سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۸

تاريخ

در انقلاب پرولتری مورد نظر مارکس نخستین بار سخن از پیوند تئوری و حرکت اجتماعی می‌شود. در آنجا یک فلسفه جدید یا تئوری نو با یک عمل انقلابی با هم متحد می‌شوند چون بدون یک تئوری سیستماتیک، هیچ انقلابی ممکن نیست و طبقه کارگر نیاز به یک برنامه و مانیفست عملی دارد. او بعدها کتاب "مانیفست کمونیسم" را یک برنامه حزبی با خصوصیات علمی نامید.

با این همە اما مرور کوتاهی بە تاریخ جنبش کارگری نشان می‌دهد کە سرکوب‌های سامانمند و هدفمند اعمال شدە توسط دولت‌های حامی سرمایە داران، اگر چە در بُرهە‌های مختلف زمانی، وقفە در مبارزات مطالباتی و حق‌طلبانە کارگران ایجاد نموده و ضربات شدیدی بر سازمان‌های کارگری وارد کرده‌اند، اما نتوانستە‌اند جنبش کارگری را از ادامە پیکار حق طلبانە و انسانی‌اش بازدارند و مانع تثبیت بخشی از دستاوردهای تاریخی و تدریجی آن گردند.

یکی از فراموش ناشدنی‌ترین جنایاتی که در این زندان بوقوع پیوست، کشتار هفت نفر از بنیانگذاران جنبش قدایی و دو عضو برجسته سازمان مجاهدین خلق بود. در واپسین روزهای فروردین که زیبایی‌های بهار جلوه‌گر می‌شود این فرزندان مبارز میهن با مسلسل شکنجه‌گران ساواک بخاک افتادند.

آقای صادق وزیری شخصیت جذاب و برجسته‌ای بود که با سابقه طولانی وکالت، قضاوت، و مبارزه سیاسی مورد احترام همگان بود: قبل از کودتای ۲۸ مرداد جمعیت قضات و کارمندان دادگستری را به همراه دیگر وکلای مترقی پایه‌ریزی کرده بود و سردبیر نشریه آن تشکل نیز بود. عضویت در شورای مرکزی جمعیت حقوق دانان دموکرات، و تاسیس جمعیت کردستانی‌های تهران از دیگر فعالیت‌های ایشان بود.

مرکز نیروهای حمله کننده در یکی از مساجد آبادان بود که در آن جا با سخنرانی های تحریک آمیز زمینه حمله را آماده می کردند. دوستان و دوستداران سازمان اخبار آن مرکز را به ستاد منتقل می نمودند. در صبح روز سی ام فروردین، که رفقای ستاد فدائی به آرامی فعالیت روزانه را شروع کرده بودند، گروهی حزب الهی به درب ستاد حمله و با سنگ و میله یکی از همرزمان محافظ ستاد را زخمی کردند

ماجراجویی‌مان گل کرد و به این فکر افتادیم که می‌توانیم آنها را خلع سلاح کنیم و بر اوضاع مسلط شویم! قبل از اقدام به این کار به فکر افتادیم که با ماشین به طرف شهر برویم و اوضاع را ببینیم. هنوز یک کیلومتری نرانده بودیم که با موج عظیمی از مردم روبرو شدیم. ملاحسنی پیشاپیش همه در حرکت بود. به سرعت برگشتیم. باید سریعا تصمیم می‌گرفتیم. در مشورتی سریع به این نتیجه رسیدیم که نباید با مردم درگیر شویم

در چند دهۀ اخیر، شاهد اوج‌گیری خارق‌العادۀ جنبش‌های بوم‌شناختی ـ سوسیالیستی در سراسر دنیا بوده‌ایم که تا حد زیادی از نقد بوم‌شناختی مارکس بر اقتصاد سیاسی الهام گرفته‌اند، و دانش و اطلاع از این نقد نیز هم‌زمان بسط یافته است. به‌واقع مارکس هم متأثر از برخی تلاش‌های آغازینی بود که می‌خواستند آنچه امروز دیدگاه بوم‌شناختی ـ سیستمی می‌نامیم را تدوین کنند، که ریشه‌هایش به مفهوم «متابولیسم» برمی‌گردد

حزب توده و فرقه ی دموکرات صرفا دو روی یک سکه نبودند. به عکس، بنیان های اجتماعی متضاد، منافع مغایر و در مواردی سیاست هایی ناسازگار از همدیگر جدای شان کرده بود. اولی سازمانی بود بر ساخته ی روشنفکرانی فارسی زبان که به واسطه ی گرایش به مارکسیسم اروپای غربی به کمونیسم رسیده بودند. دومی را میهن پرستانی آذری تشکیل داده بودند که از گذر لنینیسم حزب بلشویک قفقاز به همان مقصد رسیده بودند

در تحلیل مارکس نه کار کردن در کارخانه مؤلفۀ نهایی و اثرگذار است، نه کار یدی و نه حتی فقیر بودن. تمامی این‌ها به‌سرعت و با بالا و پایین رفتن عرضه و تقاضا در تکنولوژی و سیاست عوض می‌شود. واقعیت حیاتی و تعیین‌کننده نیاز توست به فروختن کارت برای بقاء، به تکه‌تکه‌کردن شخصیتت برای فروش، به نگاه کردن به آینه و فکر کردن به اینکه «امروز دیگر چه برایم باقی مانده تا بفروشم؟»؛ واقعیتْ هراس و اضطراب پایان‌ناپذیر توست از اینکه حتی اگر امروز هم چرخ بر مرادت بچرخد، فردا شاید روزی دیگر باشد که نتوانی کسی را پیدا کنی که آنچه را داری یا آنچه را هستی بخرد

در طول تاریخ، بسیاری از آنها که برای غلبه بر مناسبات کهنه برخاسته‌اند، منتظر وحی برای پرتو افکندن بر همه مشخصات مناسبات جایگزین نشده‌اند. آنها به نیاز روز پاسخ داده‌اند، اگر آن نیاز، قیام بردگان علیه برده‌داران بوده است، اگر پافشاری بر این حقیقت بوده است که سلطان و موبد، مرکز جهان نیستند، اگر گفتن این بوده است که بشر تشنه آزادی، برابری و همبستگی است.