مسعود شب‌افروز

بیش از سه هفته از آغاز حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران می‌گذرد. ماجراجویی‌ها و سیاست‌های ضدملی حکومت اسلامی بار دیگر سرزمین ما را در معرض جنگی ویرانگر قرار داده است؛ جنگی با یکی از بزرگ‌ترین و مجهزترین ماشین‌های جنگی جهان .

مرگ دیکتاتور جنایتکار جمهوری اسلامی ــ که در ماه‌های پایانی حیات خود مسئول خونریزی ده‌ها هزار ایرانی بود ــ برای بسیاری از مردم ایران با احساس رهایی و شادمانی همراه شد. اما ادامه جنگ و گسترش بمباران‌ها، به‌ویژه علیه مراکز غیرنظامی، مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های حیاتی کشور، موجی عمیق از نگرانی و اضطراب در جامعه ایجاد کرده است .

حکومت اسلامی در واکنش به این شرایط، به ابزارهایی متوسل شده که بیش از آن‌که نشانه قدرت باشند، بیانگر درماندگی و استیصال‌اند. تهدید به بستن تنگه هرمز و بالا بردن قیمت جهانی نفت، عملاً تنها اهرمی است که رژیم به آن امید بسته است .

از سوی دیگر، دولت ایالات متحده نیز در چارچوب منافع ژئوپلیتیک خود در منطقه، در پی حذف خطر حکومت اسلامی است. با این حال، علی‌رغم سرمایه‌گذاری عظیم نظامی آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس، این حملات هنوز نتوانسته‌اند به طور کامل توان موشکی و نظامی جمهوری اسلامی را از کار بیندازند .

انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید نیز نشان داد که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی نه تنها قصد تغییر مسیر ندارد، بلکه همان سیاست‌های بحران‌زا و ضدایرانی گذشته را ادامه خواهد داد. نخستین پیام او، با تأکید بر ادامه بستن تنگه هرمز و گسترش حملات به پایگاه‌های منطقه‌ای، عملاً هرگونه چشم‌انداز مذاکره یا پایان سریع جنگ را تیره‌تر کرد .

این همان «بازی دیوانه‌وار» رژیمی است که حتی پس از نابودی بخش مهمی از تأسیسات نظامی، کشته شدن فرماندهان ارشد و ضربات سنگین نظامی، همچنان بر سیاست‌های انتحاری خود پافشاری می‌کند. تهدید به آتش زدن تأسیسات انرژی منطقه و بستن مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، نه یک استراتژی هوشمندانه، بلکه قمار نهایی حکومتی است که در مسیر زوال قرار گرفته است .

چنین سیاست‌هایی نه تنها جنگ را کوتاه نمی‌کنند، بلکه آن را به مرحله‌ای طولانی‌تر و خونین‌تر می‌کشانند. هر روز که این بازی ادامه یابد، بمباران‌ها دقیق‌تر و گسترده‌تر خواهند شد؛ بمباران‌هایی که بیش از همه، جان غیرنظامیان بی‌گناه را می‌گیرند و زیرساخت‌های حیاتی کشور را نابود می‌کنند. قیمت نفت ممکن است بالا برود، اما بهای جان ایرانیان هر روز ارزان‌تر می‌شود. اقتصاد جهانی شاید دچار اختلال شود، اما اقتصاد ایران می‌تواند به مرز فروپاشی کامل برسد .

رژیم گمان می‌کند که با افزایش تنش و فشار، ایالات متحده و اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد؛ حال آنکه واقعیت می‌تواند کاملاً برعکس باشد: هر موشک و هر تهدید تازه، بهانه‌ای برای ضربه‌های مهلک‌تر فراهم می‌کند.

