین تری در میدان چالش های سیاسی  آورده است، بلکه تاثیرات سیاسی روانی بالنده و پویاگرانه ای را در میان مردم و بخصوص نیروهای سابق چپ که بیشتر به سمت رکود سوق داده شده بودند، ایجاد کرده است. باید این دستاوردها را ارج نهاده و بر پایه های آنها راهکارهای استوارتری را پایه گذاری کرد.

سه – استراتژی ؛ اهداف ؛ سیاست ها؛ برنامه ها

استراتژی عبور از جمهوری اسلامی ایران بدون توسل به قهر از طرف نیروهای چپ دموکرات خیلی وقت است نه تنها  مطرح میگردد، بلکه در ادبیات سیاسی آنها نیز خود را کاملا متبلور میکند. این مدل بر روشنگری  اذهان و تاثیرگذاری فکری روانی مترقی و دموکراتیک بر حرکت های اجتماعی مبتنی میباشد، نه تشویق خشونت طلبی. برنامه های مشابه مدونی مانند پلاتفورم سیاسی حزب چپ ایران "فدائیان خلق" در درون جنبش چپ ایران کم نیستند و آنها همگی در راستای استقرار نظامی مدنی سیاسی اجتماعی بر پایه های مبتنی بر ازادی های فردی، اجتماعی  و رفع هر گونه تبعیض جنسی، ملی، دینی و غیره مبتنی بوده و در راستای تعمیق عدالت اجتماعی حرکت مینمایند.

چهار – نیروهای جبهه سکولار دموکراسی

باید قبول کرد که با وجود طیف های مختلف اقشار و طبقات اجتماعی، احزاب و سازمان های مختلفی با اولویت های برنامه ای سیاسی متفاوتی در جامعه وجود خواهند داشت. شرط ضروری همزیستی هارمونیک و سازنده در کنار همدیگر حکم میکند که در وحله اول وجود احزاب و جریان های سیاسی آزادیخواه را آنطور که هستیم قبول کرده و مورد احترام قرار بدهیم. سپس بر محورهای اهداف دموکراتیک و مردمی، فعالیت آزادنه همه نیروهای مترقی، بالنده و سکولار سیاسی، باید در راستای همگامی و همکاری بر راستای خواسته های مشترک آزادیخواهانه، ترقی طلبانه، عدالت جویانه  گرد هم آمده و امکان گرد هم آیی وسیع ترین اقشار، طیف ها و طبقات اجتماعی بر محور چنین خواسته هایی را فراهم آورد. باید بر تنگ نظری های گروهی و منش های حذفی و دیکتاتور منشانه تک روانه غالب آمده و فرهنگ سیاسی قبول و تحمل دیگران بر اساس زیست هارمونیک سیاسی در کنار همدیگر با هدف ترقی و بالندگی اجتماعی به پیش رفت. باشد که زیست هارمونیک ما با همدیگر و با محیط طبیعی زیست خودمان امکان سریع تر و موثر تر و کاراتر عبور از نظام جمهوری اسلامی ایران را به سمت حکومتی ملی دموکراتیک و مردمی پلورالیستی سیاسی فراهم نماید.

 امروزه به وضوح میتوان آن دسته از نیروهای سیاسی را که علیرغم اینکه خود را مترقی و دموکرات نامیده و در اپوزیسیون میباشند، یا استراتژی حذف دیگران را تعقیب مینمایند، و یا رفتارهای خشنی را نسبت به بخش های دیگر اپوزیسیون آزادیخواه را اعمال مینمایند تشخیص داد.

چپ دموکرات ناچارا سنگینی چنین وظیفه ای را بر دوش های خویش احساس میکند که نقش نیروهای اپوزیسیون غیر دموکراتیک را نه لزوما از طریق مذاکره و اقناع آنها به گزینش منش های دموکراتیک، بلکه میتواند از طریق تقویت پیوند خویش با رادیکالیسم دموکراتیک جنبش خیابان به ثمر رساند تا اینکه توان و پتانسیل های پیوند یافته خویش با جنبش خیابان را  به مراتب بیشتر تقویت کرده و نیروهای غیر دموکراتیک را تضعیف نماید.

