قطع اینترنت و تشدید سرکوب و کشتار هم، مانع حضور و اعتراض مردم در خیابان‌ها نخواهد شد!
فرزانه عظیمی

خیزش انقلابی مردم وارد چهاردهمین روز خود شده‌‌است و خیابان‌های شهرهای سراسر کشور مملو از مردم معترض است، رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر اینترنت را قطع کرده‌است، تا اخبار کشتار و سرکوب به بیرون درز نکند و مردم هم امکان تماس با یکدیگر را در اقصی نقاط کشور نداشته باشند. 

گرچه اعتراضات این بار از بازار و به دلیل بالارفتن قیمت ارز آغاز شد، اما با شعارهای سیاسی ضد نظام و در راس آن ضد خامنه‌ای ادامه‌یافت. پس از سخنان خامنه‌ای و با تقسیم مردم به «معترض» و «اغتشاشگر»، تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آورو کشتار و بازداشت معترضان شدت گرفت؛ اما این سرکوب، آتش خشم مردم را هرچه بیشتر برافروخت. تجمعات اعتراضی گسترش یافتند و مردم در اقصی نقاط کشور به‌پا خاستند و در عرض نزدیک به دو هفته،اعتصاب دربازار تهران، با اعلام اعتصاب و اعتراض در بسیاری از استان‌های دیگر، به خیزشی سراسری و وسیع فراروئید، که پایه‌های قدرت رژیم را بار دیگر به لرزه درآورد. 

خامنه‌ای تلاش کرد که سطح تظاهرات و اعتراضات میلیونی مردم را، به لحاظ تعداد به شماری کاهش دهد و در عین حال آن را به مزدوران و جاسوسان خارجی منتسب کند که با دریافت دلار، دست به این «اغتشاشات» زده اند و با این ادعا، سرکوب آن‌ها را توجیه کند. نهادهای نظامی و قضائی نیز به سرکوب تهدید کردند؛ اما  نه تهدیدهای خامنه ای و سپاه نه و نهقطعی اینترنت مانع از خروشان‌تر شدن خشم و موج اعتراضی مردم نشد.

می توان به یقین گفت که اعتراضات در آستانه آغاز سومین هفته، شتاب بیشتری گرفته است. بنا به گزارش نهادهای حقوق بشری در سیزدهمین روز خیزش انقلابی مردم، اعتراضات و تظاهرات و اعتصاب، به ۵۱۲ نقطه از ۱۸۰ شهر و تمام ۳۱ استان کشور رسید. گرچه فعلا امکان روشن شدن قطعی تعداد زخمی‌ها و کشته شدگان به دست حکومت اسلامی روشن نیست، اما حداقل دهها نفر تاکنون جان خود را در اثر شلیک گلوله از دست داده اند و بیش از ۲۳۰۰ نفر نیز دستگیر شده اند. 

واقعیت این است که مردم ما امروز دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. بسیاری از آنها دیگر حتی مرگ را به ادامه «زندگی» در زیر سلطه‌ی جمهوری اسلامی ترجیح می دهند. در شرایطی که ایران و مردم آن با ابربحران‌ها روبرو هستند، دیگر نه فقط اقشاری که در معرض فقر و زیر خط فقر زندگی می‌کنند، بلکه اقشار میانی نیز امکان ادامه زندگی عادی خود را از دست داده‌اند. افق آینده کاملا ناروشن است، حتی در بازه زمانی روز و هفته. مشکل مردم در ایران، نه فقط نداشتن نان شب، بلکه نداشتن آینده‌ای روشن است. امید به آینده و برخورداری از یک زندگی عادی از مردم گرفته‌شده‌است. جامعه همواره در تنش و بی‌ثباتی غرق است. آرامش از زندگی مردم رخت بربسته‌است.