اما حتی اگر این جنگ در مقطعی متوقف شود و حکومت اسلامی ــ به شکلی معجزه‌آسا ــ از فروپاشی کامل نجات یابد، آینده‌ای تیره‌تر در انتظار جامعه ایران خواهد بود. تجربه تاریخی نشان داده است که جمهوری اسلامی هرگاه از یک بحران خارجی عبور کرده، برای جبران ضعف و تحکیم اقتدار خود، سرکوب داخلی را تشدید کرده است .

انتخاب مجتبی خامنه‌ای نیز نشانه‌ای از تداوم همین مسیر است. او برای تثبیت موقعیت خود به عنوان وارث قدرت، ناگزیر خواهد بود «قوی‌تر» از پدر ظاهر شود؛ و در منطق این نظام، قدرت اغلب به معنای سرکوب بیشتر است. در چنین سناریویی، احتمال تشدید بازداشت‌های گسترده، افزایش اعدام‌ها، قطع اینترنت، محدودیت شدید رسانه‌ها، سرکوب فعالان مدنی، زنان و جوانان، و اعمال قوانین سخت‌گیرانه‌تر برای کنترل جامعه بسیار بالاست .

بنابراین جامعه ایران با دو تهدید همزمان روبه‌رو است:

از یک سو ادامه جنگ و ویرانی گسترده، و از سوی دیگر احتمال ورود کشور به یکی از تاریک‌ترین دوره‌های سرکوب پس از انقلاب .

سناریوهای محتمل در کوتاه‌مدت

با توجه به شرایط کنونی، دست‌کم سه سناریوی اصلی قابل تصور است :

یک . ادامه جنگ محدود اما شدید

محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت است. در این حالت :

 حملات هوایی آمریکا و اسرائیل ادامه می‌یابد

 ایران با موشک و پهپاد پاسخ می‌دهد

  .درگیری به یک جنگ فرسایشی کوتاه‌مدت تبدیل می‌شود

دو . گسترش منطقه‌ای جنگ

در صورت ورود کامل نیروهای هم‌پیمان ایران در منطقه :

 لبنان، خلیج فارس و دریای سرخ نیز درگیر می‌شوند

 بحران اقتصادی جهانی و افزایش قیمت نفت شدت می‌گیرد

. جنگ ابعاد منطقه‌ای گسترده‌تری پیدا می‌کند

سه . توقف موقت یا آتش‌بس محدود

با فشار قدرت‌های بین‌المللی مانند اروپا، چین یا روسیه :

 امکان یک وقفه موقت انسانی یا آتش‌بس محدود وجود دارد

. اما این توقف لزوماً به معنای پایان بحران نخواهد بود

سناریوهای سیاسی در داخل ایران

در سطح داخلی نیز سه مسیر احتمالی قابل تصور است :

یک . تثبیت حکومت با سرکوب شدیدتر

 افزایش کنترل امنیتی

 محدود کردن اعتراضات

. تداوم بحران اقتصادی همراه با مدیریت امنیتی

دو . اصلاحات اجباری

 تلاش برای کاهش تنش خارجی

 برخی اصلاحات محدود اقتصادی یا سیاسی

 . مذاکره برای کاهش فشارهای بین‌المللی

سه . تغییر سیاسی بزرگ

در صورت هم‌زمانی چند بحران :

 اعتراضات گسترده مردمی

 شکاف درون حاکمیت

 بحران اقتصادی شدید

 . یا پیامدهای جنگ

در چنین شرایطی امکان انتقال قدرت یا شکل‌گیری نظم سیاسی جدید وجود خواهد داشت .

ایران در یکی از خطرناک‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. ادامه این بازی خطرناک، همزمان دو فاجعه را رقم می‌زند: جنگی ویرانگر و آینده‌ای سرشار از سرکوب .

تنها راه جلوگیری از این چرخه مرگبار، پایان دادن به ماجراجویی‌های رژیم و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار قدرت است. در غیر این صورت، این جنگ نه تنها امروز ایران، بلکه آینده نسل‌های بعدی را نیز خواهد بلعید .

مارچ ۲۰۲۶


Source URL: https://www.bepish.org/node/13704