چهارشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۷ - ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۸

در ضرورت تشکیل احزاب مدرن دمکراتیک برای تغییر و تحولات دمکراتیک در جامعه

۰۹ فروردين ۱۳۹۷

ماندن در احزاب و سازمانها و گروهای منقبض شده در خود به بهانه های مختلف و خود راضی کن، کار ساز نیست ، تلاش برای پایه گذاری وساختن حزب دمکراتیک برنامه محور و فراگیر در جهت تغییر و تحولات دمکراتیک و ارتقا ایران به نظام اجتماعی و سیاسی دمکراتیک وظیفه روزمره و مستمرما در قبال جامعه و مردم کشورمان است

توضیح: کنگره مشترک برای پایه گذاری سازمان متحد چپ از سه جریان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران- طرفدار وحدت و کنشگران چپ، در روزهای آتی برگزار می شود. این گامی است امید آفرین در جهت ایجاد تشکلی از نیروهای متفرق چپ دموکرات . این گام در راستای ضرورتی است که از مدت ها قبل مطرح بوده است. مقاله زیر توضیح این ضرورت است.

سالهای درازی است که بخش بزرگی ازنیروهای سیاسی کشور برضرورت وجود احزاب، همکاری و اتحاد میان آنها در جهت گذار به دمکرسی و زادی و دمکراسی و ایجاد نظام سیاسی دمکراتیک تاکید می کنند. آيا زمان آن نرسيده است که محافل، گروها، احزاب و سازمانهای مدافع گرايش‌های سوسیال دمکراسی، سوسیالیست های دمکرات و کمونیست های مدافع آزادی و دمکراسی و طرفدران لیبرال سوسیال و لیبرال دمکراسی، درداخل و خارج کشور، احزاب و شبکه های برنامه محورِ سياسی خود را بسازند؟

مبارزه با حکومت دينی در کشور ما زمانی به دمکراتيزاسيون جامعه وایجاد نظام سياسی - اجتماعی دمکراتیک منجرمی‌شود که افراد، محافل، گروها، تشکلهای کوچک وبزرگ، احزاب و سازمان‌های سياسی واقعا موجود، ازافکار، روشهای سکتاریستی، پوپوليستی و آمرانه بگسلیم؛ و رویکرد خلاق به افکار وروشهای دمکراتیک و مدنی معاصرداشته باشیم، مناسبات افقی دمکراتيک درون حزبی و ميان حزبی شکل بدهیم و برنامه ‌های مشخص و شفاف خود برای جامعه را تببین و درسپهرعمومی درمعرض دید و مطالعه و نقد شهروندان بگذاریم .

بدون وجود چنین نیروها و احزاب برنامه محوِرِ فراگیر و بدون وجود مناسبات دمکراتیک میان آنها ، نظام سياسی اجتماعی دمکراتيک در جامعه ايران پی ریزی ، ایجاد و مستقر نمی‌شود.

دمکراسی را نمی توان و نبايد به‌شيوه‌های پوپوليستی، آمرانه و با تشکيل اين يا آن اتحاد پوپوليستی حول این یا آن فرد و نماد، بر جامعه تحميل کرد. با هياهو وجنجال می‌شود هزاران فرد را حول يک شعار زيبا و یک فرد جمع کرد و برای مدتی به اين‌سو و آن‌سوکشيد ولی نمی‌توان نهاد دمکراتيک فراگیر و پايداری پی ریزی کرد و ساخت.

امکان رفع و يا دفع حکومت دينی، بدون وجود احزاب مدرن دمکراتيک و بدون همکاری و همبستگی میان آنها حول آزادی و دمکراسی و گذار به دمکراسی ، تحت شرايط معينی، به‌شيوه پوپوليستی، ولونتاريستی، قهرآمیز و آمرانه بادخالت دولتهای خارجی و یا بدون آن را نمی توان منتفی دانست اما اینکه از بطن چنين تغییر و تحولی در جامعه ما، دولت دمکراتیک و مناسبات و نظام اجتماعی - دمکراتيک برآید و مستقر شود بعيد به‌نظر می رسد.