پنج – برنامه مشترک؛ برنامه میانگین

آیا برنامه مشترک نیروهای اپوزیسیون سکولار دموکرات، برنامه حد اقل ها خواهد بود؟  آیا وقتی ما از برنامه مشترک صحبت میکنیم، منظورمان این میباشد که آزاده ترین، مترقی ترین و عدالتخواهانه ترین و رادیکال ترین احزاب و جریان های سیاسی، بخصوص نیروهای چپ دموکرات تا چه اندازه از آمال و اهداف خود باید کوتاه و پایین بیایند تا بتوانند با قناعت به حداقل ها نیروهای دیگر نیمه مترقی را  در صفوف جبهه ای ملی دموکراتیک جای بدهند؟ آیا با قانع شدن به حداقل ها، بعدا امکان تعمیق و گسترش این ارزش ها بیشتر میسر میباشد، یا خطر سلطه دیکتاتوری و خفقانی از نوع دیگر؟

به باور من باید برنامه مشترک با در نظر گرفتن عمق پتانسیل ها و توانائی های جنبش خیابان تنظیم شده و با در نظر گرفتن پتانسیل های رشد و تعمیق جنبش خیابان، بر پایه های پتانسیل های معقول بالقوه آن تنظیم گردد، نه پتانسیل های امروزی و بالفعل آنها. این پتانسیل های بالقوه میباشد که امکان ارتقاء، رشد و تعالی جنبش به درجات بالاتر را میتواند فراهم میکند، نه استراتژی برعکس آن. برنامه مشترک فقط پشت درهای بسته نمایندگان احزابی بدون پیوند با، و توجه به جنبش خیابان و پتانسیل های باالفعل و بالقوه آن نمیتواند پلاتفورم موفقی باشد.  

شش -   چگونگی هژمونی روانی آلترناتیو رادیکال دموکراتیک بر جنبش خیابان

به این مساله تا حدودی در مورد تجربه نقش جنبش دانشجویان و دانش آموزان پیشگام دوست داران فدائیان خلق در سالهای 57-58 نیز اشاره میشود. جنبش خیابان از نظرسطح آمادگی روانی به مرحله ای رسیده است که کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران را نفی میکند. کافی است به طنزها، گفتارهای عمومی در دنیای مجازی و صحبت هایی که با فامیل و دوستان خویش در ایران میکنیم، نظری  بیاندازیم. کار به جائئ رسیده است که کنده شدگان از نظام جمهوری اسلامی ایران صحبت از نفی کلیت آن نموده و خود را بعنوان پیام آوران تحول بنیادین معرفی می نمایند.

اگر نفی روانی جمهوری اسلامی ایرن توسط جنبش خیابان مرحله اول یک تحول بنیادین تلقی گردد، از آن مهم تر این میباشد که چه آلترناتیو جایگزینی را جنبش خیابان میخواهد جایگزین نظام ولایت فقیه و جمهوری اسلامی بنماید. اینجاست که اگر جنبش رادیکال سکولار دموکراتیک و بخصوص چپ دموکرات  نتواند نقش کارا و تعیین کننده خویش را ایفا نماید، نفی نظام جمهوری اسلامی ایران میتواند به جایگزینی آن با یک نظام فاشیستی، ویا رنگ دیگری از نظام دینی اسلامی با ریش و کراوات مواجه گردد.

کافی است به آمار اقتصادی میزان بیکاری آشکار و پنهان در جامعه، مقایسه میزان رشد سطح دستمزدها، به موازات رشد تورم و افزایش قیمت ها، عمیق تر و گسترده تر شدن فاصله های طبقاتی و مشکل تر شدن یافتن کار و تشکیل زندگی برای نسل های جوان اشاره کرده و توجه را به این مساله جلب نمود که اگر "برنی سندرز" های کشورهای مربوطه قادر به جلب خیابان نگردند، این خلاء خطرناک را "دونالد ترامپ" ها پر خواهند نمود.

