حسابهای جعلی، «لایک»ها و شاه ایران: جنگ دیجیتال در سایه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی
نویسنده ،استانیسلاس پویه (Stanislas Poyet)، خبرنگار در اورشلیم روزنامه فرانسوی لو فیگارو
۶ فوریه ۲۰۲۶
در میان اهداف آشکار این کارزارهای نفوذی، ترویج رضا پهلوی، فرزند شاه (سابق ایران) که در سال ۱۹۷۹ برکنار شد، قرار دارد.
گزارش تحقیقی
در حالی که ایالات متحده تهدید به حملات جدید برای بیثبات کردن رژیم ایران میکند، نبردی دیگر به صورت آنلاین در جریان است، رویارویی در فضای مجازی بهطور مستقیم در جریان است. دولت اسرائیل میکوشد روایت «تغییر رژیم» را در شبکههای اجتماعی شکل دهد.
اسرائیل تحولات ایران را از نزدیک رصد میکند. در شرایطی که حکومت ایران تحت فشارهای داخلی و تهدید احتمالی مداخلهٔ آمریکا شکننده به نظر می اید،. در ماه ژوئن، اسرائیل تردید نکرد که به اهدافی در داخل ایران حمله ور شود و پس از آن وارد مرحلهای از بازنگری راهبردی شد. در عرصه نظامی، آهنگ تحولات کندتر شده است، اما در شبکههای اجتماعی، جنگ هرگز متوقف نشده است.
از چندین ماه پیش، پژوهشگران و متخصصان ضداطلاعاتی (نادرست) از رشد کارزارهای هماهنگی خبر میدادند که مخاطبان ایرانی را هدف قرار دادهاند. این کارزارها از طریق شبکههایی از کاربران ناشناس در خارج از ایران صورت میگیرد که برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان، مطالب جعلی یا تولیدشده با هوش مصنوعی منتشر میکنند. این پژوهشگران انگشت اتهام را به سوی اسرائیل نشانه میروند که هدف آن حمایت از اعتراضات و نیز تقویت چهرهٔ رضا پهلوی (Reza Pahlavi)، پسر شاه برکنارشدهٔ ایران در سال ۱۹۷۹، است.
به گفتهٔ جف گلدبرگ (Geoff Goldberg)، بنیانگذار سازمان مستقل «سوشال فورنزیکس» (Social Forensics) که متخصص بررسی دستکاری در پلتفرمهای دیجیتال میباشد، «دامنه و پیچیدگی دستکاریهای مشاهدهشده در فضای فارسیزبان نشاندهندهٔ دخالت یک بازیگر خارجی است.»
روشهای بهکاررفته بر پویاییهای حجم و هماهنگی پیامها استوار است. شبکههایی از حسابها پیامهای یکسانی را بازنشر میکنند و از هشتگهای مشابهی مانند #IranRevolution، #FreeIran یا #KingRezaPahlavi استفاده میکنند تا بهطور مصنوعی اوجهای گستردهٔ فعالیت ایجاد کنند. این انباشت سیگنالها موجب میشود برخی محتواها، مستقل از برداشت واقعی کاربران، در صدر توجه قرار گیرند.
«دیپلماسی الگوریتمی»
این پویاییها قابل اندازهگیری هستند. سوشال فورنزیکس (Social Forensics)، گزارش میدهد که ۴٬۷۶۵ حساب کاربری فعال روزانه بیش از صد پیام منتشر میکنند و در مجموع طی دورهٔ فعالیت خود حدود ۸۴۳ میلیون توییت تولید کردهاند. همچنین ۱۱٬۴۲۱ حساب دیگر بهدلیل سطح غیرعادی بالای تعاملات، در مجموع حدود ۱٫۷ میلیارد «لایک» ثبت کردهاند. همچنین ۸٬۸۳۰ حساب نیز چندین بار نام کاربری خود را تغییر دادهاند که میتواند نشانهٔ فعالیت هماهنگ باشد. در نهایت، ۳٬۳۶۱ حساب مرتبط با این تعاملات توسط پلتفرم تعلیق شدهاند.
روزنامهٔ هاآرتص (Haaretz) به نقل از گزارشی که در پاییز ۲۰۲۵ توسط لابراتور شهروندان Citizen Lab، آزمایشگاه امنیت سایبری وابسته به دانشگاه تورنتو (University of Toronto)، منتشر شد، از کارزار نفوذی موسوم به «شکستن زندان» (Prisonbreak) برای تأثیرگذاری سخن میگوید. این برنامه که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده بود، نزدیک به دو سال تقریباً غیرفعال باقی مانده بود، اما در سال ۲۰۲۵ و همزمان با افزایش تنشهای نظامی میان اسرائیل و ایران، ناگهان بار دیگر فعال شد. طبق این گزارش، هدف این عملیات روشن است: «تشویق به تغییر رژیم در ایران از طریق تقویت روایتهای قیام، نافرمانی مدنی و فروپاشی اقتدار دولتی.»