نهضت ملی و تشکیل دولت دمکراتیک به ‌رهبری مصدق و کودتا علیه آن توسط دولت انگلیس و آمریکا و دربار شاه و احیای حکومت دیکتاتوری شاه محور ، انقلاب بهمن و رهبری خمینی ، دوم خرداد 1376 و سرکارآمدن خاتمی و تبدیل شدن او به تدارکات چی، جنبش سبز 1388و به حصر کشیده شدن نخست وزیر و رئیس مجلس سابق جمهوری اسلامی و خانم رهنورد، مصداق‌های عينی وتاريخی اين ادعا هستند که بدون وجود احزاب مدرن دمکراتیک برنامه محورِ چپ و راست و میانه در کشور ما، تحقق حقوقی و حقیقی دمکراسی و تشکیل دولت مدرن - دمکراتیک میسر نیست. اين تجارب حاوی درس‌ها وپیامهای فراوان برای ماست.

ایرانیان و ایران ، دیگر فرصت تکرار کج راهه ها را ندارند.

جمع شدن و جمع کردن افراد متفرق و منفرد با گرايش‌های اجتماعی و برنامه‌ های متفاوت وگاه متضاد، زير واژه های چند مفهومی و ایجاد صفبندی های سیاسی تفرقه زا نظيرِ صف اصلاح طلبی، صف تحول طلبی، صف سرنگون طلبی، نمی‌تواند و نبايد جايگزين تلاش برای تشکیل احزاب دمکراتیک برنامه‌ محور مشخص و متفاوت بشوند.

روشن و شفاف شدن جهت‌گيری ها و اهداف برنامه‌ای و اجتماعی جريان‌های سياسی، تلاش برای گسترش و نفوذ انديشه سياسی، اهداف برنامه ای و سياست احزاب متفاوت در ميان شهروندان، اقشار و طبقات مختلف جامعه، از الزامات رشد و گسترش جنبش آزادی و عدالت و دمکراسی خواهی در جامعه ما است.

جنبش دمکراسی و حقوق شهروندی جاری درايران، زمانی گسترده‌تر، ژرف‌تر، غنی‌تر و قدرتمندترخواهد شد که هريک از جريانات سياسی بنام خود و با برنامه خود با شهروندان و اقشار و طبقات گوناگون سخن بگويند، ميان آنان نفوذ فکری و برنامه‌ای و سياسی و نفوذ معنوی و رابطه سازمانی داشته باشند.

بر بستر چنين فعاليت‌ها و داشتن پایگاه اجتماعی و سیاسی در ميان شهروندان، اقشار و طبقات جامعه است که می‌توان آنان را به همکاری ، همبستگی و اتحاد در راه برقراری دمکراسی به‌جای دولت دينی فراخواند. تلاش برای همکاريها و اتحادها حول جمهوری‌خواهی و دمکراسی‌خواهی زمانی پرثمر و کارسازتر می‌شوند که اولا متکی بر احزاب و سازمان‌های دمکراتِ برنامه محور با جهت‌گيری‌های روشن باشند ثانيا هر يک از جريانات سياسی بر پايگاه‌های اجتماعی مشخص و معين و قدرتمند خودمتکی باشند و قادر باشند در حيات سياسی جامعه نقش موثر ايفا کنند.

تلاش برای دمکراسی و آزادی با حفظ اندیشه و روانشناسی ضد حزبی و فراحزبی بشيوه آمرانه، پوپوليستی و ولونتاريستی در نفس خود دچار تناقض بنيادين است.

