هشدار! تعویق مذاکره، بازی با مصالح کشور است
امتناع جمهوری اسلامی از رفتن به اسلام آباد، ولو مصلحتی و از سر تاکتیک، تکرار ماجراجوییهای دیرینه است. رفتاری که، کشور از آن زیان میبرد و دودش به چشم مردم ایران میرود. این البته واقعیت دارد که مهاجمین دو بار نقض عهد کرده و حین مذاکره دست به بمباران ایران زدهاند و این نیز هست که ترامپ در پی تحمیلاتی است بر جمهوری اسلامی تا در سپهر سیاسی آمریکا آبروداری کند؛ هیچ کدام این ها اما، روش بدفرجام از این ستون به آن ستون فرج را توجیه نمیکند. تعویق مذاکره، چیزی جز زمینهسازی برای از سرگیری تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران نیست.
این نکتهی روشنی است که زورآزمایی نظامی چهل روزه، نتیجهای جز باخت – باخت نداشته و لذا هستهی اصلی دو طرف جنگ، تمایلی به از سرگیری جنگ ندارند. با این همه اما، خطر جنگ هنوز از بین نرفته است. نه نتانیاهو نشسته در کمین هیچ فرصت و بهانه برای درهم شکستن آتش بس شکننده و شعلهور کردن آتش جنگ را از دست میدهد و نه ذینفعان از جنگ در آمریکا و مشخصاً هم انحصارات نفتی و صنایع تسلیحاتی آن، دست بردار از توطئهچینیها بهمنظور ادامه یافتن جنگ هستند. مدافعان ادامهی جنگ، چه در کنگره و چه خود کاخ سفید بیکار ننشستهاند.
از سوی دیگر مبتنی بر رشته شواهد، در هیئت حاکمهی جمهوری اسلامی کنونی اختلافات نه فقط بر سر نوع مذاکره بلکه حول نفس مذاکره نیز بالاست. جدا از کارشکنیهای کانونهای اقتصادی فعال در سیستم که سود خود را در استمرار جنگ میبینند، کم هم نیستند مهرههای موثر در سیاست گذاری نظام فعلی که متوهم از تابآوریهای تاکنونی، اقتدار سیاسی خود را مرهون شرایط جنگی میدانند و از سوی «محور مقاومتی»های مرید جمهوری اسلامی هم تشویق به جنگ میشوند. بازار انگزنی به مدافعان مذاکره تحت عنوان تسلیمطلب و حتی درخواست مجازات خائن بسی داغ است.
در لحظهی حساس کنونی، بدخواهان ایران همینها هستند؛ حال چه حکومتی باشند و چه بیرون از آن. اولیها، کشور را آزمایشگاهی برای ماجراجوییهایشان قرار دادهاند و دومیها مردم را ابزار ایدئولوژیک خود میانگارند. مخالفین مذاکره که بر کورهی بقا و دوام جنگ میدمند، اعم از اینکه ذوب در «اسلام» باشند یا مدعی «ملیگرایی» و «چپ»، بر سر سیاست «جنگ به جای مذاکره» همسوی سیاست جنگ طلبانه آقای پهلوی هستند. در همآوایی عملی با هر آنیاند که برای نتانیاهو سینه میدراند و نگران است مبادا که ترامپ «نجاتبخش» به جنگ با جمهوری اسلامی پایان دهد!
در چنین شرایطی، هر بیزار از جنگ و مخالف آن، میباید که بهر طریق ممکن بر جمهوری اسلامی فشار وارد آورد تا گریز از ترک مخاصمه میدان نیابد و رفتن به پای مذاکرات تحت هیچ بهانهای عقب نیفتد. در این زمان بس کوتاه، به صدای بلند باید گفت که رد کردن مذاکره و پرهیز عملی از ورود به آن، نامی جز بازی کردن با مصالح کشور و مردم ندارد. هرگونه تشویق به جنگ بهجای مذاکره، هر تشکیک در ضرورت ترک مخاصمه و هر اجتناب از تلاش برای صلح، ستم است در حق ایران و مردم آن و یک فرصتسوزی دیگر در پی فرصتسوزیهای پیشین جمهوری اسلامی.
میهن دوستی در این لحظه، در استوار ماندن بر لزوم مذاکره و واداشتن جمهوری اسلامی به آمدن پای گفتگو محک میخورد و آزمون پس میدهد. میز مذاکره را شاید بتوان زمانی بطور موقت و با دلایلی بایسته و آنهم در خدمت تقویت موضع صلحطلبی ترک گفت، اما پیشاپیش جا انداختن خود در ترشرویی برای مذاکره، در بهترین حالت ندانمکاری سیاسی و در بدترین حالت تقابل با مردم ایران است؛ مردمی که، آسیب اصلی جنگ هم سهم و نصیب آنهاست. تعویق مذاکره چه از روی بلاهت باشد و چه ناشی از خصومت، چیزی جز بازی با مصالح کشور نیست.
بهزاد کریمی
۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۲۱ آوریل ۲۰۲۶