مسعود شب‌افروز

در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین چالش‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی، پراکندگی نیروها، رقابت‌های فرسایشی و ناتوانی در ایجاد همکاری‌های پایدار میان جریان‌های گوناگون سیاسی بوده است. تجربه‌های متعدد نشان داده‌اند که نه رهبری‌های فردمحور و نه ائتلاف‌های مقطعی و شکننده، نتوانسته‌اند پاسخگوی نیازهای جامعه‌ای باشند که در جست‌وجوی آزادی، دموکراسی و حکمرانی مسئولانه است .

در چنین فضایی، شکل‌گیری «کنگره آزادی ایران» را می‌توان تلاشی برای ارائه الگویی متفاوت از همکاری سیاسی دانست؛ الگویی که هدف آن نه تأسیس یک حزب جدید و نه جایگزین کردن سازمان‌های موجود، بلکه فراهم آوردن بستری برای گفت‌وگو، همکاری و نزدیکی میان نیروهای متنوع آزادی‌خواه و دموکراسی‌طلب است .

کنگره؛ چتری برای همگرایی، نه حزبی دیگر

یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره کنگره آزادی ایران، تلقی آن به عنوان یک سازمان سیاسی جدید در کنار ده‌ها حزب و گروه موجود است. حال آنکه فلسفه شکل‌گیری این مجموعه دقیقاً در جهت عکس چنین رویکردی قرار دارد .

کنگره آزادی ایران خود را پلتفرمی برای همگرایی و همکاری تعریف می‌کند؛ فضایی که در آن جمهوری‌خواهان، مشروطه‌خواهان دموکرات، نیروهای چپ دموکرات، فعالان مدنی، کنشگران حقوق بشر، فعالان جنبش زنان، تشکل‌های قومی و فرهنگی و دیگر نیروهای آزادی‌خواه بتوانند بدون چشم‌پوشی از هویت سیاسی خود، در کنار یکدیگر برای اهداف مشترک همکاری کنند .

در این چارچوب، هیچ حزب یا سازمانی قرار نیست در دیگری ادغام شود یا استقلال خود را از دست بدهد. برعکس، هدف آن است که تنوع سیاسی موجود به رسمیت شناخته شود و به جای تلاش برای حذف رقیب، زمینه‌ای برای همکاری بر سر اصول مشترک فراهم آید .

در حقیقت، کنگره آزادی ایران را می‌توان نوعی پروژه همگرایی و ائتلاف‌سازی دانست، نه یک سازمان رقیب در کنار دیگر احزاب. یک حزب سیاسی معمولاً دارای ایدئولوژی مشخص، برنامه سیاسی مدون، ساختار تشکیلاتی و عضویت تعریف‌شده است و از اعضای خود انتظار فعالیت در چارچوب آن را دارد. اما کنگره بر پایه گردهم آوردن احزاب، سازمان‌ها، شخصیت‌ها و کنشگران مستقل با دیدگاه‌های متفاوت شکل گرفته است تا بر سر اصولی مشترک چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند. از این رو، این ساختار بیش از آنکه به یک حزب شباهت داشته باشد، به یک چتر فراگیر و پلتفرم همکاری سیاسی نزدیک است .

عبور از فرهنگ حذف و انحصار

بخش مهمی از مشکلات تاریخی اپوزیسیون ایران ریشه در فرهنگی دارد که سیاست را به عرصه حذف، تخریب و انحصارطلبی تبدیل کرده است. بسیاری از ائتلاف‌ها نه به دلیل اختلاف بر سر اهداف کلان، بلکه بر اثر رقابت‌های شخصی، منازعات هویتی و تلاش برای کسب موقعیت برتر از هم فروپاشیده‌اند .

شاید بتوان گفت یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های اپوزیسیون ایران این بوده است که هرگاه تلاشی برای همگرایی و همکاری شکل گرفته، به جای حمایت و تقویت آن، با موجی از بدبینی، تخریب یا رقابت‌های درون‌گروهی مواجه شده است. تجربه‌هایی چون اتحاد جمهوری‌خواهان و دیگر ائتلاف‌های گذشته نشان می‌دهد که فرهنگ سیاسی مسلط هنوز تا حد زیادی از بیماری تفرقه و فرقه‌گرایی رنج می‌برد .

کنگره آزادی ایران تلاش می‌کند از این الگو فاصله بگیرد. تأکید این مجموعه بر کثرت‌گرایی، پذیرش تفاوت‌ها و گفت‌وگوی مستمر، تلاشی است برای جایگزین کردن فرهنگ همکاری به جای فرهنگ حذف .

این رویکرد بر این اصل استوار است که هیچ جریان سیاسی به تنهایی نماینده همه جامعه ایران نیست و هیچ گروهی نمی‌تواند مدعی مالکیت انحصاری بر آینده کشور باشد. آینده ایران تنها از مسیر مشارکت و همکاری نیروهای گوناگون سیاسی و مدنی ساخته خواهد شد.  

نسل جدید و سیاست شبکه‌ای

یکی دیگر از ویژگی‌های قابل توجه کنگره آزادی ایران، تلاش برای عبور از ساختارهای سنتی و متمرکز سیاسی است. حضور زنان، نقش‌آفرینی نسل جوان‌تر و تأکید بر مسئولیت‌پذیری جمعی، نشانه‌هایی از تلاش برای بازتعریف شیوه سازماندهی سیاسی در میان اپوزیسیون به شمار می‌رود .