هفت – مناسبات چپ با نیروهای اپوزیسیون سیاسی حکومت

طبیعی است که ما انتظار داشته باشیم در امتداد روند رادیکالیزه تر شده خواسته های خیابان، عمیق تر شدن شکاف های درون حکومتی، اشخاص منفرد و گاها جناح هایی از درون حکومت شروع به انتقاد از جناح های دیگر حاکمه نموده، بخش هایی از خواسته ها و حرف های جنبش خیابان را بر زبان های خویش جاری نموده و شروع به ارائه راه حل هایی جهت برون رفت از بحران بنمایند. در اینجا شاید بشود هدف این گروه های منتقد حکومتی را در دو جهت ارزیابی کرد. یکی اینکه آنها در تلاش میباشند تا واقعا با دست یازیدن به اصلاحاتی کلیت نظام را حفظ نمایند و از از هم پاشیدگی آن جلوگیری نمایند.  حالت دوم این میتواند باشد که این افراد و گروه ها میخواهد با سوار شدن بر امواج خروشان جنبش خیابان، و از طریق به دنبال خویش کشیدن بخش هایی از اپوزیسیون خارج حکومتی، بخش هایی از جنبش خیابان و بالاخره از طریق جلب حمایت های بعضی از کشورهای غربی و خارجی سوار بر حباب های خروشان جنبش خیابان نموده و  خود را بعنوان رهبران نوین جنبش مردمی جای زده و سرنوشت آینده حاکمیت بعدی را بدست گرفته و تاریخ آینده مملکت را رقم بزنند.

چاره کار چیست؟ البته که کسانی که از حکومت کنده میشوند، میتوانند به جنبش مردم بپیوندند. باید از کنده شدن آنها از حکومت و پیوستن آنها به جنبش خیابان استقبال کرد. اما نباید فراموش کرد که آنها چندین دهه در خدمت همین نظام بوده و در کارنامه جمهوری اسلامی ایران شریک میباشند. نباید به هیچ وجه از این افراد رهبر تراشی نمود و آنها را بعنوان رهبران جنبش مردمی شخصیت تراشی کرد. آنها میتوانند باقیمانده ای از پتانسیل های مردمی و انسانی خویش را در اختیار جنبش خیابان قرار بدهند، اما هر جناحی از اپوزیسیون سکولار دموکرات که بخواهد از این افراد هیکل و مجسمه ای از رهبری جنبش مردمی بتراشد، مجسمه تخته ای "اسب تروا"یی را ساخته است نیروهای درون آن جنبش مردمی را از درون پوسیده کرده و با شکست مواجه خواهند نمود

هشت – مناسبات چپ با جناح های دیگر درون حکومتی

جناح های دیگر درون حکومتی همگی نه فقط بخش بندی هایی از کلیت نظام میباشند و خواهان حفظ آن میباشند، ممکن است روزی برای حفظ قدرت خویش در حکومت مثل گرگ های گرسنه حاضر باشند جناح دیگر شریک خود در حکومت را از میان بردارند. این دلیل نمیشود که این جناح کاراکتر انسانی، مدنی، دموکرات و مترقی تری نسبت به دیگری دارد. آنها چنگال های خویش را در شریان های اقتصادی کشور چنان فرو برده اند و پشتوانه های مالی خویش را در خارج از ایران چنان محکم کرده اند که به این راحتی ها دست از قدرت سیاسی و اقتصادی کشور کوتاه نمیکنند. میتوان بصورتی تاکیتیکی در مورد چگونگی حذف آنها از قدرت سیاسی تنظیم رفتار نمود، اما این تاثیری در ماهیت باقیماندگان "احمدی نژادی"، یا "روحانی"  های نوین و یا سران سپاه و اطرافیان ولایت فقیه نمیگذارد.

