هدف دولت نتانیاهو از این تحریکات چیست؟

محمد اعظمی

دولت نتانیاهو و حامیان ان در آمریکا طی ماه‌های گذشته موفق شدند آمریکا را هرچه بیشتربا ایران وارد جنگ مستقیم کنند. اما اکنون وضعیت به گونه‌‌ای رقم خورده‌است.برخلاف انتظار نتانیاهو و دولت او، ترامپ با معادله‌ دشواری روبرو شد. ورود مستقیم آمریکا به جنگ با ایران، نه به تغییر موازنه منطقه‌ی انجامید و نه چشم ‌انداز روشنی برای پایان بحران گشود. برعکس، دولت ترامپ به رغم این‌که ضربات سنگینی به ایران وارد کرد و خود نیز  متحمل ضرباتی شد. نه تنها به هدف اعلام شده‌اش برای تغییر رژیم دست نیافت، بلکه اکنون با هزینه‌های سنگین امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک و حیثیتی نیز روبروست و طبیعی است که در پی یافتن راهی باشد تا بدون پرداخت هزینه سیاسی بیشتر، خود را از این مهلکه خارج کند.

در چنین شرایطی، منافع آمریکا و اسرائیل در جهات مهمی زاویه پیدا کرده است. دولت ترامپ به کاهش تنش در منطقه نیاز دارد، اما دولت نتانیاهو بقای سیاسی خود را هم‌چنان در استمرار فضای بحرانی جستجو می‌کند. این همان نقطه‌ای است که شکاف میان این دو متحد دیرین را در مقطع کنونی آشکار کرده‌است. برای دولت اسرائیل که سال‌ها سیاست خود را بر شبح تهدید دائمی بنا کرده‌است، آرام شدن اوضاع نه یک موفقیت، بلکه یک خطر سیاسی است. 

از این زاویه باید به اظهارات اخیر کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، نگریست. او در آستانه دیدار نتانیاهو و ترامپ، با اشاره به استفاده آمریکا از پایگاه‌های اسرائیل در حمله به ایران، بلافاصله این پرسش تحریک ‌آمیز را مطرح می‌ کند که چرا ایران تاکنون اسرائیل را هدف قرار نداده است و همزمان هشدار می‌دهد که به هر حمله ‌ای با تمام‌ قوا پاسخ داده خواهد شد. این سخنان آگاهانه در این مقطع بیان شده‌است تا جریان تندروتر جمهوری اسلامی را برای حمله به اسرائیل تشویق کرده، مانع تفاهم شود و حاوی نوعی پیام سیاسی چند منظوره است.

از یک سو برای افکار عمومی اسرائیل است تا هم‌چنان در آستانه یک تهدید دائمی خود را ببینند و از سوی دیگر، تلاشی است برای اثرگذاری بر سیاست‌های جمهوری اسلامی در جهت اهداف اسرائیل. هدف، سوق دادن جمهوری اسلامی به واکنشی است که در پاسخ بدان دولت ترامپ را درگیر استمرار جنگ فرسایشی با ایران کند تا اسرائیل بتواند در سایه آن، اهداف توسعه‌طلبانه خود را در منطقه راحت‌تر دنبال نماید. تجربه نشان داده‌است که بسیاری از جنگ‌‌ها می‌توانند بر اثر خطاهای محاسباتی و واکنش ‌های احساسی گسترش یابند.

اما عرصه تحریک تنها به رابطه مستقیم ایران و اسرائیل محدود نمی‌شود. دولت اسرائیل در تلاش بوده و هست که در سراسر منطقه، از هر فرصتی برای بی ‌ثبات کردن توافق‌های شکننده و افزایش تنش، استفاده کند. این رژیم بقای سیاسی خود را در تداوم بحران می‌بیند. هر اندازه منطقه آرام تر شود، استدلال‌های امنیتی دولت افراطی اسرائیل برای ادامه سیاست‌ هایش ضعیف‌تر خواهد شد.

در درون جمهوری اسلامی نیز صداهای تندروانه کم نیست. چه بسا در میان این صداها نیروی نفوذی اسرائیل هم هست که که زیر پرچم رادیکالیسم مذهبی در خدمت اهداف اسرائیل عمل می‌کند. اینان آب به آسیاب همدیگر می ریزند. سال‌ها حکومت جمهوری اسلامی با شعارهای تحریک کننده و با مرگ بر اسرائیل و آمریکا بهانه به دست آمریکا و اسرائیل برای پیشبرد سیاست‌هایشان می‌دهد. امروز که بخشی از همین حاکمان برای نجات جان و بقای سیستم می‌خواهند به مصالحه‌ای برسند، فشار تندروهای خودشان بلند شده‌است و می‌تواند کشور را به سمت تداوم تقابل نظامی سوق دهد. نیروهای تندروتر حکومت عملاً در همان زمینی بازی می‌کنند که طراحان بحران در اسرائیل آرزوی آن را دارند. 

گاه بزرگ‌ترین قدرت، نپذیرفتن زمینی است که رقیب برای نبرد طراحی کرده‌است. سیاست خارجی موفق، پیش از آن‌که هنر واکنش باشد، هنر انتخاب زمان و میدان و جلوگیری از گرفتار شدن در دام محاسبات طرف مقابل است. البته حکومت ایران در این زمینه کم‌ترین استعداد را تا کنون از خود نشان داده‌است.

دیدار نتانیاهو با ترامپ را نیز باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. اگر دولت ترامپ امروز بیش از هر چیز به دلیل شکست اهداف تعیین شده‌اش و  فشارهای داخلی در آمریکا به دنبال یافتن راهی برای مهار بحران و کاهش هزینه‌های خود می‌گردد، دولت اسرائیل تلاش خواهد کرد دستور کار این دیدار را بار دیگر به سمت بزرگ کردن تهدید ایران سوق دهد و هرگونه توافق با ایران و امکان کاهش تنش را با ایجاد فضای روانی تازه خنثی کند. سرنوشت این مرحله بیش از هر چیز به اتخاذ سیاست‌هائی برای خنثی کردن دولت نتانیاهو برمی‌گردد. اگر تحریک و فریب بتواند جایگزین تدبیر شود، منطقه وارد چرخه‌‌ای خواهد شد که بازنده اصلی آن مردم آن و به ویژه مردم ایران است. 

امروز شاید مهم‌ترین نبرد در این رویاروئی، نه در آسمان منطقه و با بمب و موشک و پهباد، بلکه در عرصه محاسبات سیاسی جریان دارد. نبرد میان کسانی که از پایان بحران زیان می‌بینند و آنان که می‌دانند تنها از مسیر مهار بحران و جلوگیری از گسترش جنگ و دستیابی به صلح حاصل می‌شود. 

صلح بیش از هر کس به سود مردم ایران است. از این‌رو سوق دادن مبارزه مردم علیه جنگ و جنگ طلبان وظیفه همه نیروهای آزادیخواه ایران است. و این تلاش بدون گره زدن مبارزه علیه جمهوری اسلامی که زمینه ساز جنگ بوده است، به سرانجام نخواهد رسید.  
۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶


Source URL: https://www.bepish.org/node/14250