در جهان امروز، بسیاری از جنبش‌های موفق اجتماعی و سیاسی نه بر محور رهبران کاریزماتیک و ساختارهای سلسله‌مراتبی، بلکه بر پایه شبکه‌های همکاری و مشارکت شکل می‌گیرند. کنگره نیز می‌کوشد چنین الگویی را در فضای سیاسی ایران تجربه کند؛ الگویی که در آن مشروعیت از مشارکت، شفافیت و پاسخگویی ناشی می‌شود، نه از جایگاه و نفوذ افراد .

اهمیت گفت‌وگو میان طیف‌های مختلف

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کنگره آزادی ایران، فراهم کردن فضایی برای گفت‌وگو میان نیروهایی است که در گذشته کمتر امکان تعامل سازنده با یکدیگر را داشته‌اند.

جامعه ایران از نظر سیاسی، فرهنگی، قومی و اجتماعی متنوع است و گذار موفق به دموکراسی نیز مستلزم آن است که این تنوع در فرآیند سیاسی آینده بازتاب یابد. از این منظر، ارزش اصلی کنگره نه صرفاً در صدور بیانیه‌های سیاسی، بلکه در ایجاد امکان گفت‌وگوی مستمر میان نیروهای مختلف نهفته است .

گفت‌وگو به معنای از میان رفتن اختلاف‌ها نیست؛ بلکه به معنای یافتن نقاط مشترک برای همکاری در عین حفظ تفاوت‌هاست. بسیاری از تجربه‌های موفق گذار دموکراتیک در جهان نیز بر همین اصل استوار بوده‌اند .

چالش‌ها و ضرورت شفافیت

بدون تردید کنگره آزادی ایران نیز با چالش‌های مهمی روبه‌روست. مهم‌ترین این چالش‌ها، مسئله شفافیت، پاسخگویی و اعتمادسازی عمومی است .

در فضای سیاسی ایران که دهه‌ها بی‌اعتمادی، سوءظن و تجربه‌های تلخ بر آن سایه افکنده است، هر نهاد و تشکل جدیدی برای کسب اعتبار اجتماعی ناگزیر از رعایت بالاترین استانداردهای شفافیت است. انتشار گزارش‌های مالی، روشن بودن سازوکارهای تصمیم‌گیری و ایجاد نهادهای نظارتی مستقل می‌تواند به تقویت سرمایه اجتماعی این مجموعه کمک کند .

در عین حال، وجود نقد و مطالبه شفافیت را باید نشانه‌ای مثبت و ضروری برای هر نهاد دموکراتیک دانست.  آنچه اهمیت دارد، توانایی پاسخگویی، اصلاح‌ پذیری و پذیرش نقد است .

افق پیش رو

کنگره آزادی ایران را باید بیش از آنکه یک حزب سیاسی تازه بدانیم، تلاشی برای بازسازی فرهنگ همکاری و ائتلاف‌سازی در میان نیروهای دموکراسی‌خواه تلقی کنیم. یکی از نقاط قوت این ابتکار آن است که برخلاف بسیاری از پروژه‌های سیاسی گذشته، خود را به عنوان یک حزب جدید و رقیب دیگر احزاب معرفی نمی‌کند، بلکه می‌کوشد بستری برای همکاری میان جریان‌ها، سازمان‌ها، شخصیت‌ها و کنشگران مستقلی فراهم آورد که با وجود تفاوت‌های فکری و سیاسی، بر سر اصولی چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و گذار مسالمت‌آمیز به حکومتی مردم‌سالار اشتراک نظر دارند .

در شرایطی که اپوزیسیون ایران سال‌ها از پراکندگی، رقابت‌های فرسایشی و فرهنگ حذف متقابل آسیب دیده است، شکل‌گیری چنین پلتفرمی را می‌توان تلاشی در جهت عبور از این چرخه فرساینده دانست. تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند که هیچ جریان سیاسی به تنهایی قادر به نمایندگی همه جامعه ایران نیست و موفقیت هر پروژه دموکراتیک در گرو توانایی ایجاد همکاری میان نیروهای متنوع سیاسی و مدنی است .

البته موفقیت کنگره آزادی ایران از پیش تضمین‌شده نیست و به میزان پایبندی آن به اصول اعلام‌شده خود، از جمله کثرت‌گرایی، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت دموکراتیک بستگی دارد. اما اگر این مجموعه بتواند در عمل نیز به این اصول وفادار بماند و اعتماد نیروهای گوناگون دموکراسی‌خواه را جلب کند، این ظرفیت را خواهد داشت که به یکی از مهم‌ترین بسترهای همگرایی و همکاری اپوزیسیون دموکرات ایران تبدیل شود؛ بستری که به جای افزودن بر شمار تشکل‌های پراکنده، در پی ایجاد پل میان آنها و تقویت فرهنگ گفت‌وگو، مدارا و همکاری برای آینده‌ای آزاد، دموکراتیک و فراگیر است .


Source URL: https://www.bepish.org/node/14038