در سوگ پرویز قلیچخانی چهرهی اسطورهای و ماندگار ورزش ایران،
پرویز قلیچخانی کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، فعال سیاسی چپ و ناشر نشریهی وزین آرش درگذشت. خانم نجمه موسوی - پیمبری، یار و همراه پرویز قلیچخانی، اعلام کردهاست «بدين وسيله و با كمال تاسف به اطلاع مردم ايران و تمامي دوستداران و همرزمان پرويز قليچ خاني ميرسانم كه قهرمان ملي و چهرهي هميشه زنده ي ايران در تاريخ بيست و سوم ماه مي ٢٠٢٦ مصادف با دوم خرداد ١٤٠٥ ساعت يك و نيم بعدازظهر در بيمارستاني در حومه ي پاريس درگذشت.»
پرویز قلیچخانی فوتبال را از محلههای جنوب شهر آغاز کرد و با پشتکاری که داشت در همان سنین جوانی یکی از درخشانترین بازیکنان فوتبال بود. در ۱۷ سالگی وارد دنیای فوتبال حرفهای شد. در ۱۹ سالگی به تیم ملی فوتبال ایران فراخوانده شد. طولی نکشید که به یکی برجستهترین بازیکنان این تیم تبدیل شد. قلیچخانی در۶۶ بازی ملی شرکت کرد؛ ۱۴ گل زد و به عنوان یکی از بهترین بازیکنان فوتبال ایران در حافظهی جمعی ایرانیان ثبت شد. اوج درخشش ورزشی قلیچخانی گل سرنوشت ساز او در فینال جام ملتهای آسیا در سال ۱۳۴۷، در مقابل اسرائیل، قهرمان دوره قبل این بازیها، بود. او با این گل اولین قهرمانی ایران در آسیا را رقم زد. در این دوره تیم ملی ایران سه بار پیاپی در سالهای ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ قهرمان جام ملتهای آسیا شد. این پيروزیها قلیچخانی را به یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ جام ملتهای آسیا تبدیل کرد.
پرویز قلیچخانی فراتر از زمین بازی فوتبال، از نامآوران نسلی از ورزشکاران ایران بود که ورزش را با غرور ملی و انسانیت و آرمان اجتماعی پیوند زدند. او خود در مصاحبهای علاوه بر تاکید بر خاستگاه خود، به انگیزههای اولیهاش اشاره کرده و گفتهاست که « من در یک خانواده کارگری و فقیر رشد کردم. طبیعی است که همیشه با این ظلم و فقر آشنا بودم. وقتی به یک حد بلوغ رسیده بودم با جهان پهلوان تختی در میدانهای کشتی آشنا شدم و علاقمند شدم. و وقتی این علاقه تختی به مردم و به همنوعهای خودش، به محیط ورزش، و جوانمردیاش را دیدم، احساس کردم که این میتواند انسانی باشد که فقط نوک دماغش را نمیبیند و دارد تاریخ را میبیند.».

محبوبیت روزافزون قلیچخانی همراه با جهتگیریها و استقلال عمل او موجبی برای حساسیت نهادهای امنیتی رژیم پهلوی در مورد او بود و قلیچخانی به دلیل گرایشها و فعالیتهای خود توسط ساواک بازداشت و بازجوئی شد.
قلیچ خانی در زمین فوتبال، نماد قدرت عمل و جسارت بود. درخشش او در تیم ملی و بازیهای او در باشگاههای بزرگ، هنوز هم در حافظهی جمعی فوتبال ایران زنده است، اما قهرمانی او منحصر به زمین فوتبال نبود، بعد از فوتبال، از آنجا آغاز شد که به ذلت تن نداد و دستبوس قدرت نشد، برعکس، در کنار مردم ایستاد. استقلال عمل خود را حفظ کرد؛ هم به رژیم پهلوی نه گفت، هم به جمهوری اسلامی تن نداد و مبارزه با استبداد دینی را برگزید و نهایتا چهار دهه رنج تبعید را بر خود هموار ساخت؛ او در تبعید نیز دست روی دست نگذاشت، به انتشار نشریه وزین آرش دست زد. کاپیتان همچنان همان چهرهی استثنائی و اسطورهای فوتبال ایران بود، این بار در میدانی دیگر در عرصهی فرهنگی و فعالیت اجتماعی و سیاسی علیه استبداد و دیکتاتوری؛ و ماندگار در حافظهی جمعی و تاریخی ما.
فقدان پرویز قلیچ خانی را به خانواده و بستگان او، به مردم ایران، به ورزشکاران آزادیخواه، خانوادهی او به ویژه به یار خستگیناپذیر او نجمه موسوی - پیمبری، تسلیت میگوئیم.