برای جلوگيری از سوء تفاهم بايد تاکيد کنم که تلاش برای جمع شدن افراد دمکرات با گرايش‌های گوناگون و متفاوت اجتماعی، فکری و برنامه‌ای زير چتر اعلاميه‌ها ، فراخوان‌ها، پلاتفرم‌ها، همايش‌ها و کنفرانس‌ها، تاکنون تلاشهای مثبتی درجهت دمکراتيزه شدن روابط میان ايرانيان بودند اما لازم است توجه شود که اگر اين تلاش‌ها و اتحادها با اندیشه و روحیه ضد حزبی و دربرابر تلاش برای شکل‌گيری احزاب مدرن دمکرات چپ وراست ومیانه قرار بگيرند و جایگزین آنها شوند، کارآئی و سازندگی خود را از دست می دهند.

من به هيچ‌وجه نمی‌خواهم ارزش کار و فعاليت افراد ، محافل و گروها را ناديده بگيرم. در جامعه ايران و برای جامعه ایران در خارج کشور هرتلاش و کارکوچک و بزرگ نظری، فرهنگی، سیاسی و سازمانگرانه در راه آزادی و دمکراسی و عدالت برداشته شود، بسيار ارزشمند است و جامعه ما برای رسیدن به آزادی و دمکراسی نيازمند همين گام‌های کوچک وبزرگ است. اغلب کارهای بزرگ با انجام کارهای کوچکِ مداوم و پی گیرانه با هدف تحقق کار بزرگ شکل می گیرد و به سرانجام می رسد. اما به‌نظر ميرسد کارهای پراکنده، موجی، فصلی و بی‌ارتباط باهم و ناسازمان يافته عليرغم مثبت بودنشان به تنهائی پاسخگوی نياز اساسی و مبرم جامعه ما نيستند.

زمان آن رسيده و دیر شده که این افراد و تشکلهای سیاسی دمکراتیکِ پراکنده ، درست کردن احزاب برنامه محور و شبکه های جدید و فراگیر خود را در دستور قرار بدهند و بسازند.

لازم است به اين سوال جواب بدهيم به چه دليلی در جهت تشکیل احزاب برنامه محور و شبکه فراگیر مورد نظر خود اقدام نمی کنیم؟ چرا سوسيال دمکراتها، سوسیالیستهای دمکرات و کمونیستهای ایرانی، تشکل‌های حزبی برنامه محور و شبکه های خودرا درست نمی‌کنند؟ چرا سوسیال لیبرالها و لیبرال دمکراتها و لیبرالها حزب خودرا درست نمی کنند؟

چرا چپ ها و لیبرال دمکرات های کشورما بجای تشکيل احزاب برنامه محور مورد نظرخود، به درگیری باهم و با دیگری مشغول هستیم؟

چرا احزاب و سازمان‌های سياسی باقی مانده از دوران قبل از انقلاب ، مدام نيرو از دست می‌دهند وبه منبع نيرورسانی به چترها و اتحادهای غیر حزبی بی برنامه و بی هويت اجتماعی در داخل و خارج کشور تبديل شده‌اند؟

پرسيدنی است که اين محافل و سازمان‌ها تا کی می‌خواهیم در تشکلهای منقبض شده در خود؛ درجا بزنیم و کوچک و کوچکتر بشویم؟

آيا ليبرال‌دمکرات‌های ايران می‌خواهند، ابتدا در ایران بازار آزاد و بخش خصوصی برقرار بشود، بخش خصوصی قدرت رقابت با حکومت و دولت پیدا کند تا آزادی برقرار شود وبعد از آن حزب لیبرال دمکرات مورد نظرخودرا درست کنند؟! آيا چپ‌های ايران می‌خواهیم ابتدا حکومت دينی را از طريق انقلابی نظير انقلاب بهمن براندازیم و بعد از آن حزب بزرگ خود را تشکيل بدهیم؟!

ایران، برای تغییر و تحولات دمکراتیک و مسالمت آمیز ، به احزاب برنامه محور و همکاری و همبستگی احزاب حول گذار به دمکراسی و آزادی نیازمند است نه بعداز تغییر وتحولات نامعلومی که ممکن است جامعه و کشور و زندگی مردم را ویران کند. روشن است که تغییر و تحول در کشور وجامعه ما می تواند با مضامین و سمت های مختلف ترقی خواهانه، دمکراتیک و عدالت جویانه یا ارتجاعی و استبددای انجام بگیرد.

اينکه حکومت مانع تشکيل احزاب مدرن – دمکرات در کشور است واقعیت دارد و نباید و نمی توان منکر آن شد ولی به عنوان تنها مانع نیست. ايراد و اشکال در درون نيروهای مدرن دمکرات چپ و راست و ميانه کشور نيز است. به‌نظر می‌رسد عليرغم گسترش و ژرفش ارزشها و اندیشه و فرهنگ آزادی و دمکراسی در ميان نيروهای سياسی کشور، هنوز روحيه ضد حزبی ، سکتاریسم ، هژمونی طبی نيرومندی جريان دارد.

کسانی که با حفظ روحيه ضد حزبی و هژمونی طلبی در زير واژه های چند مفهمومی اصلاح طلبی، تحول طلبی، سرنگون طلبی، انحلال طلبی جمع می‌شوند نمی‌توانند سازندگان مناسبات مدرن – دمکراتيک در درون و برون خود باشند. آنها با بهانه های کوچک و غیر منطقی و غیر برنامه ای راه خود از تشکلهای خود ساخته را جدا می کنند ومحفل و یا تشکل جدیدی درست می کنند تا راه خود پسندانه خود را بروند. دراین زمینه نمونه های فروان وجود دارد که نمی خواهم نام آنها را ردیف کنم. این افراد تا زمانی در تشکلهای خود ساخته جای می گیرند که در راس قرار بگیرند. هنگامیکه رهبری آن ها از طرف سازمان، حزب و یا اتحاد مورد قبول قرار نمی گیرد صف خودرا جدا می کنند تا در جمع دیگری به تنهائی رهبری کنند. لازم است در يک گفت و شنود وتلاش همگانی راهی برای حل و رفع این مشکلات فرهنگی و رفتاری در ميان نيروهای سياسی کشور پیداکرد.

پيداکردن روش و اشکال مناسب برای گرد آمدن مدافعان گرايش‌های متفاوت در تشکل های حزبی برنامه محورِ و پيدا کردن روش و اشکال مناسب برای همکاری، اتحاد و ائتلاف ميان احزاب حول نیاز ملی و مردمی آزادی، دمکراسی و حقوق بشر، عدالت و حفظ محیط زیست از الزامات رشد و گسترش جنبش دمکراسی خواهی و دمکراتیک در کشوراست.

تکرار می کنم که من مدافع روش صبر و انتظار و اين نظر نيستم که طرفداران گرايش‌ها بايد تا تشکيل چنين احزاب واتحادهای فراگير، دست از فعاليت فکری، فرهنگی و سیاسی بردارند. احزاب برنامه محور بر بستر کارفکری، کارفرهنگی، کارهای مدنی و اجتماعی افراد و کارسیاسی در پيوند و هماهنگی با مسائل و مشکلات و مبارزات روزمره شهروندان و اقشار و طبقات مختلف جامعه شکل می‌گيرند نه از طریق صبر وانتظار یا مبارزات صرفا تک بعدی سیاسی.

جامعه ايران برای دمکراتيزاسيون و توسعه همه جانبه وپایدار به احزاب مدرن دمکرات مختلف با گرایشات اجتماعی و برنامه های متفاوت و مختلف نيازمند است.

 

سخنی کوتاه با نيروهای چپ ايران

جامعه ايران برای دمکراتيزه شدن و قرار گرفتن در مسیر توسعه همه جانبه و پایدار، به حزب مدرن دمکراتِ چپِ برنامه محور مبتنی بر آزادي، عدالت ( عدالت حقوقی و قضائی، عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی )، حفاظت از طبیعت و محيط زيست و صلح‌ با آرمانخواهی سوسیالیستی نيازمند است.

زمان آن رسيده است که چپ ايران پروژه پايان دادن به تفرقه و پراکندگی و تشکيل حزب فراگير برنامه محور خود را تنظيم و اجرای آن را در دستور کار خود قرار دهند.

چپ‌های متشکل و غير متشکل ايران اگر می‌خواهیم ايفاگر نقش موثر و مهمی در روندهای جاری و حيات سياسی و اجتماعی کشور درراستای تغییر و تحولات جامعه باشند ناگزيراز بررسی، نقد و باز اندیشی وتجدید نظر همه جانبه در افکار، اصول و برنامه ها، روشها و رفتارها و نامهای خود هستند که موجب این همه تفرقه و پراکندگی شده است. چپ ایران اگر می خواهد نقش افرین باشد ناگزیر از نقد خود و عبور از منافع گروهی و غلبه بر سکتاريسم درونزای خود و دمکراتيزه کردن مناسبات درونی و برونی خود است.

اين واقعيت دارد که تک تک احزاب و سازمان‌های چپ درحال ضعيف شدن و نحيف شدن هستند، هيچ يک از آنها به تنهائی قادر به ايفای نقش مهم در حيات سياسی کشور نیست، هزاران فرد چپ در تشکل‌ها، چترها و اتحادهای موجود در داخل و خارج کشور فعالند ولی نه جذب احزاب و سازمان‌های چپ می‌شوند ونه حاضر وقادرند حزب جدیدی بسازند. اين پارامترها و ده‌ها پارامتر ديگر بايد افراد و احزاب و سازمان‌های آزادیخواه، عدالت جو و دمکرات ايران را بيدار، چشم‌ها و گوش‌ها و ذهنشان را باز و به اندازه کافی به تفکر و تعمق واداشته باشند. این نیرو و ثروت ملی - اجتماعی عظیم اما پراکنده و متفرق مردم ایران، دارد هدر میرود .

ما نبايد از تلاش در راه پایه گذاری حزب دمکراتيک و فراگير چپ ايران و ادغام شدن در آن طی یک پروسه ، با اجرای پروژه‌های کوچک و بزرگ، نا امید و هراس داشته باشيم.

ماندن در احزاب و سازمانها و گروهای منقبض شده در خود به بهانه های مختلف و خود راضی کن، کار ساز نیست ، تلاش برای پایه گذاری وساختن حزب دمکراتیک برنامه محور و فراگیر در جهت تغییر و تحولات دمکراتیک و ارتقا ایران به نظام اجتماعی و سیاسی دمکراتیک وظیفه روزمره و مستمرما در قبال جامعه و مردم کشورمان است.

سازمان‌، حزب ، اتحاد و نام ، اهداف ما نيستند، روابط واشکالی هستند در خدمت ساختن جامعه وارتقای ایران به مناسبات و نظام اجتماعی و سیاسی دمکراتیک، حافظ آزادی، حافظ طبیعت و محیطزیست، تامین کننده عدالت اجتماعی و اقتصادی، رشد و توسعه همه جانبه و پایدار، و مدافع صلح در منطقه و جهان .

بکوشيم نيروی چنين حزبی برای جامعه خود در جهان معاصر باشیم. ما برای رسیدن به جنین حزب و جامعه ای می‌توانيم و ضروری است به انقباض فکری ، برنامه ای و حزبی و سازمانی خود پایان بدهیم . گذشتن از منافع فردی ، گروهی وسازمانی در جهت ایجاد چنین حزبی از الزامات تشکیل آن است.

------------------

* این مقاله ، فشرده و به روز شده مطلبی است تحت عنوان « احزاب مدرن – دمکراتيک، اتحادهاى مدرن - دمکراتيک، مناسبات مدرن- دمکراتيک ميان ايرانيان، زندگى مدرن- آزاد - عادلانه – سبز و صلح‌آميز براى ايرانيان» که در تاریخ 1385 در سایت گویا و کار انلاین و ...منتشر شده بود .

افزودن دیدگاه جدید