لابراتور شهروندی (Citizen Lab)، به شاخصهای کلاسیک هماهنگی اشاره کرده است؛ برای مثال انتشار مطالب در زمانبندیهای همزمان و بدون هویت معتبر. این لابراتوربه ویژه بر همزمانی نزدیک برخی پستها با رویدادهای نظامی را برجسته می کند. در گزارش آمده است: «چندین موضوع پیش از انتشار اطلاعات مشابه توسط منابع محلی یا رسانههای ایرانی منتشر شدهاند.» گزارش نتیجه میگیرد که «میزان هماهنگی مشاهدهشده با یک پویایی ارگانیک سازگار نیست و نشاندهنده برنامهریزی متمرکز است.»
بنا به گفتهٔ الاد راتسون (Elad Ratson)، دیپلمات پیشین و رئیس بخش تحقیق و توسعه وزارت امور خارجهٔ اسرائیل، این کشور از مدتها پیش بر «دیپلماسی الگوریتمی» سرمایهگذاری کرده است. این عملیات میتواند بر شرکتهای خصوصی قدرتمندی متکی باشد که از کارکنان پیشین اسرائیلی تشکیل شدهاند که تخصص و تجربهٔ عملیاتی خود در عملیات نفوذ در شبکههای اجتماعی را عرضه میکنند؛ مانند «مکعب سیاه» (Black Cube) و «سیابرا» (Cyabra).
از نظر «اور ایسخار» (Or Yissachar)، متخصص ایران در مؤسسه داوید در اورشلیم، این راهبرد در چارچوب روندی جهانی قرار میگیرد، اما با ویژگیهای مشخص اسرائیلی. او توضیح میدهد که «امروزه همهٔ قدرتهای بزرگ جهان اقدامات تأثیرگذاری در شبکههای اجتماعی را دنبال میکنند؛ آنچه اسرائیل را متمایز میکند نه ارادهٔ آن، بلکه سطح توانمندی فناوری و نحوهٔ طرح مسئله است.»
ترویج رضا پهلوی پسر شاه ایران
از اهداف آشکار این کارزارها، حمایت اسرائیل از رضا پهلوی (Reza Pahlavi) میباشد که در شبکههای اجتماعی ترویج میشود. به گفتهٔ فلیپ مه (Philip Mai)، پژوهشگر آزمایشگاه رسانههای اجتماعی دانشگاه متروپولیتن تورنتو (Université métropolitaine de Toronto)، یک «عامل ٌُْٰٰٰغیبی در فضای مجازی (en line) و بهویژه در شبکهٔ اجتماعی ایکس X، به شدت میکوشد تا رضا پهلوی را بهعنوان یک چهره و صدای اصلی اپوزیسیون معرفی نماید». او میافزاید که «برخی کاربران پیامهای خود را مستقیماً خطاب به رئیسجمهور آمریکا ارسال میکنند تا او را به اقدام علیه ایران و حمایت از رضا پهلوی ترغیب نمایند.»
به همین دلیل، شبکهٔ X مملو از حسابهایی با نماد (ایموجی) «تاج» میباشد. از این هویتهای جعلی «sock puppet» برای القای حمایت مردمی استفاده میشود. این روش که به ابن «آستروتروفینگ» (Astroturfing) می گویند با هدف القای یک تصور(غیر واقعی) از یک بسیج یا خیزش گستردهٔ مردمی به کار میرود. بر اساس گزارش سوشال فورنزیکس (Social Forensics)، بیش از ۹۵ درصد این حسابها با نماد «تاج» واقعی نیستند.
در این اکوسیستم، حساب رسمی اسرائیل به زبان فارسی (IsraelPersian@) جایگاه ساختاری دارد (هچنین) در تقاطع شبکهٔ سلطنتطلبان، رسانههای دیاسپورای ایرانی و شخصیتهای اسرائیلی قرار دارد. بنا به گفتهٔ ژئوف گولدبرگ (Geoff Goldberg)، «حدود یکهشتم حسابهایی که توسط این حساب (IsraelPersian@) دنبال میشوند، سلطنتطلبان غیرواقعی هستند». ژئوف گولدبرگ تاکید می کند که این نسبت میتواند نشان دهندهٔ ماهیت دولتی این حساب باشد.
چهرههای عمومی در این میان نقش یک واسطه را میان حلقههای مختلف ایفا میکنند. برای نمونه، حساب فارسی حنانیا نفتالی (Hananya Naftali)، مشاور ارتباطات دیجیتال بنیامین نتانیاهو (Benjamin Netanyahu) نخستوزیر اسرائیل، بسیاری از پروفایلهای غیرمعتبری که پیشتر در اکوسیستم سلطنتطلبان ادغام شدهاند را دنبال میکند و بدینترتیب به گردش و تقویت توییتهای آنها کمک میکند.
همین پدیده در مورد امیلی شریدر ( Emily Schrader)، متخصص حوزه ارتباطات و مدیر یک آژانس بازاریابی دیجیتال، که با مؤسسات اسرائیلی همکاری دارد، نیز مشاهده میشود. بیشترین رویت ها از این انتشارها صورت می گیرد و این امر از طریق همان شبکههای حسابهای غیرمعتبر، که پیامهای نهادهای رسمی را مورد حمایت قرار میدهند، تقویت میشود. افزون بر این، امیلی شریدر در ژانویهٔ ۲۰۲۶ علنا اذعان کرد که در یک عملیات گستردهٔ تأثیرگذاری در شبکههای اجتماعی مشارکت داشته است.