نه – مناسبات چپ با آمریکا بخاطر تک روی استراتژیک آن

 در مورد مناسبات چپ ایران در مقابل سیاست های دولت آمریکا  شاید بشود گفت از دو منبع اصلی تاثیر میگیرد. مورد اول برمیگردد به استراتژی بین المللی تک روانه "یونیلترالیسم" امریکا میباشد که نقش نهادهای بین المللی از قبیل سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن، اتحادیه اروپا و و کشورهای دیگر جهان را در سیاست های بین المللی حذف کرده و از همه آنها عملا با تهدید میخواهد که فقط از سیاست های تک روانه و تشنج آفرینانه  دولت آمریکا حمایت بکنند. در این زمینه بقیه کشورها را تهدید میکند که در غیر این صورت شامل تحریمهای تهدید آمیز آمریکا خواهند شد. باید گفت که این استراتژی آمریکا بصورت کارائی در مورد کشورهای پیمان آتلانتیک شمالی موفق بوده است.

مورد دومی که در استراتژی چپ نسبت به سیاست های آمریکا تاثیر میگذارد ، سابقه مشخص تاریخی معاصر آمریکا در تهدیدها، دخالت های مستقیم در امور داخلی کشورها، حمله های نظامی، راه انداختن کودتاها و استفاده از شیوه های دیگر در از میان برداشتن حکومت های کشورهای مختلف با هدف جایگزینی آنها با حکومت های دست نشانده خویش میباشد. البته درست است که هدف آوردن حکومت های دست نشانده یکی از اهداف اصلی این استراتژی میباشد، ولی گاها ایجاد جنگ، نابودی و بوجود آوردن نابسامانیهای عمیق و طولانی سیاسی امنیتی "کیاس"، خود به تنهایی  به یک استراتژی سیاسی تبدیل میگردد که در راستای پیاده کردن طرح ها و پروژه های منطقه ای آنها بکار گرفته میگردد. بحران خاورمیانه و نقش آن در طرح نوین جغرافیای امنیتی آمریکا برای منطقه خاورمیانه و تاثیرات آن در اقتصاد نفتی، نظامی مالی آمریکا خصوصا بعد از بحران مالی دوهزار و هشت را در این زمینه ها میتوان بطور مشخص مورد ارزیابی قرار داد. طبیعتا چپ خواهان دخالت های مستقیم هیچ کشوری در امور سیاسی امنیتی کشور ایران نیست. چپ دموکرات فقط خواهان حمایت افکار عمومی و نهادهای بین المللی  از نیروهای سیاسی دموکراتیک و مستقل مردمی خود ایران. برای تعیین ازادانه سرنوشت خویش میباشد.

ده – مناسبات چپ با اروپا، اعضای کشورهای "بریکس" و دیگر کشورهای جهان

استراتژی عمومی غالب کشورهای دیگر اروپا "بغیر از بریتانیا" عملا و اکثر موارد بر پایه مذاکرات مشترک و اتکا به نهادها و سازمان های شناخته شده بین المللی متکی میباشد، مگر اینکه تحت فشارها و تهدید های آمریکا به حمایت از استراتژی تهاجمی آمریکا بپیوندند. با وجود تلاش غالب کشورهای اروپایی جهت اتخاذ سیاست های بین المللی مستقل از آمریکا، کشورهای اصلی عضو پیمان آتلانتیک شمالی در مسائل امنیتی به دنیال حمایت از استراتژی امنیتی آمریکا بر علیه قطب بندی چین و روسیه،  و یا شرکت در صفوف آمریکا جهت دخالت در جنگ های منطقه ای آمریکا کشده میشوند. اتکا بر افکار عمومی مردم کشورهای غربی در حمایت از جنبش های آزادیخواهانه مردمی مردم ایران  و تاثیر گذاری آنها بر سیاست های دولت های اروپائئ در عدم دنباله روی از تک روی های آمریکائی و حمایت از جنبش های ملی مردمی خیابان، استراتژی عمومی چپ را سامان میدهد.

