آتشبس و دو چشمانداز: بازگشت به جنگ یا گذار به صلح
در پی جنگی غیرقانونی و تجاوزی ویرانگر به خاک کشورمان، سرانجام آتشبسی دوهفتهای برقرار شد. در چهلمین روز از بمبارانهای بیوقفه از یکسو و دفاع موشکی از سوی دیگر، و در اوج التهاب نظامی و تنشهای لفظی، طرفین بر توقفی موقت و آغاز مذاکرات توافق کردند. ملت ایران که چهل روز هول و هراس را زیر سایه تهدیدهای وجودی سپری کرده بود، نفسی به آسودگی کشید، بهویژه هراس، پس از آنکه شنیدند عالیترین مقامات بزرگترین قدرت نظامی جهان، با ادبیاتی غیرمعقول و بدوی، از بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، حذف تمدن ایرانی و محو نام کشور از نقشه جغرافیا سخن میگویند، اظهاراتی که حتی از سوی بسیاری از ناظران و مقامات مسئول بینالمللی نیز غیرقابلپذیرش تلقی شد.
پیروزیهای موهوم و ناکامیهای واقعی
ادعاهای طرفین مبنی بر پیروزی در جنگ، بیش از آنکه بازتاب حقیقت باشد، تلاشی برای پوشاندن ناکامیهاست. یکسو بر گشایش تنگه هرمز به عنوان شرط تحققیافته خود تأکید میکند و سوی دیگر، پذیرش «ده ماده پیشنهادی» را مبنای مذاکره و پیروزی قلمداد مینماید، اما هیچیک از این رجزخوانیها نمیتواند چشمانداز آینده را بهوضوح روشن کند. واقعیت آن است که جمهوری اسلامی، در عین عدم تسلیم در برابر ائتلاف قدرتهای جهانی و منطقهای، بهای گزافی پرداخته است: از دست دادن مقامات بلندپایه و تحمل خسارات کلانِ جانی، معنوی و مادی. در مقابل، ایالات متحده نیز از یکی از بزرگترین لشکرکشیهای تاریخ خود به خاورمیانه طرفی نبست و برای خروج از بحران، ناگزیر به میز مذاکره بازگشت. این جنگ نشان داد که تمامی کشورها «ونزوئلا» نیستند و این تجربه، قطعاً بر یکهتازیهای آتی رئیسجمهور آمریکا تأثیری بازدارنده خواهد داشت.
موانع بازگشت آمریکا به مدار جنگ
ایالات متحده که با سهلانگاری در ورطه جنگافروزی افتاد، با دشواری بسیار توانست راهی برای برونرفت بیابد، لذا تکرار چنین خطایی در مورد ایران بعید به نظر میرسد. افزون بر این، نارضایتی فزاینده افکار عمومی آمریکا از سیاستهای جنگطلبانه ترامپ و خطر شکست او در انتخابات میاندورهای کنگره (نوامبر)، بازگشت آمریکا به میدان نبرد را -در صورت عدم وقوع حوادث غیرمترقبه- دور از ذهن میسازد.
شبح «رژیمچینج» و تهدید جنگ مجدد
با این حال، خطر شعلهور شدن دوباره آتش جنگ همچنان پابرجاست. تجاوز به ایران، حلقهای از زنجیره راهبرد «رژیمچینج» دولت نتانیاهو است که طی یک سال اخیر دو بار کشور را به مسلخ جنگ کشانده است. این راهبرد با تکیه بر «شبکههای نفوذ داخلی»، «بمباران رسانهای»، «آلترناتیوهای حبابگونه» و «انحراف اعتراضات حقطلبانه مردم به سمت تقابلهای نابهنگام»، همچنان فعال است. تا زمانی که این پروژه طرد و دست آن از مقدرات ملی کوتاه نشود، سایه جنگ از سر کشور کنار نخواهد رفت.
ضرورت تغییر در سیاستهای داخلی و منطقهای
مقابله با پروژه «رژیمچینج» صرفاً راهکار نظامی ندارد، این پروژه واکنشی به راهبردهای منطقهای جمهوری اسلامی است. از اینرو، پایان دادن به سیاست «نابودسازی اسرائیل» یک ضرورت راهبردی است. از سوی دیگر، «رژیمچینج» بر بسترِ سرکوب، محرومیت و بحرانهای داخلی رشد میکند و از شکافهای اجتماعی تغذیه مینماید. با تداوم استبداد سیاسی و سیطره مافیای اقتصادی، نمیتوان مانع نفوذ بیگانگان شد. پایان بخشیدن به سرکوب مخالفان، آزادی زندانیان سیاسی و تأمین امنیت و معیشت عمومی، تنها راه سلب فرصت از مداخلهگران خارجی است.
از تقابل حذفی تا گفتگوی ملی
اختلافات میان ایرانیان می تواند مورد بهره برداری «رژیم چینج» واقع شود. خشونت های کلامی مجرم، خائن، وطن فروش و همدست رژیم، مشاهده می شوند. این مشاهدات حاکی از برخورد حذفی ایرانیان با همدیگر است. این گونه برخورد، به رهایی ایران از شر جمهوری اسلامی و دخالت های جنگ افروزانه اسرائیل کمک نمی کند. باید دوران جدیدی که در ایران شروع شده است، فهمید و پذیرفت. ایرانیان در عین هموطنی، اختلاف نظر با هم دیگر پیدا کرده اند. چند ماه گذشته نشان داد که آن ها سر رابطه خود با متجاوز و همچنین رابطه با سرکوبگر داخلی، سر تحلیل خود از زمینه و عوامل قتل عام 18 و 19 دی و نقش هر یک از بازیگران، یا تنها برخورد یک سویه، سر راهبرد پایان دادن به استبداد و رانتخوران حاکم، سر طی شدن یا طی نشدن تمام راه های ممکن مبارزه با رژیم، سر نگاه به جنگ و تجاوز بعنوان ناجی یا بعنوان ویرانگر، سر پایان جنگ بعنوان خطر و تنها ماندن با رژیم انتقامگیر یا بعنوان رهایی از ویرانی بیشتر، سر نوستالژی و دموکراسی و سر موضوعات دیگر با هم اختلاف دارند. راه حل این اختلافات و راه رهایی، نه در حذف یکدیگر، بلکه در پذیرش تکثر آراء و آغاز گفتگوی محترمانه ملی است.
آتشبس دوهفتهای، ایران را در میان دو مسیر قرار داده است:
۱- مسیر صلح: اگر ایالات متحده مذاکرات را جدی بگیرد و میز گفتگو را برای ماجراجویی مجدد ترک نکند. بنظر می رسد آمریکا، این بار مذاکرات را جدی تر گرفته و میز مذاکره را بسادگی برای جنگی دیگر ترک نخواهد کرد.
۲- مسیر جنگ: راهبرد «رژیمچینج» نخست وزیر اسرائیل همچنان فعال می ماند و باید از بازگشت به مدار جنگ بیم داشت، مگر آنکه ارادهای ملی برای سلب بهانه از رژیمچینج و اصلاح ساختارهای داخلی شکل بگیرد.
چهار شنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۸ آپريل ۲۰۲۶