توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است
سه هفته از آغاز حمله ی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد. جنگی که اگرچه می توان آن را پیامد دهه ها تنش هسته ای و سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی دانست، اما وقتی به وقوع پیوست که جمهوری اسلامی با ساز و کار کنترل سیاست هسته ای و راستی آزمایی آن تا حد قابل قبولی با آمریکا کنار آمده بود و قبول کرده بود که، بیشتر از چهارصد کیلو اورانیم بالای شصت در صد غنی شده را رقیق و به سوخت هسته ای تبدیل کند. موضوعی که جاناتان پاول مشاور امنیت ملی بریتانیا نیز آن را تایید می کند و پیشنهاد ایران را پیشرفتی "غافلگیرانه کننده"(۱) می نامد. آمریکا اما از خواست برچیدن کامل برنامه ی غنی سازی اورانیوم عقب نشینی نکرد و جنگ را در حین مذاکره، مثل جنگ دوازده روزه در سال گذشته آغاز کرد. البته این را هم باید افزود که مسئله ی موشکی و نیروهای نیابتی ایران در منطقه هم بخشی از خواستهای مطرح شده ی آمریکا بود که به توافق بر سر آن علاقه نشان می داد.
جنگ دوازده روزه ی تابستان سال گذشته تصور کم هزینه بودن حمله ی مجدد به کشور را بوجود آورده بود، بویژه تحت شرایطی که از همان ابتدا آمریکا و اسرائیل با هم آغازگر آن باشند. تصوری که تجربه ی اخیر اشتباه بودنش را تایید می کند. آغاز و ادامه ی جنگ کنونی نشان می دهد که نیروهای نظامی و امنیتی ایران برای سناریوی شروع دوباره ی جنگ برنامه و آمادگی برای تقابل داشتند. هر چند مثل جنگ دوازده روزه اینبار هم تعدادی از رهبران نظامی، از جمله رهبر ایران آقای خامنه ای را در اولین بمباران از دست دادند. آمادگی بیشتر برای جنگ را، از جمله می توان در جابجایی سریع نیروها، جایگزینی سریع فرماندهان از دست رفته و اتخاذ تاکتیک های جنگی برای حفظ توان مقاومت طولانی مدت مشاهده کرد.
طولانی شدن جنگ نشان داد که محاسبه ی دولت ترامپ که آن را جنگی کوتاه مدت می دانست نادرست است. حملات وسیع دولت ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه، علیرغم اینکه گفته می شود از این پایگاه ها بر علیه ایران استفاده می شود، برای آمریکا دور از انتظار به نظر می آمد. اما ایران با آسیب رساندن به این پایگاهها نشان داد تواناییهای موشکی غیر قابل انکاری برای چنین عملیاتی را در اختیار دارد.
ایران همیشه تهدید کرده بود که در صورت مورد حمله قرار گرفتن از طرف آمریکا و اسرائیل، تنگه ی هرمز را می بندد. این تهدید یا هیچوقت از طرف غرب جدی تلقی نشد و یا غیر عملی به حساب می آمد، تا اینکه با آغاز جنگ عملی شد. بستن تنگه ی هرمز که کم و بیش موجب از دسترس خارج شدن بیست در صد از نفت و گاز مصرفی مورد نیاز جهان شده است، به بحران انرژی و افزایش چشمگیر قیمت نفت و گاز انجامید.
بحران انرژی و بلاتکلیفی چگونگی پایان جنگ در شرایط کنونی بی گمان یکی از مهمترین نگرانی های آمریکا و متحدانش است، موضوعی که در ادامه می تواند بر تعادل اقتصاد جهانی و افزایش قیمتها تاثیر مخربی بگذارد. این وضعیت اقتصادی ناشی از جنگ، می تواند یکی از دلایل پایان احتمالی جنگ، قبل از رسیدن به اهداف مورد نظر ذکر شده باشد. دلیل دیگر، انتخابات میان دوره ای آمریکا و تلاش برای جلوگیری از کاهش محبوبیت حزب جمهوریخواه و حفظ اکثریت نمایندگان در مجالس پس از انتخابات است، که برای آقای ترامپ و برنامه های مورد نظرش اهمیت زیادی دارد. اما با این همه به نظر می رسد که آمریکا و اسرائیل امکان ادامه ی جنگ برای چند هفته ی دیگر را در محاسبات شان در نظر دارند، هر چند جلوگیری از طولانی تر شدن آن می تواند دشوارتر و دور از دسترس تر شود .
ادامه ی جنگ برای ایران در بر دارنده ی خسارات بیشتر و پایان ناروشن آن است. ایران در جنگی نابرابر در برابر قدرت نظامی برتر دنیا و منطقه قرار گرفته است، علاوه بر این تحریم های اقتصادی و نظامی اعمال شده از طرف غرب، موجب شده است که ایران نتواند تمام ظرفیتهای نظامی لازم را در اختیار داشته باشد. آنچه در تحریم ممکن بوده، توسعه ی توانایی موشکی است. این توانایی و ذخایر موشکی قابل ملاحظه، نقش تعیین کننده ای در مقابه با آمریکا و اسرائیل داشته است. با این همه روشن است که ذخایر موشکی کشور نامحدود نیست. این نابرابری نظامی همراه با همکاری کشورهای عربی منطقه با آمریکا و اسرائیل، در شرایط طولانی شدن جنگ به سود ایران نیست و آسیب طولانی تر شدن جنگ می تواند غیر قابل جبران شود.
عامل مهمتر دیگری که این وضعیت را باز هم بیشتر پیچیده تر می کند، همراه نبودن مردم با نظام اسلامی است. کارنامه ی دهه ها حکومت جمهوری اسلامی که مملو از بی عدالتی، سرکوب آزادیها و کشتار مخالفان جان به لب آمده است، کشور را از هر زمانی آسیب پذیر تر کرده است.
ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن است. تلاش جامعه ی جهانی و سیاستمداران داخلی باید بر توقف بمباران کشور و پایان حملات موشکی متقابل باشد. واقع بینی سیاسی حکم می کند که ایران تفاوتهای میان خواستهای ایالات متحده و اسرائیل را در نظر بگیرد، وارد مذاکرات مستقیم با آمریکا شود، و بر اساس منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی، برای توافق و تضمین مورد حمله قرار نگرفتن مجدد کشور تلاش کند. مرز نرمش مجاز در چنین توافقی، حفظ منافع ملی، استقلال، و یکپارچگی کشور است.
(۱) منبع: رادیو فردا ۱۸ اسفند، به نقل از گاردین
علی برنوشیان
۲۰ مارس ۲۰۲۶