کشورهای عضو "بریکس"  که همگی از کشورهای تازه عروج کرده اقتصادی سیاسی بین المللی میباشند، در مقابل یکه تازی امنیتی اقتصادی جنگ طلبانه گلوبالیسم نئولیبرالیستی امپریالیسم جهانی، بخصوص آمریکا،  جبهه دیگری باز کرده اند تا اینکه به موازات فراهم کردن امکانات رشد کشورهای خویش و متحدین شان،  از نقش ویران گرانه بین المللی  جناح مقابل بکاهند. از این نظر استراتژی سیاسی تبلیغاتی کوبیدن مداوم چین و روسیه توسط دولت ها و رسانه های تبلیغاتی غربی،  خصوصا آمریکا و انگلیس، به سیاست روزمره آنها تبدیل گردیده است. بنا بر این، گرچه همیشه خطر بیشتری در زمینه های دخالت های امنیتی سیاسی از جانب دولت آمریکا و دوستانش ایران را تهدید میکند، این خطر از جانب کشورهای عضو بریکس عملا وجود ندارد، ولی باز هم استراتژی عدم وابستگی به هیچ کدام از این بلوک بندی های بین المللی و تلاش در زمینه استفاده از افکار عمومی مردم آن کشورها و حتی دولت هایشان در زمینه حمایت از جنبش های مردم ایران و برنامه های نمایندگان سیاسی خود مردم ایران راهکاری میباشد نیروهای چپ نیز از آن حمایت مینمایند.

یازده – استراتژی خیابان

خیابان بر اساس پایه های روان عمومی و اجتماعی خویش، بر پایه های بلوغ سیاسی خویش و بر پایه های وسعت و عمق خواسته های پاسخ نداده شده اقتصادی اجتماعی مدنی و سیاسی خویش حرکت میکند. خیابان از حرکت های قبلی خویش می آموزد که حریف و طرف مقابل چقدر قابلیت و پتانسیل پاسخ گویی و تامین این خواسته ها را دارا میباشد ، و تا چه اندازه توان مقاومت در مقابل تحولات بنیادین اجتماعی را دارد. بر چنین پایه هایی باید این نتیجه گیری را کرد که هر روز به میزان بیشتری خیابان خواهان گذار رادیکال از نظام فعلی به سامانی آزاد، دموکراتیک و مدنی میباشد که با خود جامعه ای بدون تبعیض، سکولار و عادلانه ای را با اشتراک مدنی وسیع ترین طیف های اجتماعی را به ارمغان بیاورد.

الف – تشکل های مدنی

جنبش مدنی مردمی نه تنها به اهمیت ساختارهای مدنی پی برده است، بلکه تشکیل آنها را به فردای بعد از عبور از جمهوری اسلامی ایران واگذار نکرده است. جنبش خیابان با شرکت فعال درتشکیل ساختارهای مدنی،   فعالیت های ورزشی، هنری، صنفی و استفاده از امکانات رسانه های اجتماعی دیجیتال با قدرت قابل توجهی به سازماندهی و پیشبرد اهداف خویش در تلاش میباشد.

انچه که در این زمینه ها کاملا قابل مشاهده میباشد، جای خالی فعالیت های احزاب سیاسی سکولار، دموکراتیک آزادیخواه و عدالت جو در داخل ایران میباشد . جمهوری اسلامی ایران قادر بوده است تا با ایجاد خفقان، دستگیری ها، اعدام ها و ترورها همچنان عرصه را برای فعالیت داخلی این احزاب کاملا تنگ نماید.

فرق شرایط امروز با سال های گذشته در این است که نه تنها با  به حرکت در آمدن کاروان جنبش خیابان پتانسیل های نوینی برای پیوندگیری احزاب آزادیخواه و دموکرات با جنبش های مردمی فراهم نموده است، بلکه خود جنبش خیابان تشنه آموختن از این احزاب در راستای راهیابی بهتر و شفاف تر نمودن استراتژی و تاکتیک های حرکتی خویش میباشد. نسل های نوین شرکت کننده در خیابان، از طریق حرکت پیوسته و همگام با این احزاب سیاسی میباشد که میتوانند به صفوف این احزاب بپیوندند. لذا، باید پتانسیل های نوین را دریافت و از پوسته تکرار مکررات بیرون آمده و روش های نوین پیوند با نسل خیابان را تجربه نمود.

