کارنامه سیاه علی خامنهای چه بود؟
در بامداد نخستین روز جنگ تجاوزگرانه و مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، محل کار و زندگی علی خامنهای، دیکتاتور جنایتکار حاکم بر کشور، هدف قرار گرفت و کشته شد.
کشته شدن علی خامنهای به حاکمیت ستمگرانه و پرجنایت ۳۷ ساله او در سن ۸۶ سالگی، و دو ماه پس از قتلعامی که در دیماه به فرمان مستقیم او انجام گرفت، نقطه پایان نهاد و باعث شادی شمار زیادی از مردم داغدار کشور شد. هرچند خامنهای با مداخله نظامی خارجی و به فرمان چهرههایی چون نتانیاهو و ترامپ کشته شد، اما برای ما اهمیت موضوع در این است که او در این نظام نقش محوری و رهبری یکه تاز همه جناحها را بر عهده داشت و سررشته تمام امور در دست او بود.
کشته شدن خامنهای در شرایطی رخ داد که کشور ما از هر لحاظ، در اثر حکومت ۴۶ ساله جمهوری اسلامی و فرمانروایی ۳۷ ساله او، در وضعیتی فاجعهبار قرار گرفته است. جنگی که او و نظام تحت مسئولیتش زمینه اصلی شکلگیری آن را فراهم کرده بودند، به مردم و کشور تحمیل شد. در چنین شرایطی، استبداد، سرکوب، قتل مخالفان سیاسی، بیعدالتی و تبعیض، فقر، فساد، جنگطلبی، دخالت در امور کشورهای همسایه و ستیز با بسیاری از کشورهای جهان، که از ابتدای استقرار حکومت آغاز شده بود، در دوران رهبری او تشدید شد.
خامنهای در واقع مهره راستگراترین نیروهای مرتجع، اقتدارگرا و مدافع استبداد بود که توانست در رأس حکومت قرار گیرد. پس از رسیدن به رهبری، ساختار جمهوری اسلامی به تدریج به ابزاری برای تمرکز هرچه بیشتر قدرت در دست او بدل شد و از او مستبدی بیهمتا ساخت. او که با زدوبند دارودسته رفسنجانی و سید احمد خمینی به قدرت رسید، پس از تمرکز قدرت به دست خود، آن ها را به حاشیه رانده یا باعث قتل سئوال بر انگیزشان شد. او بسیاری از نهادهای قدرت را در اختیار اقتدارگرایان قرار داد، سرکوب مخالفان را تشدید کرد و منتقدان خود را در داخل حکومت منزوی و به زندان و حصر فرستاد.
در عرصه اقتصادی، قوانین حمایتی کار را تضعیف کرد، تعداد فقرا افزایش یافت، بخشهایی از قانون اساسی به سود جریانهای بازارگرا تغییر یافت، سیاستهای شوکدرمانی در دستور کار قرار گرفت، مسیر خصوصیسازی آموزش و درمان گشوده شد، خصولتیسازی رواج یافت، تولید به رکود کشیده شد و زمینه شکلگیری الیگارشیهای فاسد نظامی و غیرنظامی فراهم آمد. همزمان، ماجراجویی و دخالت در کشورهای منطقه گسترش یافت.
در مجموع، کارنامه ۳۷ ساله حکمرانی خامنهای سیاه است و نقطه روشنی در آن به دشواری میتوان یافت. او همه تلاشهایی را که برای اصلاحات، در سطحی محدود، صورت میگرفت سرکوب کرد و پنج جنبش آزادیخواهانه و عدالتطلبانه مردمی را که در دوره او رخ داد، به وحشیانه ترین شکل به خشونت کشاند. جامعه ایران در دوران او به شدت دوقطبی شد و شکاف طبقاتی سالبهسال عمیقتر گردید. اعتراضات کارگران، معلمان، پرستاران و سایر مزدبگیران سرکوب شد، هزاران فعال صنفی و مدنی به زندان افتادند یا از کار اخراج شدند و سطح دستمزدها و حقوق شاغلان و بازنشستگان پیوسته کاهش یافت.
با چنین کارنامهای، طبیعی است که بخشی از مردم از کشته شدن او توسط نیروهای خارجی به وجد بیایند و ابراز شادی کنند. با این حال، مرگ خامنهای به معنای پایان یافتن سیاستهای او نیست؛ چرا که بسیاری از این سیاستها میتواند با جابجائی مهره ها تا پایان عمر رژیم تداوم یابد. تا زمانی که این نظام به زیر کشیده نشود، سیاست های جمهوری اسلامی تداوم خواهد داشت.
حزب چپ ایران همچنان که پیش از این نیزتأکید کرده، مخالف دخالت نیروهای خارجی در امور مربوط به مردم ایران، بهویژه دخالت نظامی است. ما بر این باوریم که مداخله خارجی،در قالب ترور رهبران رژیم، لزومأ آزادی و عدالتی را که مردم ایران دههها برای آن مبارزه کرده و هزینههای سنگین پرداختهاند به ارمغان نخواهد آورد؛ بلکه با نابودی زیر ساخت های افتصادی کشور و کشته شدن شهروندان عادی، نتایجی خلاف خواست مردم و خساراتی سنگینتر به همراه خواهد داشت.
جمهوری اسلامی در کلیت خود مانعی در برابر دستیابی مردم به آزادی، عدالت اجتماعی، صلح و برابری است. اکثریت مردم ایران با آن مخالفاند و خواهان سرنکونی آن به دست خود و استقرار جمهوری سکولار، دموکراتیک و متکثر هستند؛ نظامی که متضمن حقوق همه شهروندان باشد. مطالبات مردم ایران با اهداف سودجویانه و مداخلهگرانه قدرتهای خارجی و نیروهای وابسته به آنان در تضاد است. ما خواهان آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی هستیم؛ آنان در پی وابستهسازی، غارت منابع کشور و تحمیل رژیمی استبدادی و استثمارگر برای تأمین منافع خود هستند.
حزب چپ ایران بر این باور است که ترور خامنهای، به رغم اینکه به دست حکومت جنایتکار نتانیاهو و دولت متجاوز آمریکا انجام شد، دل بخشی از مردم ایران را که سرشار از خشم و نفرت نسبت به جمهوری اسلامی است، شاد کرد؛ اما مرگ دیکتاتور و شماری از فرماندهان نظامی او، رهگشا نیست و اگر مبارزه آگاهانه و سازمانیافته مردم برای پایان دادن به عمر این حکومت تداوم نیابد و به نتیجه نرسد، مردم ایران رنگ آرامش و آزادی را نخواهند دید. آرزوی ما این بود علی خامنه ای به دست مردم ایران و در دادگاهی عادلانه پاسخگوی جنایات بی شمارش می شد.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
سه شنبه 12 اسفند ۱۴۰۴ –3 مارس ۲۰۲۶