هیچ تغیر و تحولی با وجود جنگ متصور نیست
محمد باقر قالیباف روز چهارشنبە ٣٠ دیبهشت با انتشار یک فایل صوتی بە دو موضوع مهم کشور جنگ و گرانی ها پرداخت و تلاش کرد بە مردم وعدەهای دلگرم کنندە بدهد. او در این فایل صوتی بە وضعیت سخت معیشتی مردم و مواد غذایی اذعان نمود و سروتە قضیە را با دادن قول تشکیل کمیتەای برای نظارت بر قیمتهابە هم آورد.
مقامات دولتی کە از نارضایتی عمیق مردم از وضعیت جهشی تورم و صعود قیمت ها آگاهی دارند مدتی است کە تلاش می کنند مسئولیت گرانی ها را بە محتکران و سوءاستفادە کنندگان از موقعیت جنگی نسبت دهند.
شکی نیست کە محتکران نیز در گرانی ها نقش دارند، اما در مورد نقش آنها اولاً، غلو می شود، ثانیاً، وجود محتکران از نتایج سیاستهای خود حکومت است. بنا بر این با گرفتن انگشت اتهام بسوی محتکران و تشکیل کمیتە نظارت مسئلە گرانی و تورم حل نخواهد شد. در رژیم گذشتە نیز زمانی کە در سال های دهە پنجاه کە تورم بە اوج خود رسید، رژیم سعی کرد با تشکیل سازمانی برای بازرسی و نظارت و کنترل قیمتها تورم را کاهش دهد، موفق نشد کە هیچ، اهل کسب و کارها را هم ناراضی و بسوی انقلاب سوق داد.
جنگ و تحریم های اقتصادی و سیاسی هم می توانند در افزایش قیمتها نقشی داشتە باشند؛ با این وصف اما نە بە اندازەای کە اینک شاهد آن هستیم؛ بعضی از کارشناسان هم نقش جنگ و تحریم ها را غلوآمیز می دانند و برای نمونە از نرخ تک رقمی تورم روسیە و اسرائیل در دوران جنگ مثال می آورند.
در سیستم ملوک الطوایفی و فساد ساختاری موجود و تقسیم قدرت و ثروت کە هیچ یک از باندهای شریک در قدرت حاضر نیستند حتی در هنگام جنگ از منافع خود کوتاە بیایند و قدرت فائقەای در میان آنان نیست کە بتواند در چنین موقعیت هایی اعمال قدرت نماید با تشکیل کمیە نظارت مشکل تورم و گرانی حل نخواهد شد.
در مورد جنگ و صلح نیز می بینیم کە منافع باندی مانع از تصمیم گیری جمعی می شود. تا آنجا کە خود قالیباف کە در دورە اول مذاکرات با امریکایی ها بە ریاست هیئت مذاکراە کنندە تعیین می شود پس از بازگشت از اسلام آباد با شکایت از اختلافات درون هیئت کنار گذاشتە می شود و عراقچی جای وی را می گیرد، اختلافات علنی می شود و هر جناحی سعی می کند خط و ربط خود را جاری کند. اکنون دو تا سە جریان در مورد جنگ و صلح مشغول منازعە با هم هستند.
یک جریان، طرفدار تداوم جنگ و نرفتن پای میز مذاکرە هستند، یک جریان دیگر خواهان مذاکرە و نرمش هستند و یک جریان نیز با شروطی از مذاکرە حمایت می کنند. عدەای از جریان مخالف کە تعلق خاطر بە پایدارچی ها دارند، حتی علنا دولت و هیئت مذاکرە کنندە را تهدید می کنند. همە ی این اختلافات از چشم مردم و طرفهای مذاکرە کنندە پنهان نمی ماند و اعتبار هیئت مذاکرە کنندە را زیر سوال می برد و ادامە مذاکرە و رسیدن بە توافق را دشوار می کند.
