۵ ژوئن، روز جهانی محيط زيست را گرامی داريم: برای اقلیم، برای آینده، همین امروز
طبیعت، نخستین قربانی خاموش جنگهاست. قربانیای که دیده نمیشود، اما آثار جراحتهایش دههها باقی میماند. آثار آن در کیفیت هوای شهرها، آلودگی خاک با فلزات سنگین، مواد شیمیایی و بقایای تسلیحات، تخریب جنگلها و مراتع، آلودگی منابع آب سطحی و زیرزمینی، نابودی زیستگاههای جانوری، افزایش انتشار گازهای گلخانهای، گسترش بیابانزایی و فرسایش خاک و اختلال در چرخههای حیاتی زندگی، خود را نشان میدهد.
در جریان تجاوز اخیر امریکا و اسرائیل به کشورمان، خسارات زیستمحیطی چندلایه به کشور وارد شده است. آتشسوزی در مخازن سوخت و تأسیسات صنعتی در تهران و البرز که منجر به انتشار حدود یک میلیون تن دیاکسیدکربن و رهاسازی حجم بالایی از آلایندههای خطرناک شده است. در سطح اکولوژیک، ۱۳ منطقه حفاظتشده در ۷ استان کشور دچار آسیب شدند. آتشسوزی حدود ۸۵۰۰ هکتار در عرصههای جنگلی و مرتعی رخ داد. زیستبومهای حساس خلیجفارس و "تالاب هامون" تا مناطق حفاظتشده فارس، کردستان، البرز و تهران آسيب ديدند.
روز جهانی محیطزیست، یادآور این حقیقت است که طبیعت مرز نمیشناسد و حفاظت از آن، بخشی از صلح جهانی است؛ جنگ شاید پایان یابد، اما زخمهایش در طبیعت میماند، در خاک، در هوا، و در حافظه خاموش زیستبومها.
با این حال، محیط زیست تنها قربانی جنگ نیست. سیاستهای مخرب، فساد، مدیریت غیرعلمی منابع طبیعی نیز میتوانند همان اندازه و گاه بیشتر از جنگ به طبیعت آسیب برسانند. در کشور ما، بحرانهای زیستمحیطی در دهه های گذشته و به ويژه در سال های اخير شدت بی سابقه ای پيدا کرده و پايداری سرزمين ايران را زير سئوال برده است. برابر پژوهشها و آمارهای نهادهای علمی، کشور ما یکی از پرآسیبترین کشورها با حداقل امکانات و اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با بحران زيست بومی است. بحران زيست بومی در کشور ما روربروز حدت می يابد، تهديدها افزايش پيدا می کند و به نقطه بازگشت ناپذير نزديک می شود. در پديدار شدن و تشديد بحران زيست بومی، عوامل طبيعی، مردم، حکومت و تحريم های اقتصادی تقش دارند. ولی عامل مهمتر به سياست ها و عملکرد جمهوری اسلامی بر می گردد. حفاظت از محیط زیست جزو اولویت حکومت جمهوری اسلامی نيست. اين حکومت فاقد برنامه کلان و جامع برای مهار بحران محيط زيست است.
موضوع محیط زیست صرفاً دغدغه گروهی از فعالان یا متخصصان نیست؛ مسئلهای مستقیم و حیاتی برای بقا، سلامت، اقتصاد، امنیت و آینده جامعه است. اقتصاد، سلامت و امنیت هر جامعه بر پایه منابع طبیعی استوار است. خاک حاصلخیز، آب سالم، هوای پاک، جنگلها و تنوع زیستی سرمایههایی هستند که بدون آنها هیچ توسعهای پایدار نخواهد بود.
وقتی محیط زیست آسیب میبیند، در واقع بنیانهای زندگی اجتماعی و اقتصادی یک کشور دچار فرسایش میشود. بحران محیط زیست به معنای بحران غذا، بحران سلامت، بحران اشتغال و در نهایت بحران امنیت است.
اولین قربانی تخریب محیط زیست، سفره مردم است. وقتی خاک فرسوده میشود، رودخانهها خشک میشوند و منابع آب از بین میروند، کشاورزی نیز آسیب میبیند. نابودی زمینهای کشاورزی به معنای کاهش تولید غذا، افزایش وابستگی به واردات و گسترش فقر است. بیابانزایی، فرسایش خاک، نابودی جنگلها، کاهش منابع آبی و تخریب اکوسیستم به کاهش تولید، افزایش بیکاری و گسترش فقر منجر میشود. جامعهای که امنیت غذایی خود را از دست بدهد، در برابر هر بحران سیاسی و اقتصادی آسیبپذیرتر خواهد شد.
آلودگی هوا، آلودگی آب، استفاده بیرویه از سموم کشاورزی و تخریب منابع طبیعی مستقیماً سلامت انسان را تهدید میکند. بیماریهای تنفسی، سرطانها، بیماریهای قلبی و مشکلات باروری بخشی از پیامدهای شناختهشده تخریب محیط زیست هستند. کشاورزی، دامداری، شیلات، گردشگری و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی به طور مستقیم به سلامت محیط زیست وابستهاند.
تاریخ نشان داده است که کمبود منابع طبیعی میتواند به تنشهای اجتماعی و حتی درگیریهای سیاسی منجر شود. خشکسالیهای طولانی، کاهش منابع آب و نابودی معیشت روستاییان موجب مهاجرتهای گسترده میشود. مهاجرتهای اقلیمی نهتنها فشار اقتصادی بر شهرها را افزایش میدهد، بلکه میتواند زمینهساز تنشهای اجتماعی، نابرابری و بیثباتی شود.
کوهها، جنگلها، تالابها و دشتها بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یک ملت هستند. سوختن جنگلهای بلوط زاگرس، خشک شدن تالابها، نابودی باغها و تبدیل شالیزارها به ساختوسازهای بیرویه، تنها یک خسارت اقتصادی نیست، بخشی از میراث فرهنگی و معنوی جامعه را نیز از میان میبرد.
مدیریت نادرست منابع آب، سدسازیهای غیرکارشناسی، بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی، فساد، نبود شفافیت و نادیده گرفتن نظر متخصصان، میتواند خسارتهایی به بار آورد که در برخی موارد کمتر از پیامدهای جنگ نیست. حفاظت از محیط زیست نیازمند مشارکت شهروندان، نهادهای مدنی، دانشگاهها و حکومتهایی پاسخگو و مبتنی بر دانش است.
۵ ژوئن، روز جهانی محيطزيست را گرامی داريم و بهمين مناسبت خاطر نشان کنيم که صلح، عدالت اجتماعی، عدالت اقليمی، توسعه پایدار و حفاظت از طبیعت از یکدیگر جدا نیستند. دفاع از حفظ محیط زیست، دفاع از حق زندگی نسلامروز و فردا و آینده ای بهتر است. آينده را امروز بسازيم. برای اقلیم، برای آینده، همین امروز.
گروه کار محيط زيست حزب چپ ايران
۱۵ خرداد ۱۴۰۵ (۵ ژوئن ۲۰۲۶)