سپاه پاسداران؛ از «آیه جنگ» تا ماشین سرکوب و غارت
کالبدشکافی یک ایدئولوژی، یک نهاد، یک فاجعه تاریخی
«وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة…»
(سوره انفال، آیه ۶۰)
این آیه، که امروز بر یونیفرم و ادبیات رسمی سپاه پاسداران نقش بسته، نه یک توصیه اخلاقی بلکه ستون فقرات ایدئولوژی جنگمحور جمهوری اسلامی است. تفسیری که سپاه از این آیه ارائه میدهد، جهان را به دو اردوگاه تقلیل میدهد: «مؤمن» و «کافر». در این جهانبینی، نه حقوق بشر معنا دارد، نه کرامت انسانی، نه حق انتخاب؛ تنها «تکلیف» مطرح است: یا باوراندن اسلام، یا حذف فیزیکی ناباور .
در چنین دستگاه فکریای، جان و مال «دیگری» مباح است، و خشونت نه یک استثنا، بلکه وظیفه شرعی تلقی میشود. سپاه پاسداران دقیقاً برای اجرای همین مأموریت شکل گرفت: بازوی مسلح ایدئولوژی، نه حافظ امنیت مردم .
جنگ ایران و عراق؛ زایش هیولای سپاه
جنگ هشتساله ایران و عراق، نقطه عطفی در تبدیل سپاه از یک نیروی شبهنظامی به قدرتی افسارگسیخته و فراقانونی بود. در طول جنگ، فرماندهانی چون محسن رضایی و علی شمخانی با اتکا به «امواج انسانی» هزاران نوجوان و جوان ایرانی را بیهیچ محاسبه نظامی، بیهیچ ارزشگذاری انسانی، به کام مرگ فرستادند .
جنگ برای سپاه نه یک فاجعه ملی، بلکه فرصت طلایی قدرتگیری بود. پس از پایان جنگ، همان فرماندهان که پاسخگوی خونهای ریختهشده نبودند، یکراست وارد پروژههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی شدند. از خاکریز به هیئتمدیره؛ از جبهه به حسابهای بانکی .
قرارگاه خاتم؛ غارت سازمانیافته با لباس نظامی
قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء، در عمل به امپراتوری اقتصادی سپاه بدل شد. پروژههای کلان نفت، گاز، راهسازی، سدسازی و مخابرات بدون مناقصه و بدون نظارت به سپاه واگذار شد. نتیجه؟
انباشت ثروت نجومی برای فرماندهان، و فقر، تورم و بیکاری برای مردم .
سپاه نهتنها اقتصاد کشور را بلعید، بلکه با بیرون راندن بخش خصوصی و نابودی رقابت، اقتصاد ایران را به گروگان گرفت. ثروتهای انباشتهشده در داخل و خارج کشور، محصول مستقیم غارت ساختاریافتهای است که هیچ نهادی جرأت حسابکشی از آن را ندارد .
سپاه و سرکوب؛ مأموریت اصلی
برخلاف تبلیغات رسمی، سپاه هرگز «مدافع ملت» نبوده است. مأموریت واقعی آن، از نخستین روز، سرکوب جامعه بوده است. در هر اعتراض اجتماعی، از دانشجویان تا کارگران، از معلمان تا بازنشستگان، این سپاه است که با تمام قساوت وارد میدان میشود .
سپاه بخشهایی از زندان اوین را در اختیار داشت و «سازمان اطلاعات سپاه» به یکی از مخوفترین نهادهای امنیتی کشور تبدیل شد؛ نهادی که شکنجه، اعترافگیری اجباری و حذف فیزیکی مخالفان را به امری عادی بدل کرد. سیاهچالهایی که نام «امنیت» بر خود دارند، اما کارکردشان فقط ارعاب و نابودی انسان است .
سپاه قدس؛ صدور مرگ فراتر از مرزها
جنایات سپاه محدود به داخل ایران نماند. سپاه قدس، بازوی برونمرزی این ماشین ایدئولوژیک، نقش تعیینکنندهای در کشتار مردم سوریه ایفا کرد. هزاران نیروی مزدور تحت عنوان «مدافعان حرم» برای حفظ یک دیکتاتور، در سرکوب و قتل شهروندان سوری شریک شدند .
آنچه در سوریه رخ داد، «دفاع از حرم» نبود؛ دفاع از محور قدرت و نفوذ بود، به بهای جان انسانهایی که هیچ دشمنی با مردم ایران نداشتند .
ناتوانی نظامی، قساوت داخلی
واقعیت تلخ این است: سپاهی که در جنگهای واقعی و در برابر دشمن خارجی، حتی توان حفاظت از فرماندهان خود را ندارد، در برابر مردم بیدفاع بیرحم و خونریز است .
از شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراینی تا به رگبار بستن معترضان در خیابانها، کارنامه سپاه سرشار از خطاهای مرگبار و جنایات بیپاسخ است .
در اعتراضات دیماه، همان نهادی که مدعی «اقتدار منطقهای» است، کوچه و خیابانها را با خون پیر و جوان رنگین کرد. سازمان اطلاعات سپاه، با رجزخوانیهای اغراقآمیز از «شورش در صدها نقطه»، تلاش کرد سرکوب را توجیه کند؛ در حالی که واقعیت چیزی جز ترس حاکمیت از مردم نبود .
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه یک نهاد نظامی متعارف، بلکه یک سازمان ایدئولوژیک–امنیتی–اقتصادی است که بقای خود را در جنگ، سرکوب و بحران میبیند. نهادی که دین را به ابزار خشونت، امنیت را به سرکوب، و اقتصاد را به غارت تبدیل کرده است .
تا زمانی که این نهاد فراقانونی و پاسخناپذیر بر سرنوشت ایران سایه انداخته، نه از آزادی خبری خواهد بود، نه از عدالت، نه از توسعه. سپاه پاسداران، بهتمام معنا، یک سازمان تروریستی دولتی است؛ تروریستی که قربانی اصلیاش، مردم ایران بودهاند .
ژانویه ۲۰۲۶