پیداست کە تا مذاکرات بە نتیجە نرسد، با توجە بە بحران اقتصادی و بحران های متعدد دیگر،وضعیت معیشتی مردم بدتر خواهد شد.
اختلافات بر سر منافع اقتصادی و سیاسی هموارە در حکومت وجود داشتە است. اما اختلافات کنونی در سطح رهبران جناح ها دیگر ماهیت ایدولوژیک ندارد و منافع اقتصادی و سیاسی جای ایدولوژی را گرفتە است.
تا وقتی کە علی خامنەای زندە بود می توانست اختلافات را با توسل بە شیوە های مختلف مدیریت کند و نقش فصل الخطاب خود را حفظ نماید. اما بعد از ترور خامنەای و تحمیل مجتبی خامنەای او در واقع نە تنها نتوانستە و نمی تواند نقش خامنەای پدر را ایفا کند، بلکە انتصاب زورمندانە وی توسط سرداران سپاە بە اختلافات دامن زدە و کم نیستند کە از بیخ و بن حاضر بە پذیرش دواطلبانە وی در نقش رهبر نیستند.
قالیف در صحبت های دیروز خود در مورد مذاکرات هم صحبت کرد و خطاب بە مخالفان مذاکرە گفت، مذاکرە بە معنی سازش نیست، بلکە خیال آنان را نیز راحت کند، اما بعید است این صحبت نقشی در تغییر موضع آنان داشتە باشد. جناح جنگ طلب در مورد مذاکرات موضعی کم و بیش شبیە ناتانیاهو و جریان سلطنت طلب دارد و خواهان ادامە جنگ است.
صحبت های دیروز قالیباف درست بعد از بە تعویق انداختن حملە امریکا و سفر میانجی های پاکستانی بە ایران می تواند تلاشی تلقی گردد برای بازگشت وی بە رهبری هیئت مذاکر کنندە. با تمام بدبینی هایی کە در مورد شکست مذاکرات بە چشم می آید، اما سخنان رئیس جمهور چین مبنی بر بر خاتمە جنگ پس ازمذاکرە با ترامپ و پوتین، و همچنین موقعیت نا مناسب ترامپ در داخل و خارج امریکا هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی و بحرانی کە بستە شدن تنگە هرمز در دنیا ایجاد کردە، امید بە نوعی سازش از طریق مذاکرە را بیشتر می کند
بهر حال ادامە جنگ طولانی بە سود هیچ کس غیر از جنگ طلبان اسرائیلی و ایرانی نیست. ایران در جنگ ٤٠ روزە موقعیتی هر چند بە قیمتی گزاف را بدست آوردە کە می تواند در مذاکرات بە بخشی از خواستە های خود دست یابد. این فرصت معلوم نیست با شکست مذاکرات هم حفظ شود. ترامپ نیز در موقعیتی نیست کە بتواند روی همە ی شروط خود بە ایستد. ایران در موقعیت تولید سلاح هستەای نیست و ریسک این کار را بعید است بپذیرد. خواست اصلی امریکا نیز ظاهرا دادن تعهد در این زمینە است و بقیە درخواستهایی کە دارد از آن اسرائیل است. بهر حال صلح بە نفع همە بە غیر از اسرائیل و بیشتر از همە بە نفع مردم ایران و نیروهای آزادیخواە مدافع عدالت اجتماعی و بە ضرر نیروهای استبدادی است کە بە بهانە جنگ هر روز عدەای از جوانان مبارز کشور را با بهانە های ساختگی اعدام و عدە بیشتری را زندانی و سرکوب می کنند. کشور ما ظرفیت تداوم این جنگ تجاوزگرانە را برای مدتی طولانی ندارد.اکثریت مردم نیز تمایلی بە ادامە جنگی کە وضعشان را روز بە روز بدتر می کند ندارند. هیچ تغیر و تحولی در کشور تا زمانی کە جنگ وجود دارد متصور نیست.