ب – ترویج و تبلیغ صفوف مستقل چپ دموکرات

 چالش ها و جنبش های خیابان را، جنبش های حق طلبانه دانشجوئی؛ جنبش های آزادیخواهانه و ضد تبعیض زنان ؛ جنبش های ملی دموکراتیک طیف های اتنیکی مختلف؛ جنبش های کارگران - زحمتکشان؛ جنبش های روشنفکران، هنرمندان و دیگر جنبش های دموکراتیک و حقوق بشری طیف ها و اقشار مختلف و متفاوت اجتماعی تشکیل میدهند.

پلاتفورم برنامه ای چپ دموکرات  در مقیاس عمیق تر، گسترده تر و رادیکال تری از تمامی جریان های سیاسی دیگر جوهره آلترناتیو راهکاری خویش را برای تمامی این جنبش های طیف های مختلف اجتماعی فورمولبندی نموده است. اگر برنامه های احزاب دیگر سکولار دموکراتیک آلترناتیو های نیمه راهی باشند، آلترناتیو چپ دموکرات با پرداختن ریشه ای با این معضلات، آلترناتیوهای بنیادین و ریشه ای تکمیل تری را ارائه داده است که تنها نیروهای رادیکال و تحولگرای بنیادین قادر میباشند تا آن را به سرمنزل هدایت نمایند.

چپ دموکرات امروز میتواند از دوست داران خویش در داخل ایران  بخواهد تا با ابتکارهای ویژه خویش، راه های مناسب بردن راهکارهای مستقل چپ دموکرات به میان مردم را تجربه بکنند. تجربه جنبش دانشجویان پیشگام در سالهای 57-58 ما داریم که چقدر این جنبش نقش گسترده و کارائی در ترویج پلاتفورم و سیاست های فدائیان خلق در آن زمان را ایفا می نمودند.

بعنوان نمونه میشود به این مثال اشاره کرد که پیش برد چکیده اهداف حزب چپ ایران "فدائیان خلق" توسط دوستداران آن در داخل ایران از طریق دیوار ر نویسی های خیابانی، شکل دهی گروه بندی های رسانه ای دیجیتال و غیره چه تاثیر ویژه ای میتواند در  غلبه توازن روانی سیاسی نقش تاثیرگذار چپ بر افکار عمومی داشته باشد و حباب های انجماد سیاسی  عدم حضور سیاسی چپ در داخل ایران را بشکند. دوران نوین، انتظار ابتکارات نوین و روش های نوینی را می طلبد تا راه را برای فراخناهای جدید و نوینی باز نماید. باید از دوستداران چپ در داخل خواست تا خود این ابتکارات را بیافرینند و بکار گیرند.

ج – قاطعیت، شفافیت و رادیکالیسم سیاسی آلترناتیو چپ

شاید به جرات بتوان گفت که غالب بودن نقش هدایت گرانه نیروهای چپ دموکرات بر جنبش خیابان، میتواند نقشی تضمین کننده در استقرار دموکراسی، آزادی، حق تعیین سرنوشت خودگرانی مردم و فراهم کردن زمینه های لازم جهت تعمیق عدالت اجتماعی و تضمین آزادیهای فردی و اجتماعی باشد. برعکس این روایت را میتوان به این صورت بیان کرد که عدم وجود نقش تعیین کننده و هدایت گرانه جنبش چپ بر جنبش خیابان، همیشه سرنوشت تحولات اجتماعی را با خطر شکست و افتادن به دام پروژه های  دولت های سلطه طلب خارجی و یا افتادن به دست نیروهایی مانند همگامان مشابه جمهوری اسلامی ایران رو در رو میکند. لذا، نیروهای چپ در هر شرایطی باید به اهمیت نقش تعیین کننده خویش در امکان فراهم کردن نقش هدایتگرانه خویش داشته باشند و استراتژی خویش را بر چنین پایه هایی تنظیم نمایند.

