مسعود شب‌افروز

آخرین موج اعتراضات سراسری در ایران، صرفاً یک خیزش دیگر در زنجیره ناآرامی‌های سال‌های اخیر نبود؛ بلکه نقطه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ جمهوری اسلامی بود. نه فقط به‌دلیل گستره جغرافیایی و تنوع اجتماعی معترضان، بلکه از آن‌رو که برای نخستین‌بار، شیوه واقعی بقای حکومت را به‌طور عریان و بی‌واسطه در برابر چشم جامعه قرار داد .

آنچه در خیابان‌ها رخ داد، دیگر «سرکوب داخلی» به معنای کلاسیک آن نبود؛ بلکه نمایش تمام‌قد یک رژیم وابسته بود که برای مهار مردم خود، به شبکه‌ای از ابزارها، الگوها و حمایت‌های خارجی متوسل می‌شود. این اعتراضات، پرده از تناقضی برداشت که سال‌ها زیر شعار «استقلال» پنهان شده بود .

سناریوی آماده: سرکوب به‌مثابه دکترین

از نخستین ساعات گسترش اعتراضات، واکنش حکومت قابل پیش‌بینی اما معنادار بود :

قطع سراسری اینترنت، فلج‌کردن ارتباطات اجتماعی، استقرار نیروهای مسلح، بازداشت‌های کور، شلیک مستقیم به معترضان و جنگ روانی سازمان‌یافته .

این‌ها تصمیمات عصبی یا واکنش‌های لحظه‌ای نبودند؛ بلکه اجرای دقیق یک سناریوی ازپیش‌آماده بود. سناریویی آزموده‌شده در دیگر کشورها، منتقل‌شده از طریق همکاری‌های امنیتی و فناورانه، و سال‌ها تمرین‌شده برای روزی که جامعه یک‌پارچه به خیابان بازگردد. 

قطع اینترنت؛ امضای چین پای سرکوب

خاموشی اینترنت در آخرین اعتراضات، نه یک ابزار موقت، بلکه اجرای آگاهانه دکترین «خفه‌کردن جامعه پیش از شکل‌گیری روایت» بود. مدلی که چین در هنگ‌کنگ، سین‌کیانگ و اعتراضات داخلی خود به‌کار برده است .

جمهوری اسلامی، با اتکا به زیرساخت‌هایی که طی سال‌ها با کمک فناوری و تجربه خارجی بنا کرده، توانست ظرف چند ساعت :

 ارتباط مردم با یکدیگر را قطع کند

 انتقال تصویر، خبر و شهادت را متوقف سازد

 و میدان را برای سرکوب و کشتار بی‌صدا آماده کند

رژیمی که مدعی «اقتدار ملی» است، بدون این ابزارها حتی چند روز نیز تاب یک اعتراض سراسری را ندارد .

گلوله، نه سیاست؛ نسخه روسی کنترل خیابان

در خیابان‌ها، پاسخ حکومت صریح و بی‌پرده بود: گلوله، نه گفت‌وگو .

این همان الگویی است که روسیه در چچن، سوریه و سرکوب اعتراضات داخلی خود به‌کار بسته است: سرکوب سریع، خشن و بی‌پروا، با این محاسبه که ترس، سریع‌تر از خشم منتشر می‌شود .

پیام حکومت به جامعه روشن بود :

« اصلاحی در کار نیست؛ اطاعت کنید یا حذف شوید .»

و پیام حامیان خارجی‌اش نیز همان‌قدر صریح :

«نگران نباشید؛ جهان عادت می‌کند .»

افسانه «دست خارجی»؛ دروغی که فرو ریخت

حکومت بار دیگر تلاش کرد اعتراضات را به «دشمن خارجی» نسبت دهد. اما آخرین اعتراضات نشان داد که این روایت دیگر کارایی ندارد. زیرا اگر واقعاً «دست خارجی» در کار است، آن دست :

 اینترنت را برای حکومت قطع می‌کند، نه برای مردم

 فناوری سرکوب می‌دهد، نه ابزار آزادی

 و در نهادهای بین‌المللی سپر سیاسی می‌سازد، نه دادخواهی

حقیقت تلخ اما روشن است :

تنها نیرویی که جمهوری اسلامی از آن می‌ترسد، مردم ایران‌اند؛ و تنها جایی که برای مقابله با آن به آن پناه می‌برد، خارج از مرزهاست .

پایان توهم اصلاح و استقلال

در این خیزش، یک واقعیت برای همیشه تثبیت شد :

اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، دولت و نهاد امنیتی، قاضی و فرمانده، همگی در لحظه خطر در یک جبهه ایستادند؛ جبهه سرکوب .

آخرین اعتراضات نشان داد :

 اصلاح این نظام ناممکن است

 استقلال آن افسانه‌ای تبلیغاتی است

  وبقایش، وابسته به خشونت و حمایت بیرونی

زمان می‌خرند، آینده را می‌بازند

جمهوری اسلامی شاید توانست آخرین اعتراضات را با خون، قطع ارتباطات و ارعاب مهار کند؛

اما بهای آن را پرداخت: فروپاشی آخرین بقایای مشروعیت .

تاریخ بارها نشان داده است :

رژیم‌هایی که برای ماندن به گلوله، دروغ و بیگانه تکیه می‌کنند، شاید زمان بخرند،

اما آینده را از دست می‌دهند .

آخرین اعتراضات، نه پایان راه، بلکه اعلام رسمی ورود جامعه ایران به مرحله‌ای بی‌بازگشت بود؛

مرحله‌ای که در آن، جامعه دیگر به عقب بازنمی‌گردد .

زن، زندگی، آزادی

نه یک شعار؛

که افق آینده ایران است .

هفدهم ژانویه ۲۰۲۶


Source URL: https://www.bepish.org/node/13358