دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹ فوریه ۲۰۱۸

گفتمان 

ارزش ها و آرمان هائی که حزب نوین چپ ایران نمایندگی میکند، در وحله اول کارگران و زحمتکشان و در وحله دوم منافع تمام مردم ایران و بشریت را مد نظر قرار می دهد. به همین دلیل یک حزب فراگیری خواهد بود که در بر گیرنده آرمان ها و ارزش هایی باشد که توسط آنها اقشار، طیف ها و طبقات و گروه های مختلف اجتماعی بتوانند در کنار همدیگر همزیستی مملو از سعادت، ترقی و رشد ارزش های بالنده انسانی داشته باشند

رفع فقر به معنای وسیع کلمه ( فقز مطلق و فقر نسبی ) در جامعه و کشور ما،صرفا راه حلهای اقتصادی و یا صرفا راه های سیاسی ندارد. رشد اقتصادی تک بعدی، بدون وجود دمکراسی و مشارکت مردم در امور اقتصادی و سیاسی و بدون تامین خدمات و عدالت اجتماعی، راه کاهش فقر و غلبه برآن در کشور ما نیست.

حزب چپ موفق نیازمند یک برنامه جامع است. منظور از برنامه جامع اما این نیست که برای همه مشکلات و نابسامانی ها، جواب های از پیش آماده داشته باشد. اما باید راستاهای نظری و سیاسی خود را برای رسیدن به راه حل های لازمه معرفی کند. مثلآ وقتی از حرص بی حد و مرز سرمایه در کسب سودهای هرچه بیشتر که تا سرحد گرفتن جان انسان ها نیز پیش می رود، ابراز انزجار می کند و آنرا دلیل جدی برای رشد ناموزون جامعه و سدی در مقابل برابرحقوقی شهروندان می داند، در مقابل باید بگوید که چگونه می خواهد رشد اقتصادی را با حضور سرمایه، اما بدور از بی عدالتی تامین کند

بیشترین دغدغۀ احزاب سیاسی تقویت پایگاه اجتماعی و رسیدن به قدرت یا مشارکت در قدرت است. آنها فقط هنگامی روی مواضع برنامه ای سرمایه می گذارند که به این هدف رسیده باشند. دشوار بتوان حزبی را که با رقبای ضعیفی روبروست، متقاعد کرد که به تقویت سمتگیری برنامه ای اش دست بزند و سیاستهائی را به میان بکشد که تمایز برنامه ای آن با رقیبان اش را بیان می کنند. بنابراین...

تشکیلات مدرن سیاسی باید بتواند مانند یک سازمان یادگیرنده عمل کند. یادگیری از یکسو یک فعالیت انفرادی است که هدفش ارتقا آگاهی، توانائی و عملگرائی فردی است. اما از سوی دیگر در یک سازمان یادگیرنده، یادگیری جمعی ابزاری برای گسترش دانش عمومی سازمان می باشد.

همه فروپاشی ها لزوما به گذار به دموکراسی نمی انجامند بلکه برخی فروپاشی ها با ویژگی های خاصی ممکن است، رژیم های دموکراتیک به دنبال خود بیاورند. آن چه بر طبق این استدلال در گذار به دموکراسی پس از فروپاشی رژیم های غیر دموکراتیک موثراست نه چهار ویژگی نظام سیاسی یا بحران های چهارگانه رژیم های غیردموکراتیک (بحران مشروعیت، بحران کارایی، بحران سلطه و بحران در همبستگی طبقه حاکمه) بلکه چهار ویژگی جنبش اجتماعی (نوع نارضایتی ها، نوع سازماندهی، نوع ایدئولوژی و نوع رهبری) است

هرگاه بخش اعظم حمايت های مادی و کمکهای مالی تنها از جانب اعطاکنندگان خصوصی انجام گيرد، در اين صورت احزاب مزبور به احزاب معطوف به منافع تبديل خواهد شد. بالطبع اين قبيل احزاب یرنامهها، سياست ها و اهداف خود را نيز در راستای منافع طبقات و اقشار حامی و کمک دهنده خود تدوين و تنظيم خواهند کرد و در نتيجه بايد در جهت خواستههای آنها حرکت کنند.

حزبی که هدف و آرزوهایش مشخص شده است باید وسیله لازم را برای رسیدن به هدف پیدا کند. و این کار ساده‌ای نیست. احزاب سیاسی در شرایط امروز بازیگران عرصه‌های پرتناقض و دینامیک و پرمطالبه هستند. آنها باید بتوانند موضوع برای سیاست تولید کنند و قادر به سیاست‌ورزی باشند و برای این امر به شدت نیازمند نیروی انسانی خلاق، مشتاق و پرتحرک هستند. این نیرو فقط در محیطی دموکراتیک و فراگیر است که احساس تعلق خاطر می‌کند، کار می‌کند، فکر می‌کند

سرمایه داری دارد کل تمدن بشر را نابود می کند. این چیزی نیست که من ادعا کنم. نظر هر دانشمند قابل اعتنا در رشته پژوهش اقلیمی را که بپرسید به همین نتیجه می رسید. برخی نظیر استیون هاوکینگ ناامید شده اند و می گویند تنها راه نجات بشر کوچ به کرات دیگر است. آنها که وظیفه اصلی خود را مبارزه در راه بدیلی برای سرمایه داری می دانند هنوز می کوشند تمدن بشر را روی همین کره زمین نجات دهند. بدون این کار همه چیزهای خوب دیگر بی معنی است

نه تنها وحدت فکری ـ سیاسی در حزب الزامی نیست، بلکه وجود آن اگر به شکل اغراق‌آمیز دنبال شود، منجر به رکود فکری و سیاسی در هر حزب و تشکلی خواهد شد. تنوع فکری و سیاسی و جدل در مورد دیدگاههای مختلف، میتواند به چالشهای فکری منجر شده و باعث رشد حزب شده و امکان انتخاب بهترین فکر و سیاست را فراهم آورد. طبیعی است که برای پیشبرد اهداف و سیاستهای حزب، اراده واحد ضروری است. اما این اراده با بکارگیری روشهای درست در حزب میتواند در عین تنوع فکری ایجاد شود.