در پشت این طلا، داستان‌هایی می‌درخشند که باید ما را به مکث وادارند

نوشته ای از روزنامه‌نگار سوئد ی یونانی اصل الکساندرا پاسکالیدو
مترجم:

من همیشه در اطاعت از دستورات مشکل داشته‌ام. حتی دستورات اکید پزشک برای ممنوعیت کامل استفاده از صفحه نمایش وقتی سرم از ضربه مغزی و ضربه شلاقی تیر می‌کشد. اما حوصله‌ام سر رفته و داستان‌ها خیلی فوری‌تر از آن هستند که با مسکن‌ها هضم شوند.

فینال جام جهانی را تماشا کردم. بزرگترین ورزش جهان هرگز فقط یک ورزش نیست، بلکه آشکارترین آینه زمان ماست. داستان‌هایی را روایت می‌کند که به ندرت در غیر این صورت آشکار می‌شوند.

وقتی مدت‌ها پیش با مارادونا، اسطوره دوران کودکی‌ام، مصاحبه کردم، او در مورد تاکتیک‌ها صحبت نکرد. او در مورد گل و لای لانوس و فقری که به پوست می‌چسبد صحبت کرد. فوتبال برای کسانی که به اندازه کافی گرسنه، لجباز و ناامید هستند، به یک راه فرار اضطراری از فقر تبدیل می‌شود.

قلب من برای اسپانیا می‌تپید. برای بازی‌شان، وقار‌شان، اخلاق ورزشی‌شان و تأثری که زیر پیراهن‌هایشان موج می‌زد.

در پشت این طلا، داستان‌هایی می‌درخشند که باید ما را به مکث وادارند. ماریا، مادر نیکو ویلیامز، باردار، تقریباً ۳۰۰۰ کیلومتر را در بیابان از غنا تا اسپانیا در جستجوی زندگی بهتر پیاده‌روی کرد. پسری که او در شکم داشت، به گلی رسید که فینال جام جهانی را تعیین کرد. سپس مدال طلا را به گردن مادرش آویخت.

و لامین یامال. وقتی خبرنگاری از او پرسید که چگونه با فشار حمل بار کل کشور بر دوش خود کنار می‌آید، پاسخ داد: "مادرم وقتی ۱۶ ساله بود مرا به دنیا آورد. پدرم برای سیر کردن ما، ضایعات فلزی را از خیابان‌ها جمع می‌کرد. این فشار است. تنها کاری که باید انجام دهم فوتبال بازی کردن است."

نام او فقط یک نام نیست، بلکه یک تعهد نامه قدردانی است. لامین و یامال دو همسایه‌ای بودند که اجاره والدینش را وقتی که تهدید به اخراج می‌شدند، پرداخت می‌کردند. هر بار که او گل می‌زند، انگشتانش عدد ۳۰۴، کد پستی روکافوندا، منطقه فقیر و بدنام شده‌ای که در آن بزرگ شده بود، را تشکیل می‌دهند. در مقابل دو میلیارد بیننده در بزرگترین صحنه جهان، محله‌های فراموش شده روشن می‌شوند.

زیباست. اما این بحثی است که باید جرات دیدنش را داشته باشیم:

اگر این پسرها این استعداد خارق‌العاده و ماورایی را نداشتند، دنیا چگونه با آنها رفتار می‌کرد؟

اگر نیکو نمی‌توانست از مدافعانش فرار کند و لامین نمی‌توانست با توپ بازی کند، آیا مورد استقبال قرار می‌گرفتند؟ یا فقط دو چهره ناشناس در آمار بودند، دو مرد جوان که باری بر دوششان محسوب می‌شدند، به عنوان اهدافی برای بیگانه‌هراسی که در حال گسترش است؟

وقتی طلای جام جهانی را می‌برند، آنها را مانند خدایان ستایش می‌کنیم. اما کرامت و حق زندگی امن هرگز نباید به دست آورده شود. نه در زمین فوتبال و نه با مجبور شدن به ابر‌انسان بودن فقط برای انسان بودن.


Source URL: https://www.bepish.org/node/14216