جنگ جناح ها بر سر قدرت د رمیانە جنگ با دشمن خارجی
کمتر معمول و مقبول است کە در کشوری کە در حال جنگ است و خطرات جنگ کشور و مردم را تهدید می کند، مقامات دولت در وسط جنگ بر سر قدرت چنان بە جان هم بیفتند بە و همدیگر را تهدید نمایند کە عالم و آدم از آن اطلاع پیدا کنند. این برخوردها براستی شرم آور است و نشان می دهد کە سرکردگان جناح ها بجای اینکە در فکر نجات کشور باشند بە منافع جناحی و شخصی خود می اندیشند و آنرا بە منافع مردم و کشور ارجح می دانند.وجود این گونە اختلافات لاجرم بە سئواستفادە دشمنان کشور منجر می شود و هم مذاکرات صلح را طولانی می کند.
دوشنبە این هفتە ١٣ مرداد کار رقابت و جنگ قدرت یکی از جریانات حکومتی کە برای وادار کردن دولت بە کنارە گیری از قدرت در حال تکاپو و توطئە چینی است، ادعایی را مطرح کرد کە جنجالی شد و بازخوردهای زیادی را بدنبال داشت.
این شخص جنجال آفرین کە بە نظر می رسد پشت اش بە منبع قدرتی گرم است کسی غیر از محمد باقر خرازی کە خود را "دبیرکل حزبالله ایران "می نامد نبود. خلاصە حرفهای جنجالی وی این بود کە بە نقل از مجتبی خامنەای گفت پزشکیان تا کنون ٢٨ بار از مقام اش استعفا دادە ولی او نپذیرفتە است ولی اگر یک بار دیگر استعفا بدهد مجتبی با آن موافقت خواهد کرد. این حرفها را نیز طوری بیان کرد کە انگار با خامنەای تماس دارد و از محارم نزدیک وی می باشد و مجتبی از عملکرد پزشکیان و دولت رضایت ندارد و بە استعفای وی تمایل دارد.
اظهارات دبیرکل حزبالله ایران بلافاصلە بە نقل از دفتر مجتبی خامنەای تکذیب شد،. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری، نیز در مطلبی که در شبکهی اجتماعی اکس منتشر کرد، نوشت"ادعای مرتبط با استعفای رئیسجمهور، واهی و کذب محض است.
دبیرکل حزبالله"همچنین با اشارە بە پیشبینی های قبلی خود کە مدعی شد همە ی آنها درست از کار درآمدە افزود مطمعن است کە پزشکیان دورەاش را بە پایان نخواهد رساند و استعفا خواهد داد.
قبل از این جنجال نیز البتە فشار بە پزشکیان و وزرایی کە از مذاکرە بجای جنگ دفاع می کنند برای کنارە گیری از سوی اقلیت جنگ طلب تشدید شدە بود اما نە نیروی طرفداران جنگ در درون حکومت آنقدر بود کە بتواند کار دولت را یکسرە کند و دولت مطلوب خود را بر جای دولت کنونی بنشانند و نە مردم از جنگ طلبان حمایت می کنند.
با این همە تداوم حملات جنگ طلبان بە رغم ناکامی در ساقط کردن دولت همچنان ادامە دارد و آنان امیدوارند بتوانند با همراە کردن مجتبی خامنەای با خود و خرابکاری در طرح های آتش بس، کار دولت را یکسرە کنند.
اختلاف بین دارودستە های مدافع دولت با محافظە کاران تندرو تر البتە فقط شامل برخورد با جنگ و صلح نمی شود. در زمینە های اجتماعی و سیاسی نیز اختلافات آنها مشهود است. اما در ارتباط با مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی اختافات شان بە حدی نیست کە نتوانند با هم سازگاری داشتە باشند. بویژە سیاست های هر دو جناح عمدە در برخورد با عدالت اجتماعی و حقوق نیروی کار تقریبا یکدست است. بهمین دلیل مردم رغبتی از خود برای حمایت از هیچ جناحی نشان نمی دهند، چون می دانند اختلافات آنها بیشتر مربوط بە سهم شان از قدرت و ثروت است.
در ارتباط با سرکوب و اعدام گرچە سکاندار آن جریانات تندرو هسیتند، ولی جریانات موسوم بە اصلاح طلب و اعتدالیون، هم بخشا با اعدام و سرکوب بە شرط تعدیلاتی مخالفتی با آن ندارند و اساسا حدی از استبداد و سرکوب را کە بە بقای حکومت مساعدت کند ضروری می دانند. این واقعیتی است کە آنها آنرا هم در موضع گیری های سران شناختە شدە این جریانات و هم در سکوت شان مقابل اعدامهای پر شمار اخیر بوضوح نشان دادەاند.
دولت پزشکیان بە غیر از موضع اش در برخورد با جنگ و صلح کە از مذاکرە جانبداری می کند، کارنامە سیاهی از خود طی دو سال گذشتە در زمینە های مختلف بویژە عدالت اجتماعی داشتە است کە جز فاجعە دست آورد دیگری برای اکثریت بزرگ جامعە در بر نداشتە است.
تشدید مداوم رکود، بیکاری، تورم، فقر و تشدید تهاجم بە حقوق و سفرە های زحمتکشان و تهی دستان، گران سازی لجام گسیختە خدمات دولتی مانند آب، برق، بنزین و پیشبرد سیاست شوک درمانی، واگذاری سرمایە های عمومی کشور بە اغنیا و ثروتمندان وابستە بە حکومت نداشتە است. بهمین دلایل این دولت کە از ابتدا با فشار خامنەای بە مردم تحمیل شد، امروزە ضمن اینکە فاقد حداقل پشتیبانی مردمی است از سوی جناح تندروتر رژیم نیز مورد تهدید قرار دارد و حامی اصلی خود علی خامنەای را نیز بالای سر خود ندارد کە بتواند از حمایت تعیین کنندە وی بهرمند شود. بهمین دلیل هم زمینە برای سقوط اش وجود دارد و هم مردم حاضر نیستند در جنگ جناح ها بر سرکسب یا حفظ قدرت جانب او یا جناح رقیب وی را بگیرند.
اما مردم از پایان یافتن جنگ، برقراری صلح و آزادی و رفاە و برابری و نیرویی کە بخواهد چنین اهدافی را دنبال کند حمایت می کنند. هر دو جناح عمدە رژیم در عمل نشان دادەاند کە نە ظرفیت پیشبرد چنین اهدافی را دارند و نە منافع شان آنرا ایجاب می کند. جنگ کنونی جناح ها ربطی با مطالبات عمومی و دمکراتیک مردم ندارد.آنها بدنبال افزایش قدرت و جایگاە اقتصادی و سیاسی خود هستند، بهمین دلیل است کە حتی در هنگام جنگ نیز نە حاضرند بخاطر منافع کشور و مردم دست از جنگ و ستیز با هم و با مردم بردارند و بجای دست برداشتن از جنایات اعدام و سرکوب را تشدید کردەاند.این ها علائمی هستند کە نشان می دهند حاکمان قصد داراند استبداد و سرکوب و استثمار را در آیندە ادامە دهند و جناح جنگ طلب و سرکوبگرتر آیندە خود را در ادامە جنگ می بیند. در چنین اوضاع و احوالی مردم بدون اینکە لازم باشد از یکی از جناح ها حمایت کنند باید در دفاع از صلح برای تغییر معادلات بە صحنە ورود کنند