چ –  قانون اساسی جایگزین توسط جبهه مشترک تهیه گردد

چرا باید تنظیم و نوشتن قانون اساسی جایگزین به بعد از گذار از جمهوری اسلامی ایران و تاسیس مجلس موسسان  واگذار گردد؟ چه کسی میتواند تضمین کند که شکل گذار از جمهوری اسلامی ایران بصورت شکل کلاسیکی صورت خواهد گرفت که در آن برای تمام احزاب اپوزیسیون، از جمله احزاب چپ ایران به میزان برابری ازادی و امکان ایفای نقش فراهم خواهد شده تا اینکه بتوانند در پروسه روند تحولات سیاسی، تشکیل مجلس موسسان و تنظیم قانون اساسی نوین ایران نقش کارا، موثر و برابر حقوقی خویش را ایفا نمایند.

شرایطی را در نظر بگیریم که با دخالت امنیتی مستقیم یا غیر مستقیم آمریکائی یک دموکراسی نیم بند  بر قرار شده و طیف های مختلفی از نئولیبرالیسم داخلی، سلطنت طلبان و بخشی از حاکمیت فعلی دست بالا را در چرخه های سیاسی داخلی در دست گرفته و یک مجلس موسسان فرمایشی با حذف سیاسی چپ ها و دیگر نیروهای رادیکال دموکراتیک را ایجاد نمایند. آیا شما میخواهید تنظیم قانون اساسی آلترناتیو و جایگزین را کاملا تعطیل کرده و به چنین مجلس موسسانی واگذار نمایید؟

سناریوی دیگر میتواند شرایطی را فرض نماید که در آن خود جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسد که بخواهد نهاد ولایت فقیه را حذف نموده و بقیه ساختار ایدئولوژیک، سیاسی، امنیتی خود را با حذف چپ ها و دیگر نیروهای سکولار دموکراتیک با تشکیل یک مجلس موسسان فرمایشی با حمایت بعضی کشورهای غربی به پیش ببرد. آیا کسی تضمین میکند که قانون اساسی تنظیم شده توسط چنین ترکیب های سیاسی، چون توسط مجلسی که خود را موسسان نامیده است تنظیم گردیده است، مشروعیت قانونی حقوقی و مردمی دارد؟

همان طور که اشکال عبور از نظام های حکومتی نمیتواند هیچ موقع بصورتی کلاسیک و از قبل پیش بینی شده ای برآورد شده باشد، لذا  جبهه نیروهای سکولار، دموکرات، آزاده و چپ باید به موازات پلاتفورم های خویش، قانون اساسی جایگزین پیشنهادی خویش را نیز تنظیم نمایند. این سند نه تنها به نقش وحضور سیاسی نیروهای چپ و رادیکال در مرحله قبل از عبور از جمهوری اسلامی ایران نقش فعال تری فراهم مینماید، بلکه به حضور مشخص آنها در مرحله بعد از گذار، مشروعیت قانونی بیشتری می دهد. تنظیم چنین سندی در عین حال میتواند با انسجام و رادیکالیسم جنبش خیابان شفافیت، سمت و سو و انسجام بیشتری بدهد. 

 

 

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

میتوان جوردیگرنیزبه این قضیه نگاه کرد فرض براین بگیریم که همین فرداچپ رهبری رابه دست گرفت با چه کمیتی ازطبقات جامعه روبرو است چون رهبر تمام طبقات است بانگاه به طبقه کارگردرعین حال نمی تواند برخیل عظیم خورده بورژوازی وتمام طیف های ان وسرمایه داران ملی چشم بپوشد چون هم باید ازانهاحمایت وهم هدایت کند مضافا ثروت سرشار ایران که گرگهای داخلی وخارجی راوامیداردتا ازهرجنایتی که میتوانند انجام بدهند چشم پوشی نکنند خوب همان چشم اندازعمل فردامیتواندتمامی تاکتیک های مبارزه امروزرامشخص کند چرامجاهدین درسالهای اول انقلاب اینقدررشد داشتند چون توانستند برای خیل عظیم خورده بورژوازی دری برای مبارزه بازکنند خوب چراچپ نتواند انهاراجذب کند مگرغیرازاین است که ازسرمایه دارملی هم حمایت میکنیم چه برنامه ای برای نزدیک شدن به نمایندگان واحزاب انها داریم این میشود یک دنیا حرف ویک دنیا کار
0

افزودن دیدگاه جدید