مردمی که به خیابان ریخته‌اند، بیش از هرچیز به دنبال کرامت انسانی و زندگی شرافتمندانه و بازپس گرفتن منزلت اجتماعی‌شان هستند و نشان داده‌اند که برای رسیدن به آن، منتظر ظهور منجی نمی‌مانند. هموطنان معترض ما ، امروز بیش از هر زمان دیگر می دانند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار است، هیچ یک از مشکلات آنان حل نخواهد شد، چرا که دغدغه رژیم اسلامی نه حل مشکلات مردم و ایجاد شرایط زندگی انسانی برای شهروندان کشور، بلکه حفظ این نظام فاسد و پر کردن جیب‌های وابستگان به آن است. امروز هر کس با هر فکر و عقیده و مرامی، تنها در پی رهائی از این رژیم استبدادی و گذار به ازادی در یک حکومت مردمی است، تنها چنین چشم‌اندازی می‌تواند امید به تغییر و برخورداری از زندگی در آزادی را تامین کند. جای ما در متن جامعه است، در کنار مردم، نه عقب‌تر از تحولات. باید با نیروهای کف خیابان همراه شویم، بکوشیم مسیر مبارزه را به سوی انتخاب‌های عقلانی‌، دموکراتیک‌ و انسانی‌ سوق دهیم، تا امکان ظهور استبدادی دیگر به حداقل برسد.

 رژیم جمهوری اسلامی و مدافعان آن در طول دهه‌ها تلاش داشتند تا با ترساندن مردم از «سوریه‌ای» شدن ایران، آن ها را از هرگونه حرکتی در جهت تغییر بر‌حذر دارند. امروز نیز در ادامه آن تلاش ها، مردم را از خطر «تجزیه» ایران می‌ترسانند، تا امید به تغییر را، در نطفه خفه کنند. اما مردم و اپوزیسیون ایران باید آگاهانه در مقابل چنین تلاش‌هائی بایستند. تغییر نه فقط یک خطر نیست، بلکه تنها شانس داشتن زندگی بهتر برای آحاد مردم و دستیابی به آزادی و کرامت انسانی و حقوق شهروندی نیز هست. شرایط امروز با شرایط سال ۵۷ تفاوت شایانی دارد. مردم ما بسیار آگاه‌تر شده‌اند و نسل جوان کشور ما مرزهای خود را به سراسر جهان گسترش داده‌است و از آن‌چه در جهان می‌گذرد و امکانات زندگی در قرن اخیر اطلاع دارد و از چنان شجاعت و فرهیختگی برخوردار است، که با درس‌گیری از تجربه‌ی انقلاب بهمن ۵۷،  طرحی دیگر برای آینده دراندازد. 

نیروهای چپ و دموکراسی‌خواه ایران  باید با احساس مسئولیت در قبال مردم، اختلافات و مشکلات خرد و ریز خود با یکدیگر را کنار بگذارند، با اتکا بر اشتراکات موجود، در جهت انجام وظائف خود در قبال مردم ایران در برکناری جمهوری اسلامی و استقرار یک جمهوری سکولار و دمکرات متکی بر اراده و رای شهروندان، صفوف خود را فشرده‌تر کنند تا بتوانند به نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهند. زمان آن رسیده‌است که سیاستمداران کشور ما به تغییرات کلان در سطح کشور فکر کنند و از حلقه‌های کوچک فرقه‌ای خود بیرون آمده، نگاه خود به آینده‌ را وسعت دهند. جنبش ما نیازمند تحول در اپوزیسیون و تبدیل شدن آن به بازیگری موثر در عرصه‌ی سیاست در ایران است.

ما باید  با مهار ترس از حاشیه‌های این جنبش و آن‌چه که در کمین آن نشسته‌است و گذشته‌ی سپری شده را به نام آینده می‌فروشد، بذر امید به‌آینده را بکاریم  و در همراهی با خیزش مردم که ادامه مبارزات چند دهه‌‌ی گذشته است، تمام توان خود را برای پیشروی و گسترش این خیزش انقلابی و درانداختن طرحی نو، به کار گیریم. 


Source URL: https://www.bepish.org/node/13296