یکشنبه ۲۴ مه ۲۰۲۶
یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵
در چند روز گذشته مردم در بیش از 68 شهر ایران در اعتراض به گرانی، فساد و نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی به خیابانها آمدهاند. این اعتراضات مسالمت آمیز به سرعت به مخالفت آشکار با دیکتاتوری و نبود آزادی و برای دفاع از حق اعتراض، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و عدالت اجتماعی فرا روییده است. معترضین شعارهای ضد حکومتی و مشخصاً علیه شخص علی خامنهای، ولی فقیه و رهبر جمهوری اسلامی ایران سر دادهاند. تا کنون در جریان این اعتراضات تعدادی کشته و زخمی و صدها نفر دستگیر شدهاند
ما همه نیروهای آزادیخواه را به اقدام هماهنگ برای مقابله با سرکوب خشونت بار اعتراض مردم و سازماندهی یک حرکت بزرگ همبستگی با مردم معترض فرا می خوانیم. ما در کنار مردم به ستوه آمده از فساد و دزدی، بی عدالتی و استبداد که به خیابان آمده اند، هستيم و توطئه برای سرکوب آنها را برنمی تابیم. باید افکار عمومی جهان را به حمایت گسترده از اعتراضات مردم جلب کنیم و کارزاری جهانی برای منزوی کردن و تحت فشار گذاشتن حکومت جمهوری اسلامی سازمان دهیم
برای رسیدن بە حقوق سندیکائی ، آزادی رهبران سندیکائی، برای بە شکست کشاندن سیاست های ضدکارگری حکومت، برای پایان دادن بە فقر، بیکاری، بی عدالتی و استبداد، لازم است فعالانە از اعتراضات مردمی به نام تشکل های کارگری حمایت شود. ما براين باوريم که اگر کارگران با سيمای خود در اين جنبش اعتراضی شرکت کنند، به توان و قدرت مبارزه مردم برای عقب راندن استبداد خواهند افزود.
محمد اعظمی
در این تظاهرات نقش و رد پای نیروهای متشکل چپ و ترقی خواه چندان قابل مشاهده نیست. همه نشانه ها حاکی از امکان انفجار و برآمدهای توده ای است. برای تقویت نقش و اثرگذاری نیروهای آزادیخواه می بایست بسیار پیش از این ها کاری صورت می گرفت، نهالی کاشته می شد تا امروز به بار نشیند. ما چنین عمل نکرده ایم. اگر امروز هم دست به کار شویم هر چند دیر است، اما می توان امیدی را در دل ها زنده کنیم.
از سوی دیگر اعتراضات مردم هشداری است به جریان های سیاسی چپ و دموکرات مخالف جمهوری اسلامی. این تظاهرات نشان داد که جامعه در نتیجه بی کفايتی حکومت، فساد و دزدی، غارتگری باندهای حکومتی و دیکتاتوری، آماده انفجار است. در بالا و در میان حکومتیان نیز، جناح های رژیم گریبان یکدیگر را گرفته و به جان هم افتاده اند. اگر جریان های چپ و دموکرات نتوانند متحد شوند و در سمت دادن به شعارها و مبارزات مردم نفش ایفا کنند، نيروهای غيردموکرات می توانند به کمک قدرت های جهانی و منطقه، مبارزه مردم را به کج راه بکشانند
بهزاد کریمی
و قضیه برای اپوزیسیون اینکه، آیا نباید از پنجره این کشمکش ها، حدت بحران در حکومت و بی آیندگی آن را ببیند و نیز بر متن زنده جامعه، حد انفجاری پتانسیل اعتراضی در جامعه را؟ آیا اپوزیسیون قادر است واقعیت نزدیک شدن امکان گذار کشوراز نظام ولایی به بن رسیده را دریابد؟ آیا متوجه است که جامعه در آستانه وضعیت "توده ها نمی خواهند" و "بالایی ها نمی توانند" قرار دارد؟ و آیا بر این درس برگرفته از تجارب پرشمار خود ایران و جهانیان هم می ایستد که هر قرار گرفتن جامعه در دروازه گذر از بن بست موجود، الزاماً به معنی عبور از آن نیست؟
در چند دهۀ اخیر، شاهد اوجگیری خارقالعادۀ جنبشهای بومشناختی ـ سوسیالیستی در سراسر دنیا بودهایم که تا حد زیادی از نقد بومشناختی مارکس بر اقتصاد سیاسی الهام گرفتهاند، و دانش و اطلاع از این نقد نیز همزمان بسط یافته است. بهواقع مارکس هم متأثر از برخی تلاشهای آغازینی بود که میخواستند آنچه امروز دیدگاه بومشناختی ـ سیستمی مینامیم را تدوین کنند، که ریشههایش به مفهوم «متابولیسم» برمیگردد
ديويد ريچاردسون
حقیقت آن است که هیچ راهی برای خروج از سرمایهداری پیشرو نداریم و درست به همین دلیل، باید در پی راهی در داخل چارچوب سرمایهداری باشیم. این همانجایی است که تحلیل مارکس از تناقضات واجد اهمیت میشود؛ چراکه تناقضات سرمایهداری همان اهرمی است که میتوان برای تغییر از درون به کار بست. بنابراین من فکر نمیکنم برای مثال انقلاب یا چیزی شبیه آن ما را از مشکلات جهانی که در آن به سر میبریم نجات دهد. ما باید بهراستی تمامی تلاش خود را به دگرگونی اوضاع در درون چارچوب سرمایهداری معطوف سازیم.
کمال اطهاری
مطلب آقای كمال اطهاري با عنوان "چپ در صحنه" در سالنامه شرق (۱۳۹۱) به چاپ رسيده است. بعد از نگارش اين مطلب، صحنه سياسی برزيل دگرگون شده و نيروهای راست قدرت گرفتهاند. با اين وجود تجارب حزب کارگران برزیل برای ما که دست اندر کار پیريزی تشکل جديدی هستيم، از تازگی برخوردار است. لذا "به پيش" آن را منتشر میکند.
صادق کار
امروزە قدرت کشورها را با وضعیت اقتصادی شان و رفاە و آزادی مردمانشان می سنجند نە صرفا با قدرت نظامی شان. نفوذ کشورها هم بیشتر بخاطر قدرت اقتصادیشان است. قدرت نظامی نیازمند قدرت اقتصادی است و هیچ قدرت نظامی بدون پشتیبانی قدرت اقتصادی قابل دوام نیست. قدرت نظامی سپاە بە قیمت ورشکستگی اقتصادی و فقر و فلاکت مردم و تشدید استثمار نیروی کار کشور بە دست آمدە، اما تامین این هزینە ها نە عقلانی و نە دیگر امکان پذیر است. از همین رو بایستی بە هر شکل ممکن با ادامە دخالت های حکومت در کشورهای دیگر مخالفت کرد و خواستار پایان دادن